۱۹ تير ۱۴۰۵ ۱۱:۳۳
دوشنبه ۰۸ تير ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۹
کد خبر: ۱۱۳۷۵۴
قاره‌ای که از آمریکا فاصله می‌گیرد، در حال تجدید تسلیح و بازآرایی خود است

اروپا راه خود را می‌رود

اروپای راه خود را می‌رود
از زمان بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید در سال ۲۰۲۵، اروپا با تحقیر و بی‌اعتنایی واشنگتن مواجه شده است؛ اما هم‌زمان، کشور‌های اروپایی با درک تهدید روسیه و کاهش اعتماد به آمریکا، به‌سوی افزایش بی‌سابقه هزینه‌های دفاعی، احیای خدمت اجباری و تدوین راهبردی تازه برای امنیت قاره حرکت کرده‌اند.

اروپایی‌ها از زمان بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید در سال ۲۰۲۵، تحقیر، تحقیرآمیز توصیف و به حاشیه رانده شده‌اند؛ اما در برابر این رویکرد، قاره اروپا به‌سوی بازتعریف راهبرد کلان خود، افزایش هزینه‌های دفاعی و کاهش وابستگی به واشنگتن حرکت کرده است.

اروپایی‌ها از زمان بازگشت رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، به قدرت در سال ۲۰۲۵، تحقیر، خوار شمرده و به حاشیه رانده شده‌اند. در واقع اغراق نیست اگر گفته شود اروپا به هدف محبوب حملات لفظی رئیس‌جمهور تبدیل شده است. به باور دولت او، این قاره از نظر نظامی نحیف، از نظر اقتصادی بی‌اهمیت، از نظر سیاسی ناتوان و از نظر فرهنگی محکوم به محو تمدنی است. تلاش ترامپ در سال ۲۰۲۵ برای واداشتن دانمارک به واگذاری گرینلند نماد رویکرد تحقیرآمیز دولت او بود.

با این حال واشنگتن آن‌چنان در باور‌های خود درباره اروپا ثابت‌قدم است که تحولات عمیق در حال وقوع را نادیده گرفته است. برای نخستین بار در دهه‌های اخیر، اروپایی‌ها خطرات پیرامون خود را درک کرده‌اند. بر همین اساس، آنها آماده‌اند در منابع نظامی سرمایه‌گذاری کنند و در نیرو‌های مسلح کشورهایشان خدمت کنند. از دل این تغییرات، راهبرد کلان جدیدی به‌تدریج در حال شکل‌گیری است که نشان‌دهنده مسیر ژئوپلیتیک و راهبردی تازه‌ای برای اروپا است. اروپا دریافته است که الگوی قدیمی‌اش—ثروت بدون قدرت نظامی، نفوذ بدون فداکاری و حفاظت بدون تعهد—دیگر پایدار نیست. نادیده گرفتن اروپا به‌عنوان بازیگری دائماً بی‌اهمیت، چشم بستن بر گستره و عمق تحولاتی است که اکنون در جریان است. برای دهه‌ها، کشور‌های اروپایی به‌طور انعکاسی خود را با اولویت‌های واشنگتن همسو می‌کردند و حتی حاضر بودند سربازان خود را به جنگ‌های تحت رهبری آمریکا بفرستند؛ جنگ‌هایی که بسیاری از افکار عمومی—و گاه دولت‌هایشان—آن‌ها را نادرست یا پرهزینه می‌دانستند. اروپایی که به‌طور جدی در دفاع خود سرمایه‌گذاری کند، دیگر چنین نخواهد کرد—و واشنگتن باید خود را آماده کند.

بیداری اروپا

پس از دهه‌ها آسودگی، اروپایی‌ها به این واقعیت بیدار شده‌اند که در جهانی خطرناک زندگی می‌کنند. بر اساس نظرسنجی انجام‌شده برای کمیسیون اروپا، ۷۷ درصد اروپایی‌ها جنگ روسیه در اوکراین را تهدیدی مستقیم علیه بقای اروپا می‌دانند. نگرانی در شرق و شمال اروپا شدیدتر است، اما ۵۹ درصد پاسخ‌دهندگان در آلمان، ۵۰ درصد در فرانسه و ۴۹ درصد در بریتانیا نیز روسیه را بزرگ‌ترین تهدید علیه امنیت ملی خود می‌دانند. این کشور‌ها بزرگ‌ترین و قدرتمندترین دولت‌های اروپا هستند؛ بنابراین تهدید روسیه دیگر صرفاً دغدغه پیرامونی نیست و به قلب قاره منتقل شده است.

این احساس ناامنی با این واقعیت تشدید شده که بسیاری از اروپایی‌ها دریافته‌اند دیگر نمی‌توانند به ایالات متحده تکیه کنند. طبق نظرسنجی مؤسسه یوگاو به سفارش شورای اروپایی روابط خارجی در ماه مه، تنها ۱۱ درصد از شهروندان در ۱۵ کشور مورد بررسی، آمریکا را متحد می‌دانند؛ رقمی که شش ماه پیش ۱۶ درصد و در نوامبر ۲۰۲۴ برابر با ۲۲ درصد بود. در همه کشور‌های بررسی‌شده، اکثریت تردید دارند که آمریکا در صورت حمله به دفاع از آنها بشتابد و ۲۵ درصد اکنون ایالات متحده را رقیب یا حتی دشمن می‌بینند.

با توجه به تهدید روسیه و غیرقابل اتکا بودن آمریکا، بسیاری از اروپایی‌ها اکنون از تقویت نظامی حمایت می‌کنند. در دانمارک، استونی، فرانسه، آلمان، لهستان، پرتغال و بریتانیا اکثریت از افزایش هزینه‌های دفاعی ملی حمایت می‌کنند؛ ایتالیا تنها کشوری است که اکثریتی روشن همچنان مخالف است. در میان ۱۵ کشور مورد بررسی، ۴۷ درصد از پاسخ‌دهندگان از استقراض جمعی اتحادیه اروپا برای تأمین مالی ابتکارات دفاعی حمایت می‌کنند؛ ایده‌ای که تا همین اواخر از نظر سیاسی غیرقابل تصور بود. همچنین اکثریت از کاهش وابستگی به تجهیزات نظامی آمریکایی و روی آوردن به گزینه‌های اروپایی حمایت می‌کنند.

اکثریت در فرانسه، آلمان و لهستان نیز از بازگرداندن خدمت اجباری حمایت می‌کنند؛ خدمتی که در کشور‌هایی مانند دانمارک، استونی و سوئیس برقرار است. در سه دهه گذشته، حمایت از سربازی اجباری در بسیاری از کشور‌های اروپایی در اقلیت بود، اما امروز به‌تدریج به جریان اصلی تبدیل می‌شود.

حرکت به‌تنهایی

هزینه‌های دفاعی اروپا به‌شدت افزایش یافته است. در سال ۲۰۲۴، ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا حدود ۴۰۲ میلیارد دلار برای دفاع هزینه کردند که به‌مراتب بیش از هزینه نظامی ۱۶۰ میلیارد دلاری روسیه بود. آلمان نقش پیشرو را بر عهده گرفته و اکنون حدود یک‌چهارم کل هزینه دفاعی اتحادیه را به خود اختصاص داده است. این کشور در مسیر آن است که تا سال ۲۰۲۹ حدود ۱۷۲ میلیارد دلار—معادل ۳.۶ درصد تولید ناخالص داخلی—هزینه کند؛ افزایشی نزدیک به ۲۰۰ درصد نسبت به ۲۰۲۲. در بیشتر کشور‌های اروپایی این افزایش به‌عنوان اقدامی ضروری برای بازدارندگی در برابر روسیه مورد استقبال قرار گرفته است.

اروپا همچنین برای کاهش وابستگی به تجهیزات آمریکایی، ظرفیت صنعتی-نظامی خود را گسترش می‌دهد. شرکت‌های نوپای آلمانی برای قرارداد‌های چندمیلیارد یورویی پهپاد رقابت می‌کنند و تولید صنعتی پهپاد در مقیاس وسیع آغاز شده است. همکاری شرکت‌های دفاعی آلمان و ایتالیا برای تولید بیش از هزار خودروی زرهی و صد‌ها تانک جدید نمونه‌ای از این روند است.

تحولات تنها به تجهیزات محدود نیست. چند کشور اروپایی خدمت اجباری را دوباره برقرار کرده‌اند. در آلمان، شمار داوطلبان خدمت نظامی افزایش یافته و ارتش این کشور در مسیر رسیدن به هدف میان‌مدت ۲۶۰ هزار سرباز فعال و ۲۰۰ هزار نیروی ذخیره قرار گرفته است. در سوئد، تعداد متقاضیان خدمت بیش از ظرفیت پذیرش است و کمتر از ۱۰ درصد پذیرفته می‌شوند.

مسیر پیش رو

پس از جنگ سرد، بیشتر کشور‌های اروپایی رونق اقتصادی را به‌جای امنیت ملی محور راهبرد کلان خود قرار دادند. آنها بر این باور بودند که وابستگی متقابل اقتصادی، تعارض سیاسی را کاهش می‌دهد. حمله روسیه به اوکراین این تصور را در هم شکست و جست‌و‌جو برای راهبردی تازه آغاز شد. فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، مفهوم «واقع‌گرایی اصول‌مند» را مطرح کرده است؛ چارچوبی که می‌پذیرد نظم مبتنی بر قواعد تضعیف شده و اروپا باید به حوزه قدرت سخت بازگردد، در عین حال اصول دموکراسی و حاکمیت قانون را حفظ کند.

روابط با آمریکا در این چارچوب کنار گذاشته نمی‌شود، بلکه از «دوستی احساسی» به «شراکت عمل‌گرایانه» تبدیل خواهد شد. هم‌زمان، گرایش تازه‌ای به همکاری اروپایی در سراسر قاره دیده می‌شود. برگزیت هزینه‌های اقتصادی خروج از بازار واحد را نشان داد و حتی کشور‌هایی که عضو اتحادیه نیستند با آسیب‌پذیری در برابر فشار قدرت‌های بزرگ روبه‌رو شده‌اند.

چه چیزی می‌تواند اشتباه پیش برود؟

این همگرایی راهبردی می‌تواند در معرض خطر قرار گیرد. احزاب تردیدگرا نسبت به اتحادیه اروپا در برخی کشور‌ها قدرت گرفته‌اند و اختلاف ترجیحات ملی پابرجاست. بعید است اتحادیه اروپا با ۲۷ عضو متنوع بتواند به‌طور مشترک چارچوبی کاملاً جدید اتخاذ کند. محتمل‌ترین سناریو ظهور نهاد‌های امنیتی هم‌پوشان است؛ ناتو همچنان بنیادی خواهد بود، اما اروپایی‌ها به‌تدریج مسئولیت بیشتری در برنامه‌ریزی و رهبری آن بر عهده خواهند گرفت.

ابتکار‌های منطقه‌ای جدید نیز شکل گرفته‌اند؛ از جمله چارچوب نظامی مشترک به رهبری بریتانیا در شمال اروپا و ابتکار بازدارندگی پیشرفته به رهبری فرانسه که بر یکپارچه‌سازی توان هسته‌ای و متعارف تمرکز دارد.

آن سوی اقیانوس

تنش‌های فراآتلانتیک تازه نیست، اما سطح کنونی اختلاف میان واشنگتن و پایتخت‌های اروپایی بی‌سابقه است. اروپا اکنون برای نخستین بار در نزدیک به یک قرن، به‌طور جدی مسئولیت امنیت خود را بر عهده می‌گیرد. انتظار کشیدن برای پایان دوره ترامپ و امید بستن به رئیس‌جمهوری همدل‌تر خطاست. بسیاری از اروپایی‌ها گمان می‌کنند حتی دولت‌های بعدی آمریکا نیز تمرکز اصلی خود را بر هند-اقیانوسیه و رقابت با چین خواهند گذاشت.

اگر مسکو، پکن یا هر رقیب دیگری به این نتیجه برسد که آمریکا بیش از حد گرفتار شکاف داخلی یا فرسودگی است، اروپا نمی‌تواند بدون آمادگی بماند. باید پاسخ خود را آماده داشته باشد. روابط آینده ممکن است دوستانه و نزدیک باشد، اما بی‌تردید متفاوت خواهد بود.

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
پیشنهاد سردبیر
زندگی