توافق ایران و آمریکا که فقط در نقض آن رعایت شد
جنگ آمریکا و ایران قرار بود زمانی تمام شود که رئیسجمهور ترامپ ماه گذشته یک یادداشت تفاهم را در یک میز شام در گالری پایین ورسای امضا کرد. اما ترامپ تعریف مشهوری انعطافپذیر از آنچه یک قرارداد الزامآور به شمار میآید دارد، ایران احساس میکند که از خصومتهای بیشتر چیز زیادی برای از دست دادن ندارد، و دو کشور عملاً از آن زمان تاکنون در حال جنگ باقی ماندهاند.
این توافق برای دائمیکردن آتشبس و آغاز یک دوره مذاکره تا سقف ۶۰ روز طراحی شده بود تا بسیاری از اختلافات ریشهای این درگیری حلوفصل شود. در میانه این بازه ۶۰ روزه، ۱۴ بند یادداشت تفاهم تقریباً بهطور کامل فقط در نقض آن رعایت شدهاند. تنها بندی که فوراً اجرا شد و نقض نشده، بندی است که میگوید دو طرف به گفتوگو ادامه خواهند داد. حتی آن هم با یک ستاره همراه است: بهگفته مقامهای آمریکایی، گفتوگوها همچنان برقرار است، اما خصومتهای اخیر باعث شده است که وقفهای ایجاد شود.
دیگر تعهدات کوتاهمدت یادداشت تفاهم از پیش با اقداماتی که هر طرف در تنگه هرمز انجام داده، با ازسرگیری متناوب درگیری، یا با تفسیرهای متفاوت از بندهای مبهم، نقض شدهاند. برای نمونه، بند اول «پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبههها» را الزامی میکند. از زمان امضا، ایالات متحده و ایران دستکم سه بار اقدام متقابل انجام دادهاند و آمریکا در آخر هفته بیش از ۱۵۰ هدف را هدف قرار داده است. بر اساس بند چهارم، آمریکا موظف بود محاصره تنگه را لغو کند و نیروهای خود را ظرف ۳۰ روز از «نزدیکی» ایران خارج کند. اما ترامپ به کنگره اطلاع داد که خصومت با ایران از سر گرفته شده است و اوایل این هفته، محاصره را نیز دوباره برقرار کرد. یک نیروی عظیم آمریکایی همچنان در خلیج فارس باقی مانده است. حملات آمریکا دیروز بعدازظهر نیز ادامه یافت.
بر پایه آنچه تاکنون رخ داده، به نظر میرسد قمار ترامپ برای کشاندن ایران پای میز مذاکره، بهمنظور تحقق اهدافی که ارتش آمریکا بهتنهایی نمیتوانست محقق کند، در خطر جدی قرار گرفته است. بسیاری از مقامهای اروپایی و خاورمیانهای که با آنها گفتوگو کردهام، بدبین هستند. سناتور لیندزی گراهام، متحد سرسخت ترامپ، پیش از مرگش در آخر هفته، صریحاً پیشبینی کرده بود که گفتوگوها، هرچند ارزش امتحانکردن دارند، احتمالاً شکست خواهند خورد؛ بنابراین وقتی ترامپ هفته گذشته اعلام کرد آتشبس میان آمریکا و ایران «تمام شده است»، شاید فکر میکرد خبر تازهای میدهد؛ در واقع فقط چیزی را با صدای بلند میگفت که از قبل بدیهی شده بود.
این برای ترامپ مشکلساز است، چون او عجله دارد از این جنگ عبور کند. هنوز ممکن است گفتوگوها بهطور معجزهآسا به هدف بلندپروازانه پایاندادن به برنامه هستهای ایران تا ۲۱ اوت، یعنی مهلت اولیه، برسند، یا ممکن است به نتیجهای کمادعاتر برسند که ترامپ حاضر به پذیرش آن باشد. دو کشور هدف مشترکی دارند: بازگشایی تنگه هرمز، هرچند درباره چگونگی آن اختلاف دارند، و توقف جنگ. اما ممکن است ایالات متحده و ایران در عوض برای آینده قابل پیشبینی در وضعیتی فرساینده و بیحاصل از درگیریهای مقطعی گرفتار شوند، در حالی که اقتصاد جهانی بهای آن را میپردازد.
جُن آلتِرمن، رئیس بخش امنیت جهانی و ژئواستراتژی در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، به من گفت: «هرچه بیشتر نشان بدهید که عجله دارید، ایرانیها بیشتر از زمان بهعنوان سلاح استفاده خواهند کرد. هیچیک از دو طرف نمیخواهند بجنگند، اما هیچیک هم نمیتوانند راهی برای اجتناب از جنگ پیدا کنند.»
یادداشت تفاهم، در بندهای اول و چهارم، توقف جنگ و عقبنشینی نیروهای آمریکا از «نزدیکی» ایران را بهعنوان نخستین گام برای ایجاد اعتماد الزامی میکند. هیچکدام از این دو رخ نداده است.
این تشدید تنش باعث شد ترامپ از حاشیه نشست ناتو در آنکارا اعلام کند که آتشبس عملاً «تمام شده» است، هرچند مقامهای آمریکایی به من اطمینان دادند که مسیر دیپلماتیک همچنان زنده است. پس از آن اوضاع فقط داغتر شد. حملات در آخر هفته شدت گرفت و روز شنبه ایران اعلام کرد که تنگه هرمز بسته شده است. ترامپ سپس گفت محاصره آمریکا بر تنگه بازگردانده خواهد شد و فقط «کشتیهای ایران یا مشتریانش» را برای ورود یا خروج هدف میگیرد. این رویداد احتمال یک درگیری طولانی و کمدامنه را افزایش داد و چشمانداز توافق هستهای را تیرهتر کرد.
آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، در بیانیهای به من گفت: «ترامپ همیشه روشن گفته است که اگر ایران شلیک کند، ما هم شلیک خواهیم کرد. ایران میخواهد به توافق برسد، اما باید جدی شود یا خطر پیامدها را بپذیرد.» او این یادداشت تفاهم را «مبتنی بر عملکرد» توصیف کرد.
عبور امن از تنگه هرمز، که یادداشت تفاهم در بند پنج نیز وعده آن را داده بود، بهطور نزدیک با جنگ مرتبط است. اما اینکه عبور امن دقیقاً چه معنایی دارد، به گروگانِ تفسیرهای متفاوت درآمده است. متن یادداشت تفاهم عمداً در برخی بخشها مبهم نوشته شده بود تا یک توافق اولیه را ممکن کند، اما همین ابهامها از آن زمان همهچیز را پیچیده کرده است. بسته به روز، تنگه یا ناامن بوده یا غیرقابل عبور، و این وضعیت وعده توافق درباره «عبور امن کشتیهای تجاری» را عملاً بیاثر کرده است.
با وجود این، ترامپ تصمیم گرفت که عوارض گرفتن فکر بدی نیست. او روز دوشنبه در Truth Social نوشت: «از این لحظه به بعد، ایالات متحده آمریکا بهعنوان “نگهبان تنگه هرمز” شناخته خواهد شد»، و افزود که آمریکا ۲۰ درصد هزینه بر همه محمولهها اعمال خواهد کرد. کارشناسان به من گفتند هیچ کشوری حاضر به پرداخت چنین چیزی نخواهد بود. همانطور که انتظار میرفت، ترامپ صبح دیروز عقبنشینی کرد و گفت که آمریکا هزینهها را از طریق سرمایهگذاری کشورهای خلیج فارس جبران خواهد کرد، نه از طریق عوارض.
بند بدتنظیم پنجم همچنین میگوید که عمان و ایران، دو کشوری که در دو سوی تنگه قرار دارند، برای «تعریف آینده اداره و خدمات دریایی» با یکدیگر همکاری خواهند کرد. این ابهام بسیار مهمتر از آن چیزی از آب درآمده که مذاکرهکنندگان آمریکایی انتظار داشتند. تهران و مسقط تأیید کردهاند که درباره مدیریت مشترک کشتیرانی تجاری از طریق تنگه در آینده در حال گفتوگو هستند و افزودهاند که خدمات ارائهشده به کشتیهای عبوری هزینههای مربوطه را در بر خواهد داشت. آشکار است که ایران و عمان و، دستکم موقتاً، ترامپ با روبیو موافق نیستند.
پاسخ به پرسش مرکزی این مناقشه، یعنی اینکه چه کسی قواعد کشتیرانی تجاری در تنگه را تعیین خواهد کرد، همچنان نامعلوم است. با این حال، شاید این موضوع مرگبار نباشد. مایکل سینگ، مدیر اجرایی مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک، به من گفت: «هر دو طرف به شیوه خود میخواهند تردد از سر گرفته شود. هیچیک از دو طرف نه خواهان جنگ گستردهاند و نه حتی راهبردی برای آن دارند. بنابراین، این واقعاً درباره جنگ و گفتوگو برای عبور از این مرحله است؛ اینکه چه کسی میتواند تنگه را کنترل کند، به نفع چه کسی، چه کسی سود خواهد برد و از این دست مسائل.»
بزرگترین مشوقی که آمریکا برای کشاندن ایران پای میز مذاکره روی میز گذاشت، بستهای از امتیازات برای کمک به ترمیم اقتصاد ویرانشده تهران بود. بخشهای مختلف این کمک در بندهای گوناگون توافق آمدهاند و هدف نهایی، حذف همه تحریمهای آمریکا است. اما این مفاد همین حالا هم تحت فشار شدید قرار گرفتهاند.
وزارت خزانهداری، مطابق بند ۱۰ که خواستار آن بود، معافیتهایی را برای تحریمهای بخش نفت ایران صادر کرد؛ نخستین امتیاز اقتصادی ملموس به ایران. اما پس از حملات به کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز، این وزارتخانه آن معافیتها را لغو کرد. به شرکتها تا ۱۷ ژوئیه فرصت داده شد تا معاملات موجود را جمعبندی کنند، پیش از آنکه تحریمهای آمریکا دوباره به اجرا درآیند.
این عقبنشینی فقط به این دلیل مهم نبود که معافیتها از بین رفتند، بلکه به این دلیل هم اهمیت داشت که قرار بود نشان دهد دیپلماسی میتواند برای رژیم، پاداش اقتصادی فوری به همراه داشته باشد. در عوض، فوریترین relief توافق به یکی از کوتاهعمرترین بندهای آن تبدیل شد.
شنیدن: جنگی که ترامپ نمیتواند کنترل کند
لغو کامل تحریمها، که در بند هفت پیشبینی شده بود، قرار بود ایران را ترغیب کند از برنامه هستهای خود دست بکشد و اورانیوم غنیشدهاش را کنار بگذارد، همانطور که در بند هشت آمده است، هرچند جزئیات به مذاکرات طولانیتر موکول شده بود. وقتی متن یادداشت تفاهم برای خبرنگاران خوانده شد، مقام آمریکایی گفت: «ما میگوییم کاهش تحریمها و مسائل هستهای به هم مرتبط هستند، و به میزانی که شما در مسائل هستهای عمل کنید، کاهش تحریمها را دریافت خواهید کرد.» قرار بود این دو همزمان رخ دهند. اما با توجه به اینکه گام مقدماتیِ صدور معافیتها از پیش لغو شده است، هر پیشرفت بعدی هم نامطمئن مانده است.
ترامپ «همیشه روشن گفته است که اگر ایران شلیک کند، ما هم شلیک خواهیم کرد.» آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، به من گفت. «ایران میخواهد به توافق برسد، اما باید جدی شود یا خطر پیامدها را بپذیرد.» او این یادداشت تفاهم را «مبتنی بر عملکرد» توصیف کرد.
حتی یک وعده جداگانه برای حفظ وضع موجود نیز به چالش کشیده شده است. بند نه میگوید ایران برنامه هستهای خود را حفظ کند و آمریکا از اعمال تحریمهای جدید خودداری کند تا زمانی که به توافقهای بعدی برسند. اما در ۱۰ ژوئیه، آمریکا اعلام کرد «اقدامی برای قطع شریانهای مالیای که نخبگان حاکم ایران را سرپا نگه میدارند» انجام داده و تحریمهای تازهای وضع کرده است.
این یادداشت تفاهم همچنین آمریکا و شرکای منطقهایاش را متعهد میکند که ظرف ۶۰ روز طرحی برای ایران به ارزش دستکم ۳۰۰ میلیارد دلار تدوین کنند. این یکی از جسورانهترین پیشنهادهای توافق است. اما برای بسیاری از کسانی که قرار بود پول را تأمین کنند، این خبر تازهای بود. وقتی متن بند شش منتشر شد، پیامهایی از مقامهای ارشد منطقهای دریافت کردم که برای نخستین بار از سهم ادعایی دولتهای خودشان میشنیدند. آنها میپرسیدند دقیقاً چه چیزی وعده داده شده است.
مقامهای آمریکایی اصرار دارند که افکار عمومی و رسانهها این بند را بهاشتباه فهمیدهاند. بهگفته آنها، آمریکا تصور نمیکند دولتهای خلیج فارس صدها میلیارد دلار را به خزانه دولت ایران واریز کنند. هدف در واقع ایجاد چارچوبی است که سرمایهگذاری خارجی بلندمدت در ایرانِ پس از تحریم را تشویق کند، بهویژه در بخشهایی مانند انرژی و زیرساخت. چه این طرح دوام بیاورد یا نه، دستکم با یک مشکل بزرگ روبهروست: ایران طی چند هفته گذشته به برخی از همان کشورهایی حمله کرده که اکنون از آنها خواسته میشود به بازسازیاش کمک کنند.
با وجود آنکه یادداشت تفاهم مملو از نقضها، ابهامها و آرزوهای دشوار برای تحقق است، یک بند تاکنون مقاوم مانده است. بند سه میگوید هر دو طرف به مدت ۶۰ روز گفتوگو خواهند کرد. این دوره در صورت توافق دو طرف میتواند تمدید شود. بنابراین، در غیاب یک پیشرفت بزرگ، رئیسجمهوری که با جنگهای بیپایان مخالفت میکرد، شاید خود را در یک مذاکره بیپایان گرفتار کرده باشد، اگر تصمیم بگیرد که چنین چیزی را بخواهد.
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
حسین راغفر در گفتوگو با فراز مطرح کرد
- تازهها
- پربازدیدها
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
رییس کانون بازنشستگان به فراز: معوقات بازنشستگان هرچه سریعتر و یکجا پرداخت شود
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد