جام جهانی ۲۰۲۶: آیا دیپلماسی ورزشی همچنان امکانپذیر است؟
در یک روز بهاری دلانگیز در سال جاری، دیپلماتها در باغ سازمان ملل متحد گرد هم آمدند تا با یک توپ فوتبال بازی کنند. در انتظار جام جهانی مردان فیفا و به افتخار «روز جهانی فوتبال سازمان ملل»، آنها یک تورنمنت غیررسمی فوتبال سازماندهی کردند که در آن تیمهایی از نمایندگی آفریقا، آسیا، اروپا و آمریکای لاتین با یکدیگر روبهرو شدند.
دیپلماتها با تعویض کتوشلوارهای رسمی خود با شورت و پیراهن ورزشی، بسیاری از آنها توانایی ورزش برای الهامبخشی به همکاریها را ستودند. «ریکلف بوتین»، سفیر آلمان در سازمان ملل که یک مهمانی با تم آبجو و سوسیس برای تورنمنت سازمان ملل میزبانی میکرد، گفت: «درگیریها و جنگها با ورزش حل نمیشوند، اما دیپلماسی ورزشی چیز بسیار مهمی است. ورزش ذهنها را میگشاید و مردم را متحد میکند.»
در ماه ژوئن، سازمان ملل نشست جدیای در مورد دیپلماسی ورزشی با رهبران تجاری و دانشگاهیان برگزار کرد. اکنون، با در جریان بودن جام جهانی، دیپلماتها برای تماشای مسابقات در سالن مهمانان در مقر سازمان ملل گرد هم میآیند و بازیها را از طریق صفحهنمایشهایی که تحت حمایت هیئت اعزام آمریکا است، تماشا میکنند.
دیپلماسی ورزشی در لحظهای قرار دارد که در اصطلاحات مدرن، میتوان آن را جانشین بهاصطلاح «دیپلماسی پینگپنگ» دانست که در دهه ۱۹۷۰ منجر به یخزدایی در روابط ایالات متحده و چین شد؛ با این حال، این مفهوم دستکم به قدمت بازیهای المپیک باستان است. این امر معمولاً به عنوان شکلی از «قدرت نرم» دیده میشود؛ اصطلاحی که توسط جوزف نای جونیور در «فارین پالیسی» ابداع شد و توانایی تأثیرگذاری بر دیگران از طریق متقاعدسازی را توصیف میکند.
دیپلماسی ورزشی مدرن، از دیپلماسی شخصی در باغ سازمان ملل تا نشستهای پشت درهای بسته در حاشیه مسابقات را در بر میگیرد؛ مانند دیدار «مارکو روبیو»، وزیر امور خارجه ایالات متحده، با «سانتیاگو پنا»، رئیسجمهور پاراگوئه، در حاشیه مسابقه جام جهانی میان کشورهایشان در لسآنجلس در ۱۳ ژوئن.
با این حال، زیر این نورافکن، جام جهانی تابستان امسال که با میزبانی مشترک کانادا، مکزیک و ایالات متحده برگزار میشود، محدودیتهای قدرت نرم را آشکار کرده است. قدرت سخت همچنان شرایط میدان را دیکته میکند؛ چه از طریق سلطه دولت ترامپ بر ویزاهای ورود بازیکنان، مقامات و هواداران، و چه از طریق تلاشهای فیفا، نهاد حاکم بر ورزش جهانی، برای انجام دیپلماسی عمومی مستقیم.
پوشش ظاهری بیطرفی در ورزشهای جهانی مدتی است که در حال لغزیدن است، زیرا افزایش تلفات درگیریهای مسلحانه — که در بالاترین سطح خود از زمان جنگ جهانی دوم قرار دارد — منجر به مجموعهای از محدودیتها در آزادی بیان، تحریمها و ممنوعیتها شده است. با افزایش قدرت نظامیِ سخت و اقتدارگرایی، پرسش عادلانهای مطرح است: آیا دیپلماسی ورزشی به دیوار برخورد کرده است؟
کشورها زمان و منابع خود را صرف میزبانی رویدادهایی مانند جام جهانی یا المپیک — یا حتی مسابقه سالانه یوروژنیون — میکنند، با این باور که این کار اعتبار آنها را ارتقا میدهد. این امر، نگرش بهظاهر بیتفاوت پرزیدنت دونالد ترامپ نسبت به جام جهانی را دشوار میکند. گزارشها حاکی از آن است که ترامپ قصد دارد جام را در فینال تورنمنت در نیوجرسی تقدیم کند، اما تا به این لحظه، او در هیچیک از بازیهای تیم ملی ایالات متحده شرکت نکرده است.
در همین حال، بازی افتتاحیه ایالات متحده مقابل پاراگوئه به پربینندهترین مسابقه فوتبال پخششده در تاریخ ایالات متحده تبدیل شد و به طور متوسط ۲۷.۵ میلیون بیننده داشت. بسیاری از آمریکاییها امروز ممکن است با شوخی سال ۱۹۸۰ «جک کمپ»، نماینده سابق کنگره و کوارتربک سابق NFL، مخالفت کنند که گفته بود: «فوتبال آمریکایی، سرمایهداری دموکراتیک است، در حالی که فوتبال (ساکر) یک ورزش سوسیالیستی اروپایی است.»
از یک سو، جام جهانی ۲۰۲۶ بینالمللیترین نسخه تاریخ است. تعداد کشورها در تورنمنت از ۳۲ به ۴۸ افزایش یافته و بسیاری از تیمها تحت تسلط بازیکنان مهاجر هستند. از سوی دیگر، مقاومت رو به رشد در برابر مهاجرت — بهطور مشخص، اما نه منحصراً در ایالات متحده — این تورنمنت امسال را به یکی از انحصارطلبترین (کمتعدادترین) تورنمنتها تبدیل کرده است.
بهطور طنزآمیز، رژیمهای توتالیتر دهه ۱۹۳۰ سازگارتر بودند. دههها پیش از آنکه اصطلاح «ورزششویی» (Sportswashing) ابداع شود، بنیتو موسولینی زمانی که ایتالیای فاشیست میزبان جام جهانی ۱۹۳۴ بود، فرش قرمز پهن کرد. آلمان نازی تأکید میکرد که به ورزشکاران سیاهپوست و یهودی خارجی اجازه رقابت در المپیک ۱۹۳۶ برلین را میدهد — تا حد زیادی برای جلوگیری از یک جنبش تحریم رو به رشد — و راه را برای دستاوردهای چشمگیر «جسی اوونز»، دونده آمریکایی، هموار کرد.
تقریباً یک قرن بعد، بسیاری از مسافران جام جهانی یا در معرض بازجوییهای مداخلهگرانه در فرودگاه قرار گرفتهاند یا از ورود به ایالات متحده منع شدهاند. «عمر آرتان» قرار بود اولین داور سومالیایی باشد که در جام جهانی قضاوت میکند، اما در فرودگاه میامی بازگردانده شد. «طلال صلاح»، عکاس تیم ملی عراق، در شیکاگو از ورود منع شد، در حالی که گزارش شد «ایمن حسین»، مهاجم عراقی، نزدیک به هفت ساعت برای بازجویی نگه داشته شده است.
میزبانی جام جهانی همزمان با جشن دویست و پنجاهمین سالگرد استقلال ایالات متحده، فرصتی فوقالعاده برای خودنمایی این ملت است. با این حال، برای برخی از هواداران، ماندگار آنها با قدرت سخت ایالات متحده — یعنی نمایش قدرت رژیم مهاجرتی این کشور — همراه خواهد بود.
در همین حال، «جیانی اینفانتینو»، رئیس فیفا، اغلب از شعار «فوتبال جهان را متحد میکند» حمایت میکند. اینفانتینو ممکن است اهدای بسیار مورد تمسخر «اولین جایزه صلح فیفا» به ترامپ را اقدامی ضروری برای تشویق ایالات متحده به کاهش محدودیتهای سفر دیده باشد. اگر هدف او این بوده است، نتایج ترکیبی بوده است: ایالات متحده ضمانت ۱۵ هزار دلاری مسافران از برخی کشورها را برای اعضای تیم، نزدیکان و برخی دارندگان بلیط لغو کرد، اما بسیاری از هواداران همچنان بازگردانده شدند.
اینفانتینو همچنین سعی کرده است خود را به عنوان یک شبهدولتمرد جلوه دهد. در ماه آوریل، در کنگره سالانه فیفا در ونکوور کانادا، او سعی کرد میان مقامات فوتبال اسرائیل و فلسطین آشتی برقرار کند. اینفانتینو ممکن است به دنبال یک موقعیت عکاسی بوده باشد؛ او همچنین از این فضا برای اعلام قصد خود جهت انتخاب مجدد استفاده کرد. در عوض، او باعث یک گفتگوی ناخوشایند شد، زمانی که رئیس فوتبال فلسطین از دست دادن با معاون رئیس اتحادیه فوتبال اسرائیل خودداری کرد. این صحنه تنها بر گرهخوردگی و حلنشدنی بودن این مناقشه تأکید کرد.
مشابه این، کمی پیش از المپیک زمستانی ۲۰۱۸ پیونگچانگ، مقامات هر دو کشور کره شمالی و کره جنوبی در منطقه غیرنظامی برای تدوین برنامهای جهت تشکیل تیم متحد کره ملاقات کردند. تیم والیبال زنان کره جنوبی مجبور شد در آخرین لحظه دهها بازیکن کره شمالی را به ترکیب ۲۳ نفره خود اضافه کند. تیم متحد در هر پنج بازی خود شکست خورد و جوانان کره جنوبی احساس کردند که مورد سوءاستفاده یک نمایش سیاسی قرار گرفتهاند.
این حوادث به نظر میرسد نشاندهنده بیکفایتی دیپلماسی ورزشی و شاید خودِ قدرت نرم در دنیای امروز باشد. با این حال، دیپلماسی سنتی نیز مناقشات نسلی ... را حل نکرده است.
بازیگران دولتی و لیگهای ورزشی هر دو به این تکرار خستهکننده پناه میبرند که ورزش باید غیرسیاسی باشد. اما مسابقات بینالمللی ذاتاً عرصههای بهشدت سیاسی هستند. روسیه بهویژه علاقه زیادی دارد که این اعتراض را نسبت به محدودیتهای رقابتی ناشی از جنگش علیه اوکراین مطرح کند؛ و تا حدی هم در تضعیف این محدودیتها موفق شده است.
المپیک و تورنمنتهای تنیس گرند اسلم همچنان به ورزشکاران روسیه اجازه میدهند تحت پرچم بیطرف رقابت کنند. فدراسیون بینالمللی شطرنج تیمهای ملی روسیه و بلاروس را از المپیک شطرنج در سال ۲۰۲۲ منع کرد؛ اما ورزشکاران هر دو کشور همچنان بهصورت انفرادی تحت پرچم فدراسیون شطرنج رقابت میکنند. روسیه همچنین از یوروژن منع شده است (که این امر سازماندهندگان را امسال در تنگنا قرار داد، زمانی که چندین کشور خواستار حذف اسرائیل شدند — که منجر به تحریمها شد).
روسیه پس از تهاجم به اوکراین در چهار سال پیش، بهطور کامل از جام جهانی منع شد —، اما تنها پس از آنکه چندین کشور اروپایی تهدید کردند در صورت اجازه رقابت روسیه، جام جهانی ۲۰۲۲ قطر را تحریم خواهند کرد.
وقتی مسکو استدلال میکند که ورزش باید غیرسیاسی باشد، منتقدانش اشاره میکنند که «ولادیمیر پوتین»، رئیسجمهور روسیه، آتشبس المپیک را که قدمت آن به بازیهای باستان برمیگردد، با استفاده از تجمیع نیرو برای المپیک زمستانی ۲۰۱۴ سوچی در روسیه برای تصرف کریمه، نقض کرد. به همین ترتیب، روسیه در جریان مراسم افتتاحیه المپیک تابستانی ۲۰۰۸ پکن به گرجستان حمله کرد و تهاجم تمامعیار به اوکراین را پس از المپیک زمستانی ۲۰۲۲ که آن هم در پکن برگزار شد، آغاز کرد.
انجمنهای ورزشی نیز بهطور مداوم خود را به عنوان مدافعان بیطرفی ورزش معرفی میکنند. نهادهای حاکم ممکن است محدودیتهای مربوط به آزادی بیان سیاسی را برای تضمین ترتیبات میزبانی مطلوب، حمایتهای مالی و جذب طیف وسیعی از هواداران ضروری بدانند. با این حال، عمل تعریف اینکه چه چیزی بهعنوان یک نماد سیاسی تلقی میشود، خود یک اقدام سیاسی است.
«ولادیسلاو هراسکویچ»، ورزشکار اسکلتون اوکراینی، پس از آنکه از حذف کلاه ایمنی خود که با تصاویر ورزشکاران و مربیان کشتهشده در جنگ روسیه علیه اوکراین تزئین شده بود خودداری کرد، از بازیهای المپیک زمستانی امسال محروم شد. در جام جهانی ۲۰۲۲ فیفا، هفت کاپیتان تیمهای اروپایی قصد داشتند بازوبندهای «عشق واحد» (One Love) را در حمایت از جامعه دگرباشان به بازو ببندند. پس از آن، فیفا اعلام کرد بازیکنانی که این بازوبندها را بپوشند، بلافاصله با کارت زرد جریمه خواهند شد.
زمانی که ایالات متحده ماههای پیش از میزبانی جام جهانی به ایران حملاتی انجام داد، این اتفاق بیسابقهای از زمان اولین تورنمنت در سال ۱۹۳۰ بود. موارد نادری وجود داشته است که کشور میزبان، کشور واجد شرایطی را به رسمیت نمیشناخت. برای مثال، از نظر تاریخی، مهمترین مورد در دوران جنگ سرد زمانی رخ داد که آلمان شرقی در یک بازی مرحله گروهی در خاک آلمان غربی، آلمان غربی را شکست داد. آلمان غربی در نهایت قهرمان جام شد.
با این حال، پیچیدگیهای دیپلماتیک رقابت ایران در ایالات متحده در تابستان امسال از نوع دیگری بود. این بحث درباره شمایلنگاری سیاسی در جریان بازیهای ایران در خاک آمریکا کاملاً مشهود بود. فیفا ممنوعیتی را برای تماشاگرانی که پرچم پیش از انقلاب ایران را به نمایش میگذاشتند اعلام کرد؛ پرچمی که در میان مهاجران به نماد مقاومت در برابر رژیم جمهوری اسلامی تبدیل شده است. به نظر میرسد این ممنوعیت بهطور سطحی اجرا شده است.
با این حال، وقتی تیم ملی ایران با سنجاقسینههایی با عدد «۱۶۸» از هواپیما در تیخوانای مکزیک خارج شد — اشارهای به تعداد افراد کشتهشده در حمله ایالات متحده به یک مدرسه دخترانه ابتدایی در ایران در ۲۸ فوریه — فیفا این سنجاقها را به عنوان سخنرانی سیاسی توصیف نکرد. اگرچه این اتفاق دور از هر استادیومی رخ داد، اما پرسشهایی را در مورد اینکه «یک رویداد ورزشی بینالمللی غیرسیاسی» چیست، ایجاد کرد؛ اگر اصلاً چنین چیزی ممکن باشد.
سفر کوتاه و عجیب تیم ایران در جام جهانی تابستان امسال، تأثیر ماندگاری بر افکار عمومی جهانی خواهد گذاشت. پیش از حذف در مرحله گروهی، این تیم مجبور شد پایگاه خود را پس از اینکه مقامات ایالات متحده زمان حضور تیم در کشور را قبل و بعد از مسابقات محدود کردند و از اعطای ویزای ورود به برخی از کارکنان تیم خودداری کردند، به مکزیک منتقل کند. این بار دیگر قدرت نرم دیپلماسی ورزشی را نشان داد که با قدرت سختِ حملات نظامی و ممنوعیت ویزا برخورد کرد.
اما رویکرد دولت ترامپ کمی اثر معکوس داشت. تیم ایران در مکزیک با استقبالی قهرمانانه مواجه شد و با برجسته کردن مزیت رقابتیِ ناعادلانه (اینکه مجبور بودند پس از هر مسابقه بدون استراحت پرواز کنند)، از منبعی از همدردی بهره برد — که در نهایت انتقادها را از رژیم ایران منحرف کرد.
ورزشکاران، البته، ذاتاً سیاستمدار نیستند. آنچه دیپلماسی ورزشی را تا این حد غیرقابلپیشبینی — و اغلب تماشایی — میکند، این است که بهراحتی نمیتوان آن را دیکته کرد. در نهایت، لحظه تعیینکننده المپیک ۱۹۳۶ برلین زمانی بود که اوونز برای دریافت چهارمین مدال طلای خود روی سکو رفت و بدون بر زبان آوردن حتی یک کلمه، جهانبینی حزب نازی را به چالش کشید.
دیپلماسی ورزشی اگر توسط یک بازیگر بدخواه مورد سوءاستفاده قرار گیرد، میتواند بیکفایت یا بدتر از آن باشد. اما همچنین میتواند باعث ایجاد درک متقابل میان فرهنگها شود — فقط کافی است به اشتیاق برای لباسهای سفارشی با طرح پلنگی تیم جمهوری دموکراتیک کنگو در بدو ورود، یا شیوهای که «صفوف وایکینگی» هواداران نروژی به خیابانهای آمریکای شمالی کشیده شده است، نگاه کنید.
بنابراین، شاید هنوز زمان آن نرسیده است که دیپلماسی ورزشی را صرفاً به این دلیل که قدرت نرم در برابر اجبارِ قدرت سخت به موفقیت نرسیده، به لیگ دیگری واگذار کنیم.
تفسیر سیاسی روز
گفتوگوی فراز با مازیار بالائی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
- تازهها
- پربازدیدها
تفسیر سیاسی روز
گفتوگوی فراز با مازیار بالائی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد