۲۴ تير ۱۴۰۵ ۰۴:۵۱
دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۴
کد خبر: ۱۱۳۳۸۹

توافق ایران؛ معامله‌ای بد یا «بهترین گزینه ممکن»؟

توافق ایران و آمریکا چقدر به نفع ایران است؟
با تغییر محور بحث‌ها از این‌که «آیا توافقی با ایران حاصل می‌شود یا نه» به این‌که «محتوای این توافق چیست»، تحلیل‌ها جلوتر از واقعیت‌ها حرکت می‌کنند. متن توافق هنوز منتشر نشده و جزئیات تعهدات، جدول زمانی و سازوکار‌های اجرایی آن نیز مشخص نیست. با این حال برخی نشانه‌های اولیه حاکی از آن است که دولت آمریکا ممکن است در برخی مواضع قبلی خود عقب‌نشینی کرده باشد.

به گزارش سی‌ان‌ان، بحث درباره یک توافق احتمالی با ایران اکنون از این پرسش که آیا اساساً توافقی شکل خواهد گرفت یا نه، به این سؤال تغییر کرده است که محتوای آن چه خواهد بود. با این حال، تحلیل‌ها و اظهار نظر‌ها از واقعیت‌ها جلوتر حرکت می‌کنند. هنوز متن توافق منتشر نشده است. ما از تعهدات دقیق، جدول زمانی اجرای آن یا سازوکار‌های نظارتی و اجرایی — اگر اساساً وجود داشته باشند — اطلاعی نداریم.

اما بر اساس آنچه تاکنون به صورت عمومی منتشر شده، به نظر می‌رسد دولت آمریکا در برخی مواضعی که پیش‌تر آنها را رد کرده بود عقب‌نشینی کرده است؛ از جمله در موضوع تحریم‌ها و حتی مدیریت بلندمدت تنگه هرمز.

اگر چنین باشد، بسیاری به این نتیجه خواهند رسید که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در شرایطی نامطلوب عقب‌نشینی کرده است.

چرا ممکن است او چنین کاری انجام داده باشد؟ برای پاسخ به این پرسش، باید به یک مفهوم پایه در نظریه مذاکرات توجه کرد: «BATNA» یا «بهترین گزینه جایگزین برای توافق».

سؤال ساده است: اگر توافقی حاصل نشود چه اتفاقی می‌افتد؟ این همان پرسشی است که دیپلمات‌ها وقتی مذاکرات به نقطه تصمیم‌گیری می‌رسد مطرح می‌کنند.

ارزیابی توافق و گزینه‌های جایگزین

هفته گذشته به نظر می‌رسید مذاکرات به بن‌بست رسیده است. تصمیمی که در حال شکل‌گیری بود احتمالاً میان دو گزینه قرار داشت: ترک مذاکرات یا پذیرش برخی از شروط ایران.

نظریه BATNA می‌گوید اگر ترک مذاکرات وضعیت شما را بدتر نکند — یا حتی اهرم فشار شما را در مذاکرات آینده تقویت کند — رد کردن یک توافق نامطلوب می‌تواند منطقی باشد.

اما اگر شکست مذاکرات شما را در موقعیتی بدتر قرار دهد، حتی یک توافق ناقص نیز جذاب می‌شود.

به نظر می‌رسد این همان بحثی بوده که ترامپ با آن روبه‌رو شده است.

حامیان توافق احتمالاً به فشار‌های اقتصادی فزاینده ناشی از اختلال در کشتیرانی خلیج فارس، افزایش قیمت انرژی، نااطمینانی در بازار‌های جهانی و خطر فزاینده تشدید درگیری نظامی اشاره کرده‌اند. گزینه‌های جایگزین برای پذیرش برخی شروط ایران احتمالاً شامل تشدید نظامی — و خطر حملات ایران به زیرساخت‌های خلیج فارس و افزایش فشار اقتصادی — یا ادامه بن‌بست در شرایطی بود که تقاضای انرژی رو به افزایش می‌رفت و عرضه محدودتر می‌شد.

در مقابل، مخالفان توافق احتمالاً تصویر متفاوتی می‌دیدند. قیمت نفت همچنان در سطحی قابل مدیریت باقی مانده بود. یک کریدور دریایی تحت رهبری آمریکا در تنگه هرمز در حال شکل‌گیری بود. اقتصاد ایران نیز تحت فشار فزاینده تحریم‌ها و اختلال در صادرات نفت قرار داشت. از نگاه آنان، زمان به زیان تهران کار می‌کرد نه واشنگتن.

به نظر می‌رسد ترامپ استدلال نخست را پذیرفته است. اگر گزارش‌های کنونی درست باشد، او احتمالاً به این جمع‌بندی رسیده که یک توافق ناقص بهتر از گزینه‌های جایگزین پیش روی اوست.

در نهایت؛ شبیه یک مذاکره برای گروگان.

اما در مورد ایران، درس دیگری نیز وجود دارد که فراتر از مفهوم BATNA است.

حتی شاید بهتر باشد حرف «N» را به طور کامل از این اصطلاح حذف کنیم؛ زیرا در بسیاری موارد تنها یک توافق ممکن وجود دارد.

من این درس را در جریان مذاکرات برای آزادی گروگان‌های آمریکایی که در تهران نگهداری می‌شدند آموختم. در مذاکرات گروگان‌گیری، مدل ایران به ندرت بر پایه مصالحه استوار است. این مدل بر «در اختیار داشتن» بنا شده است. تهران چیزی ارزشمند به دست می‌آورد، از بازگرداندن آن خودداری می‌کند و سپس برای آن قیمت تعیین می‌کند.

اگر این قیمت پرداخت شود، گروگان آزاد می‌شود. اگر پرداخت نشود، گروگان همچنان در اسارت باقی می‌ماند. ایران این الگو را به خوبی می‌شناسد.

به نظر می‌رسد همین منطق بر مذاکرات اخیر نیز حاکم بوده است.

ایران عملاً با تهدید کشتیرانی تجاری و جریان انرژی، بر یکی از مهم‌ترین آبراه‌های جهان اهرم فشار به دست آورد. پرسش اصلی هرگز این نبود که آیا واشنگتن شروط ایران را ترجیح می‌دهد یا نه. سؤال این بود که آیا واشنگتن حاضر است بهایی را که برای بازگشایی تنگه لازم است بپردازد یا نه.

در غیاب یک گزینه جایگزین معتبر برای توافق، در چنین مذاکره‌ای اهرم فشار به نفع ایران بود.

اکنون باید به چه چیز‌هایی توجه کرد؟

با روشن شدن جزئیات توافق، مشخص خواهد شد که میزان امتیاز‌های داده‌شده از سوی آمریکا و تعهدات ایران تا چه حد بوده است.

پرسش‌های کلیدی روشن هستند:

ایران چه تعهدات واقعی — اگر تعهدی داده باشد — درباره برنامه هسته‌ای خود پذیرفته است؟

چه میزان از تحریم‌ها قرار است لغو شود؟

آیا دارایی‌های بلوکه‌شده ایران آزاد خواهد شد و اگر چنین است، چه زمانی؟

آیا تنگه هرمز به وضعیت پیشین بازمی‌گردد یا ایران با دریافت عوارض در حال تثبیت کنترل خود بر آن است؟

دقیقاً چه وعده‌هایی درباره لبنان به ایران داده شده است؟

پاسخ به این پرسش‌ها مشخص خواهد کرد که آیا این توافق یک تصمیم قابل دفاع بر اساس منطق «بهترین گزینه جایگزین» بوده است یا مجموعه‌ای از امتیازدهی‌ها که می‌تواند زمینه‌ساز یک جنگ دیگر با جمهوری اسلامیِ تضعیف‌شده —، اما جسورتر — در آینده شود.

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
پیشنهاد سردبیر
زندگی