۲۸ تير ۱۴۰۵ ۰۰:۱۶
دوشنبه ۰۱ تير ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۴
کد خبر: ۱۱۳۵۸۰

هشدار جی‌دی ونس به اسرائیل نشانه مرحله‌ای جدید در روابط آمریکا و اسرائیل

هشدار جی‌دی ونس به اسرائیل نشانه مرحله‌ای جدید در روابط آمریکا و اسرائیل
هشدار علنی جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، به اسرائیل می‌تواند یکی از مهم‌ترین اظهارات عمومی یک مقام ارشد آمریکایی درباره روابط دو کشور باشد؛ اظهاراتی که این فرض دیرینه را به چالش کشید که اسرائیل می‌تواند با مخالفت آشکار با ابتکار‌های دیپلماتیک آمریکا، واشینگتن را به تغییر مسیر سیاست‌هایش وادار کند.

هشدار هفته گذشته جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده، به اسرائیل ممکن است در نهایت به عنوان یکی از پیامددارترین اظهارات عمومی که تاکنون از سوی یک مقام ارشد آمریکایی درباره روابط آمریکا و اسرائیل بیان شده است، شناخته شود. نه به این دلیل که اختلافی را آشکار کرد ــ چنین تنش‌هایی پیش از این نیز بروز کرده بود ــ بلکه به این دلیل که یک فرض اساسی را که دهه‌ها زیربنای این اتحاد بوده است به چالش کشید: اینکه اسرائیل می‌تواند آشکارا با یک ابتکار مهم دیپلماتیک آمریکا مخالفت کند و همچنان انتظار داشته باشد واشینگتن مسیر خود را تغییر دهد.

اهمیت این موضوع در چیزی نهفته است که از آن برداشت می‌شود. ونس به‌طور علنی اذعان می‌کرد به چیزی که مقام‌های آمریکایی مدت‌ها ترجیح داده بودند آن را بیان نکنند: جایگاه بین‌المللی اسرائیل تضعیف شده، انزوای دیپلماتیک آن عمیق‌تر شده و وابستگی آن به ایالات متحده به‌طور فزاینده‌ای برجسته‌تر شده است. مهم‌تر از آن، او نشان داد که دولت دونالد ترامپ دیگر تمایلی ندارد اعتراض‌های اسرائیل را به منزله حق وتو بر سیاست‌های آمریکا تلقی کند؛ تغییری که می‌تواند تاریخی باشد.

اختلاف فوری بر سر توافق ترامپ با ایران متمرکز است؛ توافقی که روندی ۶۰ روزه برای مذاکره را آغاز کرد با هدف تبدیل یک آتش‌بس شکننده به چارچوبی گسترده‌تر برای صلح منطقه‌ای. این یادداشت تفاهم شامل کاهش تحریم‌ها، بازسازی اقتصادی، آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و محدودیت‌هایی بر برنامه هسته‌ای ایران است. دولت آمریکا استدلال می‌کند که دیپلماسی مسیر بهتری برای ثبات منطقه‌ای نسبت به ورود به یک چرخه دیگر از تقابل است.

با این حال، برای بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، این توافق راهبردی را تضعیف می‌کند که او سال‌ها دنبال کرده است. کمتر رهبر خارجی‌ای به اندازه او برای متقاعد کردن واشینگتن تلاش کرده است که ایران باید در انزوا باقی بماند، تضعیف شود و از طریق فشار اقتصادی و نظامی مستمر مهار گردد. گشایش دیپلماتیک با تهران ناگزیر این رویکرد را به چالش می‌کشد.

مقام‌های اسرائیلی نگرانی عمیقی درباره این توافق ابراز کرده‌اند. رسانه‌های نزدیک به نتانیاهو به استیو ویتکاف و جرد کوشنر، مشاوران ترامپ، حمله کرده‌اند، در حالی که متحدان اسرائیل در کنگره آمریکا و رسانه‌های محافظه‌کار آمریکایی شروع به بسیج مخالفت‌ها با مذاکرات با ایران کرده‌اند.

به نظر می‌رسد هدف آشنا باشد: ایجاد فشار سیاسی داخلی کافی برای وادار کردن کاخ سفید به اتخاذ موضعی سخت‌گیرانه‌تر در مذاکرات. نتانیاهو در دوران دولت باراک اوباما نیز از تاکتیک‌های مشابهی استفاده کرد که در نهایت به سخنرانی او در سال ۲۰۱۵ در کنگره آمریکا در مخالفت با توافق هسته‌ای که در آن زمان در حال مذاکره بود، انجامید.

آنچه امروز متفاوت به نظر می‌رسد، واکنش واشینگتن است. به جای نرم‌تر کردن موضع خود، دولت ترامپ به‌طور علنی عقب‌نشینی نکرده و پاسخ داده است. هنگامی که ونس اشاره کرد حدود دو سوم از تسلیحات دفاعی اسرائیل توسط آمریکایی‌ها ساخته و تأمین مالی می‌شود، او به واقعیتی اشاره کرد که مقام‌های آمریکایی به ندرت درباره آن صحبت کرده‌اند. پیام ضمنی روشن بود: در حالی که این اتحاد همچنان حیاتی است، آزادی عمل راهبردی اسرائیل به شدت به حمایت نظامی، مالی و دیپلماتیک ایالات متحده وابسته است.

به همان اندازه مهم، انتقاد ونس از حملات اسرائیل به بیروت در زمانی بود که مذاکرات در آستانه یک پیشرفت قرار داشت. او اشاره کرد که بسیاری از کشته‌شدگان غیرنظامی بوده‌اند و گفت چنین اقداماتی می‌تواند تلاش‌های دیپلماتیک گسترده‌تر را تضعیف کند. این انتقاد بازتاب‌دهنده افزایش ناخرسندی در درون دولت آمریکا نسبت به آن چیزی بود که برخی مقام‌ها آن را تلاش‌های اسرائیل برای پیچیده کردن یا برهم زدن روندی می‌دانند که واشینگتن آن را از نظر راهبردی مهم تلقی می‌کند.

در اینجا اختلاف از خود توافق با ایران فراتر می‌رود. آنچه در حال شکل‌گیری است، نوعی واگرایی در چشم‌انداز راهبردی است. به نظر می‌رسد دولت ترامپ به‌طور فزاینده‌ای به این نتیجه رسیده است که ثبات منطقه‌ای به چارچوبی دیپلماتیک نیاز دارد که بتواند روابط با ایران را مدیریت کند و در عین حال انگیزه‌های درگیری را کاهش دهد. نتانیاهو همچنان به الگویی متکی بر فشار، بازدارندگی و تقابل پایبند مانده است. اینها صرفاً تاکتیک‌های متفاوت نیستند؛ بلکه دو دیدگاه رقیب درباره نظم خاورمیانه هستند.

اظهارات او همچنین بازتاب‌دهنده واقعیتی ژئوپولیتیکی گسترده‌تر بود. اسرائیل امروز با انتقاد‌های فزاینده‌ای در بخش بزرگی از جامعه بین‌المللی روبه‌رو است. جنگ‌ها در غزه و لبنان روابط این کشور با بسیاری از شرکای سنتی را تحت فشار قرار داده و به افزایش فشار‌های دیپلماتیک منجر شده است. این واقعیت فضای مانور اسرائیل را محدودتر کرده و وابستگی آن به واشینگتن را افزایش داده است.

هیچ‌یک از این موارد به این معنا نیست که گسستی قریب‌الوقوع در راه است. پیوند‌های نظامی، اطلاعاتی، فناوری و سیاسی که آمریکا و اسرائیل را به هم متصل می‌کند همچنان عمیق و پایدار است. اما اتحاد‌ها تحول می‌یابند. محتمل‌ترین نتیجه نه قطع روابط، بلکه نوعی بازتنظیم خواهد بود.

واشینگتن ممکن است همچنان امنیت اسرائیل را تضمین کند، در حالی که کمتر مایل باشد اهداف گسترده‌تر منطقه‌ای خود را تابع ترجیحات اسرائیل کند. دولت‌های آینده ممکن است به‌طور فزاینده‌ای میان حمایت از اسرائیل و حمایت از سیاست‌های یک دولت خاص در اسرائیل تمایز قائل شوند؛ بنابراین اهمیت اظهارات ونس در چیزی است که درباره تغییر توازن در خود این رابطه آشکار کرد. برای دهه‌ها رهبران آمریکایی به ندرت به‌طور علنی درباره وابستگی اسرائیل به ایالات متحده سخن گفته‌اند. ونس این کار را انجام داد. برای دهه‌ها دولت‌های اسرائیل فرض می‌کردند می‌توانند واشینگتن را برای تغییر مسیر تحت فشار قرار دهند. ونس خلاف آن را مطرح کرد.

به همین دلیل هشدار او فراتر از جنجال فوری بر سر ایران بازتاب یافت. ممکن است در نهایت از آن به عنوان لحظه‌ای یاد شود که یک مقام ارشد آمریکایی به‌طور علنی نشان داد دوران تبعیت خودکار از اولویت‌های اسرائیل در حال پایان یافتن است و این اتحاد وارد مرحله‌ای تازه می‌شود؛ مرحله‌ای که کمتر بر عادت و بیشتر بر منافع آمریکا، واقعیت‌های منطقه‌ای و محاسبات سیاسی در حال تغییر استوار است.

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
پیشنهاد سردبیر
زندگی