۲۶ تير ۱۴۰۵ ۱۸:۱۱
شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۶
کد خبر: ۱۱۳۴۹۵

چین دستاورد‌های خود از جنگ ایران را محاسبه می‌کند

دستاورد چین از جنگ ایران و آمریکا
با گذشت نزدیک به چهار ماه از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، نگاه پکن به این جنگ تغییر کرده است؛ حکومت تهران پابرجا مانده، محدودیت‌های قدرت آمریکا آشکارتر شده و چین می‌کوشد خود را به‌عنوان قدرتی مسئول و حامی صلح در صحنه جهانی معرفی کند.

هنگامی که بمب‌های آمریکا و اسرائیل برای نخستین بار در پایان ماه فوریه بر ایران فرو ریخت، رهبران چین با احتمال بسیار واقعی سرنگونی یک حکومت دوست دیگر روبه‌رو بودند؛ وضعیتی شبیه آنچه تنها چند هفته پیش‌تر در ونزوئلا رخ داده بود.

نزدیک به چهار ماه بعد، چشم‌انداز کاملاً متفاوت است: ایالات متحده و ایران پس از هفته‌ها مذاکرات صلح به یک توافق موقت رسیده‌اند، اما حکومت در تهران همچنان پابرجاست و این جنگ به‌طور گسترده به‌عنوان رویدادی دیده می‌شود که محدودیت‌های قدرت آمریکا را آشکار کرده است.

در همین حال، به نظر می‌رسد نفوذ دیپلماتیک خود پکن افزایش یافته است؛ زیرا این کشور میزبان صفی از رهبران خارجی بوده و خود را به‌عنوان حامی صلح معرفی کرده است؛ تا جایی که حتی بار‌ها از سوی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به‌دلیل واکنشش به جنگ مورد تمجید قرار گرفته است.

دومین اقتصاد بزرگ جهان همچنین بحران تاریخی انرژی ناشی از این درگیری را بهتر از بسیاری از همسایگان خود پشت سر گذاشته است؛ به‌ویژه به‌دلیل ذخایر فراوان راهبردی نفت و استقبال از فناوری‌های سبز و خودرو‌های برقی.

وزارت خارجه چین در اظهاراتی در این هفته از اعلام توافق آمریکا و ایران استقبال کرد و سخنگوی این وزارتخانه گفت پکن «آماده است» نقشی فعال در «بازگرداندن صلح و آرامش» به خاورمیانه ایفا کند.

وقتی از این سخنگو پرسیده شد آیا پکن در این توافق نقشی داشته است یا نه، لین جیان هیچ نقش مشخصی را تأیید نکرد. اما او همچنین در اشاره به تلاش‌های «خستگی‌ناپذیر» چین برای پایان دادن به جنگ، از جمله انتشار طرح صلح چهار ماده‌ای از سوی شی جین‌پینگ، رهبر چین، در ماه آوریل، تردیدی به خود راه نداد؛ و این تمجید تنها از سوی پکن مطرح نمی‌شد.

ترامپ روز چهارشنبه در یک نشست خبری در حاشیه نشست گروه هفت در فرانسه گفت: «می‌خواهم از چین، رئیس‌جمهور شی، تشکر کنم… او بی‌طرف ماند، کاملاً بی‌طرف، و من از این قدردانی می‌کنم.» او به این نکته اشاره کرد که رهبر چین از قدرت دریایی کشورش برای به چالش کشیدن محاصره آمریکا علیه بنادر ایران استفاده نکرد.

ترامپ افزود: «آن‌ها این کار را نکردند. رئیس‌جمهور شی به من کمک کرد. او تلاش کرد کمک کند و فکر می‌کنم احتمالاً به حل‌وفصل آن کمک کرد.»

چین در جریان این درگیری، مسیر دیپلماتیک محتاطانه‌ای را طی کرد. این کشور حمله آمریکا و اسرائیل به ایران را محکوم کرد و در مخالفت با تحریم‌های آمریکا، به خرید نفت ایران ادامه داد. اما در عین حال، مسیر‌های ارتباطی خود را با بازیگران هر دو طرف باز نگه داشت.

در طول ادامه یافتن درگیری، شمار زیادی از رهبران خارجی راهی پکن شدند؛ از جمله ترامپ در ماه گذشته، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، چند روز پیش از آن، و رهبران پاکستان، که میانجی اصلی این درگیری بود.

در مراحل اولیه مذاکرات، تهران مشتاق بود حمایت چین را به‌عنوان یک ضامن در توافق صلح به دست آورد، اما پکن علاقه چندانی به ایفای چنین نقش رسمی و بالقوه دردسرسازی نشان نداده است.

روز چهارشنبه، وانگ یی، عالی‌ترین دیپلمات چین، در تماس تلفنی با عراقچی گفت‌و‌گو کرد و خواستار آن شد که کشتیرانی در تنگه هرمز «به‌درستی مدیریت شود».

وانگ گفت: «سپیده‌دم صلح پدیدار شده است. کلید گام بعدی این است که همه طرف‌ها واقعاً تعهدات خود را اجرا کنند و مداخله از همه سو را از میان بردارند.»

روشن نیست که آیا پکن از وزن دیپلماتیک خود برای رایزنی‌های پشت‌پرده در مسیر رسیدن به تازه‌ترین توافق استفاده کرده است یا نه، و اگر چنین کرده، تا چه اندازه. این توافق، یک تفاهم‌نامه بود که روز چهارشنبه به‌طور رسمی امضا شد و یک دوره ۶۰ روزه را برای مذاکره درباره شروط نهایی توافق آغاز کرد.

اما برای پکن، این دیدار‌های بسیار علنی پیام این کشور را تقویت کرد که در حالی که دیگران جنگ به راه می‌اندازند، چین یک قدرت جهانی مسئول و میانجی قدرت است.

بحث درباره «لحظه سوئز» نیز در جریان است. همزمان با ورود دو طرف به مرحله بعدی مذاکرات، ناظران با دقت دنبال می‌کنند که ایالات متحده دقیقاً از درگیری‌ای که هزینه اقتصادی سنگینی بر جهان تحمیل کرد، چه به دست آورده است.

در چین، جایی که مخالفت با نظم جهانی تحت سلطه آمریکا یکی از اصول سیاست خارجی است، اندیشمندان سیاسی همچنین درباره این موضوع بحث کرده‌اند که این درگیری چه تأثیری بر جایگاه آمریکا در صحنه جهانی گذاشته است.

برخی تحلیلگران می‌پرسند آیا این درگیری یک «لحظه سوئز» برای آمریکا است یا نه؛ اشاره‌ای به از دست رفتن کنترل بریتانیا بر کانال سوئز در دهه ۱۹۵۰ که به‌طور گسترده نشانه‌ای از افول بین‌المللی بریتانیا و کنار رفتن آن به‌دست آمریکا به‌عنوان یک قدرت جهانی تلقی می‌شود.

سون دگانگ، مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه فودان در شانگهای، در یادداشتی که روز سه‌شنبه در روزنامه دولتی گلوبال تایمز چین منتشر شد، نوشت: «آیا صحنه‌ای که در جریان بحران سوئز سایه‌ای بر امپراتوری بریتانیا انداخت، اکنون برای ایالات متحده در تنگه هرمز در حال تکرار شدن است؟»

سون گفت: «از پایان جنگ سرد، ایالات متحده به تنها ابرقدرت جهان تبدیل شده است.»، اما این بار، به نوشته او، «قدرت نظامی آمریکا آن‌گونه که واشنگتن تصور می‌کرد، به‌طور قاطع نیرومند از آب درنیامد»، در حالی که نبود متحدان کلیدی در حمایت از جنگ این کشور نشانه‌ای است از اینکه «نظام ائتلاف جهانی به رهبری آمریکا نشانه‌های فزاینده‌ای از شکاف نشان داده است.»

این پرسشی است که در غرب نیز مورد بحث قرار گرفته، اما در چین، برخی صدا‌ها همچنین این دیدگاه را به‌روشنی بیان کرده‌اند که پکن از جنگ واشنگتن سود برده است.

هو شی‌جین، مفسر سیاسی، اوایل این هفته در شبکه اجتماعی ویبو نوشت: «چین هیچ علاقه‌ای به بر سر گذاشتن هاله پیروزی یک جنگ دوردست در خاورمیانه ندارد.».

اما به گفته او، این درگیری بر درک جهان از چین اثر گذاشته است؛ زیرا موفقیت «برنامه‌ریزی راهبردی» این کشور برای پشت سر گذاشتن شوک‌های انرژی و جذابیت «مسیر توسعه» صلح‌آمیز آن را نشان داده است.

هو نوشت این جنگ همچنین قدرت بازدارندگی کلی آمریکا در قبال تایوان را «به‌طور قابل‌توجهی کاهش داده است» و به این اشاره کرد که این جنگ محدودیت‌های موجود در ذخایر مهمات آمریکا و ناتوانی آن در تشکیل یک ائتلاف غربی، حتی علیه دشمنی منزوی مانند ایران، را نشان داد.

هو نوشت این جنگ همچنین قدرت بازدارندگی کلی آمریکا در قبال تایوان را «به‌طور قابل‌توجهی کاهش داده است» و به این اشاره کرد که این جنگ محدودیت‌های موجود در ذخایر مهمات آمریکا و ناتوانی آن در تشکیل یک ائتلاف غربی، حتی علیه دشمنی منزوی مانند ایران، را نشان داد.

چین تایوانِ خودگردان را متعلق به خود می‌داند و استفاده از زور برای در اختیار گرفتن کنترل این جزیره دموکراتیک را رد نکرده است.

هو نوشت: «آمریکا چه اهرمی در اختیار دارد تا متحدان خود در اروپا را قانع کند برای منافع آمریکا رودرروی چین بایستند؟»

نحوه واکنش چین به آنچه به‌عنوان آمریکای تضعیف‌شده می‌بیند، پرسشی باز است.

پکن مدت‌هاست خود را مدافع «جهانی چندقطبی» معرفی کرده و احتمالاً از این درگیری برای پیشبرد تغییر دیگری که می‌خواهد در جهان ببیند استفاده خواهد کرد: پایان دادن به محیط امنیتی‌ای که تحت سلطه آمریکا و ائتلاف‌های آن است.

با این حال، پکن در طول جنگ کوشید منافع خود را با احتیاط مدیریت کند، نه اینکه در حل‌وفصل درگیری در صف مقدم قرار گیرد یا آشکارا طرفی را انتخاب کند.

چین در حالی که از شریک دیرینه خود، ایران، در سطح گفتار حمایت می‌کرد، در انتقاد از آمریکا به‌دلیل آغاز این درگیری محتاط عمل کرد و تماس‌ها و نشست‌های متعددی با کشور‌های خلیج فارس، که هدف حمله ایران قرار گرفته بودند، برگزار کرد.

به‌طور گسترده تصور می‌شود پکن در اوایل بهار امسال تهران را به سمت گفت‌و‌گو با واشنگتن سوق داده است؛ حتی در شرایطی که شرکت‌های چینی ـ بنا بر ادعای دولت آمریکا ـ از تلاش‌های تهران برای تأمین تسلیحات حمایت کرده‌اند. پکن به‌طور کلی ارائه سلاح به کشور‌های درگیر جنگ را رد می‌کند.

اینکه شی توانست ماه گذشته، با وجود این ارزیابی‌ها و در حالی که چین جایگاه دیرینه خود را به‌عنوان بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران حفظ کرده بود، میزبان ترامپ در دیداری دوستانه باشد، شاید گواهی بر نفوذ پکن و موازنه‌گری دقیق و حساب‌شده آن باشد.

اما ناظران در چین نیز می‌گویند یک «لحظه سوئز» احتمالی برای آمریکا به این معنا نخواهد بود که چین به‌طور خودکار جای آن را در رأس نظم جهانی بگیرد. مقام‌ها و تحلیلگران چینی مدت‌ها گفته‌اند که پکن نمی‌خواهد ابرقدرتی به سبک آمریکا باشد.

سون چنگ‌هاو، پژوهشگر مرکز امنیت بین‌الملل و راهبرد دانشگاه تسینگ‌هوا در پکن، به سی‌ان‌ان گفت: «آمریکا همچنان قدرتمندترین بازیگر خارجی در خاورمیانه است. آنچه تغییر کرده این است که سلطه آن اکنون مستلزم هزینه‌های سیاسی، نظامی، اقتصادی و اعتباری بسیار بیشتری است.»

او گفت این درگیری ممکن است جهان‌بینی چین را، که بر حاکمیت، عدم مداخله، حل‌وفصل سیاسی و امنیت توسعه‌محور تأکید دارد، برای بسیاری از کشور‌ها جذاب‌تر کند.

او افزود: «اما اعتبار تنها از طریق انتقاد از اقدامات آمریکا ساخته نمی‌شود؛ این اعتبار همچنین به این بستگی دارد که آیا چین می‌تواند راه‌حل‌های دیپلماتیک عملی ارائه دهد، از ثبات انرژی محافظت کند و به ایجاد شرایط برای کاهش تنش کمک کند یا نه.»

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
پیشنهاد سردبیر
زندگی