پایان خدمت سربازی اجباری چه هزینهای بر آمریکا تحمیل کرد
استفاده رؤسای جمهور آمریکا از نیروی نظامی در خارج از کشور بیش از حد آسان شده است. از سال ۱۹۷۳، فرمانده کل قوا توانسته است نیروها را بدون نیاز به فراخواندن جوانان از طریق خدمت سربازی اجباری، در خارج از کشور مستقر کند. رؤسای جمهور برای نمایش قدرت به فناوری نظامی، نیروی هوایی و سربازان حرفهای تکیه کردهاند، در حالی که بخش بزرگی از رأیدهندگان از پیامدهای این تصمیمات، از جمله ترس از چگونگی تأثیر این تصمیمات بر اعضای خانواده خود، در امان ماندهاند.
هنگامی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت، ایالات متحده را وارد یک درگیری بزرگ و طولانیمدت در ایران کرد، او میتوانست نسبتاً مطمئن باشد که این موضوع به یک نیروی غالب در میان رأیدهندگان تبدیل نخواهد شد. اگرچه این تصمیم باعث بحث و اختلاف نظر شد، از جمله در میان جمهوریخواهانی که هنوز به دستور کار «اول آمریکا» پایبند بودند، اما پیامدهای آن به احتمال زیاد در مرکز توجه اکثر خانوادههای آمریکایی قرار نمیگرفت. معدودی مجبور بودند خطر تشدید عملیات هوایی به یک جنگ زمینی در مقیاس بزرگ که شامل فرزندان خودشان میشد را در نظر بگیرند، به جز کسانی که برای خدمت ثبتنام کرده بودند. در واقع، عدم وجود خدمت سربازی اجباری، دیواری بین اقدامات نظامی آمریکا در خارج از کشور و زندگی روزمره اکثر آمریکاییها ایجاد کرده است.
ایالات متحده بیشتر تاریخ خود را خدمت سربازی دائمی نداشته است. تا زمانی که کنگره در سال ۱۹۴۰ برای جنگ با ژاپن و آلمان آماده شد، ملت برای تأمین نیروهای رزمی خود به خدمت موقت در زمان جنگ، اعزام داوطلبانه و شبهنظامیان ایالتی متکی بود. بدبینی عمومی نسبت به خدمت سربازی دائمی، بازتابی از بیزاری گستردهتر از یک دولت فدرال قوی بود. انزوای جغرافیایی، با محافظت اقیانوسها از دو طرف کشور، فشار بر مقامات منتخب برای حفظ آمادگی دائمی در زمان جنگ را کاهش داد. نتیجه این بود که حتی پس از جنگ داخلی و جنگ جهانی اول، کشور پس از پایان درگیری، خدمت اجباری انتخابی را رها کرد.
جنگ جهانی در آسیا و اروپا در نهایت نظر عمومی را تغییر داد. در طول انتخابات سال ۱۹۴۰، هم فرانکلین روزولت، رئیسجمهور، و هم رقیب او، وندل ویلکی جمهوریخواه، تشخیص دادند که خدمت سربازی در زمان صلح احتمالاً ضروری خواهد بود، اما هر دو ریسک قابل توجه سیاسی حمایت از قانون آموزش و خدمت انتخابی را که توسط جیمز وادزور، نماینده نیویورک، و ادوارد بورک، سناتور نبراسکا، پیشنهاد شده بود، درک کردند. مخالفت با این قانون شدید بود. رهبران مذهبی آن را از نظر اخلاقی محکوم کردند؛ اتحادیهها از آن میترسیدند که به عنوان چماقی علیه کارگران سازمانیافته استفاده شود؛ مترقیان نگران تکرار جنگ جهانی اول بودند، زمانی که دولت وودرو ویلسون، رئیسجمهور وقت، از شرایط جنگی برای سرکوب مخالفت سیاسی استفاده کرد؛ و انزواطلبان متقاعد شده بودند که خدمت سربازی، دخالت دائمی در امور خارجی را تضمین خواهد کرد.
پس از تسلیم فرانسه به آلمان در ژوئن ۱۹۴۰، افکار عمومی شروع به تغییر کرد و روزولت خصوصی به این نتیجه رسید که خدمت سربازی ضروری است. در اوت، او در نهایت حمایت خود را اعلام کرد. کنگره قانون آموزش و خدمت انتخابی را تصویب کرد و روزولت آن را در ۱۶ سپتامبر امضا کرد. این قانون مردان ۲۱ ساله را ملزم میکرد که برای ۱۲ ماه خدمت و ۱۰ سال ذخیره، با هیئتهای ثبتنام محلی ثبتنام کنند، ضمن اینکه یک سیستم ثبتنام ملی ایجاد میکرد. در سال ۱۹۴۱، کنگره طول مدت خدمت نظامی را تمدید کرد و تعداد مردانی را که میتوانستند خدمت کنند افزایش داد. اگرچه پس از جنگ جهانی دوم تلاشهایی برای انحلال یا جایگزینی آن با سیستمی از آموزش نظامی جهانی صورت گرفت، اما سربازی اجباری تقریباً بدون وقفه (سیستم به طور موقت در سال ۱۹۴۷ منقضی شد) برای دههها باقی ماند. دامنه سنی واجد شرایط نیز بعداً گسترش یافت.
در نیمه دوم دهه ۱۹۶۰، سیستم خدمت سربازی با آتش شدید روبهرو شد. برای بسیاری از آمریکاییها، سربازی اجباری جداییناپذیر از جنگ فاجعهبار و به طور فزاینده بحثبرانگیز در جنوب شرق آسیا شده بود. جنگ ویتنام حمایتی را که از سال ۱۹۴۰ خدمت سربازی را حفظ کرده بود، فرسایش داد. هر بار که رابرت مکنامارا، وزیر دفاع، به ملت اعلام میکرد که فراخوان جدید خدمت سربازی وجود خواهد داشت، مردم هزینههای انسانی مستقیم سیاستهای لیندون جانسون، رئیسجمهور وقت، را به یاد میآوردند. همانطور که جانسون به هنری فاولر، وزیر خزانهداری، به طور رک و پوستکنده گفت، اطلاعیههای مکنامارا «تمام پدران کشور را به هم میریزد، و مادر و هر همسر را.» حتی مکنامارا خصوصی نیز خشم فزاینده در میان رأیدهندگان و نابرابری عمیق در میان کسانی که برای خدمت اعزام میشدند را تشخیص داد.
همانطور که جوانان آمریکایی شروع به سوزاندن کارتهای سربازی خود کردند، انتقاد از سربازی اجباری تشدید شد. بسیاری استدلال کردند که دولت حق ندارد مردان جوان را به آنچه جنگی مرگبار و غیرضروری میدیدند، مجبور کند، در حالی که دیگران نابرابریهای شدید سیستم را برجسته کردند: خانوادههای ثروتمند اغلب معافیتهایی برای پسران خود تأمین میکردند، فرصتهایی که عمدتاً برای آمریکاییهای طبقه کارگر و فقیر در دسترس نبود. ساختار خدمات انتخابی شامل بیش از ۴۰۰۰ هیئت محلی بود، که به این معنی بود که هیچ استاندارد جهانی وجود نداشت. طبقهبندی یک مرد میتوانست بسته به محل زندگی او به طرز چشمگیری متفاوت باشد.
یکی از مشهورترین اقدامات مقاومت در برابر خدمت سربازی در آوریل ۱۹۶۷ رخ داد، زمانی که محمد علی، قهرمان بوکس سنگینوزن، که پس از پیوستن به ملت اسلام نام خود را از کاسیوس کلی به محمد علی تغییر داده بود، از ثبتنام امتناع کرد. او پرسید: «چرا باید از من بخواهند لباسی بپوشم و ۱۰،۰۰۰ مایل دورتر از خانه بروم و بمب و گلوله بر سر مردم قهوهای در ویتنام بریزم، در حالی که به اصطلاح سیاهپوستان در لوئیزویل مانند سگ با آنها رفتار میشود؟» علی برای وضعیت معافیت وجدانی درخواست داد، اما محکوم شد، به پنج سال زندان و جریمه ۱۰،۰۰۰ دلاری محکوم شد. اگرچه دیوان عالی در سال ۱۹۷۱ حکم او را لغو کرد، علی در طول روند تجدیدنظر از بوکس محروم بود.
در حالی که جانسون در سال ۱۹۶۷ قانونی را امضا کرد که به رئیسجمهور اجازه میداد استانداردهای ملی خدمت سربازی را پیشنهاد کند، هیئتهای محلی اختیار نادیده گرفتن آن دستورالعملها را داشتند. جانسون از پیشنهادهایی که تعداد معافیتهای دانشجویان تحصیلات تکمیلی و کارشناسی را کاهش میداد، کنار کشید – و در عوض، لایحه نهایی معافیتهای کارشناسی را افزایش داد.
رئیسجمهوری که در نهایت خدمت سربازی را پایان داد، ریچارد نیکسون جمهوریخواه بود، که هیوبرت هامفری را در سال ۱۹۶۸ شکست داد و قول داد، بدون جزئیات، به جنگ پایان دهد. نیکسون که اصلاً یک صلحطلب نبود، درک میکرد که درگیری چقدر عمیقاً ناپسند شده است و تشخیص داد که مگر اینکه فشار سیاسی پیرامون ویتنام را کاهش دهد، دولتش در همان مشکلاتی که جانسون را در خود غرق کرده بود، گرفتار خواهد شد. بیش از ۲۹۰،۰۰۰ مرد در سال ۱۹۶۸ خدمت کردند. نیکسون معتقد بود که جنبش ضد جنگ نماینده اقلیتی پر سر و صدا است و «اکثریت خاموش» مخالف اعتراضات است، اما او همچنان عظمت چالش سیاسی جنگ را درک میکرد. از طریق سیاست «ویتنامیسازی» او، دولت شروع به خروج نیروهای آمریکایی و انتقال بار نبرد به نیروهای ویتنام جنوبی کرد.
نیکسون در سال ۱۹۶۹ شروع به اعلام تمایل خود برای پایان دادن به خدمت سربازی کرد و اعلام کرد که اجازه خواهد داد قانون در سال ۱۹۷۳ منقضی شود. او قصد داشت به نیروی داوطلب تمام عیار chuyển کند. ملوین لرد، وزیر دفاع، نقطه کانونی دولت در این موضوع، از کاهش تدریجی فراخوانهای خدمت سربازی برای کاهش مقاومت سیاسی در برابر پایان دادن به سیستم صحبت کرد. در طول سال اول ریاست جمهوری، نیکسون قانونی را امضا کرد که سیستم قرعهکشی ملی قویتری را تأسیس کرد و ترتیب فراخوانی مردان را تصادفی کرد. او همچنین لوئیس هرشی، مدیر بحثبرانگیز سیستم خدمات انتخابی، را با کرتیس تار، رئیسجمهور سابق دانشگاه، جایگزین کرد، که اصلاحات اداری را دنبال کرد. دو سال بعد، نیکسون معافیتهای دانشجویی را حذف کرد. او به جمهوریخواهان گفت: «هشت سال، دموکراتها در مورد اصلاح خدمت سربازی صحبت کردند؛ ما کاری در مورد اصلاح خدمت سربازی انجام دادهایم.»
برای دفاع از تصمیم خود، نیکسون به استدلالهای گروهی از اقتصاددانان محافظهکار که ادعا میکردند خدمت سربازی ناکارآمد است، تکیه کرد. میلتون فریدمن از دانشگاه شیکاگو، سربازی اجباری را به مالیاتی نابرابر بر مردانی که قادر به کسب درآمد در بازار کار نبودند، تشبیه کرد و استدلال کرد که این سیستم باعث ایجاد رنجش در ارتش میشد. مارتین اندرسون، یکی از مشاوران ارشد نیکسون، ادعا کرد که خدمت سربازی یک نیروی جنگی پایینتر تولید میکرد. این استدلالهای اقتصادی مفید بودند، اما مهمترین ملاحظه سیاسی، باور نیکسون بود که پایان دادن به خدمت سربازی، انرژی جناح چپ را تضعیف خواهد کرد. نیکسون گفت: «پایان دادن به خدمت سربازی به ما فضای تنفس در ویتنام میدهد.»
علاوه بر این، مطالعهای به رهبری توماس گیتس جونیور، وزیر دفاع سابق، مزایای یک نیروی داوطلب تمام عیار را تشریح کرد. کمیسیون گیتس در فوریه ۱۹۷۰ توصیه کرد که ملت باید یک ارتش داوطلب تمام عیار را اتخاذ کند و هزینه اضافی را حدود ۳ تا ۴ میلیارد دلار در سال تخمین زد.
علیرغم مخالفت گسترده با خدمت سربازی، حرکت به سمت یک سیستم جدید به هیچ وجه آسان نبود. سناتورها از طیف سیاسی—از محافظهکاران جنوبی گرفته تا دموکراتهای لیبرال مانند سناتور تد کندی—استدلال کردند که الزام همه آمریکاییها به وقف زمان برای خدمات عمومی، عملی رایج در بسیاری از کشورهای دیگر، ارزش مدنی دارد. رهبران نظامی نگران بودند که به اندازه کافی نیرو برای جنگی که هنوز در جریان بود، نداشته باشند، و گارد ملی و نیروهای ذخیره میترسیدند که بدون تغذیه سربازی اجباری به صفوف آنها، تعدادشان کاهش یابد. با این حال، حتی بسیاری از افسران ارشد تشخیص دادند که تصویر عمومی ارتش به شدت آسیب دیده است و اصلاحات جسورانه برای بازیابی اعتماد به این نهاد ضروری است.
در کپیتول هیل، ائتلافی پیچیده از دموکراتهای لیبرال و جمهوریخواهان به همراه محافظهکاران (از جمله سناتور بری گلدواتر) از رئیسجمهور حمایت کردند. آنها با تمدید قانون خدمات انتخابی با این قصد که اجازه دهند دو سال بعد منقضی شود، رأی دادند. این تأخیر به نیکسون پوشش سیاسی داد: در کمپین انتخاباتی سال ۱۹۷۲، او مخالفان دموکرات خدمت سربازی اجباری را به عنوان ضعیف در دفاع مورد حمله قرار داد، حتی اگر خودش در حال آمادهسازی برای انحلال این سیستم بود. علناً، نیکسون از خدمت سربازی دفاع میکرد؛ خصوصی، او به طور مداوم در جهت مخالف حرکت میکرد. کاهش تدریجی فراخوانهای خدمت سربازی و خروج مرحلهای نیروهایش به او اجازه داد تا هر دو طرف بحث را بازی کند.
پس از اینکه نیکسون سناتور جورج مکگاورن را در سال ۱۹۷۲ با قاطعیت، کسب ۵۲۰ رأی الکترال و بیش از ۶۰ درصد آرای مردمی، شکست داد، او از محدودیتهای سیاسی که روند نهایی دور شدن از سربازی اجباری را کند کرده بود، آزاد شد. در ۲۷ ژانویه، همان روزی که رهبران توافقنامه پایان جنگ در ویتنام را امضا کردند، لرد پایان فوری خدمت سربازی را اعلام کرد. سیستمی که در سال ۱۹۴۰ وضع شده بود، عملاً به پایان رسید. در ۳۰ ژوئن ۱۹۷۳، کنگره اجازه داد قانون سربازی اجباری به آرامی منقضی شود. با بحث اندک، سیستم سربازی اجباری دوران جنگ جهانی دوم به پایان رسید.
منتقدانی از این تصمیم وجود داشتند. برخی از هیئتهای تحریریه روزنامهها این حرکت را ناشی از ملاحظات سیاسی دانستند. جوزف کالیفانو، یکی از مشاوران ارشد جانسون، استدلال کرد که ارتش داوطلب تمام عیار «مفهوم پول یک نفر در ازای خون دیگری را به قانون تبدیل خواهد کرد.».
اما انتقادات با حمایت گسترده عمومی مغفول شد. پس از سالها ویتنام و آشفتگی اجتماعی، تعداد کمی از آمریکاییها مایل بودند از سیستمی دفاع کنند که به طور گسترده معیوب تلقی میشد—و در باتلاق مرگباری که نسلی را بلعید، دخیل بود. در حالی که جیمی کارتر، رئیسجمهور وقت، در سال ۱۹۸۰ الزام ثبتنام مردان جوان در سیستم خدمات انتخابی را مجدداً برقرار کرد، خدمت سربازی در کتابهای تاریخ باقی ماند.
بدون خدمت سربازی اجباری، پویایی سیاسی جنگ تغییر کرد. رؤسای جمهور دیگر با همان ارتباط فوری و شخصی که اکثریت خانوادههای آمریکایی زمانی که ملت به جنگ میرفت، احساس میکردند، روبهرو نبودند. فقدان خدمت اجباری به رؤسای جمهور آزادی عمل بیشتری برای اتخاذ تصمیماتی داده است که در غیر این صورت ممکن بود باعث واکنش شدید انتخاباتی شود، زیرا عملیات نظامی دیگر با زندگی روزمره اکثر خانوادهها—چه آنهایی که فرزندانشان به جنگ اعزام میشدند و چه آنهایی که این احتمال را میدادند—ارتباطی ندارد.
تفسیر سیاسی روز
گفتوگوی فراز با مازیار بالائی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
- تازهها
- پربازدیدها
تفسیر سیاسی روز
گفتوگوی فراز با مازیار بالائی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد