چگونه چین در حال جذب دوستان و اعمال نفوذ است؟
در خیابانهای قفلشده از ترافیک هانوی، رانندگان تاکسی که در میان دو سفر استراحت میکنند، در تلفنهای همراه خود میکرودرامهای چینی تماشا میکنند؛ داستانهایی در ابعاد یک فیلم بلند که به بخشهای معتادکننده ۹۰ ثانیهای تقسیم شدهاند. برخی از مسافران با اسکوترهای برقی «یادیا» ساخت چین از کنار آنها میگذرند، در حالی که دیگران با راحتی تمام و به دور از سروصدا، گرد و غبار و گرمای استوایی، در یکی از خودروهای متعلق به نیم دوجین برند جدید خودروهای برقی چینی نشستهاند. در خانه، نوجوانان در اپلیکیشن ویتنامی «زالو» (که شرکت مادر آن، شرکت تنسنت یعنی سازنده ویچت را به عنوان سرمایهگذار بزرگ خارجی خود دارد) به یکدیگر پیام میدهند یا از پلتفرم تجارت الکترونیک «لازادا» که تحت مدیریت علیبابا است، خرید میکنند.
آنچه در ویتنام در حال رخ دادن است، در سراسر جهان در حال توسعه جریان دارد. برندها و محصولات چینی امروزه به اندازه برندهای آمریکایی مانند لیوایز، مارلبرو و مکدونالد در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ متداول و رایج میشوند. در آفریقای جنوبی، تلویزیونها، ماشینهای لباسشویی و سایر لوازم خانگی «هایسنس» جزو پرفروشترینها هستند؛ در برزیل، شرکت پیشگام الکترونیک یعنی «شیائومی» به یک نام آشنا تبدیل شده است، در حالی که زنجیره تازه وارد چای شیر و بستنی «میشو» (Mixue) جمعیت زیادی را به خود جلب میکند و آماده است تا حضور خود را در این کشور به شدت گسترش دهد. ایالات متحده و برندهای مرتبط با آن در حال حاضر، مانند اپل و تسلا، هنوز از اعتبار و پرستیژ عظیمی برخوردارند. اما بیشتر محصولات آمریکایی از دسترس مصرفکنندگان عادی خارج هستند. چین در حال تبدیل شدن به کشوری است که کالاها و خدماتی را ارائه میدهد که بخشی از زندگی روزمره مردم را تشکیل میدهند.
حضور همهجانبه محصولات چینی، نفوذ این کشور را به روشهایی گسترش میدهد که پکن تنها میتوانست خواب آن را ببیند. بسیاری از مردم در جهان در حال توسعه، به ویژه جوانان، به طور فزایندهای چین را با مدرنیته و پیشرفت مرتبط میدانند. اما این حضور همهجانبه، نتیجه یک محاسبه استراتژیک از سوی مقامات پکن نیست. بلکه این روند توسط شرکتهای خصوصی که به دنبال سود هستند هدایت میشود. رقابت بیرحمانهای که شرکتهای چینی در بازار داخلی خود با آن مواجه هستند، آنها را تحت فشار میگذارد تا به شکلی تهاجمی وارد آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین شوند؛ جایی که آنها به سرعت برای بومیسازی محصولات خود و جا انداختن خود در فعالیتهای روزمره اقدام کردهاند. شرکتهایی که تلاش میکنند از اثرات مدل رشد چین در داخل جان سالم به در ببرند، در خارج از کشور تصویر مثبتی را برای این کشور ایجاد میکنند که پکن هرگز نتوانسته بود از طریق تلاشهای بالا به پایین خود آن را خلق کند.
با این حال، این موفقیت مدل اقتصادی چین را به یک مدل سالم یا بیخطر تبدیل نکرده است. رقابت بیش از حد که شرکتهای چینی با آن مواجه هستند، سود آنها را از بین میبرد و پایههای نوآوری بلندمدت را تضعیف میکند. شرکتهای چینی در حال ایجاد یک اعتبار جهانی برای ارزانتر، آسانتر و روانتر کردن زندگی روزمره هستند. اما فشارهای داخلی که شرکتهای چینی را در خارج از کشور تا این حد تهاجمی میکند، توانایی آنها را برای تبدیل چین به یک ابرقدرت واقعاً نوآور که پکن آرزوی آن را دارد، محدود میسازد.
چین، چین در همهجا
مقامات چینی سالها تلاش کردهاند تا برداشتهای خارجی از کشورشان را شکل دهند. رسانههای دولتی، پروپاگاندا، تبادلات فرهنگی و برنامههای زبانآموزی در دسترسی به مخاطبان گسترده بینالمللی ناکام ماندهاند. پکن تلاش کرد تا زبان و فرهنگ چینی را از طریق موسسات کنفوسیوس خود در دانشگاههای استرالیا، اروپا و آمریکای شمالی ترویج کند؛ با این حال، در دهه گذشته، بیشتر این موسسات به دلیل نگرانیها در مورد آزادی آکادمیک و عدم شفافیت تعطیل شدهاند. تاکتیکهای قهریتر، از جمله اعمال فشار بر منتقدان و سانسور دیدگاههای مخالف در خارج از کشور، نتیجه معکوس داده است. در سال ۲۰۲۵، فشارهای چین برگزارکنندگان جشنواره فیلم «ایندیچاینا» در نیویورک را مجبور به تعلیق این رویداد کرد، که این موضوع توجهها را به بازوی بلند دستگاه سانسور پکن جلب نمود.
با این حال، کارآفرینان خصوصی چین برند این کشور را از طریق تجارت توسعه میدهند. در سال ۲۰۲۵، چین حدود ۱.۶ تریلیون دلار کالا به اقتصادهای در حال توسعه صادر کرد که حدود ۵۰ درصد بیشتر از مجموع فروش آن به ایالات متحده و اروپای غربی بود. شرکتهای خصوصی نزدیک به ۶۰ درصد از کل تجارت خارجی چین را به خود اختصاص دادند. در حوزههای بسیار متنوعی مانند لوازم خانگی، اپلیکیشنها، خودروها، جادهها، بندرها و گوشیهای تلفن همراه، برندهای چینی به طور فزایندهای در سراسر جهان در حال توسعه حضور دارند.
همانطور که شرکتهای چینی در حال گسترش هستند، کشور چین با چیزهایی مرتبط میشود که زندگی روزمره را آسانتر میکنند. وقتی محصولات، خدمات و زیرساختهای یک کشور همهگیر میشوند، شروع به شکل دادن به تصور مردم از کارآمدی، مدرنیته و امکانپذیری میکنند. این امر برای بیش از نیم قرن که در طی آن محصولات آمریکایی تسلط داشتند، صادق بود. امروز نیز که برندهای چینی به گزینه پیشفرض میلیاردها مصرفکننده تبدیل میشوند، این موضوع به طور فزایندهای صدق میکند.
این تغییرات در عمل قابل لمس است. در سال ۲۰۱۵، یکی از ما (اولاندر) از گروهی از نوجوانان در آبیجان، بزرگترین شهر ساحل عاج، پرسید که چه احساسی نسبت به حضور چین در آفریقا دارند. پس از بحث در میان خودشان، یکی از آنها گوشی خود را بالا گرفت و با خنده به فرانسوی گفت: «چین عالی است!» او در مورد سیاست کشور صحبت نمیکرد. تصور او از چین بر اساس گوشیهای چینی و اپلیکیشنهای چینی بود که دنیای روزمره او را شکل میدادند.
در دهه پس از آن گفتوگو در آبیجان، این نوع دیدگاهها حتی بیشتر گسترش یافته است. «بومپلی» (Boomplay)، یکی از بزرگترین خدمات پخش موسیقی در آفریقا، به طور مشترک متعلق به دو شرکت چینی «ترانزیشن» (Transsion) و «نتایز» (NetEase) است؛ و تیکتاک به سرعت در حال تبدیل شدن به پلتفرم مسلط برای سرگرمی و اخبار است. همه اینها به چین کمک میکند تا به نفوذی دست یابد که نیازی ندارد جهان سیستم سیاسی آن را تحسین کند، ایدئولوژی آن را بپذیرد یا پکن را به عنوان یک رهبر اخلاقی ببیند.
ماهر در انطباق
بسیاری از حضور جهانی جدید چین، نمودی بیرونی از فشار اقتصادی داخلی این کشور است. در داخل چین، شرکتها با پدیدهای مواجه هستند که در داخل به عنوان «اینولوشن» (involution یا رقابت فرساینده درونزا) شناخته میشود: بازارهای بیش از حد اشباعشده و جنگهای قیمت بیرحمانه سود را کاهش میدهند، که این امر شرکتها را به سمت مارپیچی سوق میدهد که در آن تولید را افزایش میدهند تا هزینهها را پایین بیاورند. نتیجه این است که محصولات بسیار زیاد و مصرفکنندگان بسیار کمی برای خرید آنها وجود دارد. اینولوشن در چند سال گذشته حتی شدیدتر شده است، زیرا تقاضای داخلی در چین ضعیف باقی مانده است. مصرفکنندگان هنوز پساندازهایی را که در طول همهگیری کووید-۱۹ خرج کرده بودند (زمانی که بسیاری از کسبوکارها بسته بودند) بازیابی نکردهاند؛ خانوادههای چینی با شروع سقوط بازار مسکن در سال ۲۰۲۱ شاهد کاهش ثروت خود بودند؛ و جوانان در بحبوحه بیکاری بالا، نسبت به چشمانداز شغلی خود اعتماد کمتری پیدا کردهاند. در این محیط سرشار از عدم قطعیت، شرکتها نیاز به یافتن مکانهای جدیدی برای فروش داشتهاند.
دسترسی شرکتهای چینی به بازارهای اقتصادهای صنعتی پیشرفته نیز محدودتر شده است. در اروپا، ژاپن، کره جنوبی و ایالات متحده، شرکتهای چینی با تعرفهها، تحقیقات ضد یارانه، بررسیهای امنیت دادهها و محدودیتهای سرمایهگذاری مواجه هستند. سیاستگذاران در این مناطق نگرانیهای امنیت ملی را در مورد پلتفرمهای رسانههای اجتماعی چینی، از جمله تیکتاک مطرح کردهاند و این سوال را پیش کشیدهاند که آیا خردهفروشان تجارت الکترونیک تخفیفی چینی مانند «شین» (Shein) با کارگران خود بدرفتاری میکنند، دادههای بیش از حد جمعآوری میکنند و رقابت ناعادلانهای دارند یا خیر. شرکتهای چینی با مواجهه با موانع بالا برای گسترش در کشورهای با درآمد بالاتر، به آفریقا، آمریکای لاتین، خاورمیانه و جنوب شرق آسیا روی آوردهاند.
با این حال، شرکتهای چینی در سراسر جهان در حال توسعه صرفاً به این دلیل موفق نشدهاند که مازاد محصولات خود را تخلیه (دامپینگ) میکنند؛ فرضیهای که بسیاری از ناظران آن را مطرح میکنند. با وجود شرکتهای چینی بسیار زیادی که برای بقا نیاز به یافتن بازارهای جدید دارند، رقابت میان خود آنها در بازارهای خارج از کشور نیز شدید است. این شرکتها از یارانههای دولتی، از جمله برای فناوریهای جدید بهرهمند میشوند. اما آنها در حال رقابت با دیگر شرکتهای چینی هستند که همان کمکها را دریافت میکنند. تنها راهی که آنها میتوانند سود ببرند این است که در بازارهایی که وارد میشوند به طرز غیرمعمولی سازگار و منعطف باشند، که این امر به آنها کمک کرده تا به سرعت رشد کنند و در زندگی جمعیتهای محلی جا بیفتند.
آنها این کار را بیشتر با همگام شدن شدید با آنچه مردم محلی مفید میدانند انجام میدهند. شرکت «ترانزیشن» را در نظر بگیرید، یک شرکت تلفن همراه مستقر در قطب فناوری شنژن. نزدیک به دو دهه پیش، بنیانگذار ترانزیشن متوجه شد تلفنهایی که توسط شرکتهای پیشرو مانند نوکیا، سونی اریکسون و موتورولا ساخته میشوند، برای کاربران در آفریقا مناسب نیستند. برندهای بزرگ جهانی تمایلی به طراحی محصولات ویژه برای مصرفکنندگان حساس به قیمت در برخی از فقیرترین کشورهای جهان نداشتند. ترانزیشن فرصت را دید: این شرکت مجموعهای از گوشیهای ارزانقیمت و با امکانات زیاد تولید کرد که مجهز به باتریهای مناسب برای شبکههای برق غیرقابل اعتماد آفریقا و قابلیت دو سیمکارت بودند که ناوبری در بازارهای مخابراتی پراکنده این قاره را آسانتر میکرد. مهمتر از همه، این شرکت دوربینی ساخت که برای کاربران آفریقایی کارایی داشت. در حالی که نرمافزار دوربین استفاده شده توسط برندهای جهانی پیشرو معمولاً برای رنگ پوست روشنتر بهینهسازی شده بود، ترانزیشن تنظیمات خود را برای تطبیق با چهرههای تیرهتر تغییر داد. جوانان آفریقایی ناگهان در عکسهای خود بهتر به نظر رسیدند و گوشیهای ترانزیشن به شدت محبوب شدند.
در جنوب شرق آسیا، درامهای چینی و ویدیوهای عمودی کوتاه مخاطبان عظیمی پیدا کردهاند. این برنامهها دارای خطوط داستانی جذابی هستند بدون اینکه بسیاری از صحنههای رمانتیک رایج در برنامههای تولید شده در ایالات متحده را داشته باشند. این ویژگی آنها را در بخشهای فرهنگی محافظهکار جهان، به ویژه در کشورهای با اکثریت مسلمان مانند اندونزی و مالزی که درامها و رئالیتیشوهای آمریکایی به طور گستردهای در آنها بسیار تحریکآمیز تلقی میشوند، محبوب کرده است. به عنوان مثال، پلتفرمهای پخش میکرودرام چینی «دراماباکس» (DramaBox) و «شورتمکس» (ShortMax) روشی را از روی دست ترانزیشن الگوبرداری کردهاند. آنها علاوه بر تنظیم مدلهای قیمتگذاری، دوبله محتوای خود به چندین زبان و تولید داستانهای متناسب با عادات تماشای محلی، به طور فزایندهای بازیگران محلی را برای بازی در نسخههای اقتباسشده از خطوط داستانی چینی استخدام میکنند. اکنون بیش از ۳۰۰ اپلیکیشن پخش خارجی در کشورهای جنوب شرق آسیا وجود دارد و برنامههای آنها بیش از یک میلیارد بار دانلود شده است.
از همه مهمتر، برندهای چینی در مقایسه با گزینههای مشابه از اروپا، ژاپن یا ایالات متحده، در تولید کالاهایی با قیمت مناسب برای مصرفکنندگانی که درآمد اختیاری کمتری دارند، مؤثرتر بودهاند. این امر اثر موسوم به «اثر والمارث» را ایجاد میکند که در آن خریداران با درآمد پایینتر تمکین مییابند تا کالاها را خریداری کرده و از خدماتی استفاده کنند که پیش از این غیرقابل دسترس بودند. با همهگیرتر شدن این برندها، محصولات چینی در بازارهای محلی عادیسازی میشوند. برای مصرفکنندگان در جهان در حال توسعه، اینکه تلفن، موتورسیکلت یا قوری آنها چینی است تا زمانی که قیمت و کیفیت انتظارات آنها را برآورده کند، اهمیت چندانی ندارد.
شرکتهای چینی در هدف قرار دادن مصرفکنندگان در بازارهای در حال توسعه منحصربهفرد نیستند، اما این کار را با مقیاس و سرعتی انجام دادهاند که برای میلیاردها مصرفکننده تحولآفرین بوده است؛ مصرفکنندگانی که اکنون به اندازه مردم کشورهای ثروتمندتر به وسایل الکترونیکی، خودرو، مد و کالاهای دیگر دسترسی دارند. اگرچه هر بار که یک شخص با خودروی برقی BYD رانندگی میکند یا چای حبابدار Mixue سفارش میدهد، این کار بلافاصله به درک بهتری از کشور چین تبدیل نمیشود، اما ورود کلی و گسترش این فناوریها، خدمات و محصولات سرگرمی جدید از چین میتواند به مصرفکنندگان این حس را بدهد که در جریان بزرگتری از مدرنسازی مشارکت دارند. در دسترس بودن محصولات و خدمات چینی این احساس را در میان بسیاری از مردم در جهان در حال توسعه ایجاد میکند که آنها دیگر در حاشیه فرهنگ جهانی و رشد اقتصادی قرار ندارند.
باخت در بازی طولانیمدت.
اما همان پویاییهای رقابتی که شرکتهای چینی را به سمت شکوفایی در جهان در حال توسعه سوق میدهد، پتانسیل نوآوری کلی این کشور را تضعیف میکند. وقتی حاشیه سود در یک مارپیچ نزولی قفل میشود، شرکتها مجبورند هزینههای سنگینی را برای دفاع از سهم بازار خود متحمل شوند. آنها فضایی برای برنامهریزی بلندمدت و نقدینگی برای سرمایهگذاری در افزایش بهرهوری خود ندارند. اگرچه چند شرکت بزرگ مانند BYD نقدینگی کافی برای سرمایهگذاری مداوم روی خود را دارند، اما بیشتر شرکتها با پشتوانه مالی بسیار کمی فعالیت میکنند.
این موضوع در آینده برای شرکتهای چینی دردسر ایجاد خواهد کرد. نوآوری نیاز به پول دارد: اگر شرکتها نتوانند سود سالمی به دست آورند، راه پایداری برای پاداش دادن به سرمایهگذاران و سرمایهگذاری مجدد در تحقیق و توسعه وجود ندارد. یارانههای دولتی میتوانند تزریق سریع سرمایه را فراهم کنند، اما این کار فقط تا حد مشخصی جواب میدهد. رقابت برای کاهش هرچه بیشتر قیمتها ممکن است در کوتاهمدت محصولات بسیار رقابتی تولید کند، اما میتواند شرکتها را در بهبود کیفیت، ساختن برندی معتبر یا توسعه ظرفیت مدیریتی مورد نیاز برای موفقیت بینالمللی بلندمدت ناتوان بگذارد. شرکتهای گرفتار در چرخه اینولوشن در کاهش قیمتها بسیار خوب عمل میکنند. اما قیمتهای پایین به ندرت پایدار هستند، به ویژه زمانی که شرکتها نیاز به ایجاد مزیتهای رقابتی با دوام دارند که فرصتهای جدیدی برای رشد ایجاد کند. صنعت پنلهای خورشیدی نمونهای از این چالش است: شرکتهای چینی بر تولید تسلط دارند و تقاضای جهانی بالا است، اما ظرفیت مازاد شدید و قیمتگذاریهای بیرحمانه باعث ایجاد زیانهای گسترده در کل صنعت شده که سرمایهگذاری مستمر در بخش تحقیق و توسعه را تهدید میکند.
همچنین هزینههایی برای کشورهای دریافتکننده این موج جدید از محصولات چینی وجود دارد. ورودیهای ارزان چینی قیمتها را برای مصرفکنندگان کاهش میدهد و از انواع دیگری از تولیدات حمایت میکند. اما رقابت با شرکتهایی که توسط غول زنجیره تأمین صنعتی گسترده چین حمایت میشوند دشوار است. حضور گسترده چین میتواند شرکتهای محلی را در بخشهای کمارزش صنعت حبس کند و مانع از دستیابی آنها به دانش و فناوری مورد نیاز برای ورود به بخشهای پیچیدهتر شود که در حال حاضر شرکتهای خارجی در آنها پیشتاز هستند. به عبارت دیگر، شرکتهای چینی در حال تحت فشار قرار دادن رقبای محلی در بازارهای در حال توسعهای هستند که شرکتهای داخلی در آنها هنوز در حال تلاش برای ایجاد ظرفیت هستند. به عنوان مثال در تایلند، نزدیک به ۲۰۰۰ کارخانه بین سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۴ تعطیل شدند، زیرا تولیدکنندگان نتوانستند تحت فشار واردات ارزان چینی و همچنین افزایش قیمت انرژی و کاهش بهرهوری دوام بیاورند.
این نگرانی ممکن است بسیاری از کشورهای در حال توسعه را وادار کند تا موانعی در برابر محصولات چینی ایجاد کنند. بسیاری از آنها از قبل این کار را آغاز کردهاند. ویتنام و اندونزی اقدامات ضد دامپینگ را در بخشهایی مانند فولاد و سرامیک اعمال کردهاند؛ بخشهایی که تولیدکنندگان محلی در آنها در برابر واردات ارزان چینی دستوپنجه نرم میکنند. برزیل تعرفهها را بر خودروهای برقی افزایش داد و کنگره مکزیک افزایش تعرفه بر بیش از ۱۴۰۰ محصول را تصویب کرد که بسیاری از آنها را عمدتاً از چین وارد میکرد (کشوری که فاقد توافقنامه تجارت آزاد با مکزیک است). دولت آفریقای جنوبی الزامات گواهینامه جدیدی را برای برخی از واردات گزینششده چینی از جمله ژنراتورها و پنلهای خورشیدی معرفی میکند؛ این اقدام پس از آن صورت گرفت که تولیدکنندگان داخلی، واردات کمهزینه را با تعطیلی کارخانهها، تولیدات صنعتی ضعیف و از دست رفتن مشاغل در کشور مرتبط دانستند.
این واکنشها نشاندهنده فرصتها و محدودیتهای نفوذ فزاینده چین است. شرکتهای چینی به سرعت در میان مصرفکنندگان در کشورهای در حال توسعه در حال کسب موقعیت هستند، اما در بسیاری از موارد این موفقیت تنشها را با دولتها و صنایع در همان مناطق افزایش داده است. در سطح خرد، برندهای چینی تصویر مثبتتری از کشور و فرصتهایی که برای افرادی که از دورههای قبلی رشد جهانی محروم شده بودند فراهم میکند، ارائه میدهند. اما در سطح کلان، جای پایی که شرکتها ایجاد کردهاند ریسک این را دارد که چین را در حال محکوم کردن کشورها به شکل جدیدی از وابستگی نشان دهد. این امر اصطکاکهای تجاری را عمیقتر کرده و ادعای پکن مبنی بر ارائه یک الگوی توسعه متقابل سودمندتر را تضعیف میکند.
رها کردن به حال خود
ایالات متحده تجهیزات مناسبی برای مقابله با نفوذی که چین از حضور حیاتی خود در جهان در حال توسعه به دست میآورد، ندارد. شرکتهای آمریکایی پاسخهای کمی برای محصولات و محتوایی دارند که مصرفکنندگان جهانی به طور فزایندهای میخواهند و از چین دریافت میکنند. شرکتهای آمریکایی تمایلی به گسترش در بازارهایی ندارند که حاشیه سود پایینی دارند، مصرفکنندگان آنها به قیمت حساس هستند و محیطهای عملیاتی آنها از نظر سیاسی شکننده است.
اما پکن نیز در موقعیت ضعیفی برای مدیریت نفوذی که از پایین به بالا شکل میگیرد قرار دارد. دولت متوجه موفقیت برندهای چینی در جهان در حال توسعه شده است و اغلب تمایل دارد خود را به عنوان نیروی محرک پشت آنها معرفی کند. پکن همچنین تلاش کرده است تا پروپاگاندای سیاسی را به عنوان سرگرمیهای ارگانیک تولید شده یا محتوای اینفلوئنسری بستهبندی کند، اما چنین تلاشهایی بیشتر احتمال دارد نفوذ چین را تضعیف کند تا اینکه آن را ترویج دهد. تلاشهای تجاری بومیسازی شده چین به این دلیل مؤثر هستند که به نظر نمیرسد به طور متمرکز سازماندهی شده باشند. هرچه دولت چین بیشتر تلاش کند تا این اکوسیستم را در قالب یک روایت ملی آشکار منضبط کند، بیشتر خطر تضعیف ویژگی پایینی به بالایی را دارد که باعث طنینانداز شدن آن به ویژه در میان جوانان بومی دیجیتال میشود. پکن به طور پنهانی به اینفلوئنسرها پول پرداخت کرده است تا مواضع سیاسی خود را درباره رویدادهای بزرگی مانند بازیهای المپیک زمستانی ۲۰۲۲ ترویج کنند که این موضوع واکنشهای بینالمللی منفی را برانگیخت و صلبیت سیاسی آن اغلب تلاشهای ارگانیک برای گسترش فرهنگ چینی را متوقف کرده است. به عنوان مثال، درامهای لباس سنتی چینی با محتوای عشق پسران (boys’ love) به عنوان یک موفقیت غیرمنتظره در جنوب شرق آسیا ظاهر شد و مخاطبان خارجی را به سمت ادبیات و هنرهای رزمی چینی جذب کرد. با این حال، در سال ۲۰۲۱، ناظران چینی این ژانر را به دلیل ترویج به اصطلاح زیباییشناسی غیرعادی محکوم کردند و یکی از امیدوارکنندهترین صادرات فرهنگی کشور را قطع نمودند.
حتی اگر پکن دخالتی نکند، ریسک اقتصادی بزرگتر این است که گسترش دسترسی تجاری چین، مشکلاتی را که در وهله اول شرکتهای آن را به خارج از کشور سوق داد، عمیقتر کند. از آنجا که شرکتهای چینی برای فرار از تقاضای ضعیف داخلی و جنگهای قیمت بیرحمانه به بازارهای خارج از کشور هجوم میآورند، موفقیت کوتاهمدت آنها فشار را از روی رهبران پکن برای اصلاح مدل رشد زیربنایی کشور برمیدارد. اگر گسترش نفوذ شرکتهای چینی روند انتقال بسیار مورد نیاز کشور به سمت یک سیستم اقتصادی پایدار مبتنی بر بهرهوری بالاتر و نوآوری بیشتر را کند کند، این یک پیروزی توخالی خواهد بود.
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
حسین راغفر در گفتوگو با فراز مطرح کرد
- تازهها
- پربازدیدها
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
رییس کانون بازنشستگان به فراز: معوقات بازنشستگان هرچه سریعتر و یکجا پرداخت شود
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد