۲۷ تير ۱۴۰۵ ۱۹:۳۳
چهارشنبه ۱۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۹:۴۹
کد خبر: ۱۱۳۸۵۷

دورنمای تیره و تار پس از انتخابات؛ آیا جنگ ایران در راه است؟

دورنمای تیره و تار پس از انتخابات؛ آیا جنگ ایران در راه است؟
یک مرحله از جنگ ایران به پایان رسیده است، اما جهان ممکن است یک وقفه پیش از انتخابات را با صلح پایدار اشتباه گرفته باشد. اهرم فشار اقتصادی تهران احتمالاً تا زمان انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا در ماه نوامبر قوی باقی می‌ماند، اما ممکن است پس از شمارش آرا تضعیف شود و ریسک رویارویی مجدد را افزایش دهد. در این فضای خطرناک جدید، سایر نقاط جهان چگونه می‌توانند برای جلوگیری از تبدیل شدن دوباره به «خسارت جانبی» موضع‌گیری کنند؟

اینکه آیا مذاکرات ۶۰ روزه میان ایالات متحده و ایران به توافقی بادوام منجر می‌شود یا خیر، هنوز نامشخص است؛ به‌ویژه با توجه به حملات تلافی‌جویانه آخر هفته. اما آنچه برای بازار‌ها بیش از همه اهمیت دارد، این است که توافق موقت، جریان‌های انرژی را از طریق تنگه هرمز، یعنی گلوگاه حیاتی انرژی که در طول درگیری عملاً بسته شده بود، احیا کرده است. این موضوع باعث شده قیمت نفت خام به سطوح پیش از جنگ سقوط کند. با این حال، زمان رو به اتمام است. از همان ابتدای جنگ، بسیاری - از جمله خودم - استدلال می‌کردند که افزایش قیمت نفت به همان اندازه‌ای که موشک‌ها و دیپلماسی در سیاست درگیری نقش دارند، شکل‌دهنده سیاست‌های این جنگ خواهد بود. به نظر می‌رسد این موضوع اکنون به اثبات رسیده است. جنگ ممکن است طولانی‌تر از حد انتظار بوده باشد، اما فشار‌های اقتصادی و سیاسی به شدت بر تصمیمات پرزیدنت دونالد ترامپ تأثیر گذاشته است؛ شواهدی از این موضوع در تمایل آمریکا برای اعطای بسیاری از اقلام لیست خواسته‌های ایران، تنها در ازای بازگشایی تنگه هرمز مشهود است. یکی از مهلت‌های کلیدی برای دولت همواره انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ماه نوامبر بوده و همچنان نیز هست. پرسش اکنون این است که پس از حضور رأی‌دهندگان در پای صندوق‌های رأی، چه اتفاقی برای موازنه قدرت میان واشنگتن و تهران خواهد افتاد؟

جنگ برای افکار عمومی آمریکا به وضوح ناخوشایند بود. نرخ محبوبیت خالص ترامپ در نظرسنجی «اکونومیست/یوگاو»، از منفی ۱۷ در آغاز جنگ به منفی ۲۴ پیش از اعلام چارچوب آتش‌بس سقوط کرد و از آن زمان به منفی ۲۱ بهبود یافته است. افزایش قیمت انرژی بدیهی است که نقش پررنگی در این زمینه داشته است. نرخ محبوبیت خالص ترامپ در زمینه تورم و قیمت‌ها به زیر منفی ۴۰ سقوط کرده است. اینکه دولت ترامپ اکنون تا چه حد می‌تواند آسیب‌شناسی کند، تا حد زیادی به مسیر قیمت بنزین در چند ماه آینده بستگی دارد. داده‌های «اداره اطلاعات انرژی» نشان می‌دهد که قیمت‌های پمپ بنزین از اوج نزدیک به ۴.۵۰ دلار در هر گالن در طول درگیری، به حدود ۳.۹۰ دلار کاهش یافته است. اما اگر مذاکرات صلح شکست بخورد، این روند می‌تواند معکوس شود. تهران ممکن است حتی برای تأثیرگذاری بر قیمت انرژی نیازی به بستن تنگه هرمز نداشته باشد. ممکن است تنها لازم باشد معامله‌گران را متقاعد کند که جریان‌های نفت و گاز از خلیج فارس در معرض خطر قرار دارند. آن «صرف ریسک» می‌تواند به سرعت به قیمت نفت خام و بنزین، هزینه‌های حمل‌ونقل، کود‌ها و هزینه‌های ورودی صنعتی تزریق شود. در سال انتخابات، این موضوع به ایران قدرت می‌دهد. فعلاً معامله‌گران انرژی تمایل داشته‌اند که از کنار تنش‌های جزئی میان آمریکا و ایران بگذرند و نفت خام برنت حدود ۴۰ درصد از اوج زمان جنگ کاهش یافته است. اما اگر به نظر برسد ایران مایل است دوباره کارت هرمز را بازی کند، آن وضعیت ممکن است به سرعت تغییر کند.

با این حال، موازنه ظریف قدرت ممکن است پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ۳ نوامبر به‌طور قابل‌توجهی تغییر کند. اگر جمهوری‌خواهان کرسی‌هایی را از دست بدهند، ترامپ ممکن است با کنگره‌ای متخاصم‌تر یا دوقطبی‌تر مواجه شود که تصویب بودجه و قوانین را دشوارتر می‌کند. طبق نظرسنجی «ریل‌کلیر»، دموکرات‌ها در حال حاضر در رأی‌گیری عمومی کنگره با بیش از ۵ درصد پیشتاز هستند و به طور گسترده اعتقاد بر این است که شانس بالایی برای بازپس‌گیری کنترل مجلس نمایندگان دارند؛ جایی که آنها تنها به ۵ کرسی خالص نیاز دارند. بن‌بست داخلی ممکن است وسوسه ترامپ برای جستجوی پیروزی‌های سیاسی در خارج از کشور را افزایش دهد؛ جایی که می‌تواند با محدودیت‌های کمتری از سوی کنگره یا دادگاه‌ها، تأثیر خود را بگذارد. در حالی که به نظر می‌رسد ترامپ در حال حاضر اشتیاق محدودی برای از سرگیری نبرد تمام‌عیار دارد، او هم در داخل و هم در خارج به دلیل توافق موقتی که به نظر می‌رسد به نفع ایران است، با انتقادات شدیدی رو‌به‌رو شده است. علاوه بر این، عقب‌نشینی سریع برنت نشان می‌دهد که معامله‌گران انرژی می‌توانند به سرعت ریسک سیاسی را نادیده بگیرند. این موضوع ممکن است فشار نظامی مجدد را پس از انتخابات میان‌دوره‌ای جذاب‌تر کند؛ بنابراین ایران ممکن است در حال حاضر دست بالا را داشته باشد، اما اگر توافق تا پاییز نهایی نشود، این وضعیت می‌تواند تغییر کند؛ با توجه به فاصله زیاد طرفین در موضوعات کلیدی مانند برنامه هسته‌ای ایران، این احتمال بسیار قوی است. پیامد این اهرم نوسانی، جنگ دائمی نیست، بلکه ریسک مداوم است.

این وضعیت، واردکنندگان بزرگ انرژی - مانند اروپا و بخش بزرگی از آسیا - را در سال‌های آینده در برابر جهش‌های غیرمنتظره در قیمت نفت و گاز و اختلال در عرضه کود و سایر کالا‌ها آسیب‌پذیر می‌گذارد. بهترین دفاع برای این کشور‌ها ساده به نظر می‌رسد: کاهش سلطه سوخت‌های فسیلی وارداتی بر اقتصادشان. به نظر می‌رسد اروپا این یادداشت را دریافت کرده است. پس از دو شوک انرژی در پنج سال، بسیاری از دولت‌های این منطقه در حال بازنگری در تولید نفت و گاز داخلی - که یک راه‌حل کوتاه‌مدت است - و تسریع سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر و هسته‌ای هستند تا وابستگی کمتری به سوخت‌های فسیلی وارداتی داشته باشند. بله، این تغییر باعث افزایش وابستگی زنجیره تأمین به چین، بازیگر غالب در فناوری‌های تجدیدپذیر می‌شود. اما ماهیت آن وابستگی با اتکای بیش از حد به انرژی وارداتی متفاوت است. اگر واردات گاز و نفت قطع شود، نیروگاه‌ها و پالایشگاه‌هایی که به آن وابسته هستند بلافاصله تحت فشار قرار می‌گیرند. اما اگر چین صادرات سلول‌های خورشیدی یا توربین‌های بادی را محدود کند، مزارع خورشیدی و بادی موجود تا حد زیادی به کار خود ادامه خواهند داد. کدام‌یک شرط‌بندی استراتژیک ایمن‌تری است؟ یک مرحله از جنگ ایران ممکن است در حال پایان باشد، اما مبارزه طولانی‌تر ممکن است تازه آغاز شده باشد - و کشور‌های آسیب‌پذیر عاقلانه عمل می‌کنند اگر برای آن آماده شوند.

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
پیشنهاد سردبیر
زندگی