۱۵ شهريور ۱۴۰۵ ۱۸:۴۸
دوشنبه ۲۹ تير ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۸
کد خبر: ۱۱۴۳۴۸
پایان دادن به جنگ و پایدارسازی صلح نیازمند رویکردی جدید به امنیت منطقه‌ای است

چشم‌انداز ایرانی برای خاورمیانه جدید

چشم‌انداز ایرانی برای خاورمیانه جدید
محمدجواد ظریف، دیپلمات پیشین و استاد دانشگاه تهران، در مقاله‌ای تفصیلی برای نشریه «فورین افرز» به بررسی علل فروپاشی یادداشت تفاهم اخیر میان تهران و واشنگتن، پیامد‌های دور جدید درگیری‌های نظامی و ناکامی استراتژی «فشار و تحریم» پرداخته است. او با ارائه یک نقشه راه عملیاتی برای خاورمیانه، تاکید می‌کند که هیچ قدرت خارجی نمی‌تواند جمهوری اسلامی را حذف کند و تنها راه دستیابی به ثبات پایدار، پایان دادن به مداخله قدرت‌های فرامنطقه‌ای، مهار رفتار‌های مخرب اسرائیل و ساخت یک «معماری امنیت بومی» بر پایه همکاری‌های اقتصادی و عدم تجاوز میان کشور‌های حاشیه خلیج فارس است.

ایالات متحده حملات خود به ایران را از سر گرفته است. یادداشت تفاهمی که ماه گذشته میان تهران و واشنگتن در سوئیس به دست آمد و هفته‌ها به مویی بند بود، سرانجام فروپاشید. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در تاریخ ۸ ژوئیه گفت: «فکر می‌کنم کار تمام شده است. من دیگر نمی‌خواهم با [ایران]معامله کنم.»

فروپاشی این یادداشت تفاهم غافلگیرکننده نیست. ایران و ایالات متحده تفسیر‌های متفاوتی از مفاد این توافق، به‌ویژه بخش‌های مربوط به تنگه هرمز داشتند. تهران بر این باور بود که طبق متن یادداشت تفاهم، متعهد شده است «با به‌کارگیری حداکثر تلاش خود، تمهیدات لازم را برای عبور امن شناور‌های تجاری بدون دریافت هزینه، فقط به مدت ۶۰ روز فراهم کند.» همچنین تصور می‌کرد که این کشور و عمان با همکاری سایر کشور‌های خلیج فارس، «مدیریت آینده و خدمات دریانوردی در تنگه هرمز» را تعریف خواهند کرد. با این حال، واشنگتن معتقد بود که ایران با عبور آزاد و بی‌قیدوشرط از تنگه موافقت کرده و ایالات متحده نیازی به احترام به تمهیدات ایجادی از سوی ایران ندارد. این توافق هرگز نمی‌توانست از چنین ناهماهنگی و ناهمخوانی جان سالم به در ببرد. تجدید رویارویی نظامی، بیش از آنکه مسئله «آیا» باشد، مسئله «چه زمان» بود.

با این حال، تداوم جنگ نه به نفع ایران است و نه به نفع ایالات متحده. اگرچه مردم و نیرو‌های مسلح ایران از کشور خود در برابر دو قدرت دارنده سلاح هسته‌ای دفاع کرده‌اند، اما همچنان این درگیری را جنگی تحمیلی می‌بینند؛ نبردی که هرگز مشتاق آغاز آن نبوده‌اند. واشنگتن نیز در این میان، حواس خود را از هدف اصلی ژئوپلیتیکش پرت می‌کند. برای بیش از یک دهه، دولت‌های متوالی در آمریکا هدف کلی کاهش بار طولانی‌مدت کشورشان در غرب آسیا را دنبال کرده‌اند تا بر منطقه هند-آرام تمرکز کنند؛ اقدامی که مقامات مختلف آن را «چرخش به سمت آسیا» نامیده‌اند. سیاست‌های گذشته واشنگتن در قبال ایران—از جمله توافق هسته‌ای ۲۰۱۵، پیمان‌های ابراهیم (که در آن چندین کشور عربی پس از مذاکرات با میانجی‌گری آمریکا روابط خود را با اسرائیل عادی‌سازی کردند تا بلوکی صلب علیه ایران ایجاد کنند و عملاً بخش زیادی از نقش منطقه‌ای ایالات متحده را به اسرائیل برپاسپارند)، حملات ژوئن ۲۰۲۵ به ایران و جنگی که در فوریه آغاز کرد—همگی ابزار‌هایی بودند که برای دستیابی به این هدف به کار گرفته شدند. اما همان‌طور که درگیری فعلی روشن می‌سازد، واشنگتن نمی‌تواند حکومت ایران را حذف کند. تنها دیپلماسی، یک توافق صلح جدید و یک چارچوب امنیتی جدید که توسط کشور‌های منطقه و برای کشور‌های منطقه ساخته شده باشد، به ایالات متحده اجازه می‌دهد تا توجه خود را به جای دیگری معطوف کند.

گفت‌وگوی صریح درباره تنگه

رویارویی‌های نظامی یک سال گذشته، کاری بیش از آزمودن توانمندی‌های ایران، اسرائیل و ایالات متحده انجام داد. این مواجهه‌ها مفروضات دیرینه درباره اجبار، بازدارندگی و آینده غرب آسیا را به چالش کشید. ایالات متحده و اسرائیل درگیری‌های اخیر با ایران را بر اساس این فرض آغاز کردند که فشار نظامی مستمر می‌تواند تهران را وادار به تسلیم کند یا باعث فروپاشی جمهوری اسلامی شود. در عوض، آنها خود را در یک باتلاق استراتژیک گرفتار دیدند. هیچ‌یک از اقدامات آنها، از جمله حملات بی‌سابقه به رهبری سیاسی و نظامی ایران و خسارات سنگین واردشده به infrastructure (زیرساخت‌های) کشور، تهران را مجبور به تغییر مسیر نکرد. تمامیت ارضی و سیستم سیاسی ایران پایدار ماند و تاب‌آوری ملت ایران و ظرفیت آن را برای دفاع از حاکمیت خود حتی در سخت‌ترین شرایط به اثبات رساند.

قدرت‌های خارجی باید این واقعیت را درک کرده و پیامد‌های آن را بفهمند. توانایی ایران در برابر فشار مستمر نظامی، استثنا کردن و کنار گذاشتن تهران از هرگونه معماری امنیتی منطقه‌ای در آینده را دشوارتر کرده است. این امر پیش و بیش از هر چیز، شامل نقش محوری ایران در حفاظت از عبور محموله‌های انرژی و کشتیرانی تجاری از تنگه هرمز می‌شود. تهران بار دیگر بیشتر دسترسی‌ها به تنگه را مسدود کرده است—امری که بسیاری از تحلیلگران غربی آن را به عنوان مدرکی تفسیر کرده‌اند مبنی بر اینکه ایران قدرتی متخاصم است که می‌خواهد دست به اجبار اقتصادی، برهم زدن بازار‌های جهانی نفت و محدود کردن آزادی دریانوردی بزند. اما ایران بازار‌های انرژی را به یک دلیل استراتژیک بسیار خاص دچار اختلال کرده است: تا ایالات متحده و شرکایش را مجبور کند به کارزار خود برای نابودی ایران پایان دهند.

به عبارت دیگر، این جنگ، ایران را مجبور کرده است که اکنون به تنگه به عنوان یک مسئله حیاتی و موجودیتی برای امنیت خود بنگرد. قبل از آغاز خصومت‌های گسترده در پایان فوریه، ایران عموماً دریانوردی در این آبراه را بدون مداخله تحمل می‌کرد، حتی با وجود اینکه تحریم‌های آمریکا—با کمک شرکای واشنگتن—به این معنی بود که ایران نمی‌توانست به بسیاری از کالا‌های عبوری از تنگه دسترسی داشته باشد. تحریم‌های آمریکا عملاً تنگه هرمز را به روی تجارت ایران بست و در عین حال آن را برای تقریباً همه افراد دیگر باز گذاشت. حملات آمریکا و اسرائیل به آن رواداری و تحمل—هم در میان فرماندهان نظامی ایران و هم مهم‌تر از آن، در میان اکثریت قاطع جمعیت آن—پایان داد. امروز، هدف اصلی ایران در تنگه این است که اطمینان حاصل کند متخاصمان نمی‌توانند از این آبراه برای آماده‌سازی، تسهیل یا تداوم اعمال فشار علیه ایران، اعم از فشار‌های نظامی، سیاسی یا اقتصادی استفاده کنند. تفکیک قبلاً پذیرفته‌شده میان ترافیک تجاری و ترانزیت نظامی ماهیت مبهمی پیدا کرده است. در زمان صلح، حقوق بین‌الملل دریا‌ها انتظارات را شکل می‌دهد؛ اما در زمان جنگ، حتی قوانین بین‌المللی جنگ نیز بقای ملی را در اولویت قرار می‌دهند.

ایران اکنون با این باور فعالیت می‌کند که مسیر‌های دریایی اگر حمل‌ونقل سامانه‌های تسلیحاتی، قطعات هواپیما، دارایی‌های اطلاعاتی یا پشتیبانی لوجستیکی برای ایالات متحده و شرکای منطقه‌ای آن را تسهیل کنند، نمی‌توانند از نظر سیاسی بی‌طرف باشند. از آنجایی که تسلیحات و فناوری‌هایی که بعداً به خاک، زیرساخت‌ها و غیرنظامیان ایران اصابت کردند از تنگه هرمز عبور کرده بودند، سیاست‌گذاران ایرانی تا زمانی که جنگ ادامه دارد، تا زمانی که فشار اقتصادی علیه ایران تداوم دارد و تا زمانی که تلاش‌ها برای تضعیف حق ایران در حفاظت از منافعش در تنگه به طور فعال دنبال می‌شود، کاملاً محق هستند که جریان ترافیک را محدود کنند. برای تهران بسیار دشوار است که تشخیص دهد کدام کشتی‌ها حامل کالا‌های تجاری هستند و کدام‌یک موادی را حمل می‌کنند که حق حیات و موجودیت ایران را تهدید می‌کند. تحرکات دریایی در خلیج فارس باید بر اساس قواعد درگیری مسلحانه و نیت استراتژیک فهمیده شود، نه بر اساس قواعدی که بر زمان صلح حاکم است.

با این حال، برای تهران، اهرم فشار ناشی از تنگه شکننده است. اگر ایران مکرراً ترافیک دریایی را تهدید کند، می‌تواند بخش زیادی از جهان را علیه خود متحد سازد. انسداد مداوم همچنین ممکن است منجر به تسریع سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی در خطوط لوله، بنادر و کریدور‌های لوجستیکی زمینی شود که آبراه را به طور کامل دور می‌زنند. اگر بازار‌های جهانی با موفقیت مسیر‌های خود را از تنگه متنوع کنند، ایران دیگر قادر نخواهد بود از پتانسیل بستن آن به عنوان یک ابزار بازدارنده استفاده کند. بنابراین، تهران باید خویشتنداری نشان دهد، همان‌طور که سایر کشور‌ها باید از اقدامات اقتصادی، سیاسی و نظامی که به منافع ایران در تنگه لطمه می‌زند خودداری کنند. این اقدامات شامل اعمال تحریم‌هایی است که عملاً مانع بهره‌مندی ایران از آزادی دریانوردی می‌شود، ساختن ائتلاف دیپلماتیک علیه ایران، یا ارسال تجهیزات نظامی از طریق آب‌های تنگه که به امنیت ایران آسیب می‌زند. بهترین راه برای انجام این وظایف، ایجاد یک شبکه امنیت منطقه‌ای است که از طریق گفت‌و‌گو و همکاری، میان کشور‌های ساحلی خلیج فارس اعتمادسازی کند. این رویداد با از بین بردن دلیل وجودی (raison d'être) حضور نظامی و ماجراجویی قدرت‌های بیرونی، به ثبات‌زدایی آنها پایان خواهد داد. همان‌طور که در یادداشت تفاهم تصریح شده است، ایران و عمان «مدیریت آینده و خدمات دریانوردی در تنگه هرمز را در گفت‌و‌گو با سایر کشور‌های ساحلی خلیج فارس و در راستای حقوق بین‌الملل مربوطه و حقوق حاکمیتی کشور‌های ساحلی تنگه هرمز تعریف خواهند کرد.»

چانه‌زنی سخت

تنگه هرمز همچنان یک نقطه اشتعال حیاتی است، اما تنها منبع تنش میان تهران و واشنگتن نیست. برای متوقف کردن جنگ، ایران و ایالات متحده باید اختلافات گسترده‌تر خود را مدیریت کنند.

اهداف هر دو طرف باید متواضعانه و واقع‌بینانه باشد: تهران و واشنگتن نمی‌توانند دوست باشند. جنگ‌های اخیر، که در آن ایالات متحده و اسرائیل رهبر عالی‌قدر ایران، فرماندهان ارشد و دانش‌آموزان بی‌گناه را به قتل رساندند، زخم‌های تاریخی این کشور را عمیق‌تر کرده است. این شکایات و تظلم‌خواهی‌ها فراموش یا بخشیده نخواهند شد، اما نیازی نیست که به جنگ مداوم یا تشدید درگیری منجر شوند. کلید کار این خواهد بود که اطمینان حاصل شود تعاملات دیپلماتیک آینده، برخلاف تعاملات گذشته، اختلافات را به صورت واقع‌بینانه و عمل‌گرایانه مدیریت می‌کنند. مناقشات ایران و آمریکا گاهی حاصل اختلافات بنیادین هویتی است که نیازمند گفت‌وگوی شفاف‌کننده است. در مواقع دیگر، حاصل بدگمانی متقابل است که مانع از همکاری مشترک در زمینه منافع تاکتیکی می‌شود. گاهی نیز مسائل سیاستی قابل مذاکره‌ای هستند که برای سازش استراتژیک مناسب‌اند. برای حرکت به جلو، هر دو کشور باید میان ارزش‌های موجودیتی و اهداف مشترکِ معاملی تمایز قائل شوند و در عین حال دست به تلاش‌های بیهوده برای کسب اهرم‌های فشار بیشتر نزنند.

یک ترتیب امنیتی واقع‌بینانه میان ایران و آمریکا در نهایت نیازمند یک چارچوب عدم تجاوز متقابل است که از تبدیل مناقشات هویتی به خشونت جلوگیری کند. تهران و واشنگتن سپس می‌توانند در مورد چالش‌های مشترک خود، مانند باثبات‌سازی افغانستان، مقابله با قاچاق مواد مخدر و مدیریت مهاجرت هماهنگی کنند. ایالات متحده تمامیت ارضی ایران را به رسمیت می‌شناسد، برچسب‌های تروریستی را از ایران و نهاد‌های آن برمی‌دارد و تمام تحریم‌ها را به طور دائمی لغو می‌کند. واشنگتن همچنین متعهد می‌شود که به ایران برای بازسازی خرابی‌های ناشی از تجاوزاتش کمک کند، همان‌طور که در یادداشت تفاهم با وعده ایجاد یک صندوق سرمایه‌گذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری برای این کشور قول داده بود. در مقابل، ایران با تضمین‌های دائمی عدم اشاعه هسته‌ای—مانند تصویب پروتکل الحاقی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که به بازرسان آژانس دسترسی‌های اضافی به تاسیسات هسته‌ای کشور می‌دهد—موافقت خواهد کرد. ایران همچنین می‌تواند فتوی مرحوم آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر عالی‌قدر ایران علیه سلاح‌های هسته‌ای را به صورت قانونی تدوین و کدگذاری کند.

اگر ایالات متحده خواهان صلح است، باید به نقش اسرائیل نگاه کند. فراتر از آغاز اولین جنگ علیه ایران در ژوئن ۲۰۲۵ و متقاعد کردن ترامپ برای پیوستن به آغاز جنگ دوم، دولت‌های متوالی اسرائیل همواره با ابتکارات ایالات متحده که به دنبال کاهش تنش‌ها و باثبات‌سازی غرب آسیا بوده‌اند—از جمله توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ و یادداشت تفاهم اخیر—مخالفت کرده‌اند؛ بنابراین هرگونه تلاش برای جلوگیری از درگیری مجدد باید حساب این اخلال‌گر (کارشکن) را بکند، چرا که تمایل آن به ادامه جنگ—بدون توجه به هزینه‌ها—بر خلاف منافع ایالات متحده است. رفتار اسرائیل نه تنها مانع صلح با ایران می‌شود، بلکه کل غرب آسیا را بی‌ثبات می‌کند. اسرائیل از طریق گسترش شهرک‌های اشغالی، ژنوساید (نسل‌کشی) در غزه و ویرانی لبنان، بار‌ها نشان داده است که می‌خواهد در سراسر منطقه آشوب بکارد تا سلطه نظامی خود را حفظ کند.

مسئولیت رسیدگی به این منبع مداوم بی‌ثباتی بر عهده ایالات متحده و شرکای آن خواهد بود. هم ترامپ و هم جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در بند اول یادداشت تفاهم متعهد شدند که «تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند.» با این حال، در همان زمان، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، ماه گذشته هنگام بازدید از منطقه، کارزاری فعال را برای تضعیف این بند آغاز کرد؛ بخشی از آن از طریق تلاش‌های قلدرانه برای اجبار دولت لبنان به توافقی یک‌جانبه با اسرائیل بود، آن هم در حالی که اسرائیل به اشغال بخش‌هایی از لبنان ادامه می‌دهد. تناقضات دولت آمریکا و بی‌تفاوتی آن نسبت به مصائب روزمره مردم فلسطین باید پایان یابد. واشنگتن باید به جای آن، فشار واقعی بر اسرائیل وارد کند.

بدون حلقه‌های ضعیف

اسرائیل تنها بازیگری نیست که می‌تواند بر موفقیت یک توافق صلح میان تهران و واشنگتن تاثیر بگذارد. به ایران و همسایگان مستقیم آن در خلیج فارس اکیداً توصیه می‌شود طرحی تدوین کنند که به دهه‌ها تنش میان آنها—که با جنگ ایران و عراق در سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ آغاز شد و تا به امروز به زیان همه ادامه یافته است—پایان دهد. این به معنای آن است که غرب آسیا باید از مدل امنیتی متکی بر قدرت‌های خارجی فاصله بگیرد؛ رویکردی که پای نیرو‌های آمریکایی را به منطقه باز کرده و منجر به درگیری‌های مداوم شده است. برای سال‌ها، این رویکرد فاجعه‌بار بوده است، همان‌طور که حمله عراق به کویت پس از جنگ ایران و عراق در ابتدا نشان داد و خصومت‌های اخیر بیشتر آن را به تصویر کشید. تلاش برای برپاسپاری و برون‌سپاری امنیت به قدرت‌های جهانی نمی‌تواند امنیت واقعی ایجاد کند، چه رسد به ثباتی که برای توسعه اقتصادی پایدار مورد نیاز است.

کشور‌های غرب آسیا باید به جای آن، ادغام و همگرایی بهتری را میان خود آغاز کنند تا قدرت هر کشور، ثبات سایر کشور‌ها را تقویت کند. ایرانی‌ها پیش از این چند بلوک و پایه اصلی را برای ایجاد چنین نظمی پیشنهاد کرده‌اند. من به عنوان معاون رئیس‌جمهور در سال ۲۰۲۴، خواستار ایجاد یک گفت‌وگوی نهادینه‌شده میان کشور‌های منطقه بر پایه احترام متقابل، عدم مداخله و در نهایت، ترتیبات عدم تجاوز شدم. این طرح شامل اقدامات اعتمادساز، مانند برنامه‌های کمک‌های بشردوستانه در مناطق درگیری، ابتکارات مشترک ضد تروریسم و کارزار‌های رسانه‌ای همکارانه بود که زیست‌بوم مسالمت‌آمیز را ترویج می‌کنند. من همچنین یک شبکه هسته‌ای منطقه‌ای، شامل یک کنسرسیوم غنی‌سازی اختصاص‌یافته منحصراً به کاربرد‌های صلح‌آمیز دانش هسته‌ای را پیشنهاد کردم. اعضای آن تخصص منطقه‌ای را به اشتراک می‌گذارند، همکاری‌های علمی را ارتقا می‌دهند و از طریق ترتیبات راستی‌آزمایی تعاونی که اطمینان می‌دهد هیچ عضوی به دنبال سلاح هسته‌ای نیست، اعتماد را تقویت می‌کنند. چین و روسیه، همراه با ایالات متحده، می‌توانند به ایجاد چنین کنسرسیوم غنی‌سازی سوختی با ایران و همسایگان علاقه‌مند در خلیج فارس کمک کنند، که سپس باید به تنها مرکز غنی‌سازی سوخت برای غرب آسیا تبدیل شود.

برای اطمینان از اینکه موفقیت هر کشور به سایرین کمک می‌کند، دولت‌های غرب آسیا خواهان ایجاد یک زیست‌بوم اقتصادی منطقه‌ای یکپارچه خواهند بود. به عنوان مثال، آنها می‌توانند یک صندوق توسعه غرب آسیا تاسیس کنند که بازسازی پس از جنگ، خدمات بهداشتی، آموزش و زیرساخت‌های حیاتی را تامین مالی کند. اتصال منطقه‌ای یکپارچه—راه‌آهن‌های فراملی، خطوط لوله انرژی، زیرساخت‌های دیجیتال و مسیر‌های دریایی—می‌تواند حرکت سرمایه و کالا را تسهیل کند. سایر نهاد‌های مشترک می‌توانند به کشور‌های غرب آسیا کمک کنند تا با تهدیدات حیاتی مشترک، مانند تغییرات اقلیمی و کمبود آب مقابله کنند.

اگر این منطقه بتواند نهاد‌های معنی‌دار و مشترکی بسازد، می‌تواند توسعه بی‌سابقه‌ای را تجربه کند. این منطقه دارای منابع طبیعی فراوان، تمدن‌های ریشه‌دار و جمعیتی جوان و تحصیل‌کرده است. ایران به تنهایی وسعت سرزمینی پهناور، تخصص علمی پیشرفته و سرمایه انسانی در سطح جهانی را به همراه می‌آورد. کشور‌های عربی ظرفیت‌های مالی، سرمایه‌گذاری و مدیریتی بی‌نظیری را به همراه شبکه‌های تجاری جهانی ارائه می‌دهند. پاکستان و ترکیه نیز قابلیت‌های صنعتی قابل توجه و وزن ژئوپلیتیکی بالایی را اهدا می‌کنند.

با توجه به دهه‌ها بی‌اعتمادی و بدگمانی در این همسایگی، از جمله میان برخی از کشور‌های عربی و میان آن کشور‌ها و ایران، هیچ‌یک از این موارد آسان نخواهد بود. اما غرب آسیا نیازی ندارد که زندانی گذشته خشونت‌بار خود باقی بماند. جنگ‌های اخیر نه تنها هزینه‌های فاجعه‌بار رویارویی نظامی، بلکه محدودیت‌های آنچه را که اجبار می‌تواند به دست آورد، نشان داد. هم واشنگتن و هم کشور‌های عربی باید بپذیرند که ایران یک ویژگی دائمی در جغرافیای منطقه است و این همسایگی نمی‌تواند با حذف آن به ثبات دست یابد. در عین حال، ایران باید اعتماد به نفس تازه تاییدشده خود را با آمادگی برای دراز کردن دست دوستی به سوی همسایگانش و دنبال کردن امنیت از طریق همکاری و همچنین از طریق بازدارندگی جفت کند؛ و کل جهان باید درک کند که ثبات پایدار را نمی‌توان از بیرون به غرب آسیا وارد کرد یا با زور تحمیل نمود. این ثبات باید توسط خود مردم و دولت‌های منطقه ساخته شود.

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
تداوم فشار‌های اقتصادی آمریکا بر ایران و چالش‌های تهران در تنگه هرمز
زمستان امسال کمبود گاز ۶۰ درصدی داریم! | ناترازی بنزین تنها با افزایش قیمت حل نمی‌شود | ده سازمان دیگر مثل «سازمان بهینه‌سازی انرژی» ایجاد شود، مسئله بدتر می‌شود که بهتر نمی‌شود! | وزارت نیرو آدرس غلط می‌دهد | ۸۰ درصد چاه‌های گازی کشور، در نیمه دوم عمر خود هستند
شاخص محیط کسب‌وکار رکورد ۸ ساله را شکست | قم، بهترین استان برای کسب و کار
تصویب قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل برای تغییر نقشه‌های جهانی
جنگ نفتکش‌ها میان ایران و آمریکا: این منازعه طولانی به کجا می‌انجامد؟
سلاجقه: امیدواریم مجوز میدان نفتی سهراب برگردد؛ کارشناس محیط زیست پروژه هورالعظیم، صلاحیت و سواد لازم را ندارد
جنگ ایران احتمالاً شش ماه دیگر ادامه خواهد یافت
افزایش سرمایه ۲۲.۵ درصدی «ونوین» ثبت شد
شعب بانک تجارت تا پایان شهریورماه از ساعت ۰۷:۰۰ تا ۱۳:۰۰ به مشتریان خدمت‌رسانی می‌کنند
فراخوان نخستین رویداد هنری بانک دی
۵ ربع‌سکه بهار آزادی به برندگان قرعه‌کشی سان در الکامپ رسید
پشتوانه‌ای برای روزهای پیش‌بینی‌نشده
‌سایپا از مرز تولید روزانه ۶۰۰ خودروی کامل عبور کرد/ آغاز تولید عبور مستقیم هم‌زمان با تکمیل خودروهای ناقص
اتصال حساب‌های وکالتی بانک ملی ایران به «معاملات برخط برق» در بورس انرژی
اوپک‌پلاس سیاست تولید نفت خود را در نشست یکشنبه بدون تغییر نگه می‌دارد
سرنوشت صد‌ها نفر در منطقه مرزی نابودشده چین همچنان نامشخص است
پیام مدیرعامل بانک صادرات ایران به مناسبت هفتاد وپنجمین سالروز تأسیس بانک
مدیرعامل شفادارو مطرح کرد: رشد ۴۱ درصدی تولید و افزایش سهم بازار شفادارو در سال گذشته/ افزایش سهم بازار هلدینگ پس از ۱۴ سال روند کاهشی
جهان توسط قلدران و دیکتاتور‌ها به پرتگاه رانده می‌شود، اما راهی به سوی آینده‌ای روشن‌تر وجود دارد
اولین اقدام مالی بزرگ ترامپ برای انتخابات میان‌دوره‌ای: کمپین تبلیغاتی ۱۰ میلیون دلاری برای سنای تگزاس
نیرو‌های یمنی مدعی بازپس‌گیری منطقه استراتژیک در میان تشدید درگیری‌ها با حوثی‌ها شدند
تبادل آتش میان نیرو‌های آمریکایی و ایرانی در آب‌های اطراف ایران
لاف زنی نتانیاهو درباره بمباران قطر در آستانه انتخابات
انفجار تانک سوخت در غرب ایران دست‌کم ۱۰ کشته بر جای گذاشت
ورود مهاجران کوبایی و افغانستانی اخراج‌شده از آمریکا به گویان در چارچوب سیاست‌های ترامپ
«نبرد هرمز» روز پنجاه و هشتم | گزارش درحال به روز رسانی
رونمایی بانک دی و صندوق توسعه فناوری‌های نوین از سوپر اپلیکیشن «نُوینو» در نمایشگاه اینوتکس
تأمین مالی زنجیره تولید در بانک ملی ایران ۴۰درصد افزایش یافت
اقدام مسئولانه شما در حمایت از تامین دارو، شایسته سپاس است
تدوین پیش‌نویس قطعنامه اعضای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت
موزه بانک صادرات ایران افتتاح شد
«آیدین» سه میلیون مدل هوش مصنوعی را در دسترس گذاشت
ظهور ایرانی با اعتمادبه‌نفس بیشتر پس از شش ماه جنگ با آمریکا
ضیا نبوی: هم کشتند، هم تصویر نجات دهنده از خودشان ساختند
آمریکا می‌خواهد بن‌بست در تنگه هرمز را مدیریت کند؛ ایران می‌خواهد آن را بشکند
آمریکا موقعیت نفتی خود در ونزوئلا را برای جلوگیری از رقیق‌سازی سهام ساختاردهی کرد
اقدام مسئولانه شما در حمایت از تامین دارو، شایسته سپاس است
فروش اعتباری؛ راهكار فولاد مباركه برای رفع بحران نقدینگی قطعه‌سازان چگونه فولاد مبارکه زنجیره خودرو را سرپا نگه داشت؟
لاف زنی نتانیاهو درباره بمباران قطر در آستانه انتخابات
اقتصادنوین دست پر از الکامپ برگشت
ورود مهاجران کوبایی و افغانستانی اخراج‌شده از آمریکا به گویان در چارچوب سیاست‌های ترامپ
تبادل آتش میان نیرو‌های آمریکایی و ایرانی در آب‌های اطراف ایران
انفجار تانک سوخت در غرب ایران دست‌کم ۱۰ کشته بر جای گذاشت
پیشنهاد سردبیر
زندگی