ترامپ در حال بازطراحی آمریکای لاتین است؛ دستاوردهای کوتاهمدت و خطرهای بلندمدت دکترین «دونرو»
در اجلاس گروه هفت در ژوئن، رسانههای جهانی با اشتیاق جمع شدند تا از رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، جزئیات تازهترین توافق دولت او با ایران را بشنوند. اما ترامپ اصرار داشت به یکی از موضوعات محبوبش بازگردد: عملیات نظامی آمریکا که نیکولاس مادورو، رهبر وقت ونزوئلا، را در اوایل ژانویه بازداشت کرد. او گفت: «ما قدرتمندترین ارتش جهان را داریم. شما این را در ونزوئلا دیدید، که... ۴۸ دقیقه طول کشید، و حالا رابطه ما با ونزوئلا عالی است. ما هزینه جنگ را ۴۰ برابر جبران کردیم، با خارج کردن میلیونها بشکه [نفت]. ونزوئلا سود میبرد، ما هم سود میبریم.»
میل ترامپ به اینکه نگاهش را به جنوب، نه به شرق یا غرب یا شمال بدوزد، قابل درک است. در زمانی که جنگ او علیه ایران به نظر یک خطای محاسباتی تاریخی میرسد، و هنگامی که لفاظیها، تعرفهها و دیگر اقدامات او متحدان سنتی آمریکا را در بخشهای زیادی از جهان از خود رانده، آمریکای لاتین بهعنوان حوزهای از سیاست خارجی برجسته میشود که ترامپ در پیشبرد دستور کار خود در آن بیشترین موفقیت را داشته است.
در واقع، این کاخ سفید بیش از هر دولت آمریکایی دیگری در دستکم ۴۰ سال گذشته، از جمله دوره نخست خود ترامپ، بر آمریکای لاتین تمرکز کرده است. اندکی پیش از مراسم تحلیف ترامپ، در مجله Foreign Affairs استدلال کردم که این اتفاق احتمالاً رخ خواهد داد؛ نه به این دلیل که منطقه در چارچوب یک نظریه بزرگ سیاست خارجی میگنجد، بلکه، چون برای برخی از مهمترین اولویتهای داخلی ترامپ ابزاری است: مهار مهاجرت غیرمجاز، کاهش مرگومیر ناشی از اوردوز مواد مخدر، و تضمین امنیت بلندمدت ایالات متحده در تأمین انرژی و مواد معدنی حیاتی. دولت همچنین کوشیده است نفوذ رو به افزایش چین در آمریکای لاتین را عقب براند؛ نفوذی که هم رهبران جمهوریخواه و هم دموکرات، بهطور فزاینده، آن را تهدیدی برای امنیت ملی آمریکا میبینند.
شاید چشمگیرترین ویژگی سیاست ترامپ در آمریکای لاتین نه صرفاً تمرکز دوباره بر نیمکره غربی، بلکه میزان آشکاری باشد که این سیاست پژواک «چماق بزرگ» تئودور روزولت و دیگر فصلهای مداخلهگرایی آمریکا در دو قرن گذشته در منطقه را بازتاب میدهد. راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵ دولت وعده داد که «پس از سالها غفلت، ایالات متحده بار دیگر دکترین مونرو را احیا و اجرا خواهد کرد تا برتری آمریکا را در نیمکره غربی بازگرداند»، که اشارهای است به ایده ۲۰۳ سالهای که جیمز مونرو، رئیسجمهور آمریکا، مطرح کرد؛ ایدهای که میگفت قدرتهای بیرونی نباید در نیمکره غربی دخالت کنند. در حالی که دولتهای پیشین آمریکا پس از جنگ سرد عمدتاً بر ارزشهایی مانند حاکمیت و احترام متقابل در تعامل با آمریکای لاتین تأکید میکردند، ترامپ تهدید کرده که کانال پاناما را «پس بگیرد» و حملات یکجانبه علیه کارتلها در مکزیک انجام دهد؛ از نامزدهایی که دیدگاههای محافظهکارانه و سختگیرانه در برابر جرم دارند بهطور علنی حمایت کرده؛ و در مورد ونزوئلا، از قدرت نظامی آمریکا برای سرنگونی رهبری استفاده کرده که دوستش نداشت، درست همانگونه که شماری از رؤسایجمهور در قرن نوزدهم و بیستم چنین کردند.
برخی را شگفتزده کرده است که این رویکرد سختگیرانه و اغلب قهری، دستکم در کوتاهمدت، برای ترامپ نتیجههایی به همراه داشته؛ زیرا دولتهای سراسر نیمکره همکاری بیشتری نشان دادهاند، بهویژه در زمینه مهاجرت و امنیت. این همسویی با پیروزیهای انتخاباتی اخیر متحدان ترامپ در کشورهایی از جمله شیلی، کلمبیا و پرو تقویت شده است؛ بخشی از موج راستگرایانهای که در یک سال گذشته بخش زیادی از منطقه را دربر گرفته است. با این حال، برخی سیاستگذاران آمریکای لاتین، حتی در حالی که پیروزیهای ترامپ را میپذیرند، درباره واکنش منفی در بلندمدت هشدار میدهند. در قرن بیستم، انباشت نارضایتی از اشغالهای آمریکا و دیگر مداخلات، سرانجام به ظهور رهبران ضدآمریکایی مانند فیدل کاسترو در کوبا و خوان پرون در آرژانتین انجامید. با توجه به تصمیمهای مهمی که هنوز درباره سیاست آمریکا در قبال کوبا، مکزیک و ونزوئلا در پیش است، بازگشت مداخلهگرایی در قرن بیستویکم ممکن است در نهایت نتیجهای معکوس برای ترامپ داشته باشد: دور کردن منطقه از ایالات متحده و نزدیک کردن آن به آغوش چین.
دخالت نظامی دولت ترامپ در ونزوئلا، و تلاش آغازین، اما هنوز بسیار نامطمئن برای تبدیل آن کشور به متحدی باثبات و مناسب برای کسبوکار، آشکارترین نتیجه تمرکز واشنگتن بر آمریکای لاتین است. اما لزوماً مهمترین آن نیست. بهویژه تعاملات ترامپ با رئیسجمهور چپگرای مکزیک، کلودیا شینباوم، بهطرز غیرمنتظرهای ثمربخش بوده است. او با استفاده از تهدید تعرفههای بالاتر و حملات نظامی، و نیز رابطهای صمیمانه با شینباوم، توانسته سطحی از هماهنگی در حوزه امنیت به دست آورد که مقامهای دو کشور آن را بیسابقه توصیف میکنند. در طول سال گذشته، ایالات متحده و مکزیک تبادل اطلاعات خود را گسترش دادهاند و مکزیک دهها رهبر کارتل را یا مسترد کرده یا تحویل داده است؛ برخی از آنان کسانی بودند که دولتهای پیشین آمریکا سالها خواهان دستگیریشان بودند. نیروهای امنیتی مکزیک نیز نیروهای بیشتری را برای جلوگیری از رسیدن مهاجران کشورهای ثالث به مرز ۲۰۰۰ مایلی آمریکا و مکزیک مستقر کردهاند و به ترامپ کمک کردهاند یکی از وعدههای اصلی کارزار انتخاباتی ۲۰۲۴ خود را محقق کند: کاهش چشمگیر عبورهای غیرمجاز از آن مرز.
در زمینه جریان مواد مخدر و خشونت مرتبط با آن، عملکرد دولت ترامپ تاکنون ترکیبی از موفقیت و شکست بوده است. کارزار حملات ترامپ علیه قایقهای مظنون به قاچاق مواد مخدر در کارائیب، که بیش از ۲۰۰ نفر را کشته، ممکن است هم غیرقانونی و هم ناکارآمد باشد، زیرا تحقیقات مستقل تاکنون هیچ کاهش ملموسی در عرضه کوکائین به ایالات متحده نیافتهاند. با این حال، شمار کلی مرگومیر ناشی از اوردوز مواد مخدر در آمریکا در سال ۲۰۲۵، برای سومین سال پیاپی، ۱۴ درصد کاهش یافت. هرچند کارشناسان دلایل متعددی برای این کاهش مطرح میکنند، مقامهای آمریکایی کاهش ۲۲ درصدی مرگومیر ناشی از فنتانیل را نشانهای میدانند از اینکه همکاری بیشتر مکزیک، جایی که بیشتر این ماده افیونی مصنوعی از آن قاچاق میشود، نتیجه داده است. کاهش ۴۰ درصدی نرخ رسمی قتل در مکزیک از زمان روی کار آمدن شینباوم در اواخر ۲۰۲۴ نیز امیدها را به پویایی امنیتی آرامتری برانگیخته است که در نهایت به سود هر دو کشور خواهد بود. چند کشور آمریکای مرکزی، از جمله کاستاریکا، گواتمالا و هندوراس، نیز از زمان بازگشت ترامپ به قدرت، تلاشهای امنیتی و مقابله با قاچاق مواد مخدر خود را بهطور قابلتوجهی افزایش دادهاند.
پس از دو دههای که گسترش چین در آمریکای لاتین تقریباً بدون مانع پیش رفت، فشار آمریکا اخیراً برخی کشورها را واداشته تا شراکتهای خود با پکن را محدود کنند. در دسامبر، مکزیک بر واردات از چند کشور تعرفه وضع کرد که عمدتاً کالاهای چینی را هدف قرار میداد و بهطور گسترده بهعنوان تلاشی برای پاسخ به نگرانیهای واشنگتن دیده شد که پکن از مکزیک بهعنوان درِ پشتی برای ورود به بازار آمریکا استفاده میکند. در ژانویه، پاناما کنترل دو بندر کانال پاناما را از یک شرکت مستقر در هنگکنگ سلب کرد؛ پس از آنکه مقامهای آمریکایی بارها نگرانی خود را درباره حضور چین در آنجا مطرح کرده بودند. همان ماه، شیلی برنامههای خود برای یک کابل اینترنت زیر دریایی چینی که والپارایزو را به هنگکنگ وصل میکرد متوقف کرد، اندکی پس از آنکه سفارت آمریکا در سانتیاگو مقامهایی از وزارت مخابرات شیلی را احضار کرد. (وزارت خارجه آمریکا بعداً ویزای دیپلماتیک سه مقام را که این پیشنهاد را بررسی کرده بودند لغو کرد.) از سال ۲۰۱۷، پنج کشور آمریکای لاتین که تایوان را به رسمیت میشناختند، به رسمیت شناختن چین را برگزیدهاند. اما هندوراس، تحت ریاستجمهوری جدید ناسیری آسفورا، اکنون در حال بررسی بازگشت به تایوان است. اینها ضربههای جدی برای پکن هستند، هرچند حضورش در منطقه همچنان قوی و رو به رشد است.
در همین حال، ترامپ به متحدان ایدئولوژیک خود در آمریکای لاتین حمایت نظامی، مالی و سیاسی سخاوتمندانهای داده است. تأیید بسته نجات ۲۰ میلیارد دلاری برای آرژانتین در اکتبر ۲۰۲۵ بهطور گسترده تعیینکننده در تثبیت اقتصاد این کشور تلقی شد و به حزب خاویر میلی کمک کرد تا در انتخابات میاندورهای قانونگذاری آن ماه پیروزی مهمی به دست آورد و برنامه اصلاحات طرفدار بازار او را در مسیر نگه دارد. ترامپ نیروهای آمریکایی را به اکوادور فرستاده تا به رئیسجمهور دانیل نوبوآ، که دو هفته پیش از پیروزی موفقش در انتخابات مجدد آوریل ۲۰۲۵ برای عکس گرفتن با ترامپ به مارالاگو رفته بود، در مقابله با خشونتهای مرتبط با کارتلها کمک کنند؛ خشونتی که اکوادور را به کشوری با بالاترین نرخ قتل در آمریکای جنوبی تبدیل کرده است. حمایت ترامپ از نامزدهای راستگرا در انتخابات آمریکای لاتین فقط در برخی کشورها اثر اندکی داشته، اما در دستکم یک کشور، یعنی هندوراس، ظاهراً تعیینکننده بود؛ جایی که آسفورا تا زمانی که ترامپ از او حمایت نکرده بود در نظرسنجیها در جایگاه سوم مانده بود. هرچند بیشتر انتخاباتهای آمریکای لاتین عمدتاً به عوامل محلی وابسته بودهاند، اکنون نامزدهای راستگرا یا میانهراست ۱۲ انتخابات از ۱۵ انتخابات ریاستجمهوری اخیر در منطقه را بردهاند و نسل تازهای از رهبران را پدید آوردهاند که بهطور کلی با ترامپ همدلی دارند و آمادهاند با کاخ سفید بر سر مقابله با مواد مخدر، مهاجرت، چین و دیگر اولویتهای مشترک همکاری کنند.
ترامپ در تلاشهای منطقهای خود از چند دستیار متمرکز بر آمریکای لاتین بهره برده است، بهویژه مارکو روبیو، وزیر خارجه و فرزند مهاجران کوبایی. برخی از این مشاوران، آمریکای لاتین را نه فقط از زاویه امنیت ملی، بلکه بهعنوان بخشی از یک نبرد چند دههای گستردهتر علیه کمونیسم میبینند.
آنان همچنین باور دارند که واشنگتن پس از سقوط مادورو، بحران اقتصادی کوبا و شکستهای اخیر رهبران چپگرا در دیگر نقاط منطقه، بهطرزی وسوسهکننده به پیروزی در این نبرد نزدیک شده است. ترامپ نیز گاهی به نظر میرسد از بهکارگیری قدرت عظیم نظامی و اقتصادی واشنگتن در منطقهای که مانند خاورمیانه پیچیدگیهای فوری و آشکار ندارد، نوعی رضایت شخصی میبرد. در کنفرانس خبری ساعاتی پس از آنکه مادورو و همسرش در ژانویه بازداشت شدند، ترامپ چنان به بازگرداندن ساعت به دوران اوج دکترین مونرو و قدرت مطلقی که القا میکرد علاقهمند به نظر میرسید. او به خبرنگاران گفت: «اکنون آن را دکترین دونرو مینامند. برتری آمریکا در نیمکره غربی دیگر هرگز مورد تردید قرار نخواهد گرفت.».
اما نوعی واکنش منفی شاید همین حالا هم در حال شکلگیری باشد. در نظرسنجی ۲۰۲۶ مرکز پژوهشی پیو درباره نگرشهای جهانی نسبت به ایالات متحده، درصد کسانی که نگاه بسیار یا تا حدی مثبتی به آمریکا داشتند در چندین کشور آمریکای لاتین بهشدت کاهش یافت؛ روندی که با دیگر نقاط جهان همخوانی دارد. بزرگترین شکست سیاست ترامپ در منطقه، تلاشی نافرجام برای اعمال فشار بر دولت و دیوان عالی برزیل با استفاده از تعرفهها و تحریمها بود تا پروندههای کیفری علیه متحدش، رئیسجمهور پیشین ژائیر بولسونارو، کنار گذاشته شود. در پی آن، واکنش ملیگرایانهای شکل گرفت و محبوبیت رئیسجمهور چپگرای لئیز ایناسیو لولا دا سیلوا، منتقد ترامپ، تقویت شد. بولسونارو با این حال به زندان رفت و ترامپ نهایتاً تعرفهها را لغو کرد. نارضایتی از ترامپ یکی از دلایل اصلی بود که بلوک مرکوسور شامل آرژانتین، برزیل، پاراگوئه و اروگوئه سرانجام امسال پس از بیش از یک ربع قرن مذاکره، بر سر یک توافق تجاری با اتحادیه اروپا به توافق رسید.
چند آزمون درباره دستور کار منطقهای ترامپ هنوز در پیش است. برخی ناظران در داخل آمریکای لاتین هشدار میدهند که موفقیتهای ترامپ نوعی سراب است؛ جایی که همکاری رسمی در حوزه امنیت و عکسهای لبخندزننده، نارضایتی عمیق و روبهافزایشی را پنهان کردهاند از اینکه دولت او حتی حاکمیت متحدانش را هم محترم نشمرده است. وزیر خارجه یکی از دولتهای آمریکای لاتین همسو با ترامپ در دیداری اخیر، با خشم آشکار به من گفت: «ما برده هیچکس نخواهیم بود.» تمایل رئیسجمهور به کار با رهبران همفکر، باعث شد برزیل و مکزیک، دو کشور بزرگ منطقه، از «سپر قاره آمریکا»ی ترامپ کنار گذاشته شوند؛ ائتلافی میان کشورهایی که رویکردی نظامیتر در سیاست ضد مواد مخدر را میپذیرند. این موضوع این پرسش را ایجاد میکند که وقتی در برخی از این کشورها پاندول سیاسی ناگزیر دوباره به چپ برگردد، چه بر سر این ابتکار خواهد آمد.
با این همه، دستکم فعلاً ترامپ میتواند به نشانههایی اشاره کند که نشان میدهد، حتی اگر خودش در منطقه محبوب نباشد، بخشهای کلیدی دستور کارش با بسیاری از دولتها و شهروندان آمریکای لاتین همسو است. جرم و جنایت بهطور مداوم در نظرسنجیها بهعنوان مسئله شماره یک سیاسی در کشورهایی مانند شیلی، کلمبیا و مکزیک ظاهر میشود؛ بازتابی از خشم عمومی نسبت به کارتلها و باندهایی که در دهه گذشته بهواسطه افزایش سرسامآور تولید کوکائین، معدنکاری غیرقانونی و قاچاق انسان قدرتمندتر شدهاند. این روندها، بیش از هر عامل دیگری، چرخش آمریکای لاتین به سمت راست ایدئولوژیک را توضیح میدهند و نشان میدهند چرا خواست اعلامشده ترامپ برای «نابود کردن» گروههای سازمانیافته مجرمانه در منطقه، حمایت قابلتوجهی به دست آورده است. بازداشت مادورو، که دولتش بهطور گسترده مسئول افزایش مهاجرت و جرم در دیگر نقاط آمریکای لاتین دانسته میشد، در منطقه محبوب بود؛ در نظرسنجی ژانویه آتلس/بلومبرگ، ۷۴ درصد از پروییها و ۶۴ درصد از کلمبیاییهای مورد پرسش از عملیات نظامی آمریکا حمایت کردند. وقتی وزارت خارجه آمریکا در ژوئن دو سازمان مجرم محلی در برزیل را بهعنوان سازمان تروریستی خارجی طبقهبندی کرد، دولت لولا اعتراض کرد، اما ۵۹ درصد پاسخگویان در نظرسنجی مؤسسه دادهفولیا از این طبقهبندی حمایت کردند.
در انتخابات اخیر ریاستجمهوری، برخی نامزدهای راستگرا از جستوجوی حمایت یا تأیید علنی ترامپ پرهیز کردهاند، از جمله برندگان نهایی، خوزه آنتونیو کاست در شیلی و کیکو فوجیموری در پرو. اما برخی دیگر، مانند آبلاردو دِ لا اِسپریا، که در انتخابات کلمبیا در ژوئن با اختلافی کمتر از یک درصد پیروز شد، و فلافیو بولسونارو، که پیش از انتخابات اکتبر برزیل بهعنوان وارث جنبش محافظهکار پدر زندانیاش کارزار میکند، حمایت ترامپ را به محور اصلی کارزار خود تبدیل کردهاند؛ نشانهای که ترامپ هنوز در بخش بزرگی از منطقه اهرم نفوذ دارد.
در ونزوئلا، چشمانداز سیاسی و اقتصادی از ژوئن، زمانی که زلزلههای دوقلو هزاران نفر را کشتند و اعتماد عمومیِ از پیش پایین به دلسی رودریگز، معاون پیشین مادورو که اکنون تحت قیمومت آمریکا کشور را اداره میکند، را تضعیف کردند، حتی نامطمئنتر شده است. حتی پس از آن فاجعه، ترامپ به ستایش از رودریگز ادامه داده و ظاهراً از موفقیت او در افزایش حدود ۴۶ درصدی صادرات نفت ونزوئلا و انجام سایر خواستههای واشنگتن خرسند است. این موضوع باعث نگرانی مخالفان ونزوئلا و مدافعان دموکراسی در جاهای دیگر شده که شاید ترامپ ترجیح دهد او را بهطور نامحدود در قدرت نگه دارد تا اینکه خطر بیثباتیِ ناشی از برگزاری انتخابات را بپذیرد. در همین حال، هیأتهایی از سرمایهگذاران آمریکایی و دیگر کشورها در انتظار زمانهای بهتر اقتصادی، هتلهای کاراکاس را پر کردهاند. اما با ادامه تورم سالانه بالای ۵۰۰ درصد، صدها زندانی سیاسی همچنان در زندان ماندهاند و نشانههای اندکی وجود دارد که رونق اولیه نفتی به مردم عادی برسد، نظرسنجیها نشان میدهد محبوبیت رودریگز در میان ونزوئلاییها بسیار پایین است و سپاسی که آنان پس از کنار رفتن مادورو از ترامپ احساس میکردند، رنگ باخته است. اگر ترامپ رودریگز را وادار نکند پیش از پایان دورهاش به تاریخ قطعی برای انتخابات تن دهد، این درخشش شاید بهسرعت در یکی از بزرگترین دستاوردهایش خاموش شود.
بسیاری بر این باورند که موفقیت نسبی ترامپ در ونزوئلا او را به سمت کوبا سوق خواهد داد. در واقع، ارتش آمریکا در کارائیب شروع به انباشت منابعی کرده است که هرچند از ناوگانِ پیش از حذف مادورو کوچکتر است، اما همچنان مجموعهای از گزینهها را در اختیار ترامپ میگذارد، از جمله بازداشت مقامهای کوبایی. محاصره واردات نفت کوبا، که این کشور برای تولید برق به آن متکی است، به خاموشیهای طولانی و کمبود غذا انجامیده و بسیاری انتظار دارند این وضعیت در تابستان سوزان کارائیب به نقطه انفجار برسد. ترامپ مارکو روبیو، تندرو دیرینه تغییر رژیم در کوبا، را مأمور هدایت مذاکرات با رژیم کوبا کرده است. برخی معتقدند دولت ترامپ شاید به یک ترتیبات شبیه ونزوئلا رضایت دهد؛ ترتیبی که در آن بخشی از رژیم کوبا در قدرت باقی بماند، اگر اقتصاد را باز کند و وعده انتخابات در آینده را بدهد. اما برخی دیگر میپرسند آیا ترامپ و روبیو وسوسه خواهند شد مسیر دراماتیکتری را دنبال کنند یا نه: سرنگونی رژیمی که از سال ۱۹۵۹ بر سر کار بوده و ۱۳ رئیسجمهور آمریکا را به چالش کشیده است. این سناریو میتواند جذاب باشد، زیرا اگر موفق شود، چنین انتقالی شاید بتواند خاطره جنگ ترامپ در ایران را پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا در نوامبر کمرنگ کند و همچنین احتمالاً شانس روبهصعود روبیو برای جانشینی ترامپ بهعنوان نامزد جمهوریخواهان در انتخابات ۲۰۲۸ را تقویت کند.
تصمیمهای پیشِروی ترامپ درباره مکزیک نیز برای میراث سیاسی او تعیینکننده خواهد بود. با وجود همکاری قوی دولت شینباوم در حوزه امنیت، بسیاری در واشنگتن و مکزیکوسیتی انتظار دردسر بیشتری دارند. در ژوئیه، دولت ترامپ اعلام کرد که «با تمدید... در شکل کنونی آن موافق نیست»؛ اشاره به توافق تجاری ایالات متحده، مکزیک و کانادا که ترامپ در دوره نخست خود مذاکره کرده بود. این تصمیم به معنای پایان فوری توافق نیست، اما فرآیند مذاکرهای طولانی را آغاز میکند. این روند برای اقتصاد مکزیک ــ که بیش از ۸۰ درصد صادراتش را به آمریکا میفرستد ــ نااطمینانی بیشتری ایجاد میکند و میتواند زنجیرههای تأمین و شرکتهای آمریکایی را نیز دچار اختلال کند. در همین حال، ترامپ همچنان بر شینباوم فشار میآورد و از دولت او میخواهد یک فرماندار ایالتی از حزب خودش را با اتهام قاچاق مواد مخدر مسترد کند. مقامهای مکزیک نگراناند که تمکین شینباوم شکاف در حزب چپگرای او را عمیقتر کند؛ حزبی که عناصر ضدآمریکایی قدرتمندی در آن حضور دارند. اگر هم او مخالفت کند، ترامپ ممکن است به حملات یکجانبه پهپادی یا اقدام نظامی دیگر علیه اهداف کارتلها در خاک مکزیک روی آورد. چنین سناریویی در مکزیک یک خط قرمز تلقی میشود؛ خط قرمزی که میتواند رابطه کشور با ایالات متحده را کاملاً دگرگون کند، خاطرات ملیگرایانه قرن نوزدهم را زنده کند و شینباوم را وادارد همکاریای را که به واشنگتن اجازه داده مهاجرت غیرقانونی در مرز را مهار کند، بهطور جدی کاهش دهد.
در بلندمدت، شاید هیچ چیز به اندازه نحوه برخورد ترامپ با رقابت آمریکا و چین در آمریکای لاتین مهم نباشد. بهویژه در آمریکای جنوبی، جایی که چین اکنون با فاصله زیاد شریک تجاری شماره یک است، حتی برخی از سرسختترین متحدان ترامپ نیز از دشمنتراشی برای پکن پرهیز کردهاند. میلی چین را شریکی «فوقالعاده» توصیف کرده است. نوبوآ، رئیسجمهور اکوادور، قصد دارد در ماه اوت برای دومین بار به پکن سفر کند. در همین حال، واشنگتن پیامهای متناقضی درباره اینکه دقیقاً از متحدانش در سیاست چین چه میخواهد، ارسال کرده است. در ماه مه، تنها چند روز پس از آنکه سناتور جمهوریخواهِ کلمبیاییتبار، برنی مورنو، در کنفرانسی امنیتی در دانشگاه بینالمللی فلوریدا گفت کشورهای آمریکای لاتین باید رابطهای «تکهمسری» با واشنگتن داشته باشند، ترامپ با هیئتی بزرگ از مدیران شرکتهای آمریکایی، از جمله ایلان ماسکِ اسپیسایکس و تیم کوکِ اپل، راهی پکن شد تا مجموعهای متنوع از توافقهای تجاری را دنبال کند. بسیاری انتظار دارند ترامپ نهایتاً به یک توازن برسد: فشار بر متحدان آمریکای لاتین برای اینکه اجازه ندهند سرمایهگذاریهای چینی به حوزههای حساسی مانند مخابرات، بنادر و صنعت فضایی وارد شود، در حالی که میپذیرد تجارت در سایر زمینهها ادامه یابد، همانگونه که برای ایالات متحده نیز ادامه دارد. حتی در این حالت هم، بسیاری از دولتهای منطقه وسوسه خواهند شد که میان دو ابرقدرت توازن برقرار کنند.
شاید متناقض به نظر برسد که سیاستمداری که کارزار ریاستجمهوری خود را در سال ۲۰۱۵ با متهم کردن مکزیک به فرستادن مواد مخدر، جرم و «تجاوزگران» به آمریکا آغاز کرد، اکنون در آمریکای لاتین موفقیت ــ هرچند محدود ــ به دست آورده است. اما حتی برخی مقامهای سابق دولت بایدن نیز در خفا پذیرفتهاند که رویکرد ترامپ در برخی زمینهها بهطور غیرمنتظرهای مؤثر بوده است. برخی پرسیدهاند اگر رئیسجمهور جو بایدن تهدید به تعرفه یا اقدام قهری دیگر میکرد، آیا دولت مکزیک در آن زمان سختتر برای کنترل مهاجرت تلاش میکرد و شاید بحرانی را که بسیاری از دموکراتها مسئول شکستشان در انتخابات ۲۰۲۴ میدانند، در مرز آمریکا و مکزیک پیش نمیآورد؟ اینکه ترامپ خواهد توانست موفقیتهایش را حفظ کند یا سیاستهایش در نهایت فصل دیگری از بیش از دو قرن افراطورزی و پیامدهای ناخواسته آمریکا خواهند شد، هنوز روشن نیست؛ اما نشانههایی وجود دارد که چماق بزرگ واشنگتن در آمریکای لاتین شاید قرار است بماند.
بازنشر به بهانهی حکم تبرئهی بیژن زنگه
بررسی قانون سقف ۲۵ درصدی افزایش اجاره خانه
تفسیر سیاسی روز
گفتوگوی فراز با مازیار بالائی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
- تازهها
- پربازدیدها
بازنشر به بهانهی حکم تبرئهی بیژن زنگه
تفسیر سیاسی روز
گفتوگوی فراز با مازیار بالائی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد