۲۴ تير ۱۴۰۵ ۱۳:۴۴
يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۵
کد خبر: ۱۱۳۵۴۳

ترامپ ممکن است از تحقیر ناشی از توافق با ایران جان سالم به در ببرد، اما نتانیاهو نه

ترامپ ممکن است از تحقیر ناشی از توافق با ایران جان سالم به در ببرد، اما نتانیاهو نه
بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، بازنده اصلی تحولات اخیر در منطقه است؛ تحولاتی که با توافق اولیه برای توقف تقابل آمریکا، اسرائیل و ایران رقم خورد. به نظر می‌رسد دکترین نظامیِ مبتنی بر فشار حداکثری که او طی سال‌های اخیر دنبال کرده، اکنون به بن‌بست رسیده و نه‌تنها امنیت پایداری ایجاد نکرده، بلکه جایگاه سیاسی او را نیز با چالش‌های بنیادین و تاریخی مواجه ساخته است.

رویکرد نتانیاهو در قبال چالش‌های منطقه‌ای از نوار غزه و کرانه باختری تا جبهه حزب‌الله در لبنان و تحولات ایران، همواره بر پایه اعمال فشار نظامی استوار بود. این رویکرد که هدفش مدیریت تهدیدات از طریق اتکا به قدرت سخت بود، در نهایت نتیجه‌ای متفاوت از انتظارات اولیه رقم زد. جنگ اخیر علیه ایران، اوج این دکترین بود که با وجود استفاده گسترده از توان نظامی، نتوانست به اهداف تعیین‌شده برای تغییر معادلات منطقه‌ای دست یابد.

در حالی که دونالد ترامپ تلاش می‌کند توافق اخیر را به عنوان یک گام دیپلماتیک جهت کنترل اوضاع معرفی کند، پیامد‌های این توافق برای نتانیاهو بسیار سنگین‌تر ارزیابی می‌شود. بسیاری از ناظران معتقدند که اعتبار سیاسی نخست‌وزیر اسرائیل، که طولانی‌ترین دوران زمامداری را در این کشور داشته، اکنون در آستانه یک دوره گذار اجباری قرار دارد.

کارنامه سیاسی نتانیاهو با نقد‌های جدی از سوی جریان‌های مختلف روبروست؛ از مقاومت در برابر راهکار دوکشوری و ناکامی‌های امنیتی اکتبر ۲۰۲۳ گرفته تا تغییر در توافقات بین‌المللی که در نهایت به فضای تنش‌آلود کنونی منجر شد. این اقدامات، ائتلاف‌های استراتژیک اسرائیل را که دهه‌ها بر آن استوار بود، به شدت تحت تأثیر قرار داده است.

اصلی‌ترین چالش برای نتانیاهو، ایجاد شکاف در «روابط راهبردی» واشینگتن و تل‌آویو است. در لایه‌های تصمیم‌ساز آمریکا و حتی بخشی از افکار عمومی این کشور، این نقد جدی مطرح است که دولت نتانیاهو با ارائه پیش‌بینی‌های نادرست مبنی بر امکان دستیابی به پیروزی سریع و فروپاشی ساختار‌های طرف مقابل، ایالات متحده را به یک مناقشه فرسایشی کشانده است.

اگرچه پس از پایان دوران جنگ سرد، منافع امنیتی آمریکا و اسرائیل در جهت همگرایی حرکت کرد، اما این روند در سال‌های اخیر به تدریج دستخوش تغییر شد. حمایت‌های بی‌قیدوشرط گذشته اکنون جای خود را به بازنگری در سیاست‌های دوجانبه داده است. تقابل‌های سیاسی داخلی در آمریکا و چرخش دیدگاه‌های افکار عمومی، باعث شده تا حمایت از رویکرد‌های کابینه نتانیاهو به موضوعی مناقشه‌برانگیز در واشینگتن تبدیل شود.

توافق ایران و آمریکا نشان داد که توازن قوا در منطقه در حال تغییر است. ایران با حفظ مؤلفه‌های قدرت منطقه‌ای خود در حال تثبیت جایگاه جدیدی است و «خطوط قرمز» مورد نظر نتانیاهو در مذاکرات اخیر G۷، عملاً توسط واشینگتن نادیده گرفته شد. این شرایط، اسرائیل را در وضعیت دشوار دیپلماتیک قرار داده است.

اکنون نتانیاهو با یک بن‌بست مواجه است؛ تقابل با سیاست‌های ترامپ می‌تواند به معنای شعله‌ور شدن دوباره درگیری‌ها باشد و تمکین به خواسته‌های واشینگتن نیز به معنای از دست دادن پایگاه سیاسی او در میان متحدان داخلی‌اش است. در هر دو حالت، بازسازی «روابط ویژه» با ایالات متحده در کوتاه‌مدت بسیار پیچیده به نظر می‌رسد.

این گسست می‌تواند پیامد‌های عمیقی داشته باشد؛ از پایان رویای «اسرائیل بزرگ» به عنوان قدرت بلامنازع منطقه گرفته تا تغییر نگاه کشور‌های حوزه خلیج‌فارس نسبت به نظم امنیتی جدید. این دوره، می‌تواند آغازی برای کاهش تنش‌های پیرامونی ایران و لزوم بازتعریف رویکرد‌های امنیتی اسرائیل باشد؛ وضعیتی که نشان می‌دهد امنیت پایدار تنها از طریق سیاست‌های تقابلی حاصل نمی‌شود.

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
پیشنهاد سردبیر
زندگی