نسخه تسلیم با برچسب «عقبنشینی تاکتیکی» | چرا هشدارهای رهبر شهید درباره قدرت ملی دوباره مطرح شده است؟
عقبنشینی تاکتیکی یا تسلیم؛ تفاوتی که با تغییر نام از بین نمیرود
حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، در اظهاراتی درباره جلوگیری از جنگ احتمالی سوم، بر این موضع تأکید کرده است که مسئولان نظام «مطلقاً حق ندارند هیچ ریسکی را بپذیرند» و باید هرگونه عقبنشینی تاکتیکی لازم برای حفظ ایران را در نظر بگیرند. در روایت مطرحشده از این دیدگاه، تعطیلی غنیسازی و چشمپوشی از دستاوردهای هستهای نیز بهعنوان بخشی از چنین عقبنشینیای مطرح شده است.
این ادبیات به مرعشی محدود نمانده و در اظهارات برخی چهرههای سیاسی، از جمله محمدجعفر قائمپناه، از معاونان دولت، نیز نمونههایی از آن دیده شده است. همچنین محمدجواد ظریف، مسئول پیشین پرونده برجام، با اظهاراتی در همین زمینه در معرض انتقاد قرار گرفته است؛ انتقادهایی که به برداشت او از چگونگی مواجهه با فشارهای خارجی مربوط میشود.
اما مسئله اصلی صرفاً اختلاف بر سر یک عبارت سیاسی نیست. پرسش این است که آیا هرگونه واگذاری در برابر تهدید را میتوان با افزودن صفت «تاکتیکی» به تصمیمی قابل دفاع تبدیل کرد؟ آیا عقبنشینی با هدف حفظ توان ادامه مسیر، همان کنار گذاشتن دستاوردهایی است که برای دستیابی به آنها هزینه شده است؟
برای پاسخ به این پرسش، باید میان انعطاف در روش و چشمپوشی از اصول و مؤلفههای قدرت تمایز گذاشت؛ تمایزی که رهبر شهید انقلاب در چندین سخنرانی به آن پرداختهاند.
هشدار درباره عقبنشینی غیرتاکتیکی؛ وقتی ترس از دشمن به تسلیم میرسد
رهبر شهید انقلاب در ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، با استناد به آیه ۱۶ سوره انفال، درباره پیامدهای عقبنشینی در برابر دشمن و تأثیر جنگ روانی بر محاسبات مسئولان هشدار دادند. ایشان تأکید کردند که عقبنشینی در برخی شرایط میتواند یک تاکتیک برای ادامه مبارزه باشد، اما عقبنشینی ناشی از ترس و تسلیم در برابر خواستههای دشمن، ماهیتی متفاوت دارد.
ایشان در این باره فرمودند:
«اگر چنانچه در مقابل دشمنی که مهاجم به شما است ــ انواع مهاجم هست، حالا یک وقت مهاجم با شمشیر و در میدان، روبهرو و سینهبهسینه است، یک وقت مهاجم تبلیغاتی است، یک وقت مهاجم اقتصادی است، یک وقت مهاجم نظامی است با ابزارهای جدید ــ عقبنشینیِ غیر تاکتیکی کردید ــ گاهی اوقات عقبنشینی هم یک تاکتیک است مثل پیشروی، که آن عیب ندارد: اِلّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ اَو مُتَحَیِّزاً اِلىٰ فِئَة؛ تاکتیک این است ــ اگر غیر از این موارد عقبنشینی کردید، فَقَد باءَ بِغَضَبٍ مِنَ الله.»
رهبر شهید انقلاب در ادامه، این قاعده را به میدانهای سیاسی، تبلیغاتی و اقتصادی نیز تعمیم دادند و توضیح دادند که بزرگنمایی قدرت دشمن میتواند این تصور را ایجاد کند که کشور در انزوا قرار گرفته و توان مقابله ندارد؛ تصوری که در نهایت ممکن است به پذیرش خواستههای طرف مقابل بینجامد.
معیار مطرحشده در این بیانات روشن است: عقبنشینی تاکتیکی باید در خدمت ادامه مسیر باشد، نه آنکه بهدلیل ترس از دشمن، اصل مسیر و داشتههای راهبردی کنار گذاشته شود.
از این منظر، صرف نامگذاری یک تصمیم بهعنوان «عقبنشینی تاکتیکی» برای داوری درباره آن کافی نیست. باید دید تصمیم موردنظر چه هدفی را دنبال میکند، چه چیزی را حفظ میکند و آیا در نهایت توان کشور برای ادامه مسیر را افزایش میدهد یا از آن میکاهد.
پس از دو جنگ تحمیلی؛ چرا نسخه عقبنشینی پیشاپیش مطرح میشود؟
در متن مطرحکننده این بحث، به ایستادگی ایران در دو جنگ تحمیلی ۱۲روزه و ۴۰روزه و دفاع از تمامیت ارضی کشور اشاره شده است. پرسش محوری این است که در چنین شرایطی، طرح ضرورت عقبنشینی پیش از آنکه نتیجهای از این تصمیم مشخص باشد، بر چه محاسبهای استوار است؟
این پرسش به معنای نادیده گرفتن هزینههای جنگ یا ضرورت تدبیر برای جلوگیری از درگیری نیست؛ مسئله، نسبت میان جلوگیری از جنگ و حفظ ظرفیتهای بازدارنده کشور است. آیا واگذاری مؤلفههای قدرت، لزوماً محاسبات دشمن را تغییر میدهد و خطر درگیری را کاهش میدهد یا ممکن است این برداشت را تقویت کند که تهدید بیشتر به امتیازهای بیشتر منجر خواهد شد؟
حجتالاسلام صلحمیرزایی نیز در همین زمینه معتقد است که گذشتن از مؤلفههای قدرت را نمیتوان عقبنشینی تاکتیکی نامید و چنین نسخههایی را باید نسخه تسلیم دانست. در این نگاه، تفاوت اصلی میان دو رویکرد در نتیجه آنهاست: یک تصمیم ممکن است برای حفظ توان و عبور از یک مانع اتخاذ شود؛ تصمیمی دیگر ممکن است همان توان را تضعیف کند، بیآنکه تضمینی برای پایان فشارهای خارجی وجود داشته باشد.
در همین چارچوب، تجربه کشورهایی که برای کاهش فشار به واگذاری امتیازها روی آوردهاند، بهعنوان موضوعی برای ارزیابی این راهبرد مطرح میشود. استدلال منتقدان عقبنشینی این است که واگذاری یک مؤلفه قدرت، بهخودیخود به معنای پایان زیادهخواهی طرف مقابل نیست.
رفتار آمریکا با متحدانش؛ آیا امتیازدهی تضمین امنیت است؟
یکی از استدلالهای مطرحشده در نقد نسخه عقبنشینی، به رفتار آمریکا با متحدان خود مربوط است. در متن مبنا، به اظهارات رئیسجمهور آمریکا درباره احتمال یافتن جایگزین برای رئیسجمهور اوکراین اشاره شده است؛ کشوری که در چارچوب مناسبات مورد نظر واشنگتن حرکت کرده است.
این مثال در استدلال منتقدان به یک پرسش منتهی میشود: اگر همراهی با خواستههای یک قدرت بزرگ، تضمین قطعی برای برخورداری از حمایت و امنیت نیست، بر چه اساسی میتوان انتظار داشت که واگذاری مؤلفههای قدرت ایران، مصونیت کشور را در برابر فشارهای بعدی تضمین کند؟
در همین بحث، به این نکته نیز اشاره میشود که اختلاف ایران و آمریکا صرفاً به یک موضوع فنی یا هستهای محدود نیست و مقامهای آمریکایی، از جمله وزیر امور خارجه این کشور، درباره ابعاد گستردهتر تقابل دو طرف سخن گفتهاند.
بر این اساس، منتقدان رویکرد عقبنشینی معتقدند که ارزیابی هر پیشنهاد برای کاهش تنش باید با توجه به دامنه مطالبات طرف مقابل و پیامدهای بلندمدت آن انجام شود؛ نه صرفاً با این فرض که واگذاری یک امتیاز، به پایان فشارها خواهد انجامید.
نرمش قهرمانانه؛ انعطاف برای عبور از مانع، نه انصراف از مسیر
یکی از مفاهیمی که ممکن است برای دفاع از عقبنشینی در برابر فشارهای خارجی مورد استناد قرار گیرد، «نرمش قهرمانانه» است. اما آیا این مفهوم به معنای کنار گذاشتن مؤلفههای قدرت ملی است؟
رهبر شهید انقلاب در دیدار مسئولان وزارت امور خارجه در ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۲، درباره برداشتهای نادرست از این مفهوم توضیح دادند و فرمودند:
«مصلحت یعنی شناختن موارد انعطاف. یک جاهایی باید انعطاف داشت. انعطاف منافات با اصول ندارد. حفظ اصول با امکان انعطاف با هم میسازند، میتوان یک جاهایی انعطاف به خرج داد. بنده یک وقتی چند سال قبل از این گفتم: «نرمش قهرمانانه»؛ بد فهمیده شد، هم بعضیها در خارج بد فهمیدند، یک محاسبهی دیگر کردند، در داخل هم بعضی از خودهایمان بد فهمیدند معنای این را.»
ایشان در ادامه، برای توضیح معنای انعطاف، از مثال برخورد با یک مانع استفاده کردند:
«تقیه یعنی وقتی شما در یک جایی دارید حرکت میکنید، به یک صخرهای میرسید که از آن عبور نمیتوانید، یک راهی پیدا کنید از کنار صخره و عبور کنید. انعطاف یعنی این. معنایش این نیست که ما از ادامهی راه پرهیز کردیم و عقبنشینی کردیم، نه. به جنگ صخره نرفتیم، انعطاف پیدا کردیم، توانستیم راه دیگری را پیدا کنیم.»
این توضیح، مرز میان انعطاف در روش و انصراف از هدف را مشخص میکند. نرمش قهرمانانه به معنای یافتن راهی برای عبور از مانع و ادامه حرکت است؛ نه کنار گذاشتن مسیر بهدلیل دشواری یا فشار طرف مقابل.
از همین رو، استناد به این مفهوم برای توجیه هر نوع عقبنشینی، بدون توجه به نتیجه و پیامدهای آن، با توضیحی که رهبر شهید انقلاب ارائه کردهاند، سازگار نیست. در این چارچوب، مصلحت باید در کنار عزت و حکمت سنجیده شود، نه جدا از آنها.
رهبر شهید همچنین بر نفی «دیپلماسی التماسی چه در کلام و چه در محتوا» تأکید کرده بودند؛ رویکردی که در آن، محاسبات سیاسی کشور بهجای اتکا به منافع و ظرفیتهای ملی، به حرف و تصمیم مقامهای کشورهای دیگر وابسته میشود.
مذاکره زیر تهدید؛ هشدار درباره عقبنشینیهای بیپایان
رهبر شهید انقلاب پس از جنگ تحمیلی ۱۲روزه، در اول مهر ۱۴۰۴، درباره پذیرش مذاکره تحت فشار و تهدید نظامی هشدار دادند. محور اصلی سخنان ایشان این بود که اگر یک کشور در برابر تهدید به مذاکره تن دهد، ممکن است طرف مقابل این رفتار را نشانه تهدیدپذیری تلقی کند و مطالبات تازهای را مطرح سازد.
ایشان در این باره فرمودند:
«قبول چنین مذاکرهای نشانهی تهدیدپذیری ایران اسلامی است. اگر چنانچه شما با این تهدید رفتید مذاکره کردید، معنایش این است که ما در مقابل هر تهدیدی فوراً میترسیم، میلرزیم و تسلیم طرف مقابل میشویم؛ معنایش این است. این تهدیدپذیری اگر به وجود آمد، دیگر انتها نخواهد داشت.»
رهبر شهید در ادامه، به احتمال گسترش مطالبات طرف مقابل از غنیسازی به حوزههای دیگر اشاره کردند و گفتند:
«امروز میگویند اگر چنانچه غنیسازی داشته باشید، ما چنین و چنان میکنیم؛ فردا میگویند اگر موشک داشته باشید، ما چنین و چنان میکنیم؛ بعد میگویند اگر با فلان کشور ارتباط نداشته باشید، ما چنین و چنان میکنیم؛ اگر با فلان کشور ارتباط داشته باشید، ما چنین و چنان میکنیم! مدام تهدید [هست] و مجبوریم که در مقابل تهدیدهای دشمن عقبنشینی کنیم.»
ایشان در پایان این بخش از سخنان خود تصریح کردند:
«قبول مذاکرهای را که با تهدید همراه است، هیچ ملّت باشرفی انجام نمیدهد، هیچ سیاستمدار خردمندی هم آن را تصدیق نمیکند.»
این هشدار، به مسئلهای فراتر از یک مذاکره مشخص میپردازد: پیامد پذیرش تهدید بهعنوان مبنای تصمیمگیری. بر اساس این استدلال، اگر تهدید به ابزار مؤثر برای گرفتن امتیاز تبدیل شود، ممکن است طرف مقابل در مراحل بعد نیز همان روش را برای طرح مطالبات بیشتر به کار گیرد.
در نتیجه، جلوگیری از جنگ و حفظ امنیت کشور را نمیتوان صرفاً با میزان امتیازهایی که در برابر فشار واگذار میشود سنجید؛ بلکه باید پیامدهای آن تصمیم بر رفتار آینده طرف مقابل نیز مورد توجه قرار گیرد.
قدرت ملی؛ ابزار تأمین امنیت یا مانعی برای کاهش تنش؟
مرعشی بر این باور است که برای حفظ ایران باید هر عقبنشینی لازم را پذیرفت؛ اما رهبر شهید انقلاب در ششم آبان ۱۴۰۳، استدلالی را که امنیت کشور را در فاصله گرفتن از ابزارهای حساسیتبرانگیز برای قدرتهای بزرگ جستوجو میکند، نادرست دانستند.
ایشان فرمودند:
«بعضیها در تحلیلهای گوناگون، در فهم عجیب از مسئله تصوّر میکنند اگر بخواهیم کشور در امنیّت باشد، بایستی سراغ ابزارهای حسّاسکنندهی قدرتها نرویم... بعضی اینجور قضاوت میکنند؛ این غلط است. آن چیزی که امنیّت را برای یک کشور حفظ میکند، «قدرت ملّی» آن کشور است، قوی بودن آن کشور است؛ قوی بودن از همهجهت……»
رهبر شهید در ادامه، با اشاره به تجربه تاریخی ایران، از پیامدهای کنار گذاشتن ابزارهای قدرت سخن گفتند:
«هر وقت ما، بر اثر سوءِ سیاست زمامداران کشورمان، از رفتن به سمت ابزارهای قدرت روگردان شدیم، دشمن بر ما مسلّط شد. در دوران قاجار، دوران پهلوی، این مصیبت سر این ملّت آمد؛ ملّت را قوی نکردند.»
ایشان سپس به اشغال ایران در جنگ جهانی اول و دوم اشاره کردند؛ درحالیکه ایران در هر دو جنگ اعلام بیطرفی کرده بود، اما توان دفاعی ناکافی مانع اشغال کشور نشد.
رهبر شهید در این باره گفتند:
«وقتی کشوری توانایی دفاع از خودش را ندارد اینجور میشود دیگر. این گناه زمامداران نالایق ــ بعضی نالایق، بعضی خائن و وابستهی به این و آن ــ نابخشودنی است که ملّت را ضعیف بار بیاورند که نتواند از خودش دفاع کند؛ طبعاً امنیّتش از بین خواهد رفت.»
ایشان در جمعبندی این استدلال، تأکید کردند:
«راه تأمین امنیّت، قدرت است؛ ملّت ایران و مسئولین کشور باید این را هضم کنند: باید قوی شد... باید قوی شد. ملّت باید روزبهروز خودش را بیشتر تقویت کند.»
بر مبنای این دیدگاه، امنیت پایدار با تضعیف ظرفیتهای دفاعی، سیاسی و راهبردی کشور تضمین نمیشود. مسئله این است که تصمیمگیران چگونه میتوانند میان جلوگیری از جنگ، مدیریت تنش و حفظ توان ملی توازن برقرار کنند؛ بدون آنکه فشار خارجی به عامل تعیینکننده در واگذاری مؤلفههای قدرت تبدیل شود.
غنیسازی؛ دستاوردی که با فشار کنار گذاشته نمیشود
بحث عقبنشینی در برابر آمریکا، در موضوع غنیسازی ابعاد مشخصتری پیدا میکند؛ زیرا غنیسازی در متن مبنا بهعنوان یکی از دستاوردهای راهبردی کشور مطرح شده که برای دستیابی به آن، سالها تلاش و هزینه صرف شده است.
رهبر شهید انقلاب در اول مهر ۱۴۰۴، با اشاره به فشارهای چنددههای برای توقف فعالیتهای هستهای ایران، تأکید کردند که کشور در برابر این فشارها تسلیم نشده و نخواهد شد.
ایشان فرمودند:
«البتّه در این چند دهه که ما این کارها را در کشور انجام دادیم، روی ما، روی ایران، روی مسئولین کشور، روی دولتهامان فشارها هم بسیار زیاد بوده که خواستهاند با این فشارها ایران دست از این کار بردارد، [امّا] ما تسلیم نشدیم و نخواهیم شد. ما در این قضیّه و در هر قضیّهی دیگری، تسلیم فشار نشدیم و نخواهیم شد.»
رهبر شهید سپس به مطالبه آمریکا برای توقف کامل غنیسازی اشاره کردند و تفاوت آن را با درخواستهای پیشین توضیح دادند؛ درخواستهایی که بر اساس آنها، ایران نباید غنیسازی در سطح بالا انجام دهد یا محصولات غنیسازیشده را در داخل کشور نگه دارد.
ایشان درباره مطالبه توقف کامل غنیسازی فرمودند:
«این میگوید اصلاً بکلّی غنیسازی نداشته باشید. [این] یعنی چه؟ یعنی این دستاورد بزرگی که برای آن، کشورمان اینهمه تلاش کرده، اینهمه هزینه کرده، اینهمه مشکلات فراوان را از سر گذرانده، همهی این تلاشها را، همهی محصول این کارها را دود کنید و هوا کنید و از بین ببرید! معنای «غنیسازی نداشتن» این است.»
ایشان در پایان تصریح کردند:
«خب معلوم است، ملّت غیرتمندی مثل ملّت ایران، توی دهن گویندهی این حرف میزند و این حرف را قبول نمیکند.»
این موضع، غنیسازی را در چارچوب بحث گستردهتر قدرت ملی و مقاومت در برابر فشار خارجی قرار میدهد. در چنین چارچوبی، پیشنهاد تعطیلی غنیسازی بهعنوان راهی برای جلوگیری از جنگ، با این پرسش روبهروست که آیا واگذاری چنین ظرفیتی میتواند به کاهش پایدار تهدیدها منجر شود یا صرفاً دامنه مطالبات طرف مقابل را گسترش میدهد؟
مسئله اصلی؛ جلوگیری از جنگ بدون تبدیل تهدید به ابزار امتیازگیری
مجموع این بیانات، چارچوبی برای سنجش پیشنهادهای سیاسی درباره عقبنشینی ارائه میکند: انعطاف میتواند ابزاری برای عبور از مانع باشد، اما نباید با انصراف از مسیر یا واگذاری مؤلفههای قدرت یکسان گرفته شود.
از این منظر، پرسش درباره پیشنهاد مرعشی فقط این نیست که آیا باید برای جلوگیری از جنگ احتمالی ریسک کرد یا نه؛ مسئله این است که چه تصمیمی واقعاً به حفظ ایران و امنیت پایدار آن کمک میکند. آیا عقبنشینی موردنظر، فرصتی برای ادامه مسیر فراهم میکند یا به تضعیف ظرفیتهایی میانجامد که برای دفاع از کشور و حفظ قدرت چانهزنی آن ضروری دانسته میشوند؟
بر اساس استدلال مطرحشده در بیانات رهبر شهید انقلاب، نامگذاری یک تصمیم بهعنوان «عقبنشینی تاکتیکی» یا «نرمش قهرمانانه» بهتنهایی ماهیت آن را تعیین نمیکند. معیار، هدف، محتوا و پیامد تصمیم است: آیا این انعطاف راهی برای عبور از مانع و حفظ قدرت است، یا پذیرش خواستههای طرف مقابل تحت فشار؟
این همان مرزی است که در بحثهای مربوط به جلوگیری از جنگ، مذاکره و آینده برنامه هستهای ایران اهمیت پیدا میکند؛ مرز میان تدبیر برای حفظ کشور و واگذاری مؤلفههای قدرت به امید آنکه تهدیدها پایان یابند.
پیامد درخواست عجیب دانشگاه علوم پزشکی از بانکها
کالبد شکافی طوفان الاقصی در گغتگو با نماینده حماس
- تازهها
- پربازدیدها
کالبد شکافی طوفان الاقصی در گغتگو با نماینده حماس
میزگرد دکتر حسین راغفر و دکتر ناصر هادیان
گزارش تحقیقی فراز
گفتوگوی فراز با سخنگوی صنعت آب کشور
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز: