۱۵ شهريور ۱۴۰۵ ۲۲:۱۱
شنبه ۰۱ آذر ۱۴۰۴ - ۱۸:۰۰
کد خبر: ۱۰۶۹۸۵

میراثی جعلی برای آیندگان؛ از دیپ‌فیک زندگان تا جعل هویت مردگان!

میراثی جعلی برای آیندگان؛ از دیپ‌فیک زندگان تا جعل هویت مردگان!
در ویدئویی تبلیغی از 2Wai که اخیراً منتشر شده فرزند فرد فوت‌شده با آواتار والد خود ارتباط برقرار می‌کند.
 

 

به گزارش روزنامه اینترنتی فراز؛ هفت صبح نوشت: تصور کنید ۲۰ سال دیگر فرزندتان با آواتار «شما» حرف بزند، آواتاری که هرگز ندیده‌اید، رضایت به ساخت و استفاده از آن نداده‌اید و شاید حتی مخالف همه ارزش‌هایتان هم باشد. این دیگر تخیل نیست؛ همین امروز نیز برای برخی با چند دلار در ماه قابل خرید است.

احتمالاً در خبرها خوانده‌­اید که یک اپلیکیشن هوش مصنوعی با نام 2Wai  به کاربران اجازه می‌دهد تا دوستان یا اعضای خانواده متوفی خود را به چت‌بات‌های تعاملی سه‌بعدی تبدیل کنند و «فراتر از قبر» با آن‌ها تعامل کنند. این اپلیکیشن توسط «کالوم وورتی»، بازیگر سابق تلویزیون دیزنی، ساخته شده و این امکان را می‌دهد تا افراد فیلم‌ها و تصاویر یک شخص را وارد هوش مصنوعی کنند تا آواتاری با ظاهر و شخصیت فرد موردنظر ساخته شود. این اپلیکیشن و پخش تبلیغی از آن با واکنش‌های بسیاری روبرو شده است. برخی آن را «شیطانی»، «کابوس وار»، «اپیزودی واقعی از بلک میرور» و...  توصیف کرده‌­اند.

2Wai  اعلام کرده که کاربران می‌توانند «دوقلوی دیجیتال» خود را با ایجاد آواتاری از خود بسازند یا می‌توانند آواتارهایی شبیه دوستان و خانواده‌شان ایجاد کنند. وورتی این اپلیکیشن را به‌عنوان راهی برای هنرمندان و خالقان برای کنترل تصویر خودشان معرفی کرده است. توانایی‌های این اپلیکیشن و همه اپ‌های مشابه آن (به یاری هوش مصنوعی) که به ظاهر به تسهیل سوگ یا حفظ خاطره کمک می‌کنند و در اصل به بروز چالش‌هایی از جمله خلق هویت جعلی، تجاری سازی فقدان، سودجویی از دلتنگی‌ها، احساسات و غم افراد سوگوار و... منجر می‌شوند، نقطه آغاز این نقد است.

واقعیت این است که حرکت‌های این چنینی در دنیایی که به سمت هرچه دیجیتالی شدن می‌رود، کم کم به امری طبیعی و بخشی از همین بافتار تبدیل می‌شود. در ابتدا هم با نقدهایی مشابه همین نقد روبرو شده ولی در نهایت مسیر خود را طی می‌کند. چه بپذیریم چه نپذیریم، به روزهایی می‌رسیم که آواتارها ما را نمایندگی خواهند کرد و بخشی از میراث دیجیتال خانوادگی می‌شویم، به مثابه آلبوم‌های قدیمی که عکس‌هایش روایت‌هایی داشتند اما صامت. و این بار، آواتارها حرفهای بسیاری خواهند داشت که بخشی از داده‌های واقعی بهره گرفته و برخی نیز از آنچه هوش مصنوعی حکم کند. عاری از اینکه آینده چه خواهد شد و تکنولوژی و غول‌های فناوری چه خواب‌هایی برای ما دیده­‌اند، به برخی چالش‌های اینگونه اپ‌ها در ادامه اشاره می‌شود.

دامی به نام توهم ارتباطی

گفت‌وگو با آواتارهای دیجیتالِ افراد فوت‌شده، با وجود ایجاد احساس تسلی بخشی در ابتدا، می تواند روند طبیعی پذیرش فقدان را مختل کرده و فرد را در مرحله «انکار» تثبیت ‌کند. اینگونه ابزارها می‌توانند موجب سوگ پیچیده شده و وضعیتی را موجب شوند که در آن فرد به جای حرکت روبه‌جلو، در توهم ارتباطی با نسخه‌ای الگوریتمی از عزیز از دست‌رفته باقی بماند. این نوع وابستگی شدید ممکن است با پیامدهای مخربی همچون خودکشی، آسیب شدید عاطفی و... روبرو شود. 

بهره‌کشی از غم و تجاری‌سازی مرگ

فناوری‌های بازآفرینی، «غم» را به کالایی قابل فروش تبدیل می‌کنند. شرکت‌ها از اشتراک‌های ماهانه، فروش خدمات اضافی و حتی تبلیغات درون آواتار درآمد کسب می‌کنند. این بهره‌کشی دیجیتال،  دقیقاً در زمان آسیب‌پذیرترین حالت انسانی رخ می‌دهد و بیش از همه اخلاق در آن مورد سوال است. واقعیت اینکه،  این آواتار هرگز جایگزین فرد واقعی نخواهد بود و به حفظ خاطراتش منجر نخواهد شد، بلکه صرفاً بازنمایی الگوریتمی از هویتی جعلی خواهد بود که بر اساس حدس و داده‌های محدود ساخته می‌شود.

فقدان رضایت و خلأ قانونی

افراد پیش از مرگ ممکن است در خصوص دارایی‌های فیزیکی و دیجیتال خود تعیین تکلیف کرده باشند. ولی شاید، هرگز برای دادن رضایت به منظور ساخت آواتاری دیجیتال از خود فرصتی نیافته باشند. در این شرایط قانون چه حکم می کند؟ آیا می‌توان بدون رضایت شخص به ساخت آواتاری از او اقدام کرد؟ اخلاق چه می‌گوید؟ در حال حاضر در بسیاری از کشورها، قوانین محافظت از داده‌های پس از مرگ وجود ندارد یا ناقص است.

نتیجه اینکه ما با خلاءهای قانونی در خصوص امکان ساخت آواتار بدون اجازه فرد فوت‌شده، احتمال سوءاستفاده تبلیغاتی، سیاسی و تجاری، مسأله جعل گفتار، رفتار و عقاید افراد، خطر ساخت دیپ‌فیک‌های بدون مجوز با هویت مردگان و... روبرو هستیم. این یعنی یک تهدید اساسی برای حریم خصوصی و مالکیت هویت انسان است. موضوع زمانی پیچیده‌تر خواهد شد که نه تنها از چهره و هویت فرد بلکه از کل دارایی‌های مغز او پس از مرگ استفاده‌های مختلفی (آن هم بدون رضایتش) صورت گیرد. اگر امروز چند دقیقه ویدئو کافی است، فردا با ایمپلنت‌های مغزی و داده‌های عصبی، آواتارها قادر خواهند بود: «فکر» کنند، تصمیم بگیرند، باورها و واکنش‌های فرد فوت‌شده را تقلید کنند و... . قطعاً این سطح از جعل، تهدیدی عمیق برای هویت، اخلاق، حقوق و امنیت اجتماعی است. چنین شرایطی آیا ورود قانونی یا حداقل اخلاقی نیاز ندارد؟

میراثی جعلی برای آیندگان

در ویدئویی تبلیغی از 2Wai  که اخیراً منتشر شده  فرزند فرد فوت‌شده با آواتار والد خود ارتباط برقرار می‌کند و این ارتباط با آواتار توسط فرزند در نسل‌های بعدی نیز ادامه می‌یابد. این در حالی است که احساس فرزند به والد آواتاری، واقعی ولی بازخورد کاملاً جعلی و الگوریتمی است. آواتار تنها درصد محدودی از داده‌های واقعی فرد فوت‌شده را بازسازی می‌کند.

در نتیجه، ارتباط با یک هویت جعلی شکل می‌گیرد که هر لحظه می‌تواند با اطلاعات غلط، هذیان یا بازخوردهای نادرست همراه باشد. در بخشی از ویدئوی تبلیغی Wai اینگونه آمده است:« چه می‌­شد اگر عزیزانی که از دست دادیم، بتوانند بخشی از آینده ماه باشند؟» اما نکته، تحقق این مسأله با چه سطحی از حفظ اصالت و وفاداری به داده‌های اصلی ممکن است؟

واقعیت این است که آواتارها «فرد واقعی» نیستند؛ الگوریتم‌هایی هستند که شخصیت را تقلید می‌کنند. هرچه مکالمه طولانی‌تر شود، فاصله از واقعیت بیشتر می‌شود و شخصیت جعلی تازه‌ای شکل می‌گیرد. ارتباط با این آواتارها نه انسانی است و نه حقیقی؛ بلکه مهندسی‌شده و توهمی است که ادعای اصالت دارد اما فاقد اصالت است.

نابرابری و تغییر مفهوم مرگ

شاید در آینده نابرابری را بتوان تصور کرد از کسانی که به اندازه کافی داده، تصویر، صوت و... از فرد درگذشته خود و از همه مهم‌تر پول کافی برای جاودانه کردن عزیز خود داشته باشند و دیگرانی نیز باشند که توان تأمین آن را نداشته باشند. دنیایی از آواتارهای مردگانی که همچنان در عرصه می مانند یا آنهایی که چون انیمیشن «کوکو» از یادها «محو» می شوند. نسل‌های آینده ممکن است با آواتارهای الگوریتمی اجداد خود بزرگ شوند و حتی مفهوم مرگ، سوگ و حافظه خانوادگی، جاوادنگی و... در بین آنها تغییر کند.

بازگشت مردگان به پرده

صنعت سینما سال‌هاست که با تکنیک‌های مختلفی همچون دیپ‌فیک و... ، بازیگران فوت‌شده را به پرده نقره‌ای بازمی‌گرداند مانند افرادی چون جیمز دین و... .ماجرا از جایی جالب می‌شود که کاربران و شرکت‌ها می‌توانند آواتارهای فوت‌شدگان را برای فیلم و تبلیغات، شخصی‌سازی کنند. و این مساله پیامدهای بسیاری را همچون تحریف تاریخ سینما، کاهش ارزش هنر بازیگری، تبدیل ستارگان به برندهای دیجیتال دائمی، سوءاستفاده تجاری از محبوبیت مردگان، تهدید مالکیت اخلاقی و حقوقی هویت افراد فوت‌شده و... را با خود دارد که رسیدگی به آنها ضروری است.

جعل دوگانه: زندگان و مردگان

جعل هویت محدود به زنده‌ها نیست. ما در دنیای زندگان دیپ‌فیک داریم و اکنون در دنیای مردگان آواتارهای جعلی با رضایت یا بی رضایت خلق می‌شوند. تکنولوژی در حال حاضر به راحتی به خود اجازه می‌دهد تا چهره زنده‌ها، صدایشان، هویت مردگانشان و... را جعل کند، بازسازی کند، بازنویسی کند و این روند همچنان نیز ادامه دارد. واقعیت این است که ما در دو قلمرو جعل می‌شویم و این موجب تحریف پایدار هویت انسانی می‌شود.

اما اینجا این سوال جدی مطرح می‌شود که این همه تلاش برای جاودانگی دیجیتال، آیا تداومی از آرزوی جاودانگی انسان است؟ قیمت این جاودانگی چقدر است؟ آنهم در حالی که تلاش‌های جدی برای تمدید عمر انسان در حال انجام است. انسانی که تلاش می‌کند با سایبورگ شدن، تداوم دیجیتال و... باشد، فقط باشد. اما به چه قیمت و با چه هدفی و با چه تأثیری و تا کی؟

و اما چند سوال

با تداوم اینگونه تعامل‌ها، ما به اشکال جدیدی از روابط جعلی و متوهم می‌رسیم که اثرات آن بر تربیت، سوگ، تصمیم‌گیری، روابط خانوادگی، ارتباطات فردی، گروهی، جمعی و... قابل پیش‌بینی نیست. اگر هوش مصنوعی در ارتباط با زندگان در بهترین شرایط نیز دچار توهم، هذیان و... شده و به تولید محتواهای جعلی، نادرست، اغراق شده و... اقدام می‌کند، تصویر کنید در برابر یک فرد سوگوار و آسیب دیده به لحاظ روحی و... چه خواهد کرد، آنهم در جایگاه یک انسان با هویت جعلی بناست ایفای نقش کند. در این شرایط پیچیدگی‌ها و خطرات روان‌شناختی و ارتباطی آن دوچندان خواهد شد.

به این ترتیب، چه تضمینی بر حفظ اصالت هویت و اصالت ارتباطی در این میان وجود خواهد شد؟

وقتی هوش مصنوعی جایگاه انسانی جعلی ولی مورد احترامی می‌یابد، چه تأثیری بر روابط انسانی و تصمیمات نسلی که او را در جایگاه فرد متوفی پذیرفته‌اند خواهد گذاشت و چطور آنها را کنترل خواهد کرد؟

فرض را بر این بگذاریم هم متوفی رضایت به ساخت آواتار داده و هم نسل حاضر و بعدی او را می‌پذیرند و با او ارتباط می‌گیرند و حتی او را به عنوان میراث دیجیتالی خود می‌دانند، آیا این موضوع در ابعاد فردی و در حد حریم خصوصی قابل بحث و پیگیری است یا با عمومی بودن جایگاه فرد متوفی (در حد بازیگر و...)

موضوع وی ابعاد اجتماعی، قانونی و حقوقی و... به خود می گیرد؟ با این روند چه فرجامی برای جامعه و خانواده ، ارتباطات فردی و جمعی در تعامل میان مردگان و زندگان و... می‌توان متصور بود؟

ضرورت منشورهای اخلاقی و وضع قوانین

اپلیکیشن‌های بازآفرینی، جرقه‌هایی را می‌زنند که خود تلنگری است برای تعیین چارچوب‌هایی از جنس قانون و اخلاق که تکلیف بسیاری از چیزها را مشخص کنند که برخی از آنها عبارتند از: رضایت شفاف پیش از مرگ (وصیت دیجیتال)، دوره محدود برای استفاده از آواتار، ممنوعیت تبلیغات و کسب‌وکار مبتنی بر سوگ، نظارت مستقل بر داده‌ها و الگوریتم‌ها، حمایت روان‌شناختی برای نسل‌های حاضر و بعدی، اعلام شفاف «نسخه الگوریتمی» بودن آواتار، سازوکار قانونی برای بازنشسته‌سازی آواتارها، مقررات ویژه برای داده‌های عصبی و هوش مصنوعی پیشرفته و... .

تا وقتی چنین چارچوبی وجود نداشته باشد، این ابزارها توهم جاودانگی و جعل دائمی خواهند بود و مرگ انسانی، روابط خانوادگی و هویت را تحریف می‌کنند. در غیر این صورت، این مرحله، آغاز دوران جعل عمیق هویت انسانی خواهد بود.

باید بپذیریم که هوش مصنوعی ممکن است بتواند خاطره را نگه دارد، اما نمی‌تواند انسان را بازگرداند. می‌تواند لحن و گفتار را تقلید کند، اما روح و اصالت انسانی را نه. می‌تواند ارتباط ایجاد کند، اما ارتباط انسانی و حقیقی نیست. تکنولوژی اکنون هم زندگان را جعل می‌کند و هم مردگان را. اگر چارچوبی برای آن وضع نشود، بشر با نسلی مواجه خواهد شد که: نه مرگ را می‌شناسد، نه حقیقت را، نه هویت انسانی را.

پیش از دیر شدن، باید خط‌کشی هایی صورت گیرد: برای حقیقت، انسان و احترام به کسانی که دیگر نمی‌توانند از خود دفاع کنند.

بدون اینگونه چارچوب‌ها و خط‌کشی ها، نه تنها حفظ خاطره و یادبود فرد متوفی صورت نخواهد گرفت بلکه به ساخت توهمی از جاودانگی و توهم ارتباطی در تعامل با یک هویت جعلی منجر خواهد شد.

با هر آنچه نقد شد، واقعیت آن است که تکنولوژی مسیر خود را طی می‌کند و مانند سونامی ما را خواهد برد چنانچه تسلیمش شویم و مرزها و حدودها را برایش تعیین نکنیم.

تکنولوژی به هر سمت و سویی تمایل یافت، یادمان باشد ما انسانیم و باید برای حفظ اصالت انسانی، اصالت هویت و اصالت ارتباطمان در زمان حیات و پس از مرگ تلاش کنیم؛ آنهم با تعیین حدود و خطوط قرمز و ارسال پیامی آشکار برای غول‌های فناوری و آنها که حتی حاضرند با سوگ انسانها تجارت کنند!

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
تداوم فشار‌های اقتصادی آمریکا بر ایران و چالش‌های تهران در تنگه هرمز
زمستان امسال کمبود گاز ۶۰ درصدی داریم! | ناترازی بنزین تنها با افزایش قیمت حل نمی‌شود | ده سازمان دیگر مثل «سازمان بهینه‌سازی انرژی» ایجاد شود، مسئله بدتر می‌شود که بهتر نمی‌شود! | وزارت نیرو آدرس غلط می‌دهد | ۸۰ درصد چاه‌های گازی کشور، در نیمه دوم عمر خود هستند
شاخص محیط کسب‌وکار رکورد ۸ ساله را شکست | قم، بهترین استان برای کسب و کار
تصویب قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل برای تغییر نقشه‌های جهانی
جنگ نفتکش‌ها میان ایران و آمریکا: این منازعه طولانی به کجا می‌انجامد؟
سلاجقه: امیدواریم مجوز میدان نفتی سهراب برگردد؛ کارشناس محیط زیست پروژه هورالعظیم، صلاحیت و سواد لازم را ندارد
جنگ ایران احتمالاً شش ماه دیگر ادامه خواهد یافت
افزایش سرمایه ۲۲.۵ درصدی «ونوین» ثبت شد
شعب بانک تجارت تا پایان شهریورماه از ساعت ۰۷:۰۰ تا ۱۳:۰۰ به مشتریان خدمت‌رسانی می‌کنند
فراخوان نخستین رویداد هنری بانک دی
۵ ربع‌سکه بهار آزادی به برندگان قرعه‌کشی سان در الکامپ رسید
پشتوانه‌ای برای روزهای پیش‌بینی‌نشده
‌سایپا از مرز تولید روزانه ۶۰۰ خودروی کامل عبور کرد/ آغاز تولید عبور مستقیم هم‌زمان با تکمیل خودروهای ناقص
اتصال حساب‌های وکالتی بانک ملی ایران به «معاملات برخط برق» در بورس انرژی
اوپک‌پلاس سیاست تولید نفت خود را در نشست یکشنبه بدون تغییر نگه می‌دارد
سرنوشت صد‌ها نفر در منطقه مرزی نابودشده چین همچنان نامشخص است
پیام مدیرعامل بانک صادرات ایران به مناسبت هفتاد وپنجمین سالروز تأسیس بانک
مدیرعامل شفادارو مطرح کرد: رشد ۴۱ درصدی تولید و افزایش سهم بازار شفادارو در سال گذشته/ افزایش سهم بازار هلدینگ پس از ۱۴ سال روند کاهشی
جهان توسط قلدران و دیکتاتور‌ها به پرتگاه رانده می‌شود، اما راهی به سوی آینده‌ای روشن‌تر وجود دارد
اولین اقدام مالی بزرگ ترامپ برای انتخابات میان‌دوره‌ای: کمپین تبلیغاتی ۱۰ میلیون دلاری برای سنای تگزاس
نیرو‌های یمنی مدعی بازپس‌گیری منطقه استراتژیک در میان تشدید درگیری‌ها با حوثی‌ها شدند
تبادل آتش میان نیرو‌های آمریکایی و ایرانی در آب‌های اطراف ایران
لاف زنی نتانیاهو درباره بمباران قطر در آستانه انتخابات
انفجار تانک سوخت در غرب ایران دست‌کم ۱۰ کشته بر جای گذاشت
ورود مهاجران کوبایی و افغانستانی اخراج‌شده از آمریکا به گویان در چارچوب سیاست‌های ترامپ
«نبرد هرمز» روز پنجاه و هشتم | گزارش درحال به روز رسانی
رونمایی بانک دی و صندوق توسعه فناوری‌های نوین از سوپر اپلیکیشن «نُوینو» در نمایشگاه اینوتکس
تأمین مالی زنجیره تولید در بانک ملی ایران ۴۰درصد افزایش یافت
اقدام مسئولانه شما در حمایت از تامین دارو، شایسته سپاس است
تدوین پیش‌نویس قطعنامه اعضای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت
موزه بانک صادرات ایران افتتاح شد
«آیدین» سه میلیون مدل هوش مصنوعی را در دسترس گذاشت
ظهور ایرانی با اعتمادبه‌نفس بیشتر پس از شش ماه جنگ با آمریکا
ضیا نبوی: هم کشتند، هم تصویر نجات دهنده از خودشان ساختند
آمریکا می‌خواهد بن‌بست در تنگه هرمز را مدیریت کند؛ ایران می‌خواهد آن را بشکند
آمریکا موقعیت نفتی خود در ونزوئلا را برای جلوگیری از رقیق‌سازی سهام ساختاردهی کرد
اقدام مسئولانه شما در حمایت از تامین دارو، شایسته سپاس است
فروش اعتباری؛ راهكار فولاد مباركه برای رفع بحران نقدینگی قطعه‌سازان چگونه فولاد مبارکه زنجیره خودرو را سرپا نگه داشت؟
لاف زنی نتانیاهو درباره بمباران قطر در آستانه انتخابات
اقتصادنوین دست پر از الکامپ برگشت
ورود مهاجران کوبایی و افغانستانی اخراج‌شده از آمریکا به گویان در چارچوب سیاست‌های ترامپ
تبادل آتش میان نیرو‌های آمریکایی و ایرانی در آب‌های اطراف ایران
انفجار تانک سوخت در غرب ایران دست‌کم ۱۰ کشته بر جای گذاشت
پیشنهاد سردبیر
زندگی