جام جهانی ۲۰۲۶ تمام شده، اما هجوم بیوقفه فوتبال ادامه دارد
جمعه، لیگ برتر اسکاتلند فصل ۲۷-۲۰۲۶ خود را آغاز میکند. جمعه بعد از آن، اردیویسه هلند دوباره شروع میشود و جام کارابائوی انگلیس سفر طولانی و کند خود را آغاز میکند. رقابتهای مختلف باشگاهی اروپا نیز از همین حالا مراحل مقدماتی خود را شروع کردهاند — و در مورد لیگ قهرمانان و لیگ کنفرانس، این روند از ۷ ژوئیه آغاز شده است. لیگاامایکس دو هفته از فصل آپرتورای خود را پشت سر گذاشته و لیگ برتر فوتبال آمریکا نیز در ۱۶ ژوئیه فصل عادیاش را از سر گرفته است. فوتبالهای دیگری نیز در جاهای دیگر و زمانهای دیگر در دسترساند.
فقط یک هفته از پایان جام جهانی گذشته است.
احساس بیوقفه بودن که فوتبال القا میکند، هیچگاه به اندازه پس از رویداد شاخصش آشکار نیست؛ زمانی که به ما یادآوری میشود این ورزش حتی وقتی جهان کموبیش ایستاده بود، متوقف نشد. هیچ تعطیلاتی وجود ندارد، هیچ فرصتی برای نفس کشیدن نیست. یک فصل، میان پسافصلها و پیشفصلها و بازار نقلوانتقالات، در فصل بعدی حل میشود. فوتبال یک وضعیت دائمی است.
جام جهانی قدرت خود را از این احساس میگیرد که شاید آخرین قطعه جهانی از یک فرهنگ تکمرکزی باشد. در زمانی دیگر، فرود بر ماه، یا یک مسابقه قهرمانی بوکس سنگینوزن، یا تاجگذاری یک پادشاه — زمانی که مردم هنوز برای چنین چیزهایی اهمیت قائل بودند — ممکن بود بخش بزرگی از سیاره را وادار کند بنشینند، تماشا کنند و کموبیش با هم درگیر یک موضوع واحد شوند. در تجربه روزبهروز شکستهتر ما از جهان، گاهی خوب است که چیزی مشترک داشته باشیم.
غیبت آن در ۴۷ ماه از هر ۴۸ ماه، جام جهانی را نادر میکند و اجازه میدهد انتظار برای آن شکل بگیرد. البته نیروهای حاکم بر این ورزش در برابر چنین اعتدالی صفآرایی کردهاند و در واقع در حال پیروزی در این نبرد هستند. این جام جهانی نسبت به دوره قبلی ۵۰ درصد بزرگتر شد و به ۴۸ تیم رسید. اگر فیفا اختیار کامل داشت، تورنمنتی دوسالانه با ۶۴ تیم برگزار میکرد.
بههرحال، تنها ایدهای که در طبقه مدیران اجرایی این ورزش وجود دارد، فوتبال بیشتر است. تنها درسی که ظاهراً از ورزش آمریکا نگرفتهاند، این است که لیگ ملی فوتبال آمریکا جایگاه هژمونیک خود را در این صنعت حفظ کرده، چون محصولش کمیاب است. مسابقاتش شبیه رویدادند، نه یک عادت روزمره که بتوانی امروز از آن صرفنظر کنی و فردا جبرانش کنی؛ آن هم با وجود تلاشهای مداوم خود NFL برای طولانیتر کردن برنامه فصل عادیاش.
برای کمی بیش از یک ماه، هر چهار سال یکبار، تقریباً تمام سیاره یک بازی واحد را تماشا میکند. بهجز روزهای پایانی مرحله گروهی، بازیها همزمان نمیشوند، با هم تداخل ندارند و در برابر هم برنامهریزی نمیشوند. در آن مدت، ما مصرفکنندگان سرگرمی، در یک واقعیت تا حد زیادی مشترک زندگی میکنیم؛ و حالا قرار است به سیلوهای بیپایانی بازگردیم که الگوریتمها بر اساس سلیقهها و رفتارهای گذشتهمان به ما تحمیل میکنند، یا به مجموعه کاملاً شخصیسازیشدهای از بازیکنان و تیمها و لیگهایی که اکنون برایمان اهمیت دارند.
بیرون از جام جهانی، فوتبال حرفهای میتواند شبیه فید فیسبوکی باشد که سالها پیش دیگر به آن توجه نکردی، چون فقط از انبوهی از زبالههای بیوقفه تولیدشده با هوش مصنوعی پر شده است. به نظر میرسد مقدار بسیار کمی از آن برای تو اهمیت بسیار زیادی داشته باشد و بخش زیادی از آن حتی شاید اصلاً واقعی به نظر نرسد؛ همین هم باعث میشود خیلی راحت از کنارش رد شوی. همه چیز بیشکل به نظر میرسد، مثل نوعی نویز ایستا و بیهیأت که آرامآرام پیش میخزد و فقط وقتی سرت را از صفحه دیگر برمیداری، به شکلی کلی در چیزی شبیه فوتبال جمع میشود.
به نظر میرسد عرضه فوتبال حرفهای آنقدر عظیم از تقاضا پیشی گرفته که بازارِ توجهِ ما همیشه در حال غرق شدن است. هیچوقت فرصتی برای تنفس نیست. هیچوقت مجالی برای انتظار کشیدن نیست. شاید صرفاً بر اساس مشاهدات شخصی، دیگران هم همین حس را دارند. شنبه، لیورپول و ساندرلند حتی نتوانستند ورزشگاه یک تیم MLS در نشویل را برای بازی دوستانه پیشفصل خود پر کنند. همزمان، رکسهام و لیدز یونایتد هم جمعیتی کمتعداد را به تامپا کشاندند.
اما از یک جهت، این هجوم همیشه وجود داشته است. فوتبال از گذشته بیشتر شده، زودتر شروع میشود و دیرتر به پایان میرسد، فارغ از هر تقویمی که بر مبنای آن محاسبه شود، اما تعداد رقابتهای داخلی تقریباً همان اندازه گذشته است. فقط این است که قبلاً تا این اندازه بهراحتی در آن سوی مرزها در دسترس نبودند. زمانی که در بلژیک بزرگ میشدم، صبحهای یکشنبه به برنامه خلاصه بازیهای لیگ یک فرانسه دسترسی داشتم، عصرهای یکشنبه خلاصههای لیگ بلژیک و هلند را میدیدم و شبها هم برنامه Match of the Day بیبیسی برای خلاصههای لیگ برتر انگلیس را تماشا میکردم. هر از گاهی هم شاید به یک بازی سریآ در شبکه ملی ایتالیا برمیخوردم. امروز، در اتاق کارم در نیویورک، ظاهراً هیچ محدودیتی برای بازیهایی که میتوانم از هر جای دنیا ببینم وجود ندارد.
این شیوه بدتری برای زندگی نیست، اما آشفتهتر است؛ و میتواند این ورزش را بهکلی طاقتفرسا جلوه دهد؛ شبیه مردی تنها که در برابر سونامیِ چیزی ایستاده که ناچاریم آن واژه منفور را به کار ببریم: «محتوا». فصل تازهای همین حالا آغاز شده، در حالی که ما هنوز در حال فکر کردن، پردازش کردن و هضم فصل قبلی هستیم. هنوز افکارمان درباره جام جهانی کامل شکل نگرفته است؛ اینکه چه معنایی داشت و چگونه الگوهای مختلف این ورزش را جابهجا کرد.
ما به استراحت نیاز داریم. با این حال، همیشه فوتبال بیشتری وجود دارد.
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
حسین راغفر در گفتوگو با فراز مطرح کرد
- تازهها
- پربازدیدها
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
رییس کانون بازنشستگان به فراز: معوقات بازنشستگان هرچه سریعتر و یکجا پرداخت شود
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد