بازنگری در معماری امنیتی خلیجفارس پس از پایان جنگ ایران؛ آیا عصر «چتر امنیتی آمریکا» به سر آمده است؟
در تهران، مقامات با احتیاط بیشتری عمل میکنند؛ بهطوریکه یک مقام ارشد ایرانی به الجزیره گفت که دولت همچنان در حال بررسی پیشنویس تفاهمنامهای است که از سوی واشینگتن پیشنهاد شده است. با این حال، اظهارات متعاقب شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، نشان میدهد که توافق در حال نهایی شدن است و تحولات روزهای آینده میتواند پیامدهای مهمی برای امنیت دستهجمعی منطقه داشته باشد. طبق گزارش شورای روابط خارجی، ایالات متحده در دستکم ۱۹ نقطه از منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا تأسیسات نظامی دارد که شامل پایگاههای دائمی در بحرین، مصر، عراق، اردن، کویت، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی است. پیش از آغاز جنگ، بین ۴۰ تا ۵۰ هزار نیروی آمریکایی در این منطقه مستقر بودند. این پیوند نظامی میان آمریکا و کشورهای حوزه خلیجفارس ظاهراً این کشورها را از درگیریهایی که سایر بخشهای منطقه را فرا گرفته بود مصون نگاه میداشت، اما در چهار ماه گذشته، کشورهای میزبان تأسیسات نظامی آمریکا هدف حملات ایران قرار گرفتهاند.
محجوب الزویری، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل سیاسی خاورمیانه، در اینباره میگوید اگر بخواهیم الگوی امنیتی حاکم بر منطقه از دهه ۱۹۸۰ را توصیف کنیم، مفهوم «شراکتهای امنیتی» بهترین تعبیر است. کشورهای منطقه انتخاب کردهاند که امنیت خود را با اتحادهای گسترده بینالمللی همسو کنند و این مدل برای دههها، بازدارندگی معقول و عمق لجستیکی و اطلاعاتی فراهم کرده که جایگزینی آن دشوار است. با این حال، جنگ اخیر پارادوکس عجیبی را آشکار کرده است؛ در حالی که مقامات ایرانی بارها از همسایگان خود در خلیجفارس به عنوان «برادر» یاد کردهاند، در طول جنگ بارها آنها را هدف حملات خود قرار دادهاند. با وجود اعتراض کشورهای حوزه خلیجفارس مبنی بر اینکه هیچ حملهای از خاک آنها به ایران صورت نگرفته، این کشورها بارها هدف قرار گرفتهاند. از زمانی که ایالات متحده و اسرائیل حملات خود به ایران را در ۲۸ فوریه آغاز کردند، دستکم ۲۸ نفر در سراسر شش کشور عضو شورای همکاری خلیجفارس بر اثر حملات پهپادی و موشکی مشکوک ایران کشته شدهاند که این موضوع پرسشهایی را درباره توافقات امنیتی آمریکا و کشورهای خلیجفارس ایجاد کرده است.
سایمون مابون، استاد روابط بینالملل در دانشگاه لنکستر به الجزیره گفت که جنگ، احساس امنیت پیشین را از بین برده و چتر امنیتی آمریکا در بدترین حالت رو به اضمحلال و در بهترین حالت ناکارآمد است. آنها مدتها برای امنیت خود به این چتر تکیه کرده بودند، اما حضور نیروهای آمریکایی در خاکشان مستقیماً به این معنا بود که آنها به اهداف نظامی تبدیل شدند. آنها نمیتوانند از واقعیتهای جغرافیایی خود فرار کنند و با وجود تنشها، خصومتها و حملات، ایران همچنان در منطقه حضور دارد و آنها باید راهی برای کنار آمدن با این واقعیت پیدا کنند.
بسته شدن تنگه هرمز برای برخی از کشورهای خلیجفارس که در حال تلاش برای تنوع بخشیدن به اقتصاد وابسته به انرژی خود به سمت گردشگری، خدمات و امور مالی بودند، عقبگردی محسوب میشود، اگرچه همه به یک اندازه تحت تأثیر قرار نگرفتهاند. عربستان سعودی توانست بخشی از صادرات نفت خود را از طریق خط لوله شرق به غرب به دریای سرخ تغییر مسیر دهد و عمان که بنادر اصلیاش خارج از تنگه هرمز قرار دارد، از افزایش قیمت انرژی سود برده است. امارات، بحرین، کویت و قطر به دلیل وابستگی به این آبراه برای صادرات انرژی، بیش از دیگران آسیب دیدهاند، اما این جنگ تفکر جدیدی را درباره ترتیبات امنیتی و اقتصادی قدیمی دامن زده است. به گفته مابون، خطوط لوله جدیدی در حال احداث است، اما ظرفیت این جایگزینها بینهایت کمتر از خود تنگه است و سالها زمان و سرمایهگذاری عظیم نیاز است تا حتی به نزدیکیِ جایگزینی آن برسد.
یک درس احتمالی از این درگیری این است که کشورهای خلیجفارس ممکن است به جای تقابل، به دنبال تعامل با ایران باشند؛ کاری که پیش از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل، زمینهسازیهایی برای آن انجام داده بودند. امارات در سال ۲۰۲۲ روابط دیپلماتیک خود با تهران را احیا کرد و یک سال بعد، عربستان و ایران توافق کردند که روابط خود را با میانجیگری چین عادیسازی کنند. الزویری معتقد است که این درگیری میتواند طرحهای پیشنهادی برای ترتیبات امنیتی منطقهای به رهبری کشورهای منطقه، مانند «ابتکار صلح هرمز» در سال ۲۰۱۹ را که خواستار چارچوب امنیتی خلیجفارس با مشارکت ایران، عراق و شش کشور عضو شورای همکاری خلیجفارس بود، احیا کند. اما بیاعتمادی ایجاد شده پس از این جنگ، بهویژه حملات تهران به همسایگانش، چنین تشکلی را در آینده نزدیک دور از دسترس میسازد. به گفته الزویری، جنگ اخیر درهای تجدیدنظر در سیستم امنیتی خلیجفارس با همسایگان را باز کرده است، اما چگونه تهران میتواند پیمان عدم تعرض پیشنهاد دهد در حالی که شهرهای همسایه را هدف موشکهای خود قرار میدهد؟ این ابتکار از نظر تئوریک درست به نظر میرسد، اما بدون تغییر رفتار ایران، در عمل محکوم به شکست است.
راهکار پیش روی کشورهای خلیجفارس ممکن است یک آرایش ترکیبی باشد؛ بهطوری که روابط با واشینگتن حفظ شود، اما گزینههای منطقهای و داخلی دیگر، از جمله سرمایهگذاری بیشتر در صنایع دفاعی بومی نیز بررسی گردد. الگوی احتمالی برای این کار میتواند توافق دفاع متقابل بین عربستان و پاکستان در سپتامبر گذشته باشد که تصریح میکند حمله به یکی، حمله به هر دو تلقی میشود. در نهایت، الزویری تأکید میکند که جنگ نشان داد هر تضمینکنندهای، صرفنظر از شعارهایی که میدهد، در درجه اول از منافع خود محافظت میکند. منطقه در نهایت بهای جنگی را میپردازد که خود انتخاب نکرده است. امنیت خلیجفارس نه در واشینگتن، بلکه زمانی ایجاد میشود که کشورهای خلیجفارس تشخیص دهند باید خودشان آن را بسازند؛ چرا که وقتی آتش شعلهور میشود، همواره نزدیکترینها به آتش هستند که بیشترین بها را میپردازند.
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
حسین راغفر در گفتوگو با فراز مطرح کرد
- تازهها
- پربازدیدها
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
رییس کانون بازنشستگان به فراز: معوقات بازنشستگان هرچه سریعتر و یکجا پرداخت شود
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد