۲۶ تير ۱۴۰۵ ۱۸:۱۸
سه‌شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۹
کد خبر: ۱۱۳۴۰۲

پارادوکس قدرت در خاورمیانه؛ جنگ ایران چگونه نقش نظامی آمریکا را دگرگون خواهد کرد؟

پارادوکس قدرت در خاورمیانه؛ جنگ ایران چگونه نقش نظامی آمریکا را دگرگون خواهد کرد؟
در طول جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، واشینگتن از نمایش برتری نظامی متعارف خود لذت برده است. با این حال، دولت دونالد ترامپ در حالی که به موفقیت‌های عملیاتی خود می‌بالد، در دستیابی به اهداف کلان راهبردیِ «عملیات خشم حماسی» (Epic Fury) ناکام مانده است. این جنگ نه تنها ناتوانی ایالات متحده را در تبدیل موفقیت‌های تاکتیکی به پیروزی‌های استراتژیک برملا کرد، بلکه با تضعیف جایگاه آمریکا به عنوان ضامن اصلی امنیت در منطقه، پارادوکس تلخی را برای واشینگتن رقم زد.

دولت دونالد ترامپ به دستاورد‌های کمیِ خود می‌بالد: پیش از آتش‌بس ۸ آوریل، ایالات متحده به تنهایی بیش از ۱۰ هزار سورتی پرواز انجام داد، بیش از ۱۳۰ هزار هدف را مورد اصابت قرار داد و ۱۷۰۰ موشک و پهپاد ایرانی را رهگیری کرد. بر اساس گزارش فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام)، این عملیات بیش از ۸۵ درصد از تأسیسات تولید موشک و پهپاد تهران را تخریب، بخش عمده‌ای از ناوگان دریایی ایران را غرق و ۷۰ درصد از زیرساخت‌های پرتاب موشک آن را نابود کرد.

اما تضعیف توان نظامی ایران، تنها هدف راهبردی ترامپ در روز‌های آغازین «عملیات خشم حماسی» نبود. او وعده‌های متعددی داده بود؛ از تحقق تسلیم کامل رژیم گرفته تا محافظت از مردم ایران در برابر بی‌رحمی رهبرانشان، پاک‌سازی کامل منطقه از نفوذ مخرب ایران و دستیابی به یک توافق هسته‌ای بهتر از توافق باراک اوباما در سال ۲۰۱۵. تمام این اهداف همچنان دور از دسترس باقی مانده‌اند. رژیم تهران نه‌تنها دوام آورد، بلکه هوشمندانه خود را با استراتژی فرسایشی تطبیق داد که زرادخانه ایالات متحده را به شدت تحت فشار قرار داد، زیرساخت‌های غیرنظامی در سراسر خاورمیانه را تهدید کرد و با بستن عملاً تنگه هرمز و تحت فشار قرار دادن اقتصاد جهانی، بُعد جدیدی از نمایش قدرت را به تصویر کشید.

پارادوکس همکاری و بی‌اعتمادی

در یک پارادوکس تلخ، جنگ ایران فرصت‌هایی را برای فرماندهی مرکزی ایالات متحده آشکار کرد تا همکاری بسیار مؤثرتری با ارتش‌های منطقه‌ای داشته باشد. اما شکاف بی‌اعتمادی که میان ایالات متحده و شرکای خلیج‌فارسی‌اش ایجاد شده، بهره‌برداری از این فرصت‌ها را بسیار دشوارتر خواهد کرد. دولت‌های خلیج فارس اکنون بیش از هر زمان دیگری به تعهدات امنیتی روشن نیاز دارند؛ با این حال، این کشور‌ها ایمان خود را به پایبندی واشینگتن به تضمین امنیتشان از دست داده‌اند و هم افکار عمومی آمریکا و هم رهبران سیاسی این کشور، اشتهای خود را برای کار پرهزینه و مداوم جهت مقابله با تهدیدات ایران از دست داده‌اند.

تغییر استراتژی برای آینده

خاورمیانه پس از «خشم حماسی»، نه امن‌تر است، نه باثبات‌تر و نه مرفه‌تر. برای درس گرفتن از این جنگ، ایالات متحده باید شیوه جنگیدن خود را تغییر دهد. پایگاه صنعتی دفاعی آمریکا باید با سرعت بیشتری نوآوری کند و در توسعه و تولید مشترکِ زرادخانه‌ای که بتواند نیاز‌های جنگ‌های آینده را برآورده کند، با شرکای قابل‌اعتماد همکاری نماید. در خاورمیانه، پنتاگون باید تغییر در وضعیت نیرو‌ها و استقرار خود را تسریع کرده و نحوه تعامل با متحدان را به‌روزرسانی کند. کشور‌های حوزه خلیج فارس هم‌اکنون به دنبال شرکای دفاعی مکمل هستند و واشینگتن باید تلاش‌های خود را برای گذار از جایگاه «تنها ضامن امنیت منطقه» به «یکپارچه‌ساز امنیت» دوچندان کند. اگر واشینگتن در این مسیر شکست بخورد، این ذهنیت تقویت خواهد شد که ایالات متحده نه یک دارایی، بلکه مانعی بر سر راه متحدانش در مسیر تأمین امنیت است.

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
پیشنهاد سردبیر
زندگی