خاورمیانه جدید؛ استمرار معادلات گذشته در پسِ طوفانهای نظامی و دیپلماتیک
از جهات بسیار، جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران و جنگ غزه که پیش از آن رخ داد، تحولآفرین به نظر میرسند. پس از دههها جنگ سایه، اکنون ایران و اسرائیل مستقیماً خاک یکدیگر را هدف قرار دادهاند و واشنگتن و تلآویو به شیوهای کاملاً جدید برای نبرد علیه ایران متحد شدهاند. کشورهای حاشیه خلیج فارس که زمانی تا حد زیادی از آسیب به دور بودند، شاهد آتشسوزی در تأسیسات انرژی، فرودگاهها و هتلهای خود بودهاند. حزبالله، لبنان را که تازه در حال بهبود از جنگ قبلی بود، دوباره به سمت درگیری کشاند. ساختار سیاسی حاکم بر سوریه نیز با تضعیف متحدانش در بیروت و تهران و عدم امکان دریافت کمک، فروپاشید. اسرائیل نیز غزه را ویران کرده، به سمت الحاق کرانه باختری پیش رفته، بخشهایی از جنوب لبنان را دوباره اشغال کرده و کنترل خود بر اراضی سوریه را به ماورای بلندیهای جولان گسترش داده است.
همه این تغییرات واقعی و مهم هستند و موجب رنج میلیونها نفر شدهاند. با این حال، خاورمیانهای که از دل این تلاطم بیرون میآید، شباهت زیادی به خاورمیانه پیش از آن دارد. بازیگران خارجی همچنان به بازیهای موازنه قدرت خود در داخل مرزهای کشورهای ضعیف عربی ادامه میدهند، منازعه ایران و اسرائیل باقی مانده، مسئله فلسطین حلنشده رها شده و ایالات متحده فاقد ظرفیت یا اراده برای تحمیل نظم است، اما همچنان درگیرتر از آن است که منطقه را ترک کند.
توافق آتشبس به امضا رسیده میان ایران و ایالات متحده در ژوئن ۲۰۲۶، عدم موفقیت دولت آمریکا در تغییر بنیادی منطقه را نشان میدهد. تهران پس از تحمل ضرباتی، قدرت خود را با اعمال مسدودسازی بر تنگه هرمز و پاسخ به همسایگان خود در خلیج فارس تثبیت کرده است. ساختار حاکم در تهران تا حد زیادی دستنخورده باقی مانده و اکنون اعضای سپاه پاسداران بر آن مسلط هستند که همانند پیشینیان خود به ایستادگی در برابر اسرائیل و حضور در معادلات کشورهای عربی متعهد هستند. جنگ آمریکا و اسرائیل که در فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، قرار بود توان ایران را تضعیف کند، اما در عوض حیات تازهای به آن بخشیده است.
با وجود دو سال و نیم نبرد و کشته شدن دهها هزار نفر که بیشتر آنها فلسطینی بودند، وضعیت در اسرائیل، غزه و کرانه باختری تا حد زیادی همانند پیش از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ است. اگرچه توان نظامی حماس کاهش یافته، اما استفاده بیسابقه اسرائیل از نیروی نظامی، مشکلات بنیادی در کانون منازعه را حل نکرده است. اگرچه برخی مقامات اسرائیلی از اخراج کامل فلسطینیها و الحاق سرزمینهای آنها حمایت میکنند، اما این اتفاق رخ نداده و به این زودیها رخ نخواهد داد. در غیاب یک راهحل سیاسی که شامل نوعی حق تعیین سرنوشت برای فلسطینیها باشد، شکل اصلی منازعه یکسان باقی میمایند.
ایالات متحده و اسرائیل نمیتوانند با بمباران به منطقهای بهتر دست یابند. یک خاورمیانه واقعاً دگرگونشده که بتواند پایهای برای یک نظم منطقهای پایدارتر باشد، با دولتهای مرکزی قویتر در کشورهای عربی مانند عراق، لبنان، سوریه و یمن تعریف میشود. امروز آن مناطق دچار بحران داخلی هستند و تا زمانی که آن دولتها نتوانند بر مرزهای خود نظارت کنند و از اقدام مستقل بازیگران غیردولتی جلوگیری نمایند، منطقه بیثبات خواهد ماند؛ چرا که دولتهای ضعیف نمیتوانند صلح پایدار بسازند.
جنگ منطقهای که از سال ۲۰۲۳ آغاز شد، خاورمیانه را به چنین دگرگونی نزدیکی نکرده است. در حال حاضر، ایران و ایالات متحده میان مذاکره و نبرد در رفتوآمد هستند، اما هیچیک تمایلی به تشدید اوضاع به گونهای که بنیانهای وضعیت موجود را تغییر دهد، ندارند. تهران اجازه دریانوردی آزاد و بدون قید و شرط از تنگه هرمز را نخواهد داد، برنامه هستهای خود را کنار نمیگذارد و متحدان منطقهای خود را رها نخواهد کرد. واشنگتن نیز بعید است نیروی زمینی به ایران اعزام کند؛ بنابراین صرفنظر از اینکه جنگ چقدر طول بکشد یا چگونه به پایان برسد، حجم درگیریهای سالهای گذشته دستاورد بنیادی نداشته است؛ و از آنجا که هیچ تغییر معناداری در دینامیکها و منافع اصلی خاورمیانه رخ نداده، حتی اگر آتشبس پایدارتری حاصل شود، شمارش معکوس برای جنگ بعدی از هماکنون آغاز شده است.
ایران از آخرین دور درگیریها ایستاده بیرون آمد. البته این کشور همچنان با چالشهای اقتصادی مواجه است، اما با ایستادگی در برابر هجوم آمریکا و اسرائیل و کشف اهرم فشار خود بر بازارهای جهانی انرژی، برجستگی خود را بازیافته است. این کشور قطعا به عناصر بنیادی سیاست منطقهای خود یعنی مخالفت با اسرائیل، مقاومت در برابر قدرت آمریکا و حضور در عرصه منطقهای ادامه خواهد داد و انگیزهای قوی خواهد داشت تا هر آنچه در توان دارد برای بازدارندگی در برابر حملات آینده به کار گیرد.
در خلیج فارس، کشورهای عربی سالها ثبات در همسایگی خود را ترجیح میدادند تا بر جذب گردشگری، تجارت و سرمایهگذاری خارجی تمرکز کنند. جنگ برای تجارت مضر است، به همین دلیل حکومتهای خلیج فارس در طول حملات ژوئن ۲۰۲۵ موضعی محافظهکارانه داشتند و علیه حمله به ایران رایزنی میکردند. با این حال، هنگامی که نبرد در فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، این منطقه بود که سنگینی پاسخها را متحمل شد.
آنچه طی سه سال گذشته تغییر کرده، دیدگاه خلیج فارس نسبت به اسرائیل است. سالها کشورهای خلیج فارس به آرامی گرایش به پذیرش این کشور داشتند، اما این روند اکنون معکوس شده و شتاب برای گسترش پیمان ابراهیم متوقف شده است. جنگ غزه همکاری آشکار با اسرائیل را از نظر سیاسی پرریسک کرده و اقدامات تلآویو باعث شده رهبران خلیج فارس در متعهد بودن آن به امنیت خود دچار تردید شوند.
در نهایت، اسرائیل نتوانسته به هدف جاهطلبانه خود یعنی سرنگونی ساختار سیاسی ایران دست یابد. آتشبس ژوئن ۲۰۲۶ ساختار ایران را با سرمایههای نظامی کافی برای تثبیت خود در منطقه برجا گذاشت. تصمیم تلآویو برای بازی در نقش برهمزننده منطقهای، متکی بر این تصور است که قدرت نظامیاش برای محافظت دائمی از آن کافی است؛ تصوری که با توجه به تحولات موجود، فرضیهای زیر سؤال است.
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
حسین راغفر در گفتوگو با فراز مطرح کرد
- تازهها
- پربازدیدها
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
رییس کانون بازنشستگان به فراز: معوقات بازنشستگان هرچه سریعتر و یکجا پرداخت شود
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد