در ایران، ترامپ با حریفی روبهرو شده که بهسادگی نمیتواند بر آن مسلط شود
در صدوسیوششمین روز جنگ خود علیه ایران، پرزیدنت ترامپ طرح تازهای به ذهنش رسید. او قرار بود بر کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند عوارض وضع کند، در ازای محافظت از آنها در برابر نیروهای ایرانی.
اما آن زمان بود. در روز ۱۳۷، او طرح تازه دیگری داشت. دیگر هیچ عوارضی در کار نبود.
چرخش ۱۸۰ درجهای ترامپ در روز سهشنبه، در برابر اعتراض متحدان عربش که چندان هم مشتاق پرداخت عوارض نبودند، بازتاب این بود که او در پیشبرد جنگش علیه ایران تا چه اندازه سرگردان به نظر میرسد. آنچه قرار بود یک عملیات پاکِ چهار تا شش هفتهای باشد، اکنون وارد هفته بیستمِ آشفته خود شده است. بداههپردازی و تکانهعملی کردن کارساز نیست.
رئیسیجمهور که جلوهدادن قدرتش در صحنه جهانی را به یکی از ویژگیهای دوره دوم ریاستجمهوریاش تبدیل کرده، در ایران با حریفی روبهرو شده که تا اینجا حاضر نشده در برابر اراده او خم شود و با یک منازعه ژئوپلیتیکی مواجه شده که با پستهای زننده در شبکههای اجتماعی یا تهدیدهای تعرفهای نمیتوان آن را برد. یادداشت تفاهمی که او ماه گذشته با میانجیگری با تهران برای توقف جنگ ترتیب داد، در عمل از آب درآمده که یک «یادداشت سوءتفاهم» بوده است، و ترامپ اکنون به نظر میرسد نه راهبرد نظامی روشنی دارد و نه راهبرد دیپلماتیکی.
والی نصر، استاد دانشکده مطالعات پیشرفته بینالمللی دانشگاه جانز هاپکینز که به رؤسای جمهور و وزیران خارجه درباره خاورمیانه مشاوره داده است، گفت: «او با کشوری روبهرو شده که حاضر نیست طبق قواعد او بازی کند؛ یعنی خم شدن، بوسیدن انگشتر و گفتن اینکه او چقدر فوقالعاده است، و تلاش برای گرفتن هر امتیازی که او حاضر باشد بدهد.»
ماجراجویی بیپایان ترامپ در خاورمیانه به درسی تازه درباره این بدل شده که چرا این منطقه برای جاهطلبیهای رؤسای جمهور در طول نسلها به گودالی فروبرنده تبدیل شده است. ابزارهای قدرتی که در جاهای دیگر جهان به پیشبرد منافع آمریکا کمک میکنند، لزوماً در آنجا کار نمیکنند؛ همانطور که بسیاری از پیشینیان آقای ترامپ دریافتهاند.
این موضوع برای ترامپ، که از بازگشت به قدرت در سال گذشته از به کرسی نشاندن خواستههایش لذت برده و حتی لاف زده بود که شاید قدرتمندترین مرد در تاریخ جهان باشد، بهویژه ناامیدکننده بوده است. اما در حالی که او با موفقیت متحدان ناتو را به افزایش هزینههای نظامی تحت فشار گذاشته، از شرکای تجاری امتیاز گرفته و عملاً با یک یورش کماندویی یکشبه ونزوئلا را تصرف کرده است، روشن نیست که آیا میتواند در صحرای پارس هم به خواسته خود برسد یا نه.
«رویکرد قاطع ترامپ به جهان در دوره دوم ریاستجمهوریاش از کمی شانس و تمایل گهگاه دیگر کشورها برای هموار کردن راه خروج از مخمصه بهره برده است»، سوزان مالونی، معاون و مدیر سیاست خارجی در مؤسسه بروکینگز، گفت. «هیچ چیزی در ۴۷ سال گذشته نباید او را به این باور میرساند که تهران همین مسیر را دنبال خواهد کرد.»
جان هانا، مشاور امنیت ملی پیشین دیک چنی و اکنون عضو ارشد مؤسسه یهودی امنیت ملی آمریکا، در گذشته از استفاده محدود از نیروی نظامی برای متوقف کردن ایران از ساخت سلاح هستهای حمایت کرده بود. اما او گفت که با انجام «یک حمله عظیم سرِبرنده»، ترامپ بهوضوح ساختار قدرت تئوکراتیکی را که در انقلاب ۱۳۵۷ ایران به قدرت رسید دستکم گرفته و توانایی آمریکا برای سرنگون کردن آن را بیش از حد برآورد کرده است.
هانا گفت: «با نگاه به گذشته، این بهوضوح جنگی بر پایه پیشفرضهایی بهشدت معیوب بود؛ و هیچکدام بهاندازه باور ظاهری رئیسجمهور که رژیم انقلابی ایران یک خانهکاغذی سست و آماده فروپاشی زیر رگبار حملات هوایی آمریکا و پستهای جنگطلبانه Truth Social بود، آسیبزننده نبود.»
او افزود: «اشتباه را تشدید کرد، هیچ دستگاه امنیت ملی سختگیر و دقیقِ اطراف رئیسجمهور آماده نبود که حقیقت را به قدرت بگوید و پیشفرضهای نادرست او را بر پایه دانش و تجربه واقعی متخصصان سیاست خارجی، دفاعی و اطلاعاتی بهطور سیستماتیک به پرسش بکشد.»
آتشبسی که اکنون در میان حملات شبانه فروپاشیده، حتی یک توافق چندان گسترده هم نبود. قرار بود این توافق یک راهحل موقت باشد تا برای ۶۰ روز صدای سلاحها خاموش شود و دو طرف بتوانند درباره اختلافات واقعاً دشوار، بهویژه آینده برنامه هستهای ایران، مذاکره کنند. اگر یک توافق موقت نتواند دوام بیاورد، دشوار است دید که دو طرف چگونه میتوانند به یک توافق دائمی برسند که مستلزم مصالحههای دردناک است.
به نظر میرسد ترامپ در مورد چگونگی پیش رفتن نامطمئن است. او دوباره به استفاده از نیروی نظامی روی آورده و دستور ازسرگیری محاصره دریایی در تنگه هرمز را داده است. او تهدید کرده که یک «شلیک خوب و بزرگ و چاق» به «پیکاکس ماونتین» انجام خواهد داد؛ سایتی مستحکم نزدیک یکی از تأسیسات اصلی هستهای ایران. اما با توجه به افکار عمومیِ مخالف جنگ، او نشانه کمی از تمایل برای ازسرگیری بمباران تمامعیاری که مشخصه آغاز جنگ بود، نشان داده است.
در عین حال، او پیشنهاد کرده است که مذاکرات بیشتری در کار خواهد بود، اما توضیح نداده که چگونه گفتوگوهایی که پیشتر شکست خوردهاند، حالا میتوانند موفق شوند. در واقع، او بدبینی عمیقی نشان داده است، هرچند شاید این صرفاً راهی برای پایین آوردن انتظارات باشد. در عوض، به نظر میرسد ترامپ فکر میکند میتواند ایرانیها را پشت سر بگذارد، چون اقتصادشان وضع وخیمی دارد؛ در حالی که ایرانیها ظاهراً فکر میکنند میتوانند او را پشت سر بگذارند، بهدلیل سیاست قیمت بنزین در آستانه انتخابات میاندورهای داخل آمریکا.
آرون دیوید میلر، مذاکرهکننده سابق صلح خاورمیانه که به رؤسای جمهور هر دو حزب خدمت کرده و اکنون عضو ارشد بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی است، گفت: «ترامپ در تنگنا افتاده و با دشمنی سرسخت روبهرو است که اهدافش — حفظ اهرم فشار بر تنگه و میل تازهاش به هژمونی بر خلیج فارس — اکنون او را گروگان گرفته است.»
او افزود، با اشاره به جیمی کارتر و بحران گروگانگیری ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۱: «ایران میراث یک رئیسجمهور را مصرف و لکهدار کرد؛ و با توجه به اینکه حالا به نظر میرسد زمان به نفع ایران است، نه ترامپ، این احتمال وجود دارد که میراث رئیسجمهور دیگری را هم لکهدار یا نابود کند.»
دیگر کارشناسان سیاست خارجی این قیاس را رد کردند و نسبت به اغراق در اثر جنگ ایران بر ریاستجمهوری آقای ترامپ هشدار دادند.
الیوت آبرامز، مقام امنیت ملی در چند دولت جمهوریخواه، از جمله دوره اول آقای ترامپ، گفت: «فکر نمیکنم ایران دستور کار ترامپ را، که گسترده است، نابود کرده باشد. تا وقتی که آمریکاییها نمیمیرند، ایران برای بیشتر آمریکاییها موضوعی ثانویه خواهد بود.»
او افزود که چالشهای دیگر سیاست خارجی مانند اوکراین، کوبا و چین «به ایران وابسته نیستند»، بنابراین همه باید «ایران را در چشمانداز نگه دارند.»
آقای آبرامز یادآور شد که به نظر میرسد دموکراتها بیش از پیش بر سر اسرائیل و فلسطینیها با یکدیگر اختلاف دارند؛ شکافی که در برخی انتخابات مقدماتی کنگره در این فصل نقش مهمی داشته است. او گفت: «این دموکراتها هستند که در خطر آن قرار دارند که یک مسئله خاورمیانهای، یعنی اسرائیل، دستور کارشان را ببلعد.»
چرخش ناگهانی درباره عوارض، میزان تکیه آقای ترامپ به بداههپردازی این روزها را برجسته کرد. او با اعلام اینکه روز دوشنبه ۲۰ درصد عوارض بر محمولهها برای حفاظت از کشتیرانی در تنگه هرمز وضع خواهد کرد، با موضع دولت خودش که عوارض را نقض غیرقابلقبول حقوق بینالملل میدانست، در تضاد قرار گرفت.
تصمیم او برای لغو آنها در روز سهشنبه، پس از تماسهای رهبران نگران عرب حوزه خلیج فارس، روشن کرد که او پیش از اعلام عوارض تازه، زحمت مشورت با متحدانش را به خود نداده بود یا نگرانیهای آنها را نادیده گرفته بود. او این چرخش را با توضیحی آبروبرانه، هرچند بهسختی باورپذیر، توجیه کرد و گفت رهبران خلیج فارس در عوض وعده «توافقهای تجاری و سرمایهگذاری» دادهاند.
او نگفت این سرمایهگذاریها چه هستند و هیچ جزئیات بیشتری هم برای نشان دادن هیچ تعهد مشخصی وجود نداشت. ترامپ به خبرنگاران گفت: «آنها قرار است سرمایهگذاریهای عظیمی در ایالات متحده انجام دهند، و من این را خیلی بیشتر دوست دارم. من از مفهوم هزینه خوشم نمیآید»، یک روز پس از آنکه آن را صرفاً «مسئله انصاف» نامیده بود.
این تنها تناقض روزهای اخیر نبود. وقتی ترامپ ماه گذشته توافق آتشبس را نهایی کرد، از مذاکرهکنندگان ایرانی تمجید کرد. آن زمان گفت: «ما با افرادی سروکار داریم که فکر میکنم آدمهای بسیار معقولی هستند. کار با آنها خوب بود. آنها آدمهای قوی و باهوشی بودند.».
اما تا هفته گذشته، نظرش عوض شده بود. او شکایت کرد: «آنها آشغالاند. آنها آدمهای بیمارند. آنها توسط آدمهای بیمار هدایت میشوند.» وقتی پرسیده شد چه چیزی در فقط سه هفته تغییر کرده است، آقای ترامپ گفت: «من آنها را شناختم.» و همین البته این پرسش را پیش میکشد که چرا از همان اول نمیدانست با چه کسانی طرف است.
عباس میلانی، مدیر مطالعات ایرانی در دانشگاه استنفورد و پژوهشگر مؤسسه محافظهکار هوور، گفت: «فکر نمیکنم او درباره ایران استراتژی داشته باشد. این مشکل اصلی است. او بهصورت غریزی به این مسائل نزدیک میشود و با دو هدف متناقض به آنها نزدیک میشود. از یک طرف، مدام میگوید: “ما میخواهیم با شما معامله کنیم و ایران را به اقتصادی شکوفا تبدیل کنیم. ” و از طرف دیگر میگوید: “من تمدن شما را نابود خواهم کرد. ”»
آقای میلانی گفت که با آقای ترامپ موافق است که ایران واقعاً خواهان توافق صلح است و در واقع، به باور او، ایران «بهشدت نیازمند یک توافق» است، چون اقتصادش در حال سقوط آزاد است. اما او رئیسجمهور را بهخاطر اعزام مذاکرهکنندگانی که با منطقه آشنا نیستند و تاریخ و جزئیات پیچیده آن را درک نمیکنند، سرزنش کرد.
آقای میلانی درباره آقای ترامپ گفت: «فکر نمیکنم او هرگز واقعاً ماهیت این رژیم را فهمیده باشد. هنوز هم نمیفهمد. این رژیم مثل هیچ رژیم دیگری نیست. همیشه غیرمنتظره عمل میکند و برای حفظ قدرتش تا هر حدی پیش میرود.»
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
حسین راغفر در گفتوگو با فراز مطرح کرد
- تازهها
- پربازدیدها
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
رییس کانون بازنشستگان به فراز: معوقات بازنشستگان هرچه سریعتر و یکجا پرداخت شود
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد