ونس در کتابخانه نیکسون: کوچکنمایی واترگیت ادامه یک سنت قدیمی جمهوریخواهان
زمانی که جیدی ونس هفته گذشته در کتابخانه ریاستجمهوری ریچاردام نیکسون درباره کتاب جدیدش پیرامون مسیرش از بیخدایی به کاتولیکبودن مدعیانه سخن میگفت، با کوچکنمایی واترگیت توجهها را جلب کرد. او گفت اینکه آن ماجرا یک ریاستجمهوری را سرنگون کرده «دیوانگی» است و افزود این «دولت پنهان بود که ریچارد نیکسون را ساقط کرد»، نه دخالت رئیسجمهور سیوهفتم آمریکا در جرایم جدی.
مفسران شگفتزده شدند. آیا معاون رئیسجمهور نمیدانست تحقیقات ثابت کرده بود نیکسون هدایت توطئهای را بر عهده داشته که هدفش پرداخت رشوه به افرادی بود که به دفتر حزب دموکرات نفوذ کرده بودند تا با استفاده از یک صندوق مخفی و غیرقانونی در دادگاه دروغ بگویند؟ این در حالی بود که وکیل رئیسجمهور، جان دین، کوشید با هشدار دادن درباره نیاز به یک میلیون دلار پول که باید پولشویی میشد او را از این اقدام بازدارد و گفت «این از آن کارهایی است که افراد مافیا انجام میدهند»، اما نیکسون به او اطمینان داد که مافیا در برابر او چیزی نیست و «میتوانی پول نقد تهیه کنی. من میدانم از کجا میشود آن را گرفت».
برخی ناظران در آمریکا اظهارات ونس را نمایانگر سطح تازهای از بدبینی جمهوریخواهان دانستند و پرسیدند آیا اکنون معتقدند رؤسایجمهور باید از چنین اقداماتی مصون بمانند؟ نویسنده یادآور میشود که جمهوریخواهان همواره چنین گفتهاند؛ از نخستین سخنرانی نیکسون درباره واترگیت در آوریل ۱۹۷۳، درباره سرقت نافرجامی که ده ماه پیشتر جرقه رسوایی را زد، یکی از متحدان برجسته او روز بعد در یک نشست خبری آن را صرفاً یک شوخی خواند و گفت این نفوذ بخشی از «فضای معمول رقابتهای انتخاباتی» بوده و عاملان آن «ذاتاً مجرم» نبودهاند.
آن متحد جمهوریخواه، رونالد ریگان، فرماندار وقت کالیفرنیا بود که در مراسمی برای گروهی از دانشجویان سخن میگفت. رسانهها او را به سخره گرفتند. تام ویکر، ستوننویس نیویورکتایمز، خشمگین شد از اینکه یک «مدافع قانون و نظم» به فلسفهای تن داده که بر اساس آن «حفاظتهایی که ما در زمانهای عادی از آنها حمایت و تجلیل میکنیم باید در این مدت تعلیق یا محدود شوند، اما فقط برای آنها. ما تا زمانی که بر آنها سخت نگیریم، حتی با بهکارگیری تاکتیکهای خودشان، در امان نخواهیم بود».
ریگان عقبنشینی نکرد. پس از افشای اینکه نیکسون مخفیانه از بسیاری از دیدارهایش ضبط صوتی تهیه کرده بود، او تحقیقات را «شکار جادوگر» و «لینچ» توصیف کرد. زمانی که نیکسون در سخنرانیای گفت حتی چیزی برای سرپوش گذاشتن وجود ندارد، تنها ۲۵ درصد آمریکاییها او را باور کردند، اما ریگان آن سخنرانی را «صدای عقلانیت» نامید.
در آن مقطع، دستیاران سیاسی نگران ریگان نیز به ستوه آمدند و درد دل خود را به ستوننویسان منتقل کردند که تلاشها برای معرفی او بهعنوان «معمار موفق دولت پاک و کمهزینه و عاری از رسوایی» با اصرار او بر بیاهمیت جلوه دادن توطئهگران بهعنوان افرادی «بدتر از دوبلهپارککنندهها نیستند» خنثی میشود، اما به گفته نویسنده آنها در اشتباه بودند. پرلستاین در کتاب سال ۲۰۱۴ خود با عنوان «پل نامرئی: سقوط نیکسون و صعود ریگان» نشان میدهد همین توانایی ریگان در تبرئه بلاغی همحزبیهایش از گناه حمایت از نیکسونِ واترگیت، او را برای بدنه محافظهکار حزب به گزینهای جذاب تبدیل کرد، تا جایی که در سال ۱۹۷۶ به شکلی غیرمنتظره تا آستانه شکست جرالد فورد، رئیسجمهور مستقر، در رقابت درونحزبی پیش رفت. به نوشته او، همین توانایی اسرارآمیز در تأیید حس بیگناهی آمریکاییها، حتی اگر از جرایمی، چون واترگیت یا جنگ ویتنام حمایت کرده باشند، در نهایت ریگان را به ریاستجمهوری رساند.
ریگان تنها چهرهای نبود که از این مسیر اوج گرفت. پت بیوکنن، دستیار کاخ سفید در دوره نیکسون، در برابر کمیته تحقیق سنا شهادت داد که خود این تحقیق صرفاً ادامه سیاست با ابزار دیگر است و نخبگان لیبرال واشنگتن میکوشند پس از پیروزی قاطع نیکسون در سال ۱۹۷۲ کاخ سفید را پس بگیرند. او بهخاطر صراحتش با ستون سراسری پاداش گرفت و چنان به قهرمان محافظهکاران بدل شد که در سال ۱۹۹۲ در انتخابات مقدماتی نیوهمپشایر عملکردی غیرمنتظره و قدرتمند در برابر جورج اچ دبلیو بوش داشت؛ بوشی که خود در مقام رئیس کمیته ملی جمهوریخواهان در دوران واترگیت از کوچکنمایان حرفهای این رسوایی بود.
جریان ثابتی از کتابها نیز نظریههای توطئهای را ترویج کردند که مدعی بودند عاملان اصلی کسانی جز مردان رئیسجمهور بودهاند؛ از نقش سیا گرفته تا «کودتای خاموش» یا «توطئه مخفی برای رئیسجمهور کردن تد کندی». این روایتها چنان تأثیرگذار بود که عبارت «همه این کار را میکنند، فقط نیکسون گیر افتاد» به یک کلیشه رایج در آمریکا بدل شد.
به نوشته نویسنده، شاید تأثیرگذارترین چهره در گفتمان کوچکسازی واترگیت ویلیام سفایر بود که پیش از آنکه به سخنراننویس نیکسون و سپس ستوننویس پرخواننده نیویورکتایمز تبدیل شود، در حوزه روابط عمومی فعالیت میکرد و با افزودن پسوند «گیت» به مجموعهای از رسواییهای بسیار کوچکتر مربوط به دموکراتها، از «ونسگیت» تا «مونیکاگیت»، کوشید آنها را همسنگ واترگیت جلوه دهد.
برخی جمهوریخواهان صریحتر نیز میگفتند «همه این کار را میکنند» و حتی آن را زمانی که «آدمهای درست» انجامش دهند، پسندیده میدانستند.ام استنتون ایوانز، فعال برجسته محافظهکار، در کنفرانسی در دوران ریاستجمهوری جورج دبلیو بوش گفت «من نیکسون را دوست نداشتم تا زمانی که واترگیت رخ داد»؛ جملهای که به گفته نویسنده دقیقاً نشان میدهد واترگیت برای برخی نشانه آن بود که نیکسون سرانجام فهمیده است «ما تا زمانی که بر آنها سخت نگیریم، در امان نخواهیم بود».
نویسنده در پایان مینویسد این همان روحیهای است که امروز نیز در بسیاری از سخنان دونالد ترامپ دیده میشود. ونس نیز در آرامگاه نیکسون در یوربا لیندا کالیفرنیا گفت «اگر واترگیت فردا رخ میداد، فقط یک خبر ۱۲ ساعته بود». به باور نویسنده، یکی از دلایلی که ممکن است او درست بگوید، همین تداوم بیوقفه تبلیغات و روایتسازی درباره واترگیت است که اکنون ونس نیز به آن پیوسته است.
تفسیر سیاسی روز
گفتوگوی فراز با مازیار بالائی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
- تازهها
- پربازدیدها
تفسیر سیاسی روز
گفتوگوی فراز با مازیار بالائی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد