۳۰ تير ۱۴۰۵ ۱۱:۴۲
دوشنبه ۱۵ تير ۱۴۰۵ - ۱۸:۴۲
کد خبر: ۱۱۳۹۶۰

پاکسازی نژادی در پنتاگون؛ چگونه ترامپ و هگست در حال بازنویسی هویت ارتش آمریکا هستند؟

پاکسازی نژادی در پنتاگون؛ چگونه ترامپ و هگست در حال بازنویسی هویت ارتش آمریکا هستند؟
با بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید و انتصاب پیت هگست به عنوان وزیر دفاع، موجی از اخراج‌ها و استعفا‌های اجباری دامن‌گیر ژنرال‌ها و افسران ارشد سیاه‌پوست و زنان در ارتش آمریکا شده است؛ سیاستی که تحت شعار مبارزه با «تنوع‌گرایی نژادی» (DEI)، به اعتقاد تحلیل‌گران مجله آتلانتیک، تلاشی نظام‌مند برای تبدیل ارتش به نهادی یکدست و سفیدپوست است.

یک ماه پس از بازگشت به قدرت، پرزیدنت ترامپ مقامات ارشد ارتش ایالات متحده را پاکسازی کرد. او از بالاترین رده شروع کرد. چارلز «سی. کیو.» براون جونیور، ژنرال چهارستاره و خلبان جنگنده که در سال ۲۰۲۳ به عنوان دومین فرد سیاه‌پوست تاریخ به عنوان رئیس ستاد مشترک ارتش تأیید شد، دیگر گزینه مناسبی برای این شغل نبود. دریاسالار لیزا فرانچتی، اولین زنی که نیروی دریایی را رهبری کرد نیز مناسب نبود. چندین وکیل ارشد در سراسر ارتش نیز بیرون رانده شدند.

پیت هگست، وزیر دفاع ترامپ در آن زمان گفت: «این بازتابی از تمایل رئیس‌جمهور برای داشتن افراد مناسب در اطراف خود جهت اجرای رویکرد امنیت ملی است که می‌خواهیم اتخاذ کنیم.» این پاکسازی به سرعت یک ویژگی ایدئولوژیک دولت ترامپ را آشکار کرد: تنوع یک نقطه ضعف است.

ارتش در طول تاریخ نیروی قدرتمندی برای یکپارچگی در آمریکا بوده است — حتی با وجود اینکه بالاترین رده‌های آن در انعکاس ترکیب نژادی کشور کند عمل کرده‌اند. در شماره ماه جولای آتلانتیک، همکارم کلینت اسمیت در مورد این موضوع نوشت که کاهش تدریجی و آشکار پیشرفت نژادی در ارتش با بیرون رانده شدن افسران سیاه‌پوست چه معنایی دارد. او با ده‌ها تن از پرسنل نظامی سیاه‌پوست گفت‌و‌گو کرد، کسانی که می‌گویند فداکاری‌های خود را زیر سوال می‌برند. در رادیو آتلانتیک، کلینت به من می‌پیوندد تا درباره میراث خدمت نظامی سیاه‌پوستان و اینکه تغییرات دولت ترامپ چه معنایی می‌تواند برای آینده ارتش — و آمریکا — داشته باشد، بحث کنیم.

آنچه در ادامه می‌آید متن مکتوب این قسمت است:

کلینت اسمیت: یکی از پیامد‌های خروج سیاه‌پوستان از ارتش با سرعتی که به نظر می‌رسد در حال خروج هستند، یا حتی لزوماً وارد نشدن به ارتش با همان نرخ‌های قبلی، این است که شما یکی از مؤثرترین ابزار‌ها برای دستیابی به سطح متفاوتی از وضعیت اقتصادی-اجتماعی را از آمریکایی‌های سیاه‌پوست سلب می‌کنید که بازتاب‌های آن در سراسر جامعه طنین‌انداز می‌شود.

آدام هریس: ارتش نوعی جهانِ مینیاتوری از آمریکاست و مانند آمریکا، به نوعی با منحنی پیشرفت نژادی تدریجی و آشکار — به ویژه در رده‌های بالای آن — تعریف شده است.

کسانی که خدمت کرده‌اند به شما خواهند گفت که برای تبدیل شدن به یک ژنرال چه چیز‌هایی لازم است: اراده، انضباط، فداکاری، دانش. اما وقتی پرزیدنت ترامپ در سال ۲۰۲۵ به قدرت بازگشت و پیت هگست را به عنوان وزیر دفاع منصوب کرد، دولت چیز دیگری را به عنوان بخشی از آن معادله دید: تنوع، برابری و فراگیرسازی (DEI).

پیت هگست: تنوع، برابری و فراگیرسازی (DEI) مرده است. ما آن را با یک رویکرد کور‌رنگ (بدون سوگیری نژادی)، بدون تفکیک جنسیتی و مبتنی بر شایستگی جایگزین کردیم.

هریس: من آدام هریس هستم. این رادیو آتلانتیک است؛ و این هفته باید به داستانی فکر کنیم که دولت درباره ارتش و ملت روایت می‌کند.

همکارم کلینت اسمیت در شماره جولای آتلانتیک درباره «خیانت به میهن‌پرستان سیاه‌پوست» گزارش می‌دهد. اکنون، ارتش صرفاً به این دلیل که کسی زن یا سیاه‌پوست است، به او درجات نظامی (نشان عقاب و ستاره) نمی‌دهد؛ آنها این کار را می‌کنند، چون آن فرد شایستگی آنها را کسب کرده است.

دیدگاه این دولت در مورد DEI چگونه بر افرادی که در ارتش خدمت می‌کنند تأثیر می‌گذارد؟ و در حالی که کشور از دویست و پنجاهمین سالگرد تأسیس خود فراتر می‌رود، این موضوع چگونه داستانی را که آمریکا درباره خودش می‌گوید بازتعریف خواهد کرد؟ همکارم کلینت به من می‌پیوندد تا در این باره بحث کنیم.

اسمیت: بله، من فکر می‌کنم که بسیاری از این افراد نوعی ناهمسازی شناختی را تجربه کرده‌اند؛ به این معنا که از یک سو، آنها تحت تأثیر لفاظی‌ها و سیاست‌هایی قرار می‌گیرند که از بالاترین سطوح این دولت می‌آید و نشان می‌دهد که آنها شایسته موقعیت‌هایی که دارند نیستند، و نشان می‌دهد که آنها قادر به ارتقا به برخی پست‌های عالی‌رتبه در ارتش نیستند، و اگر به آن موقعیت‌ها رسیده‌اند، فقط به دلیل اقدامات حمایتی تبعیض مثبت، یا DEI، یا بقایای ارتش به اصطلاح «بیدارباش» (woke) در دوران اوباما و بایدن بوده است؛ بنابراین آنها احساس می‌کنند که به شدت مورد بی‌احترامی قرار گرفته‌اند. آنها احساس ناامیدی می‌کنند. آنها نظاره‌گر این هستند که به تاریخ آنها بی‌توجهی می‌شود، خدماتشان ناچیز شمرده می‌شود و آنها عصبانی هستند؛ و بسیاری از آنها تمایل دارند خود را از ارتش کنار بکشند تا اجازه ندهند روزانه مورد این نوع بی‌احترامی قرار گیرند.

اما از سوی دیگر، این احساس حاد نسبت به تاریخ خدمت سیاه‌پوستان در ارتش وجود دارد؛ و می‌دانید، بسیاری از افرادی که با آنها صحبت کردم نسل دوم یا سوم در ارتش هستند و آنها به شدت از این واقعیت آگاه هستند که نیاکانی داشته‌اند که جنگیده‌اند؛ می‌دانید، بردگان آزاد شده‌ای که برای اتحادیه جنگیدند، کسانی که در اعماق جنوب زندگی می‌کردند، جایی که مردم در حالی که آنها برای کشورشان در جنگ جهانی دوم و جنگ جهانی اول می‌جنگیدند، لینچ (اعدام صحرایی) می‌شدند؛ در طول جنبش حقوق مدنی، کره، ویتنام؛ و بنابراین همیشه این تنش در زمینه خدمت نظامی سیاه‌پوستان وجود داشته است که برای کشوری بجنگی که لزوماً برای تو نجنگیده است یا در واقع، فعالانه علیه تو جنگیده است؛ و بنابراین، به نوعی، این احساس وجود دارد که، می‌دانید، نیاکان ما شرایط سخت‌تری از این داشتند. هر چقدر هم که این لحظه دشوار باشد، هر چقدر هم که سخت باشد، ما آگاهیم که این بخشی از معنای عضو سیاه‌پوست ارتش بودن است و ما مسئولیت داریم که بر کار نیاکان خود بیفزاییم و به این افرادی که فقط برای یک دوره کوتاه اینجا خواهند بود، اجازه ندهیم کار را خراب کنند. می‌دانید، آنها از همه این استعاره‌ها استفاده می‌کنند، مانند: این تب است که روزی قطع خواهد شد؛ این طوفان است که روزی خواهد گذشت؛ این فصلی است که روزی تغییر خواهد کرد؛ و بنابراین آنها از این ماهیت موقتی آنچه تجربه می‌کنند آگاه هستند، حتی اگر بسیار دشوار باشد، و احساس می‌کنند که مسئولیت دارند بمانند، یا حداقل برخی از آنها مسئولیت دارند بمانند تا کار‌های انجام شده را حفظ کنند و پس از خروج دولت فعلی، به ساختن روی آن ادامه دهند.

هریس: بله، زیرا سیاه‌پوست بودن در ارتش همیشه به نوعی بوده است که — آنها همیشه مجبور بوده‌اند میهن‌پرستی خود را ثابت کنند، درست است؟ شما اشاره کردید که دولت به نوعی خدمات آنها را کوچک جلوه داده است. دولت چه دلایلی برای توضیح موضع خود ارائه داده است؟ برای توضیح استعفا‌های تقریباً اجباری، ارتقا‌های مسدود شده؟ دولت چه دلایلی برای این فشار فعلی ارائه کرده است؟

اسمیت: دلیل ظاهری، آن‌طور که توسط هگست و دستیارانش، وزیر هگست، ترویج می‌شود، این است که آنها به سمت یک سیستم صرفاً شایسته‌سالارانه در ارتش حرکت می‌کنند و نشان می‌دهند که دوره‌های قبلی ارتش این‌گونه نبوده و ارتقا‌ها بر اساس شایستگی یا توانایی نبوده، بلکه در عوض بر اساس سهمیه‌بندی نمادین و قرار دادن نمادین افراد در موقعیت‌هایی بوده که لزوماً شایسته آن نبوده‌اند؛ و آنچه در زیر آن نهفته است به نظر می‌رسد این پیشنهاد است که اگر یک فرد سیاه‌پوست در یک موقعیت عالی‌رتبه قرار دارد، اگر آنها ژنرال هستند، اگر دریاسالار هستند، اگر سرهنگ دوم هستند، به قیمت حذف یک مرد سفیدپوست شایسته‌تر به آنجا رسیده‌اند؛ و این فقط سیاه‌پوستان نیستند که این را تجربه می‌کنند. می‌دانید، وزیر هگست تصور بسیار محدودی از اینکه یک «روحیه جنگاوری» چگونه به نظر می‌رسد دارد؛ و به نظر می‌رسد که سیاه‌پوستان و زنان، افراد دگرباش جنسی (LGBTQ)، افرادی از طیف‌های مختلف با پیشینه‌های تاریخی حاشیه‌نشین و سرکوب‌شده، لزوماً در آن قاب قرار نمی‌گیرند؛ و آنچه جالب است و فکر می‌کنم مردم کاملاً درک نمی‌کنند این است که این افرادی که وزیر هگست آنها را از لیست ارتقا حذف کرده است — همان‌طور که او در حال حاضر بار‌ها و بار‌ها به روشی انجام داده که در دولت‌های مدرن تا حد زیادی بی‌سابقه است — آنها از یک برد نظامی بسیار قوی عبور می‌کنند که اساساً حرفه آنها، خدمات آنها، اعزام‌های آنها و نبرد‌های آنها را بررسی می‌کند؛ آنها توصیه‌نامه‌های اخلاقی و رفتاری دریافت می‌کنند؛ و بنابراین برای اینکه کسی این فرآیند را طی کند و برای ارتقا به ژنرال تک‌ستاره، یا دریاسالار یا هر مورد دیگری پیشنهاد شود، اینها تصمیماتی نیستند که از روی هوس گرفته شوند؛ و اینها تصمیماتی نیستند که صرفاً بر اساس اینکه آیا کسی قرار است گزینه‌ای را تیک بزند یا در یک شاخص هویتی که ارتش به آن نیاز دارد قرار بگیرد، اتخاذ شوند. آنها افرادی هستند که به شیوه‌ای متناسب با خدماتی که به این کشور ارائه کرده‌اند، پاداش می‌گیرند و ارتقا می‌یابند؛ و با این حال، وزیر هگست، می‌دانید، و این سوال مطرح است که، من واقعاً نمی‌توانم وارد ذهن وزیر هگست شوم، اما از جهاتی نیازی هم به این کار ندارم، زیرا او بخش زیادی از آن را مکتوب کرده و بسیاری از این سخنان را در سخنرانی‌های خود گفته است.

هگست (در سخنرانی ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۵): «برای مدت طولانی، ما رهبران ملبس به یونیفرم نظامی زیادی را به دلایل نادرست ارتقا داده‌ایم. بر اساس نژاد آنها. بر اساس سهمیه‌های جنسیتی. بر اساس به اصطلاح اولین‌های تاریخی. این دولت از روز اول کار‌های زیادی انجام داده است تا زباله‌های ایدئولوژیک سمی، عدالت اجتماعی و نزاکت سیاسی را که دپارتمان ما را آلوده کرده بود، پاک کند.»

هگست (در سخنرانی ۲۳ مه ۲۰۲۶): «تنوع ما قدرت ماست: احمقانه‌ترین جمله تک‌خطی در تاریخ نظامی.»

اسمیت: او فکر می‌کند که اگر شما یک زن هستید، اگر سیاه‌پوست هستید، اگر کسی هستید که اهمیت تنوع، برابری یا فراگیرسازی را ترویج کرده‌اید، پس به طور مشابه بازتاب‌دهنده نوعی ارتش هستید که او نمی‌خواهد بخشی از آن باشد، ارتشی که او نمی‌خواهد رهبری کند.

هریس: بله. می‌دانید، من یک فرزند نظامی هستم؛ و بنابراین همه این خاطرات را دارم، درست است؟ از ژنرال‌های سیاه‌پوست. تعداد زیادی از آنها وجود نداشت؛ من به یاد دارم که با دو نفر از آنها شخصاً ملاقات کردم. ژنرال “فیگ” نیوتن فرمانده پایگاهی بود که ما در آن مستقر بودیم و سپس ژنرال بادی، که من یک سال برای هالووین واقعاً لباس او را پوشیدم؛ و هر دوی آنها راهنما و مربی پدرم بودند.

اسمیت: خب، نکته همین است. منظورم این است که، اول: صرفاً در یک سطح اخلاقی و انسانی، اشتباه است که مانع ارتقای کسی به یک موقعیت خاص شویم، چون خودشان اهمیت فراگیرسازی، همدلی، سخاوتمندی و بررسی دقیق تاریخ و چگونگی شکل‌گیری ارتش و کشور بزرگ‌تری که وظیفه دفاع از آن را بر عهده دارید توسط تاریخ را ترویج کرده‌اند.

اما این واقعیت نیز وجود دارد که اکنون ارتش در واقع موسسه‌ای با پویایی کمتر، سلامت کمتر و اثربخشی کمتر برای انجام وظایف محوله است؛ زیرا برای مشارکت در مجموعه وظایف بی‌شماری که ارتش در سراسر جهان با جمعیت وسیعی از مردم انجام می‌دهد، با گروه‌های وسیعی از مردم از هر نوع پیشینه متفاوت، حتی در داخل ارتش، می‌دانید، در رابطه با نکته شما، چیزی که بار‌ها و بار‌ها مطرح شد این بود که بسیاری از این افسران ارشد، و من مطمئن هستم که شما و خانواده‌تان و پدرتان این را می‌دانید، آنها به عنوان مربی برای افسران جوان‌تر خدمت می‌کنند؛ و این به یک شکل پیش‌پافتاده نیست؛ منظور من به معنای واقعی کلمه راهنمایی و مربی‌گری افسرانی است که ۱۰، ۲۰، ۳۰، ۴۰ سال در خدمت بوده‌اند و به افسران جوان‌تر کمک می‌کنند تا نه تنها بدانند حضور در خدمت چه معنایی دارد، بلکه چگونه فرصت‌های ارتقا، آموزش و تبدیل شدن به یک افسر ارشد را هدایت کنند. این همان چیزی است که به مردم اجازه می‌دهد ببینند فضایی برای آنها در ارتش وجود دارد، آینده‌ای برای آنها در ارتش وجود دارد و به آنها احساس تعلق به جامعه را در نهادی می‌دهد که گاهی اوقات می‌تواند به شدت منزوی‌کننده باشد.

من با افسران زیادی صحبت کردم که در مورد اینکه تنها فرد (سیاه‌پوست) در اتاق بوده‌اند صحبت کردند، و بار‌ها و بار‌ها آنها تنها فرد در اتاق بودند؛ و این گروه‌های همبستگی و هویتی بودند. این نوع فضا‌های غیررسمی بود، درست است؟ مردم پس از کلیسا در یک پایگاه در کره جنوبی دور هم جمع می‌شدند که به آنها اجازه می‌داد گرد هم بیایند و آن فرهنگ مشترک، آن موسیقی مشترک و آن غذای مشترک را به اشتراک بگذارند. این همان چیزی بود که توانایی مردم را برای انجام کار خوبشان حفظ می‌کرد. این همان چیزی بود که روحیه را تقویت می‌کرد و آن را به همان اندازه که بود بالا نگه می‌داشت؛ و بنابراین وقتی گروه‌های همبستگی را نابود می‌کنید، وقتی فرصت‌ها را برای مردم جهت گرد هم آمدن و حضور در جامعه و دیدن یکدیگر و بودن در کنار یکدیگر و خدمت به عنوان مربی و شاگرد برای یکدیگر نابود می‌کنید، در واقع روحیه افرادی را که در ارتش شما خدمت می‌کنند، نابود می‌کنید.

می‌دانید، درباره ارتش هم فکر می‌کنم. ارتش از بسیاری جهات جهان مینیاتوری جامعه است. من به ساختار فرماندهی ارتش زیاد فکر می‌کنم. من چند سال پیش این مطلب را نوشتم که به چیز‌هایی که هنوز آمریکا را یکپارچه می‌کردند نگاه می‌کرد؛ و همان‌طور که می‌دانیم، یکی از بزرگ‌ترین نشانه‌های یکپارچگی این است که آیا یک نیروی فدرال، یک دولت مرکزی قوی وجود دارد که بر آن یکپارچگی فشار بیاورد یا خیر، به همین دلیل است که ارتش با ساختار فرماندهی قوی خود، یکی از متنوع‌ترین نهاد‌ها در جامعه آمریکاست، درست است؟ و بنابراین، حدس می‌زنم، این ما را به این سوال گسترده‌تر جامعه می‌رساند که اگر این اتفاق برای ارتش بیفتد، اثرات ثانویه آن بر جامعه ما چیست؟ پس با حذف تنوع از رده‌های ارتش توسط ارتش، چه چیز دیگری ممکن است از دست برود؟

اسمیت: این ممکن است یک دلیل یا تأثیر جانبی از آنچه در حال رخ دادن است باشد یا نباشد، اما آنچه درست است این است که ارتش، همان‌طور که اشاره کردید، یکی از مکانیسم‌های اصلی در طول تاریخ آمریکا بوده که از طریق آن آمریکایی‌های سیاه‌پوست می‌توانستند به پویایی اجتماعی و اقتصادی دست یابند؛ و آنچه اتفاق افتاد — من با افراد زیادی صحبت کردم، می‌دانید، برای این گزارش با دو جین از مردم صحبت کردم، و بار‌ها و بارها، یکی از چیز‌هایی که شنیدم این بود که آن افراد اغلب به نوعی محور مالی کل خانواده خود تبدیل می‌شدند، و نه فقط خواهر و برادر یا فرزندان یا همسرشان، بلکه کل اکوسیستم‌های خانواده‌شان به ثباتی که آنها فراهم می‌کردند متکی بود. اینها اغلب افرادی بودند که از پیشینه‌های طبقه کارگر آمده بودند. اینها اغلب افرادی بودند که اولین نفر در خانواده خود بودند که به دانشگاه رفتند، اولین نفر در خانواده خود بودند که به موقعیت‌های خاصی صعود کردند و به سطحی از ثبات اقتصادی دست یافتند که پیش از آن در خانواده‌شان دیده نشده بود؛ و بنابراین وقتی شرایطی ایجاد می‌کنید که باعث می‌شود کسی مجبور شود زودتر بازنشسته شود، وقتی شرایطی ایجاد می‌کنید که کسی را به بیرون می‌راند، شما نه تنها بر آن شخص و خانواده درجه یک او تأثیر می‌گذارید، بلکه در واقع بر شاخک‌های تأثیرگذار این تصمیم که فراتر از آن فرد بر افراد بسیار زیادی اثر می‌گذارد، تأثیر می‌گذارید؛ و بنابراین یکی از پیامد‌های خروج سیاه‌پوستان از ارتش با سرعتی که به نظر می‌رسد در حال خروج هستند، یا حتی وارد نشدن به ارتش لزوماً با همان نرخ‌ها، این است که شما یکی از مؤثرترین ابزار‌ها برای دستیابی به سطح متفاوتی از وضعیت اقتصادی-اجتماعی را از آمریکایی‌های سیاه‌پوست سلب می‌کنید که بازتاب‌های آن در سراسر جامعه طنین‌انداز می‌شود.

هریس: ما اکنون به سالگرد‌ها فکر می‌کنیم، درست است؟ می‌دانید، چهارم جولای، دویست و پنجاهمین سالگرد امضای اعلامیه استقلال. اما سالگرد‌ها واقعاً فقط در مورد داستان‌هایی هستند که ما برای خودمان تعریف می‌کنیم؛ و آنها همچنین پایان آن داستان نیستند، درست است؟ شما سالگرد را جشن می‌گیرید و سپس سال بعد می‌آید.

بنابراین، در حالی که وارد سال ۲۵۱ می‌شویم، درست است، وزیر دفاع، پیت هگست، تلاش دارد چه داستانی درباره ارتش آمریکا و آنچه که نماینده آن است تعریف کند؟

اسمیت: من فکر می‌کنم داستانی که وزیر هگست تلاش می‌کند تعریف کند، داستانی است که نوعی بازگشت یا اشاره به ترکیب جمعیتی ارتش دارد که به طور فزاینده‌ای منعکس‌کننده نوعی از کشور است که وزیر هگست دوست دارد در آن زندگی کند، بیشتر از کشوری که در حال حاضر در آن زندگی می‌کند؛ و من فکر می‌کنم این بخشی از یک پدیده بزرگ‌تر است که به بسیاری از اتفاقاتی که در این دولت می‌افتد مرتبط است.

بدیهی است که بخش عمده‌ای از سیاست‌های مهاجرتی که توسط این دولت اعمال می‌شود کاملاً صریح است، همان‌طور که بسیاری از همکاران ما نوشته‌اند، تلاش بر این است که آمریکا به طور فزاینده‌ای به کشوری با اکثریت اقلیت تبدیل نشود. این مسیری بود که ما در آن قرار داشتیم و این مسیری است که استفن میلر و بسیاری دیگر در این موقعیت‌های قدرت مایلند آن را متوقف کنند؛ و بنابراین شما این را در سیاست پناهندگی ما می‌بینید، این را در سیاست ما پیرامون مهاجرت بدون مدرک می‌بینید، این را در سیاست ما پیرامون مهاجرت قانونی می‌بینید. آنها هر کاری که می‌توانند انجام می‌دهند تا اطمینان حاصل کنند — و این حدس و گمان نیست؛ منظورم این است که آنها خودشان این را گفته‌اند — تا اطمینان حاصل کنند که سطحی از همگونی را در آمریکا حفظ کنند، یا تلاش کنند به سمت سطحی از همگونی در آمریکا از نظر ترکیب نژادی، از نظر ترکیب قومی و از نظر ترکیب مذهبی بازگردند؛ و به نظر می‌رسد که دیدگاه وزیر هگست در مورد ارتش در راستای دیدگاه سایر اعضای این دولت در مورد آمریکا است، که این است که آن را به طور فزاینده‌ای سفیدپوست کنند.

هریس: چگونه آن را با نوعی داستان گسترده‌تر و فراگیرتر از آمریکا تطبیق می‌دهید، درست است؟ اینکه ساختار قدرت فعلی آمریکا تلاش می‌کند داستانی متفاوت از آنچه این آمریکای گسترده‌تر و فراگیرتر نشان می‌دهد، تعریف کند.

اسمیت: می‌دانید، من به این گفت‌و‌گو‌هایی که با این افسران و این سربازان داشتم فکر می‌کنم، و یکی از چیز‌هایی که بار‌ها و بار‌ها مطرح شد این بود که آنها می‌گفتند لزوماً برای آنچه این کشور در حال حاضر هست نمی‌جنگند، بلکه برای آنچه این کشور می‌تواند باشد می‌جنگند.

آنها مدام به قانون اساسی استناد می‌کردند. آنها می‌گفتند من برای قانون اساسی می‌جنگم. من سوگند وفاداری به قانون اساسی یاد می‌کنم. من سوگند وفاداری به وزیر هگست یاد نمی‌کنم. من سوگند وفاداری به پرزیدنت ترامپ یاد نمی‌کنم. من حتی به همسایه‌ام در آمریکا سوگند وفاداری یاد نمی‌کنم. آنچه من به آن سوگند وفاداری یاد می‌کنم قانون اساسی است؛ و آنچه ما از سنت سیاه‌پوستان می‌دانیم این است که نیاکان ما به قانون اساسی به عنوان نوعی سفته یا سند آرمان‌گرایانه نگاه می‌کردند که لزوماً نشان‌دهنده آنچه آمریکا در زمان امضای آن بود نبود، بلکه منعکس‌کننده آن چیزی بود که آمریکا می‌توانست باشد، بازتاب‌دهنده پتانسیل آمریکا بود؛ و این اعضای ارتش به خوبی از آن تاریخ آگاه هستند و خود را در آن تاریخ قرار می‌دهند و معتقدند که برای آنچه می‌خواهند این کشور باشد می‌جنگند، چیزی که خود این کشور پیشنهاد کرده است که آرزوی رسیدن به آن را دارد؛ و اینکه آنها بخشی از یک پروژه بین‌نسلی از اعضای سیاه‌پوست ارتش هستند که تلاش می‌کنند این کشور را به سمت بهترین نسخه از خودش سوق دهند، تا همان چیزی باشد که در اعلامیه استقلال و قانون اساسی به دنبال آن بود؛ و این از بسیاری جهات نوعی چراغ راهنما برای آنهاست.

هریس: آیا ما همچنان قادر خواهیم بود بگوییم که این داستان، داستان پیشرفت تدریجی، اما آشکار است؟ پیشرفت نژادی آشکار که عبارت کلیدی در اینجا است. آیا ما هنوز هم می‌توانیم ۲۵ سال بعد این را بگوییم؟

اسمیت: می‌دانید، یکی از کسانی که با او صحبت کردم، در مورد آن این‌گونه صحبت کرد — او می‌گفت، شما تقریباً باید به آن مانند سبد دارایی بازنشستگی خود در بازار بورس نگاه کنید. او می‌گفت، اگر هر روز به آن نگاه کنید، دیوانه می‌شوید و احساس می‌کنید شاید در حال حرکت به عقب هستیم. شاید بخواهید تمام پول خود را از آن خارج کنید. او گفت، اما کاری که شما انجام می‌دهید این است که دیدگاه بلندمدت را انتخاب می‌کنید و لزوماً به صورت روزانه یا هفتگی یا حتی سال به سال به آن فکر نمی‌کنید. کاری که انجام می‌دهید این است که به آن در چارچوب کل دوره خدمت خود، در کل زندگی خود و کل عمر این کشور فکر می‌کنید؛ و من فکر می‌کنم این شناخت وجود داشت که ممکن است در این لحظه از نظر پیشرفتی که در ارتش حاصل شده است در حال لغزش به عقب باشیم و ممکن است از نظر پیشرفتی که در جامعه بزرگ‌تر داشته‌ایم به عقب برگردیم.

اما اعتقاد به چشم‌انداز بلندمدت وجود دارد. باز هم شناختی از این واقعیت وجود دارد که این افراد برای همیشه اینجا نخواهند بود و دولت جدیدی روی کار خواهد آمد، چه دموکرات و چه جمهوری‌خواه، که فرصتی برای بازگشت به سمت پیشرفت فراهم می‌کند؛ به شیوه‌ای که به نظر می‌رسد این دولت انجام نمی‌دهد.

می‌دانید، یکی از افرادی که در این گزارش با او صحبت کردم و او را رجینالد می‌نامم و یک افسر ارتش است. فکر می‌کنم او گفت، ما این را ساختیم. ما، نیاکان من، این کشور را ساختند. نیاکان من در ارتش به ساختن ارتش به آنچه که بود کمک کردند؛ و همان‌طور که در ابتدای گفت‌و‌گو گفتیم، آنها این کار را زمانی انجام دادند که بخشی از واحد‌های تفکیک‌شده نژادی بودند. آنها این کار را زمانی انجام دادند که اجازه حمل سلاح نداشتند، چون نمی‌خواستند مردان سیاه‌پوست سلاح حمل کنند. آنها این کار را زمانی انجام دادند که کامیون‌ها را در فرانسه رانندگی می‌کردند تا تدارکات را به مردم در خط مقدم برسانند، حتی زمانی که این کار آنها را از سوی نیروی هوایی آلمان که روی جاده‌های فرانسه بمب می‌ریخت، در معرض خطر قرار می‌داد؛ و بار‌ها و بارها، این احساس وجود دارد که: ما کار‌های زیادی برای دفاع از این کشور انجام داده‌ایم. ما کار‌های زیادی برای خدمت به این کشور انجام داده‌ایم. آنها می‌گویند نیاکان مستقیمشان، خون واقعی آنها در خاک این کشور و در خارج از کشور برای دفاع از این کشور ریخته شده است؛ و من اجازه نمی‌دهم برخی افراد بیایند و مرا بیرون کنند، چون از قیافه من خوششان نمی‌آید، یا از صدای من خوششان نمی‌آید، یا فکر می‌کنند من صرفاً برای پر کردن یک سهمیه در این موقعیت هستم. من حقیقت را می‌دانم. ما حقیقت را می‌دانیم و بخشی از کار ما این است که مطمئن شویم وقتی این طوفان گذشت، تعداد کافی از ما همچنان اینجا حضور دارند تا مطمئن شویم افرادی برای جمع کردن قطعات و بازسازی وجود دارند، وقتی که آسمان دوباره آبی می‌شود.

هریس: بله. بله، تقریباً مثل این است که نیاکان این کار را زمانی انجام دادند که ایمان تمام چیزی بود که داشتند، ما کی باشیم که رفتار متفاوتی داشته باشیم؟

کلینت، از اینکه موارد زیادی را برای فکر کردن به ما ارائه کردی متشکرم و از اینکه به من پیوستی سپاسگزارم.

اسمیت: ممنون. همیشه خوشحال می‌شوم.

هریس: این تمام چیزی بود که برای برنامه امروز داشتیم. این قسمت از رادیو آتلانتیک توسط مایک پسولی و هدلی رابینسون تهیه شد. مهندسی صدا و موسیقی آن توسط راب اسمیرسیاک انجام شد. کلودین ابید تهیه‌کننده اجرایی بخش صوتی آتلانتیک است و آندریا والدز سردبیر ماست.

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
پیشنهاد سردبیر
زندگی