تنگه هرمز در کانون مناقشه ایران و آمریکا؛ بحران انرژی و بنبست ژئوپلیتیک
تنگه هرمز به موضوع مرکزی در جنگ رو به تشدید میان آمریکا و ایران تبدیل شده است. حملات اخیر به نفتکشها، به دنبال آن حملات تلافیجویانه و ابطال تفاهمنامه (MoU) آمریکا-ایران، ترافیک این تنگه را که حدود ۲۰ درصد از نفت و گاز مایع (LNG) جهانی را جابجا میکند، بهشدت مختل کرده است. این اختلال پیامدهای اقتصادی شدیدی از جمله سقوط صادرات نفت ایران و شوک به عرضه جهانی نفت را در پی داشته است. در حالی که ایران به دنبال کنترل بر تنگه و دریافت عوارض احتمالی است، آمریکا با استناد به قوانین بینالمللی با آن مخالفت میکند. کشورهای حوزه خلیج فارس برای تغییر مسیر محمولهها تلاش کردهاند، اما موفقیت محدودی داشتهاند و بازارهای جهانی با افزایش هزینههای بیمه و حملونقل روبهرو هستند. این بحران همچنین به تورم دامن زده و به دلیل افزایش قیمت کود، امنیت غذایی در مناطق آسیبپذیر را تهدید میکند. مخاطرات اقتصادی بلندمدت بسیار بالاست، زیرا هیچیک از طرفین نمیتوانند هزینه بستهماندن کامل تنگه را بپردازند یا بر سر مصالحه به توافق برسند.
روز سهشنبه، دو نفتکش هنگام عبور از تنگه هرمز از طریق گذرگاهی در آبهای عمان مورد حمله قرار گرفتند. کشورهای خلیج فارس با محکومیت شدید حملات و مقصر دانستن ایران واکنش نشان دادند. سپس ایالات متحده حملاتی را به خاک ایران انجام داد که تهران در پاسخ، بحرین و کویت را هدف قرار داد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اکنون اعلام کرده است که تفاهمنامهای که ایران و آمریکا امضا کرده بودند، باطل است.
این تشدید تنش اخیر نشان میدهد که چگونه تنگه هرمز به مسئله اصلی جنگ آمریکا-اسرائیل با ایران که از ۲۸ فوریه آغاز شد، تبدیل شده است.
اختلافات بر سر آینده تنگه، ثابت کرده است که حلناشدنیترین بخش در مذاکرات ایران و آمریکا است، چرا که پرسشها درباره برنامه هستهای ایران به حاشیه رفتهاند.
اختلال در ترافیک تنگه هرمز برچسب قیمتی فوری و پرهزینهای برای ایران، همسایگان خلیجفارسی آن و اقتصاد جهانی دارد که چهار ماه و نیم گذشته را صرف جذب بزرگترین شوک عرضه نفت در تاریخ بازار مدرن کرده است.
اهرم فشار ایران، همان نقطه ضعف اوست
برای تهران، تنگه قویترین کارت بازیاش است؛ کارتی که بهشدت پرهزینه نیز هست. از آغاز جنگ، نیروهای ایرانی تنگه را مینگذاری کرده، به کشتیها حمله کرده و ترافیک از این گذرگاه را حدود ۹۵ درصد کاهش دادهاند. این امر منجر به چیزی شده که فاتح بیرول از آژانس بینالمللی انرژی، آن را «بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت» نامیده است. این اهرم فشار واقعی است: حدود یکپنجم نفت جهان و یکپنجم گاز مایع (LNG) جهان بهطور معمول از هرمز عبور میکنند و هیچ ظرفیت خط لولهای در خلیج فارس نمیتواند جایگزین آن شود.
اما ایران عملاً شریان حیاتی خود را همراه با شریانهای دیگران خفه کرده است. نفت خام ایران که زمانی با ۳ دلار کمتر از شاخصهای بینالمللی فروخته میشد، اکنون با ۲۰ درصد تخفیف به فروش میرسد. صادرات نفت این کشور در ماه مه به دلیل فشارهای نیروی دریایی آمریکا بر «ناوگان سایه» (نفتکشهای مخفی)، بیش از ۹۰ درصد سقوط کرد. حتی پیش از جنگ، بانک جهانی پیشبینی کرده بود که اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۶ منقبض خواهد شد. تأثیر سقوط فروش نفت به دلیل بسته شدن تنگه، بسیار گسترده خواهد بود. یک معافیت ۶۰ روزه خزانهداری آمریکا که در ۲۲ ژوئن صادر شده بود و به ایران اجازه میداد نفت خود را با نرخ کامل بازار تا ۲۱ اوت بفروشد، اکنون پس از حملات روز سهشنبه لغو شده است.
این پسزمینه اقتصادی اصرار ایران بر اعمال حاکمیت مشترک بر تنگه و طرح سیستمی برای دریافت عوارض ترانزیت یا «هزینههای خدمات» برای کشتیهای عبوری است. واشنگتن به صراحت اعلام کرده که ایران نمیتواند در آبهای بینالمللی که تحت حاکمیت حق عبور ترانزیت طبق قانون دریاها هستند، عوارض دریافت کند. برای تهران، این مناقشه واقعاً درباره درآمد عوارض نیست که در مقایسه با درآمد نفتیاش ناچیز است؛ بلکه درباره ایجاد رویه و حاکمیت بر گلوگاهی است که تنها اهرم فشار واقعیاش پس از مذاکره برای رفع تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدود شده است.
خلیج فارس تاوان بحرانی را میدهد که آغاز نکرده است
برای کشورهای حوزه خلیج فارس، بحران تنگه هرمز به معنای بداههپردازی در جغرافیای انرژی بوده است. عربستان سعودی نفت خام را از طریق خط لوله ۱۲۰۰ کیلومتری شرق به غرب به بندر ینبع در دریای سرخ هدایت کرده و امارات بر خط لوله حبشان به فجیره به سمت دریای عمان تکیه کرده است. با این حال، رویهمرفته، این خطوط لوله کسری از ظرفیت هرمز را حمل میکنند؛ حداکثر ۷ میلیون بشکه در روز برای خط لوله سعودی و زیر ۱.۸ میلیون برای خط لوله اماراتی، در مقابل حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز که پیش از جنگ از تنگه عبور میکرد.
هر دو جایگزین نیز مورد حمله قرار گرفتهاند: حملات ایران ظرفیت خط لوله شرق به غرب را در آوریل حدود ۷۰۰ هزار بشکه در روز کاهش داد و حملات پهپادی بارگیری در فجیره را مختل کرد. صادرات نفت خام دریایی از کشورهای خلیج فارس به جز ایران، بین فوریه و مارس حدود نصف شد.
هیچکدام از این راههای جایگزین ارزان نیستند و همه آنها هم سیاسی و هم تجاری هستند. بیمه برای عبور از هرمز که پیش از جنگ حدود ۰.۲۵ درصد ارزش یک کشتی بود، تا ۸ درصد جهش کرده و هزینه پوشش بیمه یک نفتکش بزرگ را به ۳ تا ۸ میلیون دلار رسانده است.
چین بزرگترین سهم این درد را تحمل کرده است: نزدیک به ۴۰ درصد واردات نفت خام خود را از طریق تنگه هرمز تأمین میکند و بیش از ۸۰ درصد صادرات نفت ایران را به طور مستقیم میخرد. برای اقتصادهای وابسته به واردات در سراسر آسیا و اروپا، سرنوشت تنگه یک انتزاع دیپلماتیک نیست؛ بلکه مستقیماً در قیمت سوخت، باربری و کود ظاهر میشود. حدود ۳۰ درصد از تجارت دریایی کود جهان نیز از هرمز میگذرد. شاخص قیمت کود بانک جهانی در سهماهه اول ۲۰۲۶ بیش از ۱۲ درصد افزایش یافته و از آن زمان به دلیل این انسداد، به بالاترین سطح از اکتبر ۲۰۲۲ رسیده است. این بنبست هرمز، آسیب اقتصادیِ کندتر، اما طولانیمدتتری نسبت به قیمت نفت به همراه دارد.
تفسیر سیاسی روز
گفتوگوی فراز با مازیار بالائی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
- تازهها
- پربازدیدها
تفسیر سیاسی روز
گفتوگوی فراز با مازیار بالائی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد