۱۶ شهريور ۱۴۰۵ ۰۰:۱۰
سه‌شنبه ۳۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۸:۰۶
کد خبر: ۱۱۴۴۴۱

ترامپ برای پایان‌دادن به جنگ ایران باید خلاف مسیر تاریخ حرکت کند

ترامپ برای پایان‌دادن به جنگ ایران باید خلاف مسیر تاریخ حرکت کند
تحلیل فارن پالیسی نشان می‌دهد رؤسای‌جمهوری آمریکا به‌ندرت قادرند جنگ‌های فرسایشی و به بن‌بست‌رسیده‌ای را که خود آغاز کرده‌اند، پایان دهند. بر اساس این تحلیل، نگرانی دونالد ترامپ درباره اعتبار سیاسی، میراث ریاست‌جمهوری و هزینه‌های صرف‌شده، دستیابی به توافق نهایی با ایران را دشوار می‌کند؛ مگر آنکه او رویکردی عمل‌گرایانه در پیش بگیرد یا کنگره با افزایش فشار و نظارت، دولت را به بازگشت به مذاکرات وادار کند.

وقتی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در اواسط ژوئن با یادداشت تفاهم با ایران موافقت کرد، وعده داد برای دستیابی به توافقی نهایی میانجی‌گری کند که «صلح و امنیت را برای کل منطقه به ارمغان خواهد آورد». بااین‌حال، از آن زمان مذاکرات متوقف شده، جنگ از سر گرفته شده، تحریم‌های آمریکا دوباره اعمال شده و ناو‌های جنگی ایالات متحده بار دیگر ایران را محاصره کرده‌اند. به‌طور خلاصه، ما به همان جنگ به‌بن‌بست‌رسیده‌ای بازگشته‌ایم که تصور می‌کردیم یک ماه پیش از آن عبور کرده‌ایم.

همه این تحولات پرسش مهمی را مطرح می‌کند: آیا ترامپ می‌تواند صلحی را که وعده داده است، برقرار کند؟

اگر تاریخ راهنمای ما باشد، چنین اتفاقی بعید است. رؤسای‌جمهوری آمریکا تقریباً هیچ‌گاه نمی‌توانند جنگ‌های به‌بن‌بست‌رسیده‌ای را که خود آغاز کرده‌اند، پایان دهند. اگر ترامپ به جنبه عمل‌گرایانه‌تر شخصیت خود تکیه کند یا کنگره او را برای انجام این کار تحت فشار قرار دهد، می‌تواند بر این سابقه تاریخی غلبه کند. بااین‌حال، احتمال تحقق هر دو گزینه اندک است؛ به این معنا که صلح نهایی به‌احتمال بیشتری به دست جانشین ترامپ برقرار خواهد شد؛ فردی که در موقعیت مناسب‌تری برای اعتراف به شکست این جنگ و دادن امتیاز‌هایی قرار خواهد داشت که ترامپ باید برای رسیدن به توافق بدهد، اما احتمالاً چنین نخواهد کرد.

تاریخ به ما نشان می‌دهد هنگامی که رؤسای‌جمهوری کشور را وارد جنگ می‌کنند، احساس می‌کنند از نظر سیاسی، روانی یا اعتباری، منافعی منحصر‌به‌فرد در آن درگیری دارند. عواملی مانند تفکر مبتنی بر هزینه‌های ازدست‌رفته ــ «ما این‌همه سرمایه‌گذاری کرده‌ایم، پس باید نوعی دستاورد نشان دهیم» ــ و نگرانی درباره اعتبار ــ «عقب‌نشینی به وجهه ما در خارج از کشور آسیب خواهد زد» ــ جای ارزیابی منطقی هزینه‌ها و منافع را می‌گیرند و رؤسای‌جمهوری را وادار می‌کنند پیش از برقراری صلح، برای نجات نتیجه‌ای تلاش کنند که ظاهری شبیه به پیروزی داشته باشد.

این وضعیت، به‌ویژه هنگام رویارویی با دشمنی بسیار مصمم مانند ایران، معمولاً به این معناست که بن‌بست تا پایان دوره ریاست‌جمهوری ادامه پیدا می‌کند.

این الگو در تمام جنگ‌های به‌بن‌بست‌رسیده آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم تکرار شده است. پس از آنکه جنگ کره در تابستان ۱۹۵۱ به بن‌بست رسید، نگرانی هری ترومن، رئیس‌جمهوری وقت آمریکا، درباره ضرورت نمایش موضعی سخت‌گیرانه در برابر کمونیسم در داخل کشور، اعتبار ایالات متحده و هزینه‌های صرف‌شده، او را به پیگیری شروطی انعطاف‌ناپذیر در مذاکرات آتش‌بس سوق داد. او بدون دستیابی به توافق صلح کاخ سفید را ترک کرد.

پس از حمله «تِت» در سال ۱۹۶۸، نگرانی‌های لیندون جانسون، رئیس‌جمهوری وقت آمریکا، درباره جایگاه داخلی خود، هزینه‌های صرف‌شده و اعتبار ایالات متحده، او را نیز به اتخاذ موضعی سخت‌گیرانه در مذاکرات صلح سوق داد. او با گلایه گفت: «نمی‌توانم خارج شوم؛ با آنچه در اختیار دارم نیز نمی‌توانم کار را تمام کنم. پس باید چه غلطی بکنم؟»

پس از آنکه تشدید عملیات وعده‌داده‌شده باراک اوباما برای پایان‌دادن به جنگ افغانستان شکست خورد، او در سال ۲۰۱۵ خروج کامل نیرو‌ها را متوقف کرد. اوباما تا حدی نگران آن بود که به‌عنوان رئیس‌جمهوری شناخته شود که افغانستان را «از دست داد». او همچنین نگران تکرار آسیب سیاسی ناشی از خروج از عراق در سال ۲۰۱۱ بود؛ خروجی که به ظهور گروه دولت اسلامی کمک کرد.

ترامپ برای پایان‌دادن به جنگ ایران با چالش‌های مشابهی روبه‌رو است؛ جنگی که پس از بسته‌شدن تنگه هرمز به دست ایران در اوایل ماه مارس به بن‌بست رسید. مانند دیگر بن‌بست‌های نظامی آمریکا، هزینه‌های این جنگ به‌طور قابل‌توجهی بیشتر از منافع آن برای امنیت ایالات متحده است. این منافع با توجه به کاهش علایق آمریکا در خاورمیانه و ظهور چالش‌های مهم‌تر در مناطق دیگر، به‌ویژه آسیا، همچنان محدود باقی مانده‌اند.

مهم‌تر از همه اینکه ترامپ خواهان توافق هسته‌ای بهتری نسبت به توافقی است که اوباما با ایران به دست آورد. او بار‌ها آن توافق «وحشتناک و یک‌جانبه» را که «هرگز نباید منعقد می‌شد»، محکوم کرده است. ترامپ اکنون تحت فشار ناشی از هزینه‌های صرف‌شده قرار دارد تا ثابت کند تصمیمش برای کنارگذاشتن توافق هسته‌ای اوباما در سال ۲۰۱۸ و آغاز سیاست فشار حداکثری درست بوده است.

به‌طور کلی‌تر، ترامپ می‌خواهد خاورمیانه را به شیوه‌ای متحول کند که رؤسای‌جمهوری پیشین برای انجام آن تلاش کردند، اما شکست خوردند. ترامپ اخیراً درباره ایران گفت: «ببینید، در ۴۷ سال گذشته، هیچ رئیس‌جمهوری حاضر نبود کاری را که من انجام می‌دهم، انجام دهد.»

از زمان به‌بن‌بست‌رسیدن جنگ ایران، این نگرانی‌های اعتباری تأثیر زیادی بر مذاکرات گذاشته‌اند. مذاکرات مربوط به یادداشت تفاهم هفته‌ها طول کشید؛ تا حدی به این دلیل که ترامپ ــ که با بسته‌شدن تنگه هرمز بخش قابل‌توجهی از اهرم فشار خود را از دست داده بود ــ نمی‌توانست با توافقی کنار بیاید که او را در موقعیت نامناسبی نشان می‌داد.

ترامپ بار‌ها به مشاورانش گفت به چیزی نیاز دارد که مانند یک «پیروزی» به نظر برسد؛ مانند گسترش پیمان ابراهیم یا تعهد ایران به کنارگذاشتن اورانیوم با غنای بالا. دو هفته پیش از امضای یادداشت تفاهم، او پیش‌نویس نهایی را که مذاکره‌کنندگان تهیه کرده و ایرانی‌ها پذیرفته بودند، رد کرد؛ زیرا به گفته او، این پیش‌نویس به «پالت‌های پول نقد» در توافق هسته‌ای اوباما شباهت داشت.

نگرانی‌های اعتباری ترامپ در این مرحله حتی اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند.

برای آغاز باید گفت برخلاف یادداشت تفاهم ــ که ماهیتی شبیه آتش‌بس داشت و بیشتر به تعیین دستور کار مربوط می‌شد ــ دو طرف اکنون می‌کوشند درباره موضوعات مشخصی به توافق برسند که ارتباط ویژه و نزدیکی با نگرانی‌های اعتباری ترامپ دارند. در شرایطی که میراث سیاسی او در معرض خطر قرار گرفته، ترامپ تمایل کمتری به انعطاف در این مذاکرات نشان می‌دهد. او نمی‌تواند شروط یک توافق نهایی را به همان آسانی یادداشت تفاهمِ کم‌جزئیات‌تر به شکلی مطلوب جلوه دهد. این وضعیت او را به سمت همان مطالبات حداکثری پیش از جنگ سوق می‌دهد؛ موضوعی که از زمان آغاز مذاکرات نشانه‌هایی از آن مشاهده شده است.

کاهش فشار‌های اقتصادی در آمریکا پس از امضای یادداشت تفاهم ــ که در صورت ادامه درگیری‌های جدید ممکن است دوباره افزایش یابد ــ نیز کمکی به دستیابی به توافق نکرده است. با کاهش قیمت سوخت پس از اجرایی‌شدن یادداشت تفاهم، ترامپ نسبت به زمان مذاکرات مربوط به این تفاهم، فشار کمتری برای دستیابی به توافق نهایی احساس کرده است. این وضعیت به عوامل اعتباری اجازه داده است، به‌اصطلاح، نقش بیشتری در تصمیم‌گیری او ایفا کنند.

در واقع، این مسئله تاکنون دست‌کم در یک مورد مستقیماً مذاکرات را به شکست کشانده است.

وقتی شروط یادداشت تفاهم در ۱۷ ژوئن منتشر شد، ترامپ با انتقاد‌های فراوانی از سوی مخالفانی روبه‌رو شد که ادعا می‌کردند این تفاهم ــ و در نتیجه خود ترامپ ــ ضعیف است و امتیاز‌های بیش‌ازحدی به ایران می‌دهد. مقایسه او با اوباما، به‌طور ویژه ترامپ را خشمگین کرده است.

ترامپ برای مقابله با این برداشت، نخستین دور مذاکرات مهم و پرمخاطب را با انتشار بیانیه‌ای تند برهم زد؛ بیانیه‌ای که در آن گفت «پدر ایران را درمی‌آورد» و این کشور را تصرف خواهد کرد. ایرانی‌ها مذاکرات را ترک کردند، گفت‌و‌گو‌ها از آن زمان به هیچ نتیجه‌ای نرسیده‌اند و بازگشت اخیر ترامپ به جنگ، نمونه کلاسیک دیگری از رئیس‌جمهوری آغازکننده یک جنگ به نظر می‌رسد که در میانه شکستی شرم‌آور، با استیصال می‌کوشد آبروی خود را حفظ کند.

البته جنگ‌های به‌بن‌بست‌رسیده برای همیشه ادامه پیدا نمی‌کنند، اما معمولاً جانشین رئیس‌جمهوری آغازکننده جنگ است که راه‌حلی برای پایان آن پیدا می‌کند.

چرا؟ زیرا جانشینان معمولاً از محدودیت‌هایی که پیشینیانشان با آن روبه‌رو بودند، آزادترند. آنها جنگ را آغاز نکرده‌اند؛ بنابراین تعهد کمتری برای ادامه آن احساس می‌کنند، فضای بیشتری برای اعتراف به شکست دارند و می‌توانند شروط مذاکرات را برای دستیابی به توافق، آسان‌تر تغییر دهند. ترامپ و جو بایدن، رئیس‌جمهوری پیشین آمریکا، هر دو با وعده پایان‌دادن به جنگ نامحبوب افغانستان کارزار انتخاباتی خود را پیش بردند و پس از ورود به کاخ سفید نیز وعده‌هایشان را عملی کردند.

با توجه به اینکه ترامپ احتمالاً نامتعارف‌ترین رئیس‌جمهوری تاریخ آمریکا است، می‌تواند الگوی پیشینیان خود را بشکند. برای نمونه، او سال گذشته هنگام پایان‌دادن به جنگ هوایی بی‌حاصل علیه حوثی‌ها، نگرانی‌های مربوط به اعتبار و ضعیف به نظر رسیدن را کنار گذاشت. او همچنین از اعزام نیرو‌های زمینی آمریکا به جنگ ایران خودداری کرده است. ترامپ در هر دو مورد، به‌درستی بر هزینه‌ها و منافع مرتبط با امنیت ملی آمریکا تمرکز کرد.

بااین‌حال، درباره ایران همچنان احتمال غلبه تاریخ بیشتر است. به نظر می‌رسد ترامپ در مقایسه با جنگ علیه حوثی‌ها، از نظر شخصی سرمایه‌گذاری بسیار بیشتری روی دستیابی به پیروزی در این جنگ کرده است. افزون بر این، ضعف فرایند تصمیم‌گیری امنیت ملی او به این معناست که عوامل بازدارنده و نظارت‌کننده اندکی بر تصمیم‌هایش وجود دارند. به نظر می‌رسد ترامپ علاقه‌ای به دیدگاه‌های تازه ندارد؛ حتی اگر چنین دیدگاه‌هایی در میان اعضای تیمش وجود داشته باشد.

اگرچه این گزینه نیز با مشکلاتی همراه است، بهترین امید برای تنش‌زدایی و صلح در کوتاه‌مدت احتمالاً به فشار بیرونی کنگره بستگی دارد. کنگره باید کار را با به چالش کشیدن ادعای جدید ترامپ درباره برخورداری از ۶۰ روز دیگر اختیار نامحدود برای جنگ، بر اساس قطعنامه اختیارات جنگی، آغاز کند.

کنگره احتمالاً جنگ را به‌طور کامل متوقف نخواهد کرد؛ اتفاقی که تاکنون هرگز بر اساس این قطعنامه رخ نداده است. بااین‌حال، کنگره می‌تواند از طریق برگزاری جلسات استماع، محدودکردن منابع مالی و تعیین شروط برای تأمین مالی آینده، نظارت بیشتری اعمال کند. این اقدامات می‌تواند به فروکش‌کردن تب جنگ در داخل دولت کمک کند، ترامپ را به مذاکرات صلح بازگرداند و اقدامات نظامی تنش‌زا را محدود کند.

این نوع مداخله قانون‌گذاران، حتی در شرایطی که کنگره همچنان بودجه جنگ را تصویب می‌کرد، در نهایت به تحمیل صلح در ویتنام کمک کرد و افزایش نیرو‌های آمریکایی در عراق در سال ۲۰۰۷ را محدود ساخت. این مداخله همچنین در دهه ۱۹۸۰ با تبدیل سیاست‌گذاری به فرایندی «مانند راه‌رفتن در یک باتلاق» از تشدید درگیری در السالوادور جلوگیری کرد؛ تعبیری که جورج شولتز، وزیر خارجه پیشین آمریکا، به کار برد.

بااین‌حال، نباید درباره این وضعیت دچار توهم شد. ترامپ به‌آسانی از جنگ دست نخواهد کشید و از نظر تاریخی، کشمکش میان قوه مجریه و قوه مقننه بر سر اختیارات جنگی، فضایی برای ادامه‌دارشدن درگیری‌ها فراهم کرده است. کنگره در سال ۱۹۶۶ نظارت و فشار برای پایان‌دادن به جنگ ویتنام را افزایش داد، اما توافق صلح تا سال ۱۹۷۳ حاصل نشد.

بنابراین، به احتمال زیاد ترامپ بدون دستیابی به توافق صلح کاخ سفید را ترک خواهد کرد و جانشین او ناچار خواهد بود آشفتگی ایجادشده درباره ایران را سامان دهد.

هر فردی که جانشین ترامپ شود، باید امیدوار بود نامحبوب‌بودن جنگ و فشار کنگره، عمل‌گرایی لازم را برای انجام دو کاری ایجاد کند که ترامپ حاضر به انجام آنها نیست: اعتراف به شکست و انعطاف در شروط برای دستیابی به توافقی که به‌طور دائمی به درگیری پایان دهد.

ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهوری پیشین آمریکا، برای پایان‌دادن به مداخله مستقیم ایالات متحده در جنگ ویتنام چنین عمل‌گرایی‌ای از خود نشان داد؛ همان‌گونه که ترامپ برای میانجی‌گری صلح در افغانستان چنین کرد.

درباره ایران، این نوع عمل‌گرایی احتمالاً به معنای پذیرش خطوط قرمز تهران برای غنی‌سازی اورانیوم و تضمین نوعی اختیار ایران بر تنگه هرمز خواهد بود؛ موضوعی که دلیل اصلی ازسرگیری اخیر درگیری از سوی تهران محسوب می‌شود.

با توجه به منافع محدود آمریکا در خاورمیانه، این امتیاز‌ها احتمالاً به اندازه‌ای که بسیاری مطرح می‌کنند، دردناک نخواهند بود؛ اما همچنان پذیرش آنها دشوار خواهد بود. این بهای ناگوار شکست در جنگی است که اساساً هرگز نباید آغاز می‌شد.

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
تداوم فشار‌های اقتصادی آمریکا بر ایران و چالش‌های تهران در تنگه هرمز
زمستان امسال کمبود گاز ۶۰ درصدی داریم! | ناترازی بنزین تنها با افزایش قیمت حل نمی‌شود | ده سازمان دیگر مثل «سازمان بهینه‌سازی انرژی» ایجاد شود، مسئله بدتر می‌شود که بهتر نمی‌شود! | وزارت نیرو آدرس غلط می‌دهد | ۸۰ درصد چاه‌های گازی کشور، در نیمه دوم عمر خود هستند
شاخص محیط کسب‌وکار رکورد ۸ ساله را شکست | قم، بهترین استان برای کسب و کار
تصویب قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل برای تغییر نقشه‌های جهانی
جنگ نفتکش‌ها میان ایران و آمریکا: این منازعه طولانی به کجا می‌انجامد؟
سلاجقه: امیدواریم مجوز میدان نفتی سهراب برگردد؛ کارشناس محیط زیست پروژه هورالعظیم، صلاحیت و سواد لازم را ندارد
جنگ ایران احتمالاً شش ماه دیگر ادامه خواهد یافت
افزایش سرمایه ۲۲.۵ درصدی «ونوین» ثبت شد
شعب بانک تجارت تا پایان شهریورماه از ساعت ۰۷:۰۰ تا ۱۳:۰۰ به مشتریان خدمت‌رسانی می‌کنند
فراخوان نخستین رویداد هنری بانک دی
۵ ربع‌سکه بهار آزادی به برندگان قرعه‌کشی سان در الکامپ رسید
پشتوانه‌ای برای روزهای پیش‌بینی‌نشده
‌سایپا از مرز تولید روزانه ۶۰۰ خودروی کامل عبور کرد/ آغاز تولید عبور مستقیم هم‌زمان با تکمیل خودروهای ناقص
اتصال حساب‌های وکالتی بانک ملی ایران به «معاملات برخط برق» در بورس انرژی
اوپک‌پلاس سیاست تولید نفت خود را در نشست یکشنبه بدون تغییر نگه می‌دارد
سرنوشت صد‌ها نفر در منطقه مرزی نابودشده چین همچنان نامشخص است
پیام مدیرعامل بانک صادرات ایران به مناسبت هفتاد وپنجمین سالروز تأسیس بانک
مدیرعامل شفادارو مطرح کرد: رشد ۴۱ درصدی تولید و افزایش سهم بازار شفادارو در سال گذشته/ افزایش سهم بازار هلدینگ پس از ۱۴ سال روند کاهشی
جهان توسط قلدران و دیکتاتور‌ها به پرتگاه رانده می‌شود، اما راهی به سوی آینده‌ای روشن‌تر وجود دارد
اولین اقدام مالی بزرگ ترامپ برای انتخابات میان‌دوره‌ای: کمپین تبلیغاتی ۱۰ میلیون دلاری برای سنای تگزاس
نیرو‌های یمنی مدعی بازپس‌گیری منطقه استراتژیک در میان تشدید درگیری‌ها با حوثی‌ها شدند
تبادل آتش میان نیرو‌های آمریکایی و ایرانی در آب‌های اطراف ایران
لاف زنی نتانیاهو درباره بمباران قطر در آستانه انتخابات
انفجار تانک سوخت در غرب ایران دست‌کم ۱۰ کشته بر جای گذاشت
ورود مهاجران کوبایی و افغانستانی اخراج‌شده از آمریکا به گویان در چارچوب سیاست‌های ترامپ
«نبرد هرمز» روز پنجاه و هشتم | گزارش درحال به روز رسانی
رونمایی بانک دی و صندوق توسعه فناوری‌های نوین از سوپر اپلیکیشن «نُوینو» در نمایشگاه اینوتکس
تأمین مالی زنجیره تولید در بانک ملی ایران ۴۰درصد افزایش یافت
اقدام مسئولانه شما در حمایت از تامین دارو، شایسته سپاس است
تدوین پیش‌نویس قطعنامه اعضای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت
موزه بانک صادرات ایران افتتاح شد
«آیدین» سه میلیون مدل هوش مصنوعی را در دسترس گذاشت
ظهور ایرانی با اعتمادبه‌نفس بیشتر پس از شش ماه جنگ با آمریکا
ضیا نبوی: هم کشتند، هم تصویر نجات دهنده از خودشان ساختند
آمریکا می‌خواهد بن‌بست در تنگه هرمز را مدیریت کند؛ ایران می‌خواهد آن را بشکند
آمریکا موقعیت نفتی خود در ونزوئلا را برای جلوگیری از رقیق‌سازی سهام ساختاردهی کرد
اقدام مسئولانه شما در حمایت از تامین دارو، شایسته سپاس است
لاف زنی نتانیاهو درباره بمباران قطر در آستانه انتخابات
فروش اعتباری؛ راهكار فولاد مباركه برای رفع بحران نقدینگی قطعه‌سازان چگونه فولاد مبارکه زنجیره خودرو را سرپا نگه داشت؟
اقتصادنوین دست پر از الکامپ برگشت
تبادل آتش میان نیرو‌های آمریکایی و ایرانی در آب‌های اطراف ایران
ورود مهاجران کوبایی و افغانستانی اخراج‌شده از آمریکا به گویان در چارچوب سیاست‌های ترامپ
انفجار تانک سوخت در غرب ایران دست‌کم ۱۰ کشته بر جای گذاشت
پیشنهاد سردبیر
زندگی