۳۰ تير ۱۴۰۵ ۱۱:۴۱
چهارشنبه ۱۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۹:۱۸
کد خبر: ۱۱۳۸۵۶

آیا اسرائیل با ماندن در لبنان، تفاهم‌نامه آمریکا-ایران را به نابودی می‌کشاند؟

آیا اسرائیل با ماندن در لبنان، تفاهم‌نامه آمریکا-ایران را به نابودی می‌کشاند؟
بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، روز سه‌شنبه در جریان بازدید از نیرو‌های نظامی در جنوب لبنان اعلام کرد که تا زمانی که حزب‌الله، گروه مسلح تحت حمایت ایران، «تهدیدی» برای کشورش باقی بماند، ارتش «از این منطقه خارج نخواهد شد». یک روز پیش از آن نیز، اسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، گفته بود که تا زمان خلع سلاح کامل حزب‌الله، ارتش اسرائیل «حتی یک میلی‌متر» عقب‌نشینی نخواهد کرد.

اما موضع اسرائیل دقیقاً در تضاد با بند اول «تفاهم‌نامه» (MoU) میان آمریکا و ایران است که خواستار توقف فوری و دائمی درگیری‌ها در «تمام جبهه‌ها»، از جمله لبنان است؛ جایی که نیرو‌های اسرائیلی از اوایل مارس حدود یک‌پنجم خاک این کشور را اشغال کرده‌اند. آن بند از تفاهم‌نامه، متعاقباً با یک توافق‌نامه چارچوبی جداگانه که با میانجی‌گری آمریکا میان اسرائیل و دولت لبنان منعقد شد، تضعیف شده است. آن توافق‌نامه، نیرو‌های اسرائیلی را ملزم به ترک جنوب لبنان یا توقف حملات نمی‌کند؛ توافقی که حزب‌الله آن را محکوم کرده است. نتیجه این وضعیت، تثبیت حضور نظامی اسرائیل در لبنان بوده است، حتی با وجود اینکه حملات برای جلوگیری از شعله‌ور شدن دوباره درگیری مستقیم با ایران کاهش یافته است. این امر پرسش بی‌پاسخی را باقی می‌گذارد: آیا موضع اسرائیل لاف‌زنی برای مخاطبان داخلی است یا یک خط‌مشی سخت‌گیرانه که می‌تواند تفاهم‌نامه شکننده را از هم بپاشد؟ برای یافتن پاسخ، با تحلیل‌گران گفت‌و‌گو کردیم.

سایروس شایق، استاد تاریخ و سیاست بین‌الملل در مؤسسه تحصیلات تکمیلی ژنو، به الجزیره گفت که پشت لحن ستیزه‌جویانه نتانیاهو، نخست‌وزیری گرفتار نهفته است که در حال مدیریت یک موازنه دشوار است. از یک سو، سیاست داخلی، نتانیاهو را از اینکه به عنوان فردی که از جنگ با حزب‌الله عقب‌نشینی می‌کند دیده شود، بازمی‌دارد. جنگی که بلافاصله پس از اولین حملات آمریکا و اسرائیل به تهران در ۲۸ فوریه آغاز شد؛ حملاتی که در آن آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر عالی ایران، کشته شد. از آن زمان، اسرائیل با توسل به زور پاسخ داد و تقریباً هر روز حملاتی را انجام داده و تهاجم زمینی را نیز گسترش داده است. در حالی که انتخابات تقریباً در ماه اکتبر برگزار می‌شود، عقب‌نشینی شتاب‌زده از لبنان می‌تواند به معنای تسلیم جلوه کند؛ و بدتر از آن، اعترافی ضمنی به اینکه او تنها به دلیل فشار دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، تن به خواسته او داده است. اما سوی دیگر این «بازی دو سر باخت»، واشنگتن است. شایق می‌گوید نتانیاهو دقیقاً می‌داند ترامپ از او چه می‌خواهد: جلوگیری از اینکه جبهه اسرائیل-حزب‌الله، مذاکرات گسترده‌تر آمریکا-ایران را برهم بزند. سرپیچی از این انتظار، خطر گسست با آمریکا را در لحظه‌ای که اسرائیل کمترین توانایی تحمل آن را دارد، به همراه دارد.

تهران به صراحت و مکرراً اعلام کرده است که اسرائیل باید پیش از آنکه ایران به امضای هرگونه توافق صلح با آمریکا تن دهد، از تمامی سرزمین‌های اشغالی لبنان به طور کامل عقب‌نشینی کند. شایق گفت این موضوع نشان‌دهنده تعهد عمیق ایران به بقای حزب‌الله است؛ این گروه طی سال‌ها خود را به عنوان یک شریک استراتژیک حیاتی ثابت کرده است و پیوند‌های میان رهبری حزب‌الله و رژیم ایران فراتر از صرفاً استراتژی بوده و به پیوند‌های اجتماعی-فرهنگی و حتی خانوادگی کشیده شده است. جو مکارون، تحلیل‌گر ژئوپلیتیک به الجزیره گفت که حزب‌الله یک مسئله مهم برای ایران، به‌ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) است و این گروه با تمایل خود به حمله به شمال اسرائیل و بستن تنگه هرمز بر سر این مسئله در گذشته، آن را نشان داده است. اما شایق می‌گوید این بدان معنا نیست که ایران انتظار یا حتی خواستار بازگشت کامل به وضعیت پیش از جنگ غزه باشد. او معتقد است دست‌کم برخی در تهران درک می‌کنند که بیرون راندن اسرائیل از لبنان به معنای احیای ترتیبات پیش از ۲۰۲۳ نخواهد بود؛ زمانی که ارتش لبنان نقش اندک یا هیچ نقشی در جنوب نداشت و حزب‌الله عمدتاً بدون محدودیت فعالیت می‌کرد؛ پویایی که به جنگ ۲۰۰۶ برمی‌گردد که در آن نیز اسرائیل جنوب لبنان را اشغال کرده بود. شایق استدلال می‌کند که این درک بدین معناست که شکل دقیق موضع و حضور حزب‌الله در جنوب لبنان، توسط تهران به عنوان یک موضوع غیرقابل مذاکره تلقی نمی‌شود. او می‌گوید در عوض، این مسئله به عنوان یک ابزار چانه‌زنی عمل می‌کند؛ ابزاری که ایران می‌تواند به طور بالقوه از آن به تدریج استفاده کند و در یک فرآیند دیپلماتیک آرام و سنجیده، امتیازات را گام‌به‌گام مبادله کند. او می‌افزاید اگرچه این «مسیر حساسی» برای تهران است، اما کاهش قدرت حزب‌الله در لبنان مسیری است که ایران ممکن است آماده باشد به جای مقاومت مستقیم، آن را دور بزند. با این وجود، به گفته رونی چاتاح، مفسر سیاسی، نویسنده و مجری پادکست «بیروت بنیان»، پایبندی ایران به مسئله لبنان «تا حد ممکن» طبق گزارش‌ها، نکته‌ای بوده که از ابتدا تفاهم‌نامه را به تأخیر انداخته است. او به الجزیره گفت تصور اینکه ایران همچنان لبنان را به «مشکلی تشدید شده» تبدیل کند و توافق دائمی با واشنگتن را کند نماید، مگر اینکه فشار مضاعفی بر اسرائیل برای حداقل تظاهر به عقب‌نشینی وارد شود، ممکن است. با این حال، چاتاح باور ندارد که وضعیت فعلی برای از بین بردن کلی تفاهم‌نامه کافی باشد.

حزب‌الله در توافق چارچوبی میان مقامات اسرائیلی و لبنانی دخالتی نداشت. در واقع، این گروه کاملاً از مذاکراتی که به امضای توافق در واشنگتن منجر شد، کنار گذاشته شد. نعیم قاسم، رهبر حزب‌الله، با سرسختی توافق چارچوبی را رد کرد و آن را «تحقیرآمیز، شرم‌آور و تسلیم حاکمیت» خواند. شایق خاطرنشان کرد، حزب‌الله به عنوان حزبی که از اواسط دهه ۲۰۰۰ کرسی‌هایی در پارلمان لبنان داشته، صرفاً یک «عروسک خیمه‌شب‌بازی» ایران نیست. اما از زمان عملیات سال ۲۰۲۴ اسرائیل در لبنان، در میان جنگ غزه که این گروه مسلح را به شدت تضعیف کرده و بخش بزرگی از رهبری آن را کشته است، ایران از نظر سازمانی نقش بزرگ‌تری را بر عهده گرفته است. بنابراین، برای چاتاح، پاسخ‌های واقعی نه در لبنان، بلکه در ایران نهفته است. او گفت حزب‌الله به عنوان مهم‌ترین بازیگر در «محور مقاومت» در سراسر منطقه، نشان‌دهنده «پیشرفته‌ترین سرمایه‌گذاری» ایران فراتر از مرزهایش در چهار دهه و نیم گذشته است. این گروه مسلح حتی پس از ضربات سنگینی که قابلیت‌هایش را تنزل داد، همچنان به عنوان «یک دارایی بسیار ارزشمند برای اهرم فشار امنیتی» در سراسر منطقه باقی مانده است. او گفت بعید است تهران به این زودی‌ها یا در درازمدت برای رها کردن حزب‌الله متقاعد شود؛ این گروه برای رژیم ایران بیش از آن مهم است که از آن دست بکشد و در نهایت ممکن است «طناب نجات خود رژیم ایران» باشد. در همین حال، اسرائیل نیز از عقب‌نشینی از خلع سلاح و حذف حزب‌الله خودداری می‌کند. چاتاح به یک سابقه تاریخی برای این نوع بن‌بست اشاره می‌کند: توافق سه‌جانبه ۱۹۸۳ میان لبنان و اسرائیل که در نهایت فروپاشید و به دنبال آن موجی از حملات، از جمله به نیرو‌های حافظ صلح بین‌المللی و سفارت آمریکا رخ داد، که پس از آن حزب‌الله به عنوان بازیگر امنیتی مسلط در لبنان ظهور کرد و نیرو‌های اسرائیلی بعداً عقب‌نشینی کردند. مکارون گفت با این وجود، بدون پذیرش حزب‌الله، اجرای توافق «دشوار» خواهد بود و می‌تواند درگیری‌های بیشتری را ایجاد کند. مکارون گفت چارچوبی که مسائل اصلی، نقش ارتش لبنان و عقب‌نشینی اسرائیل را دور می‌زند، بر پایه محکمی بنا نشده است و افزود که این صرفاً آغاز یک فرآیند است تا یک راه‌حل بلندمدت.

مکارون می‌گوید برای واشنگتن، اولویت روشن است: مسئله هسته‌ای با ایران بر همه چیز اولویت دارد و آمریکا مایل نیست در آن جبهه انعطاف‌پذیر باشد. او گفت اجتناب از بازگشت به تشدید تنش با ایران، بیش از فشار شدید بر لبنان اهمیت دارد؛ به این معنی که آمریکا نمی‌خواهد حزب‌الله نیز «تحت فشار کامل» قرار گیرد. مکارون معتقد است اگر واشنگتن و تهران بتوانند در هفته‌های آینده در مذاکرات هسته‌ای دوجانبه پیشرفت کنند، احتمالاً آمریکا در نتیجه آن، انعطاف‌پذیری بیشتری در مورد مسئله لبنان نشان خواهد داد. شایق نیز خاطرنشان کرد که آمریکا چیز‌های زیادی را در این نتیجه‌گیری به خطر انداخته است و موازنه اهرم فشار میان دو طرف بیش از گذشته به سمت ایران متمایل شده است؛ تا حدودی به این دلیل که ایران اکنون می‌تواند به روش‌هایی که قبلاً نمی‌توانست یا نمی‌خواست، مانند بستن تنگه هرمز، به آمریکا ضربه بزند؛ کاری که مستقیماً به آمریکایی‌ها و اقتصاد گسترده‌تر جهانی آسیب می‌رساند.

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
پیشنهاد سردبیر
زندگی