جیدی ونس و درسهای ناتمام واترگیت؛ آیا فساد در عصر ترامپ عادی شده است؟
در سال ۲۰۱۶، پیش از آنکه جیدی ونس به جنبش «آمریکا را دوباره باشکوه کنیم» (MAGA) بپیوندد، نسبت به دونالد ترامپ عمیقاً محتاط بود. او در نامهای به یکی از همکلاسیهای دانشکده حقوق خود نوشت که مدام در تردید است که «آیا ترامپ یک آدم بدبین و بیاخلاق شبیه نیکسون است که آنقدرها هم بد نیست (و حتی ممکن است مفید باشد) یا اینکه او هیتلرِ آمریکا است.»
برای اکثر مردم، واژه «آدم بدبین و بیاخلاق» (cynical asshole) عبارتی تحقیرآمیز به نظر میرسد، اما شاید ونس آن را به عنوان هدفی برای رسیدن به آن به کار برده است. اواخر هفته گذشته، معاون رئیسجمهور از کتابخانه و موزه ریاستجمهوری ریچارد نیکسون در یوربا لیندا کالیفرنیا بازدید کرد و با کنایه گفت: «سناتور جوان، معاون رئیسجمهور، نوشتن چند کتاب پرفروش، و مورد نفرت رسانهها بودن؛ اینها تا حدودی شبیه جیدی ونس است. من همیشه ریچارد نیکسون را دوست داشتهام.»
ونس در ادامه پیشنهاد کرد که رسواییای که نیکسون را سرنگون کرد، موضوع مهمی نبوده و رئیسجمهور سیوهفتم قربانی نیروهای شرور شده است. او گفت: «اگر واترگیت فردا اتفاق میافتاد، احتمالاً یک خبر ۱۲ ساعته بود. این ایده که آن ماجرا میتوانست یک دولت را سرنگون کند، دیوانهکننده است.»
ونس درباره اینکه واترگیت امروز چگونه بازتاب مییافت، حق دارد؛ اما درسِ آن واقعه آن چیزی نیست که او ادعا میکند. از سال ۱۹۷۴، آمریکاییها نسبت به رهبران خود بدبینتر، در گرایشهای حزبی خود عمیقاً دوقطبی، و نسبت به رسانهها بیاعتمادتر شدهاند؛ همه اینها به این معناست که واترگیت در فضای امروز بهخوبی و بهسرعت فراموش میشد. بهترین گواه این است که دولت ترامپ بهطور معمول رسواییهایی در سطح واترگیت را پشت سر میگذارد. همانطور که جیم مکگاورن، نماینده دموکرات ماساچوست، درباره اظهارات ونس نوشت: «اینکه بگوییم ما روزی دو بار واترگیت انجام میدهیم، راهی دیوانهوار برای اعتراف به فساد خودتان است.»
ونس که پیشتر اعتراف کرده بود برای اهداف سیاسی داستانسرایی میکند، تاریخچهای ساختگی از وقایع واترگیت ارائه داد: «اگر به داستان چگونگی سرنگونی ریچارد نیکسون توسط دولت پنهان (Deep State) نگاه کنید، تفاوت چندانی با آنچه همان گروههای افراد و همان نهادها در اولین دولت ترامپ سعی کردند با دونالد ترامپ انجام دهند، ندارد.» (همانطور که اد کیلگور، روزنامهنگار اشاره میکند، همین تاریخنگاریِ تجدیدنظرطلبانه توسط کریستوفر روفو، تبلیغاتچی متحد ونس، نیز ترویج شده است.)
بار دیگر، ونس در ترسیم مقایسه درست عمل کرده، اما درس اشتباهی گرفته است. اولین استیضاح ترامپ به دلیل درخواست مداخله خارجی از اوکراین در انتخابات ۲۰۲۰، و سقوط نیکسون دو نکته مهم مشترک دارند: اول اینکه هر دو مرد دقیقاً کاری را انجام دادند که به آن متهم بودند، اگرچه هر دو اصرار داشتند که اقداماتشان بینقص بوده است. (ترامپ: «یک مکالمه بینقص.» نیکسون: «وقتی رئیسجمهور کاری را انجام میدهد، به این معناست که آن کار غیرقانونی نیست.») دوم اینکه، کوبندهترین شواهد علیه هر دوی آنها نه از جانب بوروکراتهای «دولت پنهان»، بلکه از جانب دستیاران سیاسیِ منصوبِ خودشان به دست آمد.
مسئله پاسخگویی جایی است که داستانها شروع به متفاوت شدن میکنند: نیکسون توسط جمهوریخواهانی که از رفتار او وحشتزده شده بودند، مجبور به استعفا شد؛ امروز، حزبگرایی کورکورانه به این معناست که بسیاری از اعضای جمهوریخواه کنگره در دو محاکمه استیضاح ترامپ، قدرت خود را به کار نگرفتند. اکنون ترامپ، مانند نیکسون در گذشته، از قدرت دولت فدرال برای قلدری و آزار مخالفان سیاسی خود استفاده میکند.
بیش از یک سال پیش، همکار من آن اپلبام دولت ترامپ را فاسدترین دولت در تاریخ آمریکا توصیف کرد و تیترهای اخبار دائماً آن را تأیید میکنند. برای مثال، در تعطیلات آخر هفته، نیویورکتایمز گزارش داد که چگونه ترامپ و هاوارد لاتنیک، وزیر بازرگانی، با دولت قزاقستان معاملهای کردند تا به یک شرکت آمریکایی اجازه دسترسی به ذخایر تنگستن قزاقستان را بدهند و ۱.۶ میلیارد دلار تأمین مالی فراهم کنند؛ اکنون فرزندان ترامپ و لاتنیک هر دو از توافقهای تجاری ناشی از این معامله سود میبرند.
این فهرست، حتی برای چند هفته اخیر هم کامل نیست، و این بخشی از اصل مطلب است: واترگیت وجدان عمومی را شوکه کرد، زیرا دیدن چنین رسوایی متعفنی بسیار نادر بود. اما ترامپ با پیروی از دستور استیو بنن مبنی بر «غرق کردن فضا در انبوهی از جنجالها»، از چکهچکه کردنِ ماههای طولانی افشاگریهای واترگیت جلوگیری کرده، مطبوعات را تحتفشار قرار داده و افکار عمومی را نسبت به این مسائل بیحس کرده است. تقریباً هیچکس نمیتواند فهرست ذهنی از تمام این نابهجاییها را حفظ کند.
از قضا، واترگیت راه را برای این وضعیت هموار کرد. این اولین نمونه از رفتار وحشتناک یک رئیسجمهور نبود، اما منجر به دوران جدیدی از بررسی دقیق سیاستمداران شد که رسواییهای بسیاری را برملا کرد. این امر به نوبه خود، افکار عمومی را نسبت به هر نمونه فردی بیحس کرد، حتی در حالی که تصور کلی آنها از سیاستمداران را تیره و تار کرد. اگر درست باشد که واترگیت امروز هیچ تأثیری نخواهد داشت، این دلیلی برای سوگواری بر وضعیت سقوطکرده سیاست است، نه نتیجهگیری اینکه واترگیت مشکلی نداشته است.
این میتوانست استدلال قدرتمندی از سوی معاون رئیسجمهوری باشد که نگران چیزی است که آن را غیراخلاقی بودنِ کافی در جامعه آمریکا میبیند و گفته است که نقش او «تلاش برای اعمال اصول اخلاقی به شیوهای است که بهترین نتایج را به همراه داشته باشد.» در عوض، ونس به این نتیجه رسیده است که بهترین شانس او برای پیشرفت سیاسی این است که خود را به ترامپِ فاسد و غیراخلاقی گره بزند. چنین بدبینیای، نیکسون را مفتخر میکرد.
بازنشر به بهانهی حکم تبرئهی بیژن زنگه
بررسی قانون سقف ۲۵ درصدی افزایش اجاره خانه
تفسیر سیاسی روز
گفتوگوی فراز با مازیار بالائی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
- تازهها
- پربازدیدها
بازنشر به بهانهی حکم تبرئهی بیژن زنگه
تفسیر سیاسی روز
گفتوگوی فراز با مازیار بالائی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد