فارن پالیسی: شکست در ایران، فاجعهای راهبردی فراتر از جنگ ویتنام برای ایالات متحده است
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در دومین مراسم تحلیف خود ابراز امیدواری کرده بود که انتخاب ریاستجمهوری اخیر در تاریخ کشورش به عنوان «بزرگترین و سرنوشتسازترین انتخابات» به یاد بماند. حال با باخت در این جنگِ خلیج فارس، او به هدفی دست یافته که تحققِ آن فراتر از تصور است: رقم زدن یک فاجعه راهبردی. انتخابی که اگرچه توسط اطرافیان ترامپ تشویق شد، اما کاملاً تصمیم شخصی خود او بود.
توهم یک منطقه جنگی
شکست در جنگ ایران، در ظاهر هیچ شباهتی به سایر شکستهای نظامی آمریکا ندارد. سرعت جنگ و دوری جغرافیایی آن، نوعی «حس عدم واقعیت» به کل این ماجرا بخشیده است. نه کاخ سفید در آتش سوخت (آنطور که در سال ۱۸۱۴ رخ داد) و نه شاهد اعتراضات گسترده علیه سربازگیری بودیم. حتی از دیدگاه من در دوحه، جایی که در هفتههای نخست صدای موشکها را بالای سرم میشنیدم، چند هفته گذشته گیجکننده بوده است؛ هنگام خرید مایحتاج روزانه، بنزین زدن با قیمتهای همچنان ارزان، و برقراری تماسهای تصویری، بارها از خود پرسیدهام: «آیا اینجا واقعاً یک منطقه جنگی است؟»
فقدان تلفات چشمگیر نیروهای آمریکایی در این درگیری، ابعاد واقعی این شکست را پنهان کرده است. البته جنگ مرگبار بوده و هزاران ایرانی، چه رزمنده و چه غیرنظامی، جان باختهاند؛ اما تلفات آمریکاییها بسیار کمتر بوده و کمتر از ۲۰ سرباز آمریکایی کشته شدهاند. در مقایسه، ابعاد آنچه ویتنامیها «جنگ آمریکایی» مینامند، هولناک است؛ جایی که میلیونها نفر جان باختند که حدود ۶۰ هزار نفر از آنها آمریکایی بودند.
ویتنام؛ یک استعاره، نه یک شکست استراتژیک
نکته دشوار در مورد جنگ ویتنام این است که چرا ایالات متحده تا این حد برای آن جنگید، در حالی که در نهایت اهمیت کمی برای اهداف واشنگتن داشت. پس از پایان آن جنگ، آمریکا توانست از آن فاصله بگیرد و بر حوزههای مهمتر تمرکز کند. ایالات متحده از جنگ سرد پیروز بیرون آمد و ویتنامِ امروز، به طرز شگفتآوری کشوری دوست برای آمریکاست. اما وضعیت در پی «جنگ ترامپ» متفاوت است؛ ایالات متحده اکنون در موضعی بهمراتب ضعیفتر از زمان آغاز این جنگ قرار دارد و اهداف استراتژیک بنیادین آن آسیب دیده است.
نتایج تلخ؛ از تنگه هرمز تا هستهای
عملکرد نظامی آمریکا در این جنگ، برتری فنی تسلیحات را نشان داد، اما این برتری تحتالشعاع کمبود ذخایر استراتژیک قرار گرفت. تصویر ماندگار این جنگ، کیسههای خونین دانشآموزان ایرانی است که در پی یک «خطای پایگاه داده» جان باختند. از نظر راهبردی، نتایج بسیار تیرهتر است. ایالات متحده به نوعی به «تغییر رژیم» دست یافت، اما نه آنگونه که میخواست؛ بلکه جنگ باعث شد ایران تندروتر شود و سپاه پاسداران عملاً کنترل امور را در دست بگیرد.
برنامههای هستهای ایران، دو دور حملات هوایی مشترک اسرائیل و آمریکا را تاب آورده و بعید است دور سوم نتیجه بهتری داشته باشد. ایران آموخت که تواناییاش در مسدود کردن تنگه هرمز، یک اهرم اقتصادی در مقیاس جهانی است. آزادی ناوبری که بیش از دو قرن دستور کار اصلی واشنگتن بود، اکنون با تهدیدِ «سیاسیسازی مسیرهای تجاری» مواجه است که زیانهای جبرانناپذیری به تجارت جهانی وارد خواهد کرد.
پایانی بر دوران آمریکا
برخلاف ویتنام، خروج از این منطقه برای واشنگتن دشوار خواهد بود؛ چرا که اقتصاد جهانی امروز بیش از دهه ۱۹۷۰ به خلیج فارس وابسته است. زنجیرههای تأمین جهانی نه تنها به هیدروکربنهای خلیج فارس، بلکه به هلیوم، کود شیمیایی و آلومینیوم آن وابستهاند. ایالات متحده اکنون در حالی با این پیامدها روبروست که در داخل و خارج تضعیف شده است. متحدانش اعتماد کمتری به توانمندیهای او دارند، افکار عمومی کمتر حاضر به تحمل هزینههای درگیری است، و رقبا بیشتر از همیشه اراده واشنگتن را به چالش خواهند کشید.
دههها بعد، دانشجویانی که به این درگیری نگاه میکنند، همان سؤالی را خواهند پرسید که من درباره جنگ ویتنام پرسیدم: «چرا؟». محققان پاسخهای بسیاری خواهند داد، اما هیچکدام رضایتبخش نخواهد بود.
گفتوگوی فراز با دکتر مهدی عربصادق
بازنشر به بهانهی حکم تبرئهی بیژن زنگه
بررسی قانون سقف ۲۵ درصدی افزایش اجاره خانه
تفسیر سیاسی روز
- تازهها
- پربازدیدها
بازنشر به بهانهی حکم تبرئهی بیژن زنگه
تفسیر سیاسی روز
گفتوگوی فراز با مازیار بالائی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد