۳۱ تير ۱۴۰۵ ۱۱:۳۷
سه‌شنبه ۱۶ تير ۱۴۰۵ - ۱۷:۳۶
کد خبر: ۱۱۴۰۲۷

تله ناتو در آنکارا؛ اردوغان در مسیر پیروزی در نشست سران ناتو

تله ناتو در آنکارا؛ اردوغان در مسیر پیروزی در نشست سران ناتو
در حالی که نشست سران ناتو در آنکارا در آستانه برگزاری است، تحلیل‌ها نشان می‌دهد که موقعیت ژئوپلیتیک ترکیه، پیروزی رجب طیب اردوغان را تقریباً تضمین کرده است. در پی جنگ ویرانگر ایران، اردوغان با اهدافی کلیدی از جمله تامین خطوط حیاتی اقتصادی آمریکا و بازگشت به زنجیره‌های تامین دفاعی، وارد این بازی می‌شود. با توجه به کاهش نفوذ واشینگتن در منطقه و نیاز اروپا به توان تولیدات نظامی و موقعیت استراتژیک ترکیه، به نظر می‌رسد حتی دونالد ترامپ نیز برای تقابل با چالش‌های جدید، نیازمند همکاری آنکارا است. آیا اردوغان می‌تواند بدون از دست دادن پایگاه حامیان ملی‌گرای خود، امتیازاتی برای آرام کردن یونان بدهد؟

هر آنچه که برای نشست ۷-۸ ژوئیه ناتو در آنکارا ترکیه انتظار می‌رود، باشد، وضعیت ژئوپلیتیک چنان به نفع رئیس‌جمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، است که او تقریباً تضمین شده است که پیروز بیرون بیاید—اگر اصلاً نشست‌های ناتو بتوانند برنده داشته باشند. در پی جنگ فاجعه‌بار ایران، هم زمان‌بندی و هم محل برگزاری بسیار مساعد است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده به خبرنگاران گفت که او صرفاً برای اردوغان به آنکارا می‌آید—یک پیروزی نمادین کوچک دیگر.

این مرد قدرتمند ترکیه با اهرم‌های فشار عظیم و انتظارات بالا وارد این رویداد می‌شود: ارتقای جایگاه خود به عنوان یک سیاستمدار با تجربه، اگر حتی به عنوان یک میانجی بین اروپا و ایالات متحده عمل نکند، احتمالاً کم‌اهمیت‌ترین مورد در لیست است. تامین خطوط حیاتی اقتصادی آمریکا، از جمله یک خط مبادله احتمالی ارز؛ بازگشت ترکیه به زنجیره‌های تامین دفاعی ایالات متحده، از جمله فروش موتور‌های جت F۱۱۰ برای برنامه جت ترکیه؛ و مجبور کردن ادغام ترکیه در سیستم جدید تدارکات دفاعی اتحادیه اروپا، که ارزشی خیره‌کننده معادل ۱۵۰ میلیارد یورو (۱۷۱ میلیارد دلار) دارد، احتمالاً در صدر لیست خواسته‌های او قرار دارد.

همانطور که نیاز‌های ژئوپلیتیک لحظه بر سیاست‌گذاران در اروپا و واشینگتن سنگینی می‌کند، موافقت ترامپ با پرسش یک خبرنگار درباره اینکه آیا او با یک «کیسه هدایای بزرگ» برای اردوغان خواهد آمد یا خیر، از آن صمیمیت‌های معمول ترامپ با مردان قدرتمند نیست. بلکه، این یک رئال‌پولیتیک (سیاست واقع‌گرایانه) خالص است—که در محاسباتش تقریباً کیسین저گونه است. کار دیگری از دست ترامپ بر نمی‌آید. چرا؟

موقعیت واشینگتن در منطقه—و در واقع، در هر دو منطقه‌ای که ترکیه میان آنها پل می‌زند، یعنی اروپا و خاورمیانه—در پایین‌ترین سطح خود قرار دارد. ساختار‌های امنیتی جایگزین در حال تکامل هستند و به نظر نمی‌رسد ترامپ از آن ابهت و اعتبار کافی برای بازگرداندن آمریکایی‌ها به بازی باشد، دست‌کم نه تا آن حدی که متحدان در هر دو منطقه نیاز دارند. به نظر می‌رسد ترکیه بخش جدایی‌ناپذیری از چشم‌انداز ترامپ برای خاورمیانه جدید باشد و واشینگتن گزینه‌های جایگزین چندانی ندارد.

شاید حتی مهم‌تر از آن، فاکتور روسیه باشد. همانطور که اروپایی‌ها در حال تقویت توانمندی‌های دفاعی خود هستند، آنها به شدت به آنچه ترک‌ها می‌توانند ارائه دهند نیاز دارند. این شامل تجهیزات «سخت» —مانند انواع خاص مهمات، تولید پیشرفته پهپاد و سایر ظرفیت‌های تولید مرتبط با تسلیحات—و همچنین جغرافیای «سخت» است. ترکیه در جناح جنوبی روسیه قرار دارد؛ قدرت خود را تا اعماق قفقاز گسترش می‌دهد؛ با ایران هم‌مرز است؛ و البته، دو تنگه اصلی را کنترل می‌کند.

اما آنچه در این نشست به ویژه حیاتی خواهد بود، موضع آنکارا در مورد نمایش قدرت خود است: دکترین «وطن آبی». با این استراتژی دریایی تهاجمی، ترکیه تحت رهبری اردوغان، ادعای مالکیت بر بخش‌های وسیعی از دریای اژه و شرق مدیترانه را دارد که سوخت ایدئولوژیک را برای لفاظی‌های مداوم در برابر یونان فراهم می‌کند. این موضوع عمیقاً در تحول سیاسی اردوغان طی دهه گذشته، که توسط اتحاد او با جناح‌های فوق‌ملی‌گرا—برخی ممکن است بگویند فاشیست—هدایت شده، نهفته است. خواندن دقیق سخنرانی‌های او نشان می‌دهد که این یک لفاظی حاشیه‌ای نیست؛ بلکه جزء حیاتی از چسبی است که اتحاد داخلی او را حفظ می‌کند. از سوی دیگر، گفتمان ضد اسرائیلی او، و همچنین حمایتش از حماس، قدیمی‌تر است و به ریشه‌های اسلام‌گرایانه خود او باز می‌گردد. اما لفاظی در برابر اسرائیل، با ملی‌گرایان افراطی در داخل کشور نیز به خوبی سازگار است.

اما برای اینکه اردوغان آنچه را که در نشست می‌خواهد به دست آورد، باید راه‌هایی برای آرام کردن یونان پیدا شود، زیرا این عضو ناتو و اتحادیه اروپا می‌تواند ارتقا‌های تجاری حیاتی و مکانیسم‌های همکاری دفاعی را مسدود کند. سوال این است: اردوغان چگونه می‌تواند بدون فروختن پایگاه ملی‌گرای افراطی خود در داخل، از تهاجم و لفاظی‌ها بکاهد؟

آنچه ناظران خارجی اغلب در مورد اردوغان درک نمی‌کنند این است که او اساساً یک سیاستمدار استاد است. او نه تنها یک سخنران ماهر و یک استراتژیست تیزبین است—که مطمئناً قادر به اشتباهات بزرگ، مانند کل سیاست خارجی ترکیه در خاورمیانه در دوران بهار عربی است—بلکه یک خواننده خبره از فضای سیاسی داخلی نیز هست. او بار‌ها نشان داده است که دقیقاً می‌داند چگونه از یک بحران استفاده مثبت کند. او از تلاش برای کودتا در سال ۲۰۱۶ برای پاکسازی جامعه ترکیه تا حد خیره‌کننده‌ای استفاده کرد و بدین ترتیب پایه‌های «ریاست‌جمهوری فوق‌العاده» خود را بنا نهاد. مانور‌های دیپلماتیک هوشمندانه در سال‌های پس از وقوع جنگ روسیه و اوکراین، برای اردوغان امکان گسترش اهرم‌های ژئوپلیتیک خود را فراهم کرد.

اگر دکترین «وطن آبی» مجبور باشد برای تضمین اهداف گسترده‌تر خود در آنکارا دچار یک ضربه تاکتیکی شود—مثلاً به شکل یک توافق غیررسمی برای محدود کردن اکتشافات دریایی نفت و گاز در آب‌های مورد مناقشه یا حتی یک توافق رسمی‌تر در مورد بخش‌هایی از مرز‌های دریایی با یونان—او آن را از نظر لفاظی در داخل کشور جبران خواهد کرد. در میادین تبلیغاتی، او در حالی که همزمان قدرت ابدی و بدون مانع ترکیه را اعلام می‌کند، علیه خیانت غرب شعار خواهد داد.

اردوغان و نیرو‌های نیابتی او یک سیستم گفتمانی درباره یک «بازی» بزرگ ادعایی ساخته‌اند که توسط یک گروه نامشخص از منافع خارجی با سرنوشت ترکیه در حال انجام است. این روایت، تاریخ را بازنویسی می‌کند و می‌تواند به گذشته، از جمله معاهده سِور (Sèvres)، اواخر امپراتوری عثمانی یا حتی کل دوره پس از جنگ‌های صلیبی بازگردد. این روایت به قدری مبهم طراحی شده که انواع کشور‌ها و شخصیت‌ها—مانند آنگلا مرکل، باراک اوباما و جرج سوروس—را شامل شود؛ یا به عنوان بازیگران یا به عنوان عروسک‌های خیمه‌شب‌بازیِ دشمنان واقعی ترکیه و جهان اسلام. این روایت اغلب بار معنایی شدید ضد یهودی دارد.

اردوغان در شیطان‌سازی و مقصر جلوه دادن دیگران برای مخاطبان داخلی خود مهارت دارد و استادانه در فضای باریکی حرکت می‌کند که می‌تواند هم پایگاه خود و هم شرکای ائتلاف تندرو در داخل را راضی نگه دارد و در عین حال با متحدان خود در خارج از کشور همکاری کند. یک پاسخ منفی از سوی شرکای ناتو و اتحادیه اروپا، صرفاً یک مورد معمولی از همان «بازی» است که قرار است به یکی از عناصر اصلی لفاظی‌های عوام‌فریبانه او تبدیل شود.

شما می‌توانید برچسب مورد نظر خود را برای رژیم او از میان طیف وسیعی از اصطلاحات انتخاب کنید: «دموکراسی غیرلیبرال»، «رژیم انتخاباتی»، «دیکتاتوری انتخابی»، «اقتدارگرایی انتخاباتی» یا «اقتدارگرایی دموکراتیک». اما هر کجا که او را در طیف دموکراسی واقعی تا دیکتاتوری محض قرار دهید، ماه‌های آینده احتمالاً برای مسیر ترکیه حیاتی خواهد بود. زمان ریاست‌جمهوری اردوغان در سال ۲۰۲۸ به پایان می‌رسد. طبق قانون اساسی که او تدوین کرده است، هیچ‌کس نمی‌تواند بیش از دو دوره ریاست‌جمهوری ترکیه را بر عهده بگیرد.

با این حال، اگر پارلمان پیش از موعد منحل شود، یک خلاء قانونی اجازه می‌دهد او برای دوره سوم نامزد شود. آیا اردوغان موفق خواهد شد انتخابات زودهنگام را مهندسی کند تا واجد شرایط دوره دیگری شود؟ او چگونه به آنجا خواهد رسید؟ آیا او احساس خواهد کرد که مجبور است در این فرآیند آخرین بقایای دموکراسی ترکیه را از بین ببرد؟

مقدمات نشست آنکارا از قبل بهانه‌ای مناسب برای موج جدیدی از بازداشت‌ها علیه چهره‌های اپوزیسیون فراهم کرده است. اما ناتو—مشابه اتحادیه اروپا، سازمان ملل و سایر نهاد‌های فراملی تحت سلطه غرب—از نظر ساختاری برای مقابله با مردان قدرتمند خودکامه ناتوان است. دقیقاً همان روش‌هایی که این رهبران برای تثبیت و مشروعیت بخشیدن به حکومت خود استفاده می‌کنند، مکانیسم‌های دیپلماتیک استاندارد در اختیار ناتو را به سوختی برای تبلیغات داخلی آنها تبدیل می‌کند—در این مورد، همان «بازی».

با این حال، لفاظی‌های فوق‌ملی‌گرایانه و شکایت‌محور اردوغان برای تضمین موقعیت او در طولانی‌مدت کافی نخواهد بود. جایگزین‌های موفقیت مدیریت‌شده و مستمر او می‌تواند در واقع خطرناک باشد—سناریو‌های احتمالی برای آینده‌ای که در آن او آنچه را که برای انتخابات نیاز دارد به دست نمی‌آورد، از ناآرامی‌های داخلی گرفته تا ماجراجویی‌های نظامی مستأصل در شرق مدیترانه و همسویی نزدیک‌تر با روسیه، چین و ایران را شامل می‌شود. در نهایت، زورگویی‌هایی که او در این نشست به کار خواهد برد و امتیازاتی که ناگزیر است استخراج کند، احتمالاً کم‌خطرترین نتایج موجود برای این اتحاد هستند؛ و سپس یک معمای دیگر وجود دارد، این یکی رو در روی ناتو قرار دارد: چه می‌شود اگر ترکیه تحت رهبری اردوغان به سمت اقتدارگرایی کامل حرکت کند؟ آیا این اتحاد می‌تواند با یک رژیم خودکامه تثبیت‌شده در ردیف خود عمل کند؟ و مهم‌تر از آن، آیا واشینگتن و اروپا هرگز می‌توانند از اخراج چنین ترکیه‌ای چشم‌پوشی کنند—نه اینکه مکانیسم خاصی برای آن وجود داشته باشد؟

اگر اردوغان واقعاً در نشست آنکارا پیروز بزرگ شود، به نظر یک برد-برد ژئوپلیتیک می‌رسد: اروپا، واشینگتن و اردوغان همگی آنچه را که به شدت نیاز دارند به دست خواهند آورد. اما این قطعاً یک برد برای یونان یا اسرائیل نخواهد بود، جایی که حداقل، لفاظی‌های تهاجمی اردوغان در دهه گذشته به ایجاد نگرانی‌های شدید ادامه خواهد داد. همچنین احتمالاً این یک برد برای مردم ترکیه نخواهد بود. اما این اتحاد مستحکم خواهد ماند—مستحکم‌تر از آنچه برای مدتی بود.

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
پیشنهاد سردبیر
زندگی