توافق با ایران، هرچند ناقص، خواسته اصلی مردم آمریکاست؛ واکاوی پیامدهای جنگ و صلح در واشنگتن
در حال حاضر چهار واکنش متمایز نسبت به جنگ و توافق صلح با ایران در ایالات متحده وجود دارد. گروه اول کسانی هستند که از جنگ حمایت کردند و اکنون نیز حامی صلح هستند؛ گروه دوم، جنگطلبانی هستند که از صلح رضایت ندارند؛ گروه سوم، مخالفان جنگ بودند که اکنون با صلح نیز مخالفند و در نهایت، بزرگترین و مهمترین گروه، آمریکاییهایی هستند که با جنگ مخالف بوده و اکنون از هرگونه توافقی که باعث کاهش هزینههای زندگیشان شود، استقبال میکنند.
این تحلیل در ادامه به ۹ درس کلیدی که از این مناقشه آموخته شد، اشاره میکند:
۱. محدودیتهای اقدام نظامی: متوجه شدیم که قدرت نظامی دارای مرز است و نمیتواند به تنهایی تمام اهداف راهبردی را محقق کند.
۲. هدف قرار دادن رهبری: مشخص شد که آمریکا و اسرائیل اراده و توانایی هدف قرار دادن رهبری ایران را دارند و در این مسیر، خود را محدود به هنجارهای بینالمللی مبنی بر ممنوعیت ترور رهبران خارجی نمیبینند.
۳. آسیبپذیری اقتصاد جهانی: دریافتیم که ایران داراییها و اهرمهای فراوانی در اختیار دارد که میتواند اقتصاد جهانی و همسایگانش در خاورمیانه را با چالشهای جدی روبهرو کند. حمله به ایران هزینههای گزافی دارد.
۴. غیرقابلاعتماد بودن وعدههای اسرائیل: آموختیم که در خاورمیانه «جنگ کوتاه و شیرین» وجود ندارد و مسائل همواره پیچیدهتر از آن چیزی هستند که به نظر میرسند.
۵. عدم همراهی متحدان: در جنگهای انتخابی، ناتو با آمریکا همراهی نخواهد کرد.
۶. دشواری مذاکره با ایران: تجربه نشان داد که مذاکره با ایران بسیار دشوار است و هیچ توافقی با آنها کاملاً نهایی و قطعی نیست؛ از اینرو دولت باید بر حق خود برای اقدام نظامی در صورت عدم پایبندی طرف مقابل تأکید کند.
۸. تقویت نظام بهجای تضعیف آن: دریافتیم که اگر آمریکا و اسرائیل به خیابانهای تهران حمله کنند، هیچ انقلابی رخ نخواهد داد؛ در واقع ما با آغاز جنگ، نظام ایران را تقویت کردیم. راه صحیح ایجاد تغییر، فشار اقتصادی است، نه حذف فیزیکی رهبران.
۹. نیاز به شریک مذاکراتی: اگر قصد دارید ساختار سیاسی کشوری را دگرگون کنید، باید کسی را برای مذاکره باقی بگذارید. یکی از چالشهای غیرمنتظره این بود که یافتن شریکی که مایل و قادر به صحبت به نمایندگی از مردم ایران باشد، دشوار بود.
در بخش سیاسی، دموکراتها در طول این دوره، فاقد انسجام فکری عمل کردهاند. آنها اذعان داشتند که ایران تهدیدی برای امنیت ملی است و برنامه هستهایاش خطرناک است، اما به دلیل بیاعتمادی به ترامپ، مانع از هرگونه اقدام قاطع او شدند. در سوی دیگر، جمهوریخواهان نیز اگرچه از نظر فکری منسجمتر بودند، اما کاملاً از بدنه رأیدهندگان خود جدا افتادهاند. آنها خواهان جنگ بودند، اما حاضر نبودند بپذیرند که مردم آمریکا با هدف «تغییر رژیم» همراه نیستند.
در نهایت، تنها گروهی که واقعاً منافع مردم آمریکا را در نظر دارند، خودِ مردم هستند. آنها نمیخواستند جنگی آغاز شود و اکنون نیز خواهان پایان قطعی آن هستند. آنها میخواهند قیمت سوخت کاهش یابد، زندگی روزمرهشان مقرونبهصرفهتر شود و از اتلاف خون و سرمایه جلوگیری شود. اکنون بارِ اصلی بر دوش رئیسجمهور و تیم اوست تا ضرورت این «صلح ناقص» را تبیین کنند؛ صلحی که شاید مطلوب سیاستمداران نباشد، اما میتواند منجر به بهبود وضعیت اقتصادی پیش از انتخابات ماه نوامبر شود.
گفتوگوی فراز با دکتر مهدی عربصادق
بازنشر به بهانهی حکم تبرئهی بیژن زنگه
بررسی قانون سقف ۲۵ درصدی افزایش اجاره خانه
تفسیر سیاسی روز
- تازهها
- پربازدیدها
بازنشر به بهانهی حکم تبرئهی بیژن زنگه
تفسیر سیاسی روز
گفتوگوی فراز با مازیار بالائی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد