۱۹ تير ۱۴۰۵ ۱۱:۴۰
دوشنبه ۰۸ تير ۱۴۰۵ - ۲۰:۳۳
کد خبر: ۱۱۳۷۸۶

تفاهم‌نامه آمریکا و ایران؛ مدیریت درد جنگ به جای پایان آن

تفاهم‌نامه آمریکا و ایران؛ مدیریت درد جنگ به جای پایان آن
تحلیلگران می‌گویند تفاهم‌نامه ۱۴ بندی میان آمریکا و ایران که پس از جنگ ۱۰۹ روزه با میانجیگری پاکستان و قطر امضا شد، بیش از آنکه توافقی برای صلح پایدار باشد، سازوکاری برای مدیریت درگیری و جلوگیری از تشدید تنش‌ها است.

زمانی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران، در ماه ژوئن با یک قلم الکترونیکی تفاهم‌نامه‌ای ۱۴ بندی را امضا کردند، قرار بود این اقدام به جنگ ۱۰۹ روزه میان دو کشور پایان دهد.

این چارچوب که با میانجیگری گسترده پاکستان و قطر شکل گرفت، در ازای بازگشایی تنگه حیاتی هرمز از سوی تهران، به محاصره دریایی ایران توسط آمریکا پایان می‌دهد؛ محاصره‌ای که در جریان جنگ اقتصادی موجب جهش قیمت جهانی انرژی و بی‌ثباتی در بازار‌ها شده بود.

با این حال، وضعیت در تنگه هرمز همچنان بی‌ثبات باقی مانده است. اگرچه از زمان امضای تفاهم‌نامه، تعداد حملات متقابل میان آمریکا و ایران به‌طور قابل‌توجهی کاهش یافته، اما به‌طور کامل متوقف نشده است و در روز‌های جمعه و شنبه نیز درگیری‌هایی میان دو طرف گزارش شد.

در حالی که واشینگتن و تهران وارد یک بازه زمانی ۶۰ روزه برای مذاکره درباره یک توافق دائمی شده‌اند، پرسشی اساسی مطرح است: آیا این تفاهم‌نامه گامی واقعی به سوی صلح پایدار است یا صرفاً مکانیزمی موقت برای متوقف کردن موقت درگیری؟

تحلیلگرانی که با الجزیره گفت‌و‌گو کرده‌اند این توافق را «توافقِ ناگزیران» توصیف می‌کنند؛ آتش‌بسی که از درد مشترک دو طرف زاده شده است، نه از اعتمادسازی.

در نظریه حل منازعات، طرف‌های درگیر به ندرت با هدف دستیابی به صلح به میز مذاکره می‌آیند؛ آنها زمانی وارد مذاکره می‌شوند که به بن‌بستی برسند که برای هر دو طرف هزینه‌زا باشد؛ وضعیتی که به نظر می‌رسد در مورد آمریکا و ایران نیز رخ داده است.

خالد الجابر، مدیر شورای خاورمیانه برای امور جهانی، گفت جنگ سه‌ماهه اخیر با ایجاد یک درگیری آشکار میان دولت‌ها، زیرساخت‌ها را ویران کرد و زنجیره‌های تأمین جهانی از آسیا تا اروپا را مختل ساخت.

به گفته الجابر، در طول این جنگ — که از ۲۸ فوریه آغاز شد و با امضای تفاهم‌نامه در ۱۷ ژوئن به‌طور رسمی متوقف شد — حدود ۷۲۰۰ موشک شلیک شد که نزدیک به ۸۰ درصد آنها زیرساخت‌های غیرنظامی را هدف قرار دادند. او افزود این امر بازتاب‌دهنده راهبرد ایران برای افزایش هزینه‌های جنگ برای آمریکا و منطقه از طریق هدف قرار دادن مستقیم شهر‌های خلیج فارس بوده است.

خوری گفت: «این جنگ محدودیت‌های قدرت و محدودیت‌های استفاده از زور را نشان داد. قدرت لزوماً به معنای اثرگذاری نیست. ممکن است قوی‌ترین ارتش جهان را داشته باشید، اما اگر نتوانید سیاست یک دولت کوچک‌تر و ضعیف‌تر را تغییر دهید، قدرت شما به اثر واقعی در جهان تبدیل نشده است.»

دولت‌ها در برابر بازیگران غیردولتی؛ مقایسه لبنان و غزه

تحلیلگران می‌گویند میان توافق کنونی آمریکا و ایران و توافق‌های آتش‌بس سال ۲۰۲۵ در غزه و لبنان یک تفاوت ساختاری اساسی وجود دارد.

توافق آتش‌بس غزه در اکتبر ۲۰۲۵ شامل برنامه‌ای مرحله‌ای برای عقب‌نشینی و تبادل اسرا میان اسرائیل و حماس بود که قرار بود خشونت‌ها در سرزمین‌های فلسطینی را کاهش دهد. اما طی ۲۶۰ روز پس از آن، اسرائیل ۳۴۶۵ مورد نقض این آتش‌بس را مرتکب شده که بر اساس گزارش‌های دفتر رسانه‌ای دولت غزه، به کشته شدن ۱۰۴۵ فلسطینی، زخمی شدن ۳۳۸۰ نفر و بازداشت ۱۱۳ نفر دیگر انجامیده است.

توافق آتش‌بس لبنان که در نوامبر ۲۰۲۴ با میانجیگری آمریکا امضا شد نیز بار‌ها توسط اسرائیل نقض شده است. تحلیلگران می‌گویند اسرائیل از چارچوب آتش‌بس برای شکل دادن به ترتیبات امنیتی به نفع خود استفاده کرده و از زمان امضای آن صد‌ها حمله هوایی به لبنان انجام داده که دست‌کم ۴۵۰۰ کشته برجای گذاشته است.

نگار مرتضوی، پژوهشگر ارشد در مرکز سیاست بین‌الملل، می‌گوید آتش‌بس‌های غزه و لبنان ذاتاً ناقص هستند، زیرا پای بازیگران غیردولتی با «ساختار‌های فرماندهی پراکنده و مراکز قدرت متعدد» در میان است. در مقابل، تفاهم‌نامه میان آمریکا و ایران نشان‌دهنده «زنجیره‌های فرماندهی روشن و امکان مذاکره مستقیم» است.

او گفت: «این موضوع ممکن است توافق را کمتر صیقل‌خورده نشان دهد، اما احتمالاً آن را پایدارتر می‌کند. پارادوکس اینجاست که یک توافق کمتر لیبرال ممکن است پایدارتر باشد، زیرا در مراکز قدرتی ریشه دارد که واقعاً می‌توانند آن را اجرا یا تخریب کنند.»

با وجود آنکه آتش‌بس ایران و آمریکا به‌طور رسمی برقرار است، حملات محدود و اتهام‌زنی‌های متقابل در منطقه همچنان ادامه دارد؛ از جمله حملات آمریکا به بنادر جنوبی ایران و هدف قرار دادن کویت و بحرین توسط ایران در همین هفته.

تحلیلگران معتقدند این درگیری‌های محدود را نباید فروپاشی فوری چارچوب توافق دانست، بلکه آنها را می‌توان امتداد خشونت‌آمیز دیپلماسی تلقی کرد.

مرتضوی وضعیت کنونی را «مرحله‌ای خطرناک، اما آشنا از چانه‌زنی پس از جنگ» توصیف می‌کند؛ مرحله‌ای که در آن هر دو طرف در حال آزمودن مرز‌ها هستند، اما مراقب‌اند جنگ دوباره آغاز نشود. این اقدام از سوی هر طرف با هدف افزایش منافع و کاهش امتیازدهی در مرحله بعدی توافق انجام می‌شود.

او هشدار داد: «خطر این است که چنین چانه‌زنی اجباری می‌تواند به‌راحتی از کنترل خارج شود. آزمون اصلی این نیست که آیا خشونت فوراً متوقف می‌شود یا نه. آزمون اصلی این است که آیا این حوادث مهار می‌شوند و آیا کانال مذاکره باز می‌ماند یا خیر.»

در نهایت، دیپلمات‌ها تفاهم‌نامه آمریکا و ایران را نه یک معاهده صلح قطعی، بلکه چارچوبی برای مدیریت درگیری می‌دانند. آمریکا با کنار گذاشتن مطالبه تغییر رژیم در ایران و حرکت به سمت ارائه مشوق‌های اقتصادی، تلاش می‌کند این منازعه را به سمت مهار دیپلماتیک سوق دهد.

اگرچه بازگشت فوری به یک جنگ تمام‌عیار میان ایران و آمریکا بعید به نظر می‌رسد، اما خاورمیانه وارد دوره‌ای طولانی از رقابت مدیریت‌شده شده است؛ دوره‌ای که در آن درگیری‌ها در آستانه پرتگاه مهار شده‌اند.

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
پیشنهاد سردبیر
زندگی