وقتی ترامپ رئیسجمهور است چه کسی به قانونگذاری نیاز دارد؟
یک شکایت همیشگی علیه دولت ترامپ این است که او در حال تحمیل حکمرانی فردمحور است؛ سیستمی که در آن تمایلات و هوسهای شخصی رهبر جایگزین قانون میشود. اکنون دونالد ترامپ با قدرت تمام در برابر تنظیم مقررات و قانونگذاری برای هوش مصنوعی موضع گرفته است و استدلال او تقریباً بهطور صریح بر برتری دانایی کل خود بر هرگونه فرآیند قانونی رسمی استوار است. او نه تنها اتهام فردمحوری را رد نمیکند، بلکه آن را به یک وعده تبدیل کرده است.
او در پستی در تروث سوشال که ادعای خود را نقض میکند نوشت: «تنها کنترل یا «نردههای محافظتی» که هوش مصنوعی به آن نیاز دارد، یک رئیسجمهور قوی و باهوش (با ضریب هوشی بالا!) است و ایالات متحده این را به وفور در اختیار دارد!»
حتی متمایلترین اقتصاددانان به بازار آزاد نیز اذعان دارند که وقتی یک فعالیت خصوصی «پیامد خارجی» ایجاد میکند – یعنی هزینهای که به افرادی تحمیل میشود که نقشی در یک معامله ندارند – مداخله دولت الزامی است. کارخانهای که زبالههای سمی را در یک جویبار میریزد، تاکنون نمونه بارز کتابهای درسی از یک پیامد خارجی بوده که نیازمند وضع مقررات است. اما نابودی تمدن بشری توسط رباتهای هوش مصنوعی – همانطور که مدیران ارشد هشدار میدهند ممکن است رخ دهد – آشکارا نشاندهنده یک پیامد خارجی بسیار پرهزینهتر است. در واقع، این موضوع شاید قویترین دلیل ممکن برای قانونگذاری و تنظیم مقررات باشد.
فشار شدید رقابتی میان شرکتهای هوش مصنوعی، که انگیزهای بسیار قویتر برای نوآوری سریع نسبت به تضمین ایمنی نوآوریهای خود دارند، ضرورت این موضوع را دوچندان میکند.
تردیدکنندگان دلایل موجهی برای نگرانی درباره مقررات ضعیف و بد طراحیشده دارند؛ مقرراتی که یا پیشتازان فعلی صنعت را تثبیت میکند یا به هوش مصنوعی چین اجازه میدهد از نسخه آمریکایی پیشی بگیرد. اینها دلایلی برای مطالبه مقررات دقیق و درستطراحیشده هستند، نه فرار از هرگونه قاعده و قانون.
در برابر این منطق قاطع، ترامپ به جای هرگونه استاندارد بیطرفانه، باور همیشگیاش به اختیارات و امتیازات شخصی خود را ارائه میدهد. ترامپ تمایل دارد ضرورت قوانین را حتی در حوزههایی که خود خواهان اقدام دولتی است، نادیده بگیرد. او با مجوز کنگره برای جنگ با ایران مخالفت کرد. او از کنگره نخواسته است که تعرفهها را وضع کند، بلکه ترجیح داده است بر اساس تمایلات شخصی خود آنها را افزایش یا کاهش دهد و برای شرکتهای آسیبدیده معافیتهایی در نظر بگیرد.
اگر کسی به آن نیاز داشته باشد، رفتار رئیسجمهور مستقر دلایل و شواهد ممتازی علیه حکومت فردمحور بهطور عام و مشخصاً در حوزه هوش مصنوعی ارائه میدهد. از یک سو، تصمیمات او لزوماً با منافع عمومی همسو نیست. ترامپ با چند تن از افراد ثروتمند که سهم شخصی بالایی در توسعه و شکلگیری هوش مصنوعی دارند، ائتلاف سیاسی تشکیل داده است. نقش دوگانه دیوید ساکس، مهمترین مشاور هوش مصنوعی ترامپ و سرمایهگذار در این حوزه، حتی باعث شده برخی از مقامات کاخ سفید نگرانی خود را درباره تضاد منافع ابراز کنند.
علاوه بر این، ترامپ تمایلی دیرینه به تمرکز بر دغدغههای کوتاهمدت به جای مسائل بلندمدت دارد. ترجیح ترامپ برای کسب رضایت و نتایج فوری، توضیحدهنده بسیاری از تصمیمات اوست، از جمله قطع بودجه تحقیقات علمی و پزشکی، شتاب بخشیدن به انتشار گازهای گلخانهای حاصل از سوختهای فسیلی و تحقیر قدرت نرم آمریکا در سطح جهانی. پیشبرد توسعه هوش مصنوعی منافع مالی را نصیب متحدان ترامپ میکند که حزب او را با کمکهای مالی تأمین کردهاند. به نظر میرسد ترامپ معتقد است که گسترش هوش مصنوعی در حال حاضر اقتصاد را به پیش میبرد. تصور اینکه هرگونه نگرانی بلندمدتی بتواند ترامپ را متقاعد کند تا از منافع کوتاهمدت رونق هوش مصنوعی چشمپوشی کند، دشوار است.
در نهایت، درباره موضوع ضریب هوشی، حق با ترامپ است که سطح بالایی از هوش تحلیلی برای قانونگذاری هوشمندانه ضروری است. با این حال، این دلیلی برای اختیاردادن به دونالد ترامپ نیست. اگرچه او دارای زیرکی متمایز و غریزی و حسی خارقالعاده نسبت به نقاط ضعف انسان است، اما ترامپ فردی نیست که وارد مسائل شود و مشکلات جدید را در تمام پیچیدگیهایشان بفهمد. به نظر نمیرسد او متونی با هر اندازه یا محتوای قابل توجهی را بخواند و طبق گزارشها، توانایی تحمل جلسات توجیهی و عمیق را ندارد. اظهارات عمومی او پراکنده، پر از اشتباه و متکی بر دامنه واژگان رو به کاهشی است.
ترامپ در حوزههای معدودی تخصص دارد، از جمله ساختوساز، سرگرمی، و کفشهای تخفیفخورده مردانه. هوش مصنوعی و فناوری بهطور کلی در زمره زمینههای تخصصی او قرار ندارند.
دلایل بسیاری وجود دارد که چرا ایالات متحده به جای تکیه بر تمایلات شخصی یک رهبر، به مقرراتی شفاف و پایدار در حوزه هوش مصنوعی نیاز دارد. این امر حتی اگر رهبر فردی متعهد به منافع عمومی و عمیقاً مسلط به پیچیدگیهای سیاستگذاری باشد نیز صادق است؛ و زمانی که آن رهبر دونالد ترامپ باشد، این ضرورت صدچندان صدق میکند.
دو کلمه حرف حساب
گفتوگوی فراز با علی اوسط هاشمی، استاندار پیشین سیستان و بلوچستان
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
- تازهها
- پربازدیدها
دو کلمه حرف حساب
در گفتوگو با عضو کمیسیون اقتصادی مجلس بررسی شد
در گفتوگوی فراز با یک پژوهشگر حقوق بینالملل مطرح شد
گفتگوی فراز با مدیرکل مدیریت بحران استانداری مازندران
گفتوگوی فراز با سخنگوی صنعت آب کشور
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز: