چرا ترامپ به «کمونیستها» حمله میکند؟ چون دیگر کارتی برای بازی ندارد
ترامپ دیگر کارتی برای بازی در انتخابات میاندورهای ندارد، به همین دلیل است که اکنون درباره «تهدید کمونیستی» صحبت میکند.
او نمیتواند درباره اقتصاد صحبت کند، زیرا قیمتها همچنان سریعتر از دستمزدها افزایش مییابند، که به این معنی است که اکثر آمریکاییها در حال فقیرتر شدن هستند. او نمیتواند درباره سیاست خارجی صحبت کند، زیرا جنگ او در ایران یک فاجعه بوده، تعرفههایش یک شکست کامل بوده و او آشکارا جنگ در اوکراین را در «روز اول» حل و فصل نکرده است. او نمیتواند درباره مهاجرت صحبت کند، زیرا یورشها و اخراجهای دستهجمعی او بسیار نامحبوب شدهاند.
بنابراین، در مواجهه با انتخابات میاندورهای، چه چیزی باقی مانده است؟
او به قدیمیترین کلیشههای راستگرایانه متوسل شده است - متهم کردن دموکراتها (به ویژه نسل جدید سیاستمداران دموکراتِ تازه، جوان و پرانرژی) به کمونیست بودن.
او جشنهای دویستوپنجاهمین سالگرد آمریکا را روز جمعه با سخنرانی در کوه راشمور آغاز کرد که فرهنگ آمریکایی را ستایش میکرد و نسبت به بازگشت «تهدید کمونیستی» هشدار میداد. ترامپ با چهرههای سنگی چهار نفر از سلفهایش در پشت سر خود، آنچه را که او «رادیکالها» و «افراطگرایان» نامید، هدف قرار داد.
«اکنون بازگشت تهدید کمونیستی در سرزمین ما وجود دارد، از جمله از سوی تازهواردان به کشور ما که ایدههایی کاملاً مخالف با شیوه زندگی و موفقیت بزرگ ما را میپذیرند. شما میتوانید یک کمونیست باشید، یا میتوانید یک میهنپرست باشید. شما نمیتوانید هر دو باشید.»
اوه، لطفاً.
سالهاست که ترامپ تلاش کرده است آمریکاییها را درباره دموکراتهایی که از «مدیکر برای همه»، مراقبت از کودک همگانی، آموزش عالی دولتی رایگان و مالیاتهای بالاتر بر ابرثروتمندان برای پرداخت هزینههای آنها حمایت میکنند (همه آنچه دموکراتهای جوان در حال ظهور از آن حمایت میکنند)، بترساند.
اما او به هیچ کجا نرسیده است، زیرا این ابتکارات توسط اکثر آمریکاییها حمایت میشود؛ بنابراین اکنون او برچسبهای ترسناک را به دیوار میکوبد تا ببیند کدامیک میچسبد.
کمونیسم واژه ترسناکی بود که پس از جنگهای جهانی اول و دوم برای شلاق زدن بر جناح چپ استفاده میشد. این باعث شکار جادوگران شد و مشاغل را ویران کرد.
این موضوع سناتور سابق ویسکانسین، جو مککارتی، را در اوایل دهه ۱۹۵۰ به یک تیم خنثیسازی بمب یکنفره تبدیل کرد، زمانی که او شهروندان آمریکایی را مجبور کرد «نامها را لو بدهند» و «جیغجیغهای ترحمبرانگیز» آن «لیبرالهای متقلب تخممرغخور» را که «آن کمونیستها و منحرفان را مقدس میشمردند»، مسخره میکرد.
مککارتیسم محصول جانبی تلاش حزب جمهوریخواه پس از جنگ برای ریشهکن کردن «نیو دیل» (New Deal) بود. این حزب انتخابات میاندورهای ۱۹۴۶ را به عنوان «نبردی میان جمهوریخواهی و کمونیسم» به تصویر کشیده بود و رئیس کمیته ملی جمهوریخواهان ادعا کرد که بوروکراسی فدرال پر از «عروسکهای صورتی» است.
دموکراتهای نژادپرست جنوبی در «قرمزهراسی» (red-baiting) شرکت کردند. سناتور تئودور بیلبو از میسیسیپی، یک عضو کوکلاکسکلان که برای مسدود کردن قانون ضد لینچکردن فیلیباستر کرده بود، دفاع اتحادیههای کارگری چندنژادی از حقوق مدنی را کار «کمونیستهای شمالی» توصیف کرد. نماینده جان الیوت رانکین، یک دموکرات نژادپرست و یهودستیز میسیسیپی که به تأسیس کمیته فعالیتهای غیرآمریکایی مجلس کمک کرد، کارزار سازماندهی جنوبی اتحادیههای کارگری را «یک توطئه کمونیستی» خواند و ترسید که این کار حقوق رأی بیشتری به سیاهپوستان بدهد. او هشدار داد: «ما در خواب غفلت هستیم. آنها دارند این کشور را تصاحب میکنند؛ اگر میخواهیم این کشور را حفظ کنیم، باید آنها را متوقف کنیم.»
تاکتیکهای هراسافکنی کمونیستی به طور موقت موفق بودند. در انتخابات میاندورهای ۱۹۴۶، دموکراتها کنترل هر دو مجلس کنگره را از دست دادند. ویسکانسین، جو مککارتی را به سنا فرستاد. کالیفرنیا یک وکیل جوان جمهوریخواه را به مجلس نمایندگان فرستاد که قبلاً فهمیده بود چگونه از قرمزهراسی به عنوان یک ابزار سیاسی استفاده کند: ریچارد نیکسون. چهار سال بعد، او را به سنا نیز فرستاد.
احتمال دارد که اولین خاطرات سیاسی ترامپ، ترسهای سرخ جو مککارتی باشد. ترامپ و من همسن هستیم و آن خاطرات، از اولین خاطرات من هستند.
در ۹ ژوئن ۱۹۵۴، من در کنار پدرم روی کاناپه اتاق نشیمن نشسته بودم و جلسات استماع ارتش-مککارتی را تماشا میکردم. مککارتی ارتش ایالات متحده را متهم کرده بود که امنیت ضعیفی در یک مرکز فوقسری دارد و به براندازی کمونیستی اشاره داشت. او متهم کرد که یکی از وکلای جوان در دفتر جوزف ولش، که نماینده ارتش بود، یک کمونیست است. این اتهام میتوانست حرفه آن مرد جوان را نابود کند.
پدرم در تلویزیون بر سر مککارتی فریاد زد: «پسرِ سگ!» من سرم را پنهان کردم.
همانطور که مککارتی حمله خود را به وکیل جوان ادامه میداد، ولش حرف او را قطع کرد: «سناتور، فکر میکنم تا این لحظه هرگز واقعاً بیرحمی یا بیملاحظگی شما را اندازهگیری نکرده بودم.»
من فقط هشت سال داشتم، اما مسحور شده بودم.
مککارتی متوقف نشد.
پدرم با صدای بلندتری فریاد زد: «پسرِ سگ!»
در این لحظه، ولش تقاضا کرد که مککارتی به او گوش دهد. او گفت: «سناتور، بیایید دیگر این جوان را ترور نکنیم. شما به اندازه کافی کار انجام دادهاید. آیا هیچ حس نجابتی ندارید؟»
تقریباً یکشبه، مککارتی متلاشی شد. ولش حس نجابت مردم آمریکا را برانگیخته بود. محبوبیت ملی مککارتی تبخیر شد. سه سال بعد، در حالی که توسط همکاران سناتورش سرزنش شده، توسط حزبش طرد شده و توسط مطبوعات نادیده گرفته شده بود، مککارتی در ۴۸ سالگی به عنوان مردی شکسته، تا حد مرگ نوشید.
در طول آن جلسات، مشاور ارشد مککارتی روی کوهن بود که به عنوان وکیل وزارت دادگستری که با موفقیت جولیوس و اتل روزنبرگ را به جرم جاسوسی تحت تعقیب قرار داده بود و منجر به اعدام آنها در ۱۹۵۳ شد، به شهرت رسیده بود.
پس از سقوط مککارتی، کوهن خود را به عنوان یک دلال قدرت در نیویورک بازسازی کرد که از رسواییها، کیفرخواستها و اتهامات فرار مالیاتی، رشوه و سرقت جان سالم به در برد – و در نهایت به مربی ترامپ تبدیل شد؛ بنابراین طبیعتاً ترامپ وقتی تقریباً هیچ کارت دیگری برای بازی ندارد، به کارت هراسافکنی کمونیستی دست میبرد.
مشکل ترامپ این است که ستارههای حزب دموکرات که ترامپ میخواهد آنها را آلوده کند، هیچ ارتباطی با کمونیسم ندارند. آنها به سختی ارتباطی با سوسیالیسم دارند. زهران ممدانی،ایاوسی (AOC)، کیتی ویلسون از سیاتل، ملت کیروس از کلرادو و دهها نفر دیگر محبوب هستند، زیرا آنها در حال مقابله با شرکتهای آمریکایی، حمله به فساد سیاسی توسط پولهای کلان و رسیدگی به مشکلات واقعی آمریکاییهای عادی هستند.
به هر حال، برچسبها در حال بیاهمیت شدن هستند. در نظرسنجی «اکسیوس-جنریشن لب» از آمریکاییهای جوان، ۶۷٪ میگویند که رابطه مثبت یا خنثی با کلمه «سوسیالیسم» دارند، در حالی که ۴۰٪ نسبت به «سرمایهداری» نگاه مثبت یا خنثی دارند. یک نظرسنجی ملی جدید از «مؤسسه کاتو» نشان میدهد که نسل زد (Zoomers) بیشتر از سرمایهداری (۴۵٪) از سوسیالیسم (۵۳٪) حمایت میکنند.
من میتوانم سرخوردگی فزاینده نسل زد از سرمایهداری را درک کنم. آنها نمیتوانند از عهده خرید خانه برآیند. آنها برای تأمین هزینههای بیمه درمانی تقلا میکنند. بازار کار وحشتناک است. آنها توانایی تشکیل خانواده را ندارند. از بسیاری جهات، سرمایهداری - یا هر چه که میخواهید سیستم فعلی ما را بنامید - به آنها خیانت کرده است؛ و آنها آینده آمریکا هستند؛ بنابراین من شک دارم که قرمزهراسی جدید ترامپ به جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای کمک کند.
تا جایی که آمریکاییها به سیستم آمریکایی به عنوان یک کل فکر میکنند، به نظر میرسد که آنها بیشتر نگران «نئوفاشیسم» ترامپ هستند تا سوسیالیسم یا کمونیسم. همان نظرسنجی جدید کاتو نشان میدهد که ۵۶٪ از آمریکاییها نگرانند که ایالات متحده ممکن است در ۵۰ سال آینده به دلیل فساد و سوءاستفاده از قدرت در بالاترین سطوح دولت، دیگر یک کشور آزاد نباشد.
البته خود ترامپ هیچ ایدئولوژیای ندارد. او اهمیتی به سرمایهداری نمیدهد و نگران کمونیسم یا سوسیالیسم نیست. تنها اعتقاد راسخ او به ایدئولوژی باستانی به نام «خودشیفتگی» است، آن هم از نوع بهشدت بدخیمش.
گفتوگوی فراز با دکتر مهدی عربصادق
بازنشر به بهانهی حکم تبرئهی بیژن زنگه
بررسی قانون سقف ۲۵ درصدی افزایش اجاره خانه
تفسیر سیاسی روز
- تازهها
- پربازدیدها
بازنشر به بهانهی حکم تبرئهی بیژن زنگه
تفسیر سیاسی روز
گفتوگوی فراز با مازیار بالائی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد