جنگ روایتها؛ بازقاببندی جنگ ۲۰۲۶ در رسانههای جنوب جهانی
روزنامه اینترنتی فراز - زمانی که در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، کاخ سفید آغاز عملیات «خشم حماسی» (Operation Epic Fury) را اعلام کرد و اندکی بعد، خبر ترور آیتالله خامنهای در صدر اخبار جهان قرار گرفت، روایت رسمی دولت آمریکا و رسانههای همسو با هژمونی غرب، بلافاصله موتور مفاهیم سنتی خود را روشن کردند. برای این جریان رسانهای، این جنگ ۴۰ روزه یک «جراحی دقیق»، یک «مداخله رهاییبخش» و گامی به سوی تثبیت نظم جهانی قاببندی شد؛ روایتی خطی که در آن تسلیحات هوشمند، امنیت و دموکراسی را به ارمغان میآورند. اما در سوی دیگر این شاهراه ارتباطی، رسانههای جنوب جهانی (Global South) ایستاده بودند؛ تریبونهایی که اگرچه در زیرساختهای سختافزاری و دریافت دادههای اولیه همچنان به خبرگزاریهای بینالمللی وابستهاند، اما در مرحله دروازهبانی خبر و بازتولید معنا، روایت متفاوتی را به تصویر کشیدند. تحلیل محتوای این رسانهها در طول این بحران چهل روزه، تضاد عمیق میان گفتمان رسمی واشنگتن و نگاه استعمارزدایی شده به پدیده جنگ را آشکار میسازد.
در حوزه ارتباطات و رسانه، جنگ ۲۰۲۶ بار دیگر نشان داد که جغرافیای تولید خبر تا چه حد نابرابر است، اما رسانههای جنوب جهانی با استفاده از تکنیک «بازقاببندی» (Reframing) تلاش کردند انحصار معنایی ساختار قدرت را بشکنند. به عنوان نمونه، شبکه لاتینتبار تلهسور (TeleSUR) با رد کردن کلیدواژههای تجویزی کاخ سفید، ترور رهبر یک کشور را ذیل مفهوم «تروریسم دولتی عریان» تبیین کرد. این رسانه با بازخوانی مکرر دکترینهای نظامی آمریکا و مقایسه این ترور با کودتاها و مداخلههای تاریخی سازمان سیا در آمریکای لاتین، بر پیوند ساختاری تحریم و جنگ تاکید کرد. تلهسور با تمرکز بر فاجعه مدرسه دخترانه میناب و به تصویر کشیدن قربانیان غیرنظامی، قابِ «مداخله بشردوستانه» را در هم شکست و آن را به عنوان خشونت ساختاری سیستم استعماری بازنمایی کرد.
از سوی دیگر، رویکرد «اقتصاد سیاسی رسانه» به بهترین شکل در پوشش مطبوعاتی کشورهای نوظهور اقتصادی (بریکس) بازتاب یافت. روزنامه دِ هیندو (The Hindu) در هند، جنگ ۴۰ روزه را نه از زاویه ایدئولوژیک، بلکه از عینک امنیت انرژی و استقلال استراتژیک جنوب تحلیل کرد. در این رویکرد، انسداد تنگه هرمز و محاصره دریایی ایران پس از شکست مذاکرات اسلامآباد، به عنوان یک «آسیب جانبی» (Collateral Damage) برای کل قاره آسیا تصویر شد. این رسانه نشان داد که چگونه تصمیمات یکجانبه واشنگتن، بدون توجه به منافع میلیاردها انسان در جنوب جهانی که وابسته به انرژی غرب آسیا هستند، اتخاذ میشود. در همین راستا، رسانههای دولتی چین مانند CGTN و گلوبال تایمز، از این بحران به عنوان یک مطالعه موردی برای اثبات فرسودگی هژمونی یکجانبه آمریکا استفاده کردند. آنها با تمرکز بر تشکیل سریع شورای رهبری موقت و انتخاب مجتبی خامنهای، بر مفهوم «تابآوری ساختاری» سیستم در برابر استراتژی تغییر رژیم تأکید کردند تا نشان دهند ثبات سیاسی لزوماً از الگوهای تجویزی غربی پیروی نمیکند.
در نهایت، از منظر تکنیکهای بازنمایی، شبکه الجزیره انگلیسی تلاش کرد با رویکردی تکثرگرا، فراتر از تقلیلگرایی رسانههای جریان اصلی واشنگتن حرکت کند. در حالی که رسانههای دولتی آمریکا جامعه ایرانِ پس از ترور را صرفاً در تصاویری خلاصه شده از شادی بخشی از مردم بازتاب میدادند، الجزیره با درک قطببندی شدید و پیچیدگیهای متن جامعه، در کنار آن تصاویر، عزاداری و خشم بخش بزرگی از جامعه در مشهد و برافراشته شدن پرچم سرخ در جمکران را نیز به تصویر کشید تا عمق ناامنی تزریقشده به منطقه را عیان کند.
جنگ ۴۰ روزه ۲۰۲۶ و آتشبس لرزان آپریل، یک واقعیت بزرگ رسانهای را آشکار کرد؛ اینکه اگرچه اتاقهای فکر واشنگتن و غولهای خبری همسو با آنها همچنان ابزار سختافزاری ارسال خبر را در دست دارند، اما جنوب جهانی دیگر مصرفکننده منفعل این روایات نیست. رسانههای جنوب با تکیه بر مفاهیم حق حاکمیت ملی و نقد ساختار سلطه، نشان دادند که جنگها در زمین با بمب هدایت میشوند، اما در فضای رسانهای، با مقاومت در برابر معنای تحمیلی هسته مرکزی قدرت به پایان میرسند.
«حدیثه ایزدی»؛ دانشجوی دکتری رشته علوم ارتباطات اجتماعی
گفتوگوی فراز با دکتر مهدی عربصادق
بازنشر به بهانهی حکم تبرئهی بیژن زنگه
بررسی قانون سقف ۲۵ درصدی افزایش اجاره خانه
تفسیر سیاسی روز
- تازهها
- پربازدیدها
بازنشر به بهانهی حکم تبرئهی بیژن زنگه
تفسیر سیاسی روز
گفتوگوی فراز با مازیار بالائی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد