شکلگیری محور جدید منطقهای به رهبری عربستان؛ انزوای امارات در نظم پساجنگ ایران
جنگ ایران آسیبهای شدیدی به کشورهای حوزه خلیج فارس وارد کرد، زیرا صادرات و احساس امنیت آنها کاهش یافت. با این حال، برخی از این کشورها با عزمی راسختر برای همکاری با یکدیگر در سیاست منطقهای ظاهر شدهاند. یک گروه جدید خارج از شورای همکاری خلیج فارس (GCC) شکل گرفته است که شامل عربستان سعودی، قطر و بازیگران غیر عضو خلیج فارس یعنی مصر، پاکستان و ترکیه میشود. امارات متحده عربی به شکل آشکاری در این گروه غایب است.
برخی از این کشورها به عنوان برندگان آشکار جنگ ظاهر شدهاند، در حالی که برخی دیگر به ایجاد تابآوری جدید رضایت دادهاند. ظاهری از رفاقت میان آنها وجود دارد، اما در زیر پوست آن، اختلافات عمیقی در مورد نحوه برخورد بهینه با ایران و اینکه آیا عادیسازی روابط با اسرائیل را دنبال کنند یا خود را برای توسعهطلبی هژمونیک و هولناک آن آماده سازند، وجود دارد. در هر صورت، واضح است که جنگ در ایران نظم جدیدی را در خلیج فارس ایجاد کرده است که فراتر از آن به جهان بزرگتر اسلامی گسترش مییابد.
بلوک جدید با دو هدف مشخص میشود: مهار تهدید ایران و در عین حال به دست آوردن مجدد نفوذ در کشورهای تحت سلطه نیروهای نیابتی یا متحدان ایران مانند سوریه و لبنان؛ و همچنین عقب راندن اسرائیل برای تعیین مرزهایی برای ماجراجویی نظامی آن. یک ناظر منطقهای گفت حمله سال گذشته اسرائیل به دوحه — برای شکار اعضای حماس — کشورهای خلیج فارس را به این فکر انداخت که ممکن است هدف بعدی خود آنها باشند. این امر رقبایی مانند عربستان سعودی و ترکیه را به یکدیگر نزدیکتر کرد. تسلیحات هستهای پاکستان زیربنای این ائتلاف است و به عنوان سدی در برابر اسرائیل تحت چارچوب دفاعی عربستان و پاکستان عمل میکند.
اگرچه نام رسمی برای این گروه وجود ندارد — و در گزارشهای اسرائیلی تنها به عنوان یک ائتلاف سنی یا یک ناتوی اسلامی در حال گسترش توصیف شده است —، اما این امر نشاندهنده یک بازآرایی بر اساس بیاعتمادی رو به رشد میان ریاض و ابوظبی است. از آنجا که هر دو کشور در حال گذار از اقتصاد متکی به نفت هستند، سعودیها با اماراتیها برای جذب همان سرمایهگذاریهای خارجی رقابت میکنند.
در مرحله پس از بهار عربی، سعودیها و اماراتیها در مورد اخوانالمسلمین به عنوان یک تهدید مشترک همنظر بودند و در مسائل سیاست منطقهای همسو عمل میکردند. اکنون به نظر میرسد منافع آنها واگرا شده است. امارات معتقد است عادیسازی روابط و صلح راه پیش رو با اسرائیل است، در حالی که ریاض گروهی را دور خود جمع کرده که نسبت به اسرائیل منتقدتر هستند.
عربستان سعودی نسبت به بسیاری از همسایگان خود هدف حملات نسبتاً کمتری قرار گرفت، اما احساس امنیت آن دستکمی از آنها نداشت. رویترز گزارش داد که این کشور حتی در پاسخ به حملات، چندین حمله علیه ایران انجام داد. ریاض اعلام کرد اعتماد اندکی که در نتیجه توافق سال ۲۰۲۳ با میانجیگری پکن با ایران ایجاد شده بود، از بین رفته است.
در جبهه اقتصادی، عربستان سعودی از افزایش تقاضا و قیمت نفت بهرهمند شد. در ماه مارس، حتی در شرایطی که تنگه هرمز همچنان بسته بود، ارزش صادرات عربستان به بالاترین سطح خود در سه سال گذشته رسید. هشام الغنام، پژوهشگر مقیم ریاض در مرکز خاورمیانه کارنگی، گفت سود خالص شرکت نفتی آرامکو عربستان با افزایش قیمتها از ۷۴ دلار به بیش از ۱۱۹ دلار در هر بشکه، در سه ماهه نخست ۲۶ درصد جهش یافت. خط لوله شرق به غرب یک مسیر صادراتی جایگزین از طریق سواحل دریای سرخ ارائه داد و با ظرفیت کامل خود یعنی ۷ میلیون بشکه فعالیت کرد.
الغنام افزود با این حال، رشد تولید ناخالص داخلی عربستان به دلیل بسته شدن چاهها، حتی با وجود تغییر مسیر جریان نفت، از ۳.۷ درصد به ۲.۸ درصد کاهش یافت. کارشناسان درباره پیشبینیهای اقتصادی عربستان سعودی اختلاف نظر دارند، با این حال جنگ پادشاهی را برانگیخته است تا زیرساختهای خود را در دریای سرخ تقویت کند.
یکی دیگر از بازیگران این ائتلاف جدید قطر است. در سال ۲۰۱۷، قطر توسط چهار کشور بحرین، مصر، عربستان سعودی و امارات طرد شد، اما اکنون به عنوان یک رهبر دیپلماتیک شناخته میشود. در طول جنگ با ایران، محدودیتهای جغرافیایی قطر، ناتوانی واشنگتن در جلوگیری از حملات ایران به خلیج فارس و روابط نسبتاً گرمتر دوحه با تهران قبل از جنگ، همگی رهبری این کشور را به این نتیجه رساند که دیپلماسی با ایران بهترین مسیر رو به جلو را ارائه میدهد.
قطر در طول جنگ با کمترین حملات ایران مواجه شد، اگرچه حملاتی یک تاسیسات کلیدی را هدف قرار داد. یک حمله باعث تعطیلی پالایشگاه کلیدی راسلافان — یکی از بزرگترین تاسیسات گاز طبیعی مایع در جهان — شد و ظرفیت صادرات آن را تا حدود ۱۷ درصد کاهش داد.
این کشور سپس در اواسط ماه مه، زمانی که تلاشهای پاکستان برای برقراری صلح ناکافی بود، با تمام قوا وارد تلاشهای میانجیگرانه شد. هفته گذشته، در حالی که مذاکرهکنندگان آمریکایی و ایرانی به مدت ۱۸ ساعت در یک هتل مجلل مشرف به دریاچه لوسرن در سوئیس گرد هم آمده بودند، دلایلی وجود داشت که نشان میداد تبادل آتش میان اسرائیل و حزبالله ممکن است مذاکرات را از مسیر خود خارج کند؛ این را شخصی که از رویدادها مطلع بود به من گفت.
این منبع گفت: «حتی زمانی که مقامات اصلی برای گفتوگوها نشستند» — با اشاره به معاون رئیسجمهور آمریکا جی. دی ونس، مشاوران ترامپ استیو ویتکاف و جرد کوشنر، و مذاکرهکننده ارشد ایرانی محمدباقر قالیباف — «تنشهایی بر سر لبنان وجود داشت.» او میانجیهای قطری را به دلیل خاموش کردن آتش در لحظات آخر ستود و افزود قطر از کانالهای خود با ایران استفاده کرد تا حزبالله را وادار به صدور بیانیهای مبنی بر موافقت با آتشبس کند و همچنین آمریکاییها را تشویق کرد تا اسرائیل را وادار به عقبنشینی کنند.
سایر اعضای گروه تحت رهبری عربستان نیز قصد دارند از این جنگ سود ببرند. مصر امیدوار است از تکاپوی عربستان برای توسعه زیرساختهایش بهرهمند شود. ریاض برنامههای خود را برای ساخت پل به سینا رسمی کرده است، با این هدف که سواحل مدیترانه مصر را به دروازهای به اروپا تبدیل کند. ترکیه امیدوار است فروش تسلیحات خود را افزایش دهد، زیرا بعید است نگرانیها درباره امنیت به این زودیها فروکش کند. پاکستان به سهم خود پس از سالها محکومیت بینالمللی به دلیل حمایت از شبکههای تروریستی، از بازتاب رسانهای خوبی برخوردار شد.
امارات نیز تصمیم گرفته است لجستیک خود را بهبود بخشد و وابستگی خود به تنگه هرمز را به صفر برساند. این کشور حتی در طول جنگ موفق شد از طریق بندر فجیره صادرات خود را انجام دهد و اکنون در حال بررسی توسعه بنادر شرقی در امتداد دریای عمان است. با این حال، امارات خارج از بلوک تحت رهبری عربستان قرار دارد. الغنام از مرکز خاورمیانه کارنگی گفت این بلوک وجود دارد «زیرا خود شورای همکاری خلیج فارس بعید است در قبال ایران متحد شود»، اما همچنین برای عربستان سعودی «ابزاری برای اعمال رهبری عربی» است.
طی چند ماه گذشته، رابطه استاد-شاگردی میان محمد بن سلمان ولیعهد عربستان و شیخ محمد بن زاید آل نهیان رئیس امارات، عمدتاً به دلیل اختلافات بر سر یمن و سودان به سردی گرایید.
مشخص نیست که آیا امارات در هیچیک از نشستهای مربوط به ایران به رهبری عربستان شرکت خواهد کرد یا خیر. این کشور متحمل بیش از ۳۰۰۰ حمله موشکی و پهپادی ایران شد — یعنی بیشتر از مجموع حملات به پنج عضو دیگر شورای همکاری خلیج فارس — و بنابراین بیشتر با ایران در تضاد است. این کشور ترجیح میداد عملیات نظامی طولانیتری از سوی آمریکا علیه ایران انجام شود تا تواناییهای ایران پیش از برقراری آتشبس تضعیف گردد.
با این حال، یک واگرایی تفرقهانگیزتر میان این دو بلوک بر سر اسرائیل است. یک مقام خلیج فارس تلفنی به من گفت: «دو اردوگاه وجود دارد: یکی طرفدار اسرائیل و دیگری اردوگاهی که نسبت به اسرائیل محتاط است.»
تعهد امارات به توافقنامه ابراهیم در برابر درگیریهای اخیر در غزه و لبنان تاب آورد، در حالی که برای عربستان سعودی دنبال کردن عادیسازی در چنین فضایی دشوار بود. بر اساس گزارشها، امارات تجهیزات دفاعی کلیدی را در طول جنگ از اسرائیل دریافت کرد: آکسیوس در آوریل گزارش داد «یک سیستم پدافند هوایی گنبد آهنین به همراه نیروهایی برای راهبری آن» به امارات تحویل داده شد. این امر نشاندهنده تقویت همکاریهای دفاعی آینده در برابر ایران است.
اماراتیها ایران را تهدیدی بزرگتر از بسیاری از همسایگان خود، از جمله همسایگانی که اکنون از رهبری سعودی پیروی میکنند، میدانند. امارات با شدتی بیسابقه مورد حمله ایران قرار گرفت و توسط اسرائیل یاری شد، در حالی که عربستان سعودی خواهان مهار همزمان ایران و اسرائیل است. آنچه مشخص است اینکه واگرایی بر سر نحوه مدیریت امنیت جمعی خلیج فارس، آینده منطقه را تعریف خواهد کرد — و امارات احتمالاً با چشمانداز خاص خود برای شکستن وضع موجود، در موضع بیرونی قرار خواهد گرفت.
بررسی قانون سقف ۲۵ درصدی افزایش اجاره خانه
تفسیر سیاسی روز
گفتوگوی فراز با مازیار بالائی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
- تازهها
- پربازدیدها
تفسیر سیاسی روز
گفتوگوی فراز با مازیار بالائی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد