۲۷ تير ۱۴۰۵ ۲۱:۵۶
سه‌شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۴۷
کد خبر: ۱۱۳۲۳۹

حامیان جنگ با ایران چگونه از پذیرش مسئولیت توصیه‌های نادرست فرار می‌کنند؟

مشوقان جنگ چگونه از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کنند
نشریه فارن‌پالیسی در یادداشتی تحلیلی با انتقاد از سیاستمداران، تحلیلگران و مفسرانی که از حمله به ایران حمایت کرده‌اند، نوشت بسیاری از کسانی که برای جنگ با تهران زمینه‌سازی کردند، اکنون به جای پذیرش خطا، می‌کوشند با روایت‌سازی، انتقال مسئولیت و توجیه‌تراشی از زیر بار پیامد‌های توصیه‌های خود شانه خالی کنند.

در این یادداشت که ۹ ژوئن ۲۰۲۶ منتشر شده، نویسنده با اشاره به این‌که خطا در پیش‌بینی و توصیه سیاسی امری ممکن و حتی اجتناب‌ناپذیر است، تأکید می‌کند مسئله اصلی نه اصل اشتباه، بلکه نحوه مواجهه با آن است؛ به‌ویژه زمانی که توصیه‌های نادرست در موضوعی راهبردی مانند جنگ، تبعاتی سنگین برای یک کشور، منطقه و حتی جهان به همراه داشته باشد.

نویسنده با اشاره به یادداشت قبلی خود می‌نویسد همان‌گونه که دونالد ترامپ باید به اشتباه خود در آغاز جنگ با ایران اعتراف کند، کسانی هم که بار‌ها از این جنگ دفاع کردند و آن را اقدامی سریع، کم‌هزینه و پرفایده معرفی کردند، باید مسئولیت تحلیل‌های خود را بپذیرند. با این حال، به باور او، تجربه نشان می‌دهد که بخش مهمی از حامیان مداخله نظامی معمولاً مسیر دیگری را انتخاب می‌کنند.

فارن‌پالیسی در ادامه، پنج الگوی رایج فرار از مسئولیت در میان تحلیلگران و مبلغان جنگ را تشریح می‌کند. نخستین الگو، انداختن تقصیر بر گردن «اطلاعات غلط» است؛ یعنی این ادعا که تصمیم یا توصیه نادرست بر پایه داده‌های اشتباه اتخاذ شده است. نویسنده با یادآوری تجربه جنگ عراق، این استدلال را در بسیاری موارد غیرصادقانه می‌داند و می‌گوید در آن مقطع نیز شواهد قابل‌توجهی وجود داشت که نشان می‌داد اطلاعات پیش از جنگ برای توجیه حمله دستکاری شده بود.

الگوی دوم، این ادعاست که «طرح درست بود، اما بد اجرا شد». به نوشته این نشریه، این توجیه از آن جهت رایج است که مبتنی بر فرضیات اثبات‌ناپذیر است؛ از جمله این ادعا که اگر فرماندهی بهتر، راهبردی متفاوت یا کمی شانس بیشتر وجود داشت، نتیجه جنگ می‌توانست موفقیت‌آمیز باشد. از نگاه نویسنده، چنین استدلالی عملاً راهی برای فرار از پاسخ‌گویی است، زیرا شکست را نه محصول اصل تصمیم، بلکه نتیجه اجرای ناقص آن معرفی می‌کند.

سومین شیوه، ارجاع موفقیت به آینده است؛ به این معنا که مدافعان جنگ می‌گویند آنچه امروز شکست به نظر می‌رسد، در بلندمدت به عنوان اقدامی هوشمندانه شناخته خواهد شد. در همین چارچوب، برخی ممکن است استدلال کنند حتی اگر شرایط فعلی نامطلوب باشد، در آینده تغییرات سیاسی در ایران رخ خواهد داد و آن زمان حامیان جنگ مدعی می‌شوند این تحولات بدون آن مداخله ممکن نبود.

فارن‌پالیسی در ادامه به الگوی چهارم اشاره می‌کند: تشدید بحران به جای پذیرش اشتباه. بر اساس این تحلیل، اگر جنگ طبق انتظار پیش نرود، برخی مفسران به جای بازنگری، خواهان فشار بیشتر، ادامه درگیری و افزایش سطح تقابل می‌شوند. نویسنده این منطق را یکی از سازوکار‌های اصلی شکل‌گیری «جنگ‌های بی‌پایان» توصیف می‌کند؛ زیرا هر عقب‌نشینی به‌مثابه ضربه به اعتبار سیاسی تفسیر می‌شود و در نتیجه، همان استدلال‌های اولیه برای تداوم جنگ دوباره بازتولید می‌شوند.

پنجمین و آخرین راهبرد نیز، سکوت و عبور از ماجراست؛ یعنی تحلیلگر یا مقام سابق بدون توضیح درباره خطا‌های گذشته، صرفاً از کنار آن عبور می‌کند و بر کوتاه بودن حافظه عمومی حساب باز می‌کند. نویسنده معتقد است این شیوه اگرچه شاید از نظر حفظ جایگاه فردی مؤثر باشد، اما کمکی به فهم چرایی تصمیم‌های اشتباه و جلوگیری از تکرار آنها نمی‌کند.

در بخش پایانی، نویسنده با دفاع از «بازار آزاد ایده‌ها» در سیاست خارجی، تأکید می‌کند وجود دیدگاه‌های متنوع ضروری است، اما این فرایند تنها زمانی مفید خواهد بود که امکان ارزیابی کیفیت توصیه‌ها در طول زمان نیز فراهم باشد؛ به‌گونه‌ای که بتوان تشخیص داد کدام تحلیلگران معمولاً ارزیابی‌های دقیق و مفید ارائه می‌کنند و کدام نسخه‌ها بیشتر به وخامت اوضاع منجر می‌شود. او در نهایت، پذیرش صادقانه اشتباه را بهترین و مسئولانه‌ترین واکنش می‌داند.

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
پیشنهاد سردبیر
زندگی