۳۰ مهر ۱۴۰۵ ۱۰:۰۷
چهارشنبه ۰۴ مهر ۱۴۰۳ - ۱۵:۳۲
کد خبر: ۸۱۸۲۸
حذف فاجعه مرگ کارگران معدن از صفحه یک روزنامه‌ها

طبس را فراموش کنید!

طبس را فراموش کنید!
انفجار و ریزش معدن زغال‌سنگ طبس و مرگ ۴۹ کارگر معدنچی یک فاجعه‌ی ملی بود و حتی مقام‌های رسمی بعضی از کشورها وقوع آن‌را به ایران تسلیت گفتند. با این حال میزان توجه رسانه‌های رسمی به اندازه بزرگی فاجعه و حساسیت جامعه ادامه پیدا نکرد و تنها ۴ روز پس از وقوع حادثه، این فاجعه‌ی بزرگ ملی جایی در تیتر و عکس اول رسانه‌های چاپی و دیجیتالی کشور ندارد.

انفجار و ریزش معدن اتفاقی بود که ساعت ۲۱ به وقت محلی شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۳ در معدن زغال‌سنگ طبس رخ داد. اولین اخبار حادثه در نخستین ساعت‌های بامداد یکشنه اول مهرماه در فضای مجازی منتشر شد و ساعت ۴:۱۵ صبح خبر یافتن اولین پیکر رسید. نزدیک ۱۲ ساعت پس از زمان وقوع انفجار، مرگ ۳۰ نفر از معدنچیان محبوس قطعی و اعلام شد و با پیش رفتن زمان بر تعداد کشته‌های این فاجعه‌ی دردناک اضافه می‌شد. تصاویری از حادثه (محوطه‌ی باز و خارجی معدن و گروه‌های امدادی) نیز همراه این خبرها بود که تقریبا همه‌ی آن‌ها با موبایل گرفته یا از روی فیلم‌های موبایلی تهیه شده بودند. مردم پیگیر خبرها شدند و با انتشار تصاویر و عکس‌ها در حساب‌های کاربری خود نشان دادند این مسئله برایشان مهم است و نگرانی‌ و ناراحتی خود را ابراز کردند. با این حال میزان توجه رسانه‌های رسمی به اندازه بزرگی فاجعه و حساسیت جامعه ادامه پیدا نکرد و تنها ۴ روز پس از وقوع حادثه، این فاجعه‌ی بزرگ ملی جایی در تیتر و عکس اول رسانه‌های چاپی و دیجیتالی کشور ندارد.

در ادامه شیوه‌ی پرداختن رسانه‌های اصلی کشور به این حادثه را بررسی می‌کنیم.

 

از کم‌کاری صدا و سیما تا تیترهای شاعرانه‌ی روزنامه‌ها

وقوع چنین حوادث و فجایعی در اغلب کشورها در صدر اخبار رسانه‌های رسمی و به‌ویژه رسانه‌های دیداری و تلوزیون‌ها قرار می‌گیرد، خبرنگاران به‌صورت ۲۴ ساعته در محل حادثه حضور دارند و گزارش لحظه به لحظه ارائه می‌دهند. اما صدا و سیمای ایران به‌عنوان اصلی‌ترین رسانه‌ی دیداری کشور و با ادعای ملی بودن، حادثه و عملیات جستجو را در حد گزارش‌های کوتاه و زیرنویس‌هایی در بخش‌های مختلف خبری دنبال و اطلاع‌رسانی می‌کرد. در حالی‌که صدا و سیما در تمام استان‌ها و مراکز استانی نمایندگی و مرکز فعال دارد و خبرنگاران آن بیشتر و راحت‌تر از خبرنگاران رسانه‌های دیگر امکان و اجازه‌ی حضور در محل وقوع هر نوع حادثه‌ای دارند.

دوشنبه ۲ مهر ۱۴۰۳ و نزدیک ۳۶ ساعت پس از وقوع انفجار، روزنامه‌های چاپی روی دکه قرار گرفتند. انتظار می‌رفت این فاجعه‌ی ملی با تعداد بالای کشته‌ها خبر و عکس اول تمام یا بیشتر روزنامه‌ها یا دست‌کم روزنامه‌های پرتیراژ و مشهور باشد اما چنین نبود.

فقط بعضی از روزنامه‌ها عکس و تیتر یک را به معدن طبس اختصاص دادند ولی بیشتر صفحات یک، تیتر یا عکس اول را بین این حادثه و خبرهای سیاسی (به‌ویژه سفر پزشکیان به نیویورک) تقسیم کردند. روزنامه‌هایی مانند کیهان، اعتماد، آسیا، اعتدال و... نه عکس و نه تیتر اول را به حادثه‌ی مرگبار معدن طبس اختصاص نداده بودند. عکس بیشتر روزنامه‌ها نمی‌توانست چیزی از عمق فاجعه نشان دهد و اغلب تیترها، احساسی و شعرگونه بود یا به شکلی از اصل واقعه دور می‌شد یا شدت آن‌را منعکس نمی‌کرد: نان و جان، فاجعه در طبس، حادثه در معدن طبس، ایران تسلیت، فاجعه در عمق زمین، فاجعه در شیفت شب، روز سیاه جمعه کارگری، باز هم داغ معدن، مصیبت مرگ معدنکاران، سوگ سیاه، معدنچی جان می‌دهد، معدن سود، حال ناخوش معادن ایران! و...

در واقع اگر بنا بود کسی کاملا بی‌اطلاع از حادثه‌ی شنبه‌شب، صبح روز دوشنبه بر اساس عکس‌ها و تیترهای اصلی روزنامه‌های روی دکه از وقوع حادثه، بزرگی آن، علت، وضعیت قربانیان و سایر نکات اصلی با خبر شود، به نتیجه‌ای نمی‌رسید. حتی اصل اول وظیفه‌ی اطلاع‌رسانی و اثرگذاری، قدرت و گویاییِ تیتر و روتیتر، عکس یک و کاربردهای آن‌ها رعایت نشده بود.

 

حذف جانباختگان معدن طبس از رسانه

 

حذف قربانیان از صفحه یک روزنامه‌ها

روز سه‌شنبه ۳ مهرماه در حالی‌که عملیات جستجو همچنان ادامه داشت، تنها سه روزنامه همزمان خبر و تیتر یک را به فاجعه‌ی معدن اختصاص دادند و تعداد اندکی همچنان در تیتر یا صفحه‌ی به جنبه‌ای از این حادثه‌ی  خاص یا وضعیت معدن‌کاران، معادن، کارگران و... پرداخته بودند؛ مواردی مانند: ایمنی کار، غیراستاندارد بودن شرایط، نبود امکانات لازم، رابطه‌ی اقتصاد و شرایط معدن، بی‌توجهی به خطرهای کار معدن و...

روز چهارشنبه ۴ مهرماه و در حالی‌که در زمان صفحه‌چینی روزنامه‌ها هنوز پیکر تعدادی از جان‌باختگان پیدا نشده بود، از بین زخمی‌ها حال دو نفر وخیم و تعدادی بستری بودند، جانباختگان و فاجعه معدن طبس مسئله و موضوع اصلی هیچ‌کدام از روزنامه‌های پرتیراژ کشور نبودند و فقط در سه روزنامه کم‌تیراژ و جدیدتر این جایگاه را داشتند. بعضی روزنامه‌ها هم در خبرهای دوم و سوم حادثه را از ابعاد مختلف بررسی کردند، مانند: واکاوی فاجعه در گفت‌وگو با دادستان، حوادث کار، فناوری‌های ایرانی برای ایمنی در معدن، تکرار تراژدی مرگبار

وضعیت سایت‌های خبری و خبرگزاری‌های رسمی نیز بهتر نبود و با وجود این‌که ساعت ۶ صبح چهارشنبه خبر انتقال پیکر بی‌جان آخرین کارگر معدن منتشر و مرگ ۴۹‌مین نفر هم تایید شد، فاجعه معدن طبس عکس یا تیتر اصلی هیچ‌کدام از آن‌ها نبود.

فراموشی جانباختگان 

روش، رویکرد و نوع رویارویی رسانه‌های ایران با چنین فاجعه‌ی بزرگی وقتی بیشتر نظر را  جلب می‌کند که آن‌را با عملکرد رسانه‌های کشورهای دیگر در چنین مواقعی مقایسه کنیم. خبرنگاران و تصویربرداران رسانه‌های چاپی و تصویری در اولین فرصت در محل حادثه حاضر می‌شوند، عملیات نجات یا جستجو و تمامی خبرهای مرتبط و حاشیه‌ای لحظه به لحظه مخابره می‌کنند. خانواده‌ی قربانیان و جان‌باختگان نیز در این پوشش گسترده‌ی رسانه‌ای کاملا دیده می‌شوند و مورد توجه هستند.

در بسیاری از کشورها پس از وقوع چنین حوادث ملی و بزرگی، مردم با قرار دادن گل در محل حادثه با خانواده‌های قربانیان همدلی می‌کنند، دولت یا شهرداری با ساخت بنای یادبود، خاطره‌ی جان‌باختگان را زنده نگه می‌دارند. سالگرد و سال‌روز واقعه و مرگ آن‌ها در جمع‌های خانوادگی که در برنامه‌ها و مراسم و برنامه‌های رسمی برگزار می‌شود. فیلم‌سازان و سینماگران به سراغ خانواده‌ها و نجات‌یافتگان احتمالی و نیز امدادگران می‌روند و آن واقعه را به تصویر می‌کشند. در ایران هیچ‌کدام از این کارها و برخوردها مرسوم نیست.

در عصر دیجیتال و اینترنت، حذف یا کوچک و کم‌رنگ شدن فاجعه و قربانیان از صدر اخبار نکته‌ی قابل تامل و سوال برانگیز است. بسیاری از ما بارها خودمان، دیگران و مردم ایران را به دلیل فراموشکار بودن سرزنش کرده‌ایم. طبیعتا نمی‌توان و نباید محدودیت‌های بسیار برای خبرنگاران و عکاسان رسانه‌های مستقل را نادیده گرفت ولی وظیفه‌ی رسانه صرفا اطلاع‌رسانی نیست، بلکه پیگیری خبر و واقعه، کمک به علت‌یابی و مقابله با فراموشی است.
 

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
تناقض در رفتار برجامی ترامپ | چرا واشنگتن ۱۷ ماه پس از شعارهای انتخاباتی در توافق ماند؟
دیپلماسی انجماد و تله حقوقی اسنپ‌بک؛ بازخوانی معماری صلح اوکراین در سایه تجارب یالتا و مینسک
معمای آماری در تنگه هرمز؛ چرا آرامش روی کاغذ با اضطراب بازار همخوان نیست؟
شتاب درآمدی بانک پاسارگاد ؛ رشد ۹۵ درصدی در شهریورماه
رشد ۶۰ درصدی سود خالص بانک پاسارگاد در نیمه نخست ۱۴۰۵
به گفته آنکارا، ترکیه، قطر، پاکستان و اندونزی توافق‌نامه همکاری دفاعی امضا کردند
کالابرگ یا کوپن؟ کدام کمک بیشتری به مردم می‌کند؟
زور افزایش درآمد به هزینه‌ها نرسید | کاهش سود زیرمجموعه پتروشیمی آبادان با وجود افزایش درآمد‌ها
آزمون بازدارندگی در ریاض؛ پدافند فرامنطقه‌ای در آسمان شبه‌جزیره
رشد درآمد بانک پارسیان فراتر از نقدینگی | تراز مالی از منفی به مثبت رسید
سوءاستفاده از تجمعات شبانه برای دفاع از رسایی یا حمله به دستگاه قضا درست نیست
تلاش واشنگتن برای افزایش تولید گازوئیل همزمان با اوج‌گیری قیمت‌ها
هشدار صریح محسنی‌اژه‌ای به متهم پرونده تراستی‌ها: ادعای ریسک نکنید، از سود‌های کلان‌تان بگویید
چه کسی ترمز استیضاح وزیر کار را کشید؟ استیضاح احمد میدری در هیأت رییسه مجلس بلاتکلیف است!
زینی‌وند: اولویت دستگاه دیپلماسی پیشگیری از تحمیل جنگ جدید است؛ آمادگی کامل برای دفاع از کشور داریم
عراق گذرگاه مرزی شیب با ایران را برای بررسی امنیتی بست
گلوی تولید زیر تیغ تورم | تولید ۱۱۷ درصد گران‌تر شد
اجرای طرح «تأمین‌رفاه» بانک رفاه کارگران آغاز شد
نتانیاهو برنامه‌ریزی حمله‌ای گسترده به ایران را داشت، اما ترامپ مانع آن شد
بازگشت گازوئیل روسیه به ترکیه و برزیل پس از لغو ممنوعیت صادرات
افزایش قیمت نفت به دلیل نگرانی‌های مربوط به عرضه در خاورمیانه
وعده عاصم منیر درباره بازگشایی مرزهای ایران و پاکستان محقق نشد | گمرک پاکستان همچنان بسته است
رشد شش‌برابری شاخص هم‌وزن؛ سهام کوچک بورس تهران پیشتاز شدند
پزشکیان: آمریکا پیش از مذاکره باید تهدیدها و تحریم‌ها را بردارد
بسنت بار دیگر برای فروپاشی اقتصاد ایران ضرب‌الاجل تعیین کرد؛ وعده قبلی محقق نشد
سرلشکر ایزدی: کنترل عملیاتی تنگه هرمز تا زمانی که ایران بخواهد ادامه دارد
موج اعتراضات معیشتی در ۷ کشور اروپا
فرانسه محدودیت‌های منع آمدوشد را گسترش می‌دهد
قالیباف در دیدار با عاصم منیر: آمریکا فقط با اجرای شروط هفت‌گانه می‌تواند اعتماد ایران را جلب کند
پیشنهاد سردبیر
زندگی