برای نزدیک به سه دهه، حوزه سیاسی در ایران بر اساس یک دوگانه عمل کرده است؛ اصلاحطلب و اصولگرا. این دوگانه در حوزه سیاست، نه فقط در عمل که حتی در ذهن فعالان سیاسی هم تثبیت شد.
نامش همیشه با اظهارنظرها و مواضع جنجالیاش مطرح بوده است؛ چه زمانی که در دو مجلس هشتم و نهم نماینده مجلس بوده و چه وقتی در مجلس دهم صلاحیتش رد شده. عضو جبهه پایداری بوده، اما خروج از این جبهه هیچ تغییری در مواضعش ایجاد نکرده است. در کارنامهاش انتقاد از سردار شهید قاسم سلیمانی و تقدیر از «تتلو» به چشم میخورد.
محمد مهاجری، روزنامهنگار و تحلیلگر اصولگرا معتقد است مقصر اصلی انحرافهایی که در جریان اصولگرا ایجاد شده، خود اصولگرایان اصلی هستند که فضا را برای رشد تندروها فراهم کردند و آنها را جدی نگرفتند.
رئیس جمهور در خطابات متعددی مضامین دقیقی برای تعامل در سیاست بینالمللی و منطقهای ایران مطرح میکنند، اما همه میدانیم این مضامین زمانی میتوانند عملیاتی و ثمر بخش باشند که پیوست سیاسی - بینالمللی و نقشه راهی برای آن در نظر گرفته شده باشد.
فعال سیاسی اصولگرا در واکنش به توئیت اخیر نبویان درباره انتصابات دولت میگوید: اینکه خطاب به پزشکیان میگویند اغتشاشگران را اطراف خود جمع کردید، توهین به رئیس جمهور کشور است، نباید به رئیس جمهور توهین کرد چراکه شخص دوم کشور است.
رئیس جمهور با بیان اینکه اگر قرار باشد همان مسیری را که تا امروز طی شده ادامه دهیم و فقط تعدادی از مدیران و افراد تغییر کنند، به مقصد سند چشمانداز نخواهیم رسید، گفت: در این دولت کسانی که بدون دلیل موجه بالا رفتهاند پایین میآیند و کسانی که به ناحق پایین رفتهاند، بالا کشیده خواهند شد؛ معیار با ما بودن یا نبودن، باور و توانایی افراد در اجرای سند چشمانداز است.
تندروی های امیرحسین ثابتی، مجری سابق و حامی سرسخت سعید جلیلی بالاخره اصولگرایان و رسانههای آنان را هم شاکی کرد و اظهارات او در مخالفت با عباس عراقچی با مخالفتهایی از سوی اردوگاه راست مواجه شد.
عباس سلیمی نمین گفت: برخی از نیروهای اصواگرا و طیف رقیب آقای پزشکیان هم زیادهخواه هستند که فکر میکنند باید خواستههای آنان در دولت چهاردهم تامین شود اما این تفکر منطقی نیست و رقیب آنان رأی آورده است.
به جز جنسیت و سن فرزانه صادق مالواجرد، مرداد ماه سال گذشته نام او در رسانهها تکرار میشد. مردادماه گذشته خبری در رسانهها منتشر شد مبنی بر اینکه صادق مالواجرد از سمت معاونت معماری و شهرسازی وزارت راه و شهرسازی برکنار شده و برای او سمت مشاور زده شده است. بر اساس گزارشها چند ماه قبل از برکناری وی از معاونت شهرسازی و معماری ویدیویی درباره جمعیت شهر تهران و سند آمایش سرزمین به تیتر رسانهها تبدیل شده بود.
جلیل رحیمی جهان آبادی نماینده مجلس در توییتی نوشت: دقت کردید هرزمان اصلاح طلبان یا اعتدالی ها پیروز انتخابات می شوند تفکر فراجناحی از سوی کسانی که خودشان انحصار طلبانه ترین دولتها را شکل دادند،تبلیغ می شود! اگر تفکر فراجناحی ناجی کشور است چرا در دولتهای اصولگرا و نهادهای در اختیار انها یک اصلاح طلب یا سنی یا اعتدالی وجود ندارد؟
سخنگوی جبهه اصلاحات با گلایه از اسامی مطرح شده برای کابینه پزشکیان گفت: اگر قرار بر ادامه سکانداری نظامیان و شبهنظامیان بر سیاست و عدم تغییر رویکردهای امنیتی نسبت به فعالین سیاسی داخل نظام بود، چه ضرورتی به برگزاری انتخابات و تحمیل این همه هزینه به کشور و بازی با روح و روان مردم و بهویژه جوانان بود؟
فعال اصلاح طلب در گفتگویی گفت: به آقای پزشکیان هم گفتهام که شما رسالتی دارید که اگر انجام دهید بالاتر از ستارخان و باقرخان در تاریخ معاصر میایستید. آن هم ایجاد تفاهم است. اکنون به دلایل متعدد از جمله کمشدن فروش نفت و قویتر شدن اعتراضات، موازنهقوای جدیدی بهوجود آمده است، که باید از آن در جهت اصلاح امور استفاده کرد.
محمد مهاجری، فعال سیاسی اصولگرا گفت: برخی دوستان اصولگرا به نحوی صحبت میکنند که انگار آنها پیروز شدند خب اگر اینطور است دولت را هم در اختیار بگیرند و کابینه را هم خودشان بچینند. خب ما که باختیم باید در خانه بنشینیم و ببینیم دولتی که آمده چه میکند و اگر توانستیم نقدش کنیم و دور بعد ما رای بیاوریم.
آن قدر به باجگیران باج دادند که نزدیک بود خود باجده را هم حذف کنند. اما با انتخابات ۱۴۰۳ به نظر میرسد ورق کمی برگشته، فعلا پیشروی پاجوشهای باجگیر متوقف شده است. شاید هم مقدمهای است برای کنترل یا حذفشان. اوائل دهه نود این امیر محبیان بود که به طور مشخص، جبهه پایداری و جریانها و چهرههای نزدیک یا همپیان آن را که مدام با تهدید به زدن زیر میز وحدت و ائتلاف، سهم بیشتری از سبد قدرت طلب میکردند به باجگیران و بزرگان اصولگرایی را که قرار بود این سهم را تقسیم کنند باجده توصیف کرد.
جریان بازنده انتخابات که از قضا در سالهای اخیر با دلخوش کردن به تجمعات خیابانی و ورزشگاهی، تصویری مخدوش از «واقعیت جامعه ایران» را باور کرده و میباوراند، در انتخاباتی با 50 درصد مشارکت، به کاندیدایی از جبهه رقیب باخت که بهنظر میرسید در قیاس با برخی چهرههای دیگر همان جریان، امکان ظهور و بروز سیاسی کمتری داشت!