۱۵ شهريور ۱۴۰۵ ۱۷:۵۷
دوشنبه ۰۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۲
کد خبر: ۱۱۴۶۲۵

نتانیاهو چگونه آمریکا را از دست داد

نتانیاهو چگونه آمریکا را از دست داد
بنیامین نتانیاهو که دهه‌ها خود را متولی جایگاه اسرائیل در آمریکا می‌دانست، اکنون در نگاه نویسنده آتلانتیک به چهره‌ای تبدیل شده که با انتخاب‌های سیاسی، ائتلاف‌های حزبی و مدیریت جنگ غزه، حمایت سنتی و دوحزبی آمریکا از اسرائیل را به‌طور عمیق فرسوده است.

در سال ۱۹۸۲، بنیامین نتانیاهو مدیر بازاریابی یک تولیدکننده مبلمان مستقر در اورشلیم بود که سفیر اسرائیل در واشنگتن تشخیص داد این مرد ۳۲ ساله کالای اشتباهی را عرضه می‌کند. به‌جای فروش کمد به اسرائیلی‌ها، او باید اسرائیل را به آمریکایی‌ها می‌فروخت. سفیر، که چند سال پیش‌تر در یک کنفرانس با نتانیاهو آشنا شده بود، او را به‌عنوان معاون خود به واشنگتن آورد. تقریباً بلافاصله، نتانیاهو به چهره اسرائیل در تلویزیون آمریکا بدل شد؛ حضوری ثابت در برنامه‌هایی، چون *Nightline* و *Larry King Live*، جدلی، بلیغ، و مسلط به انگلیسیِ بی‌لهجه‌ای که در کودکی در حومه فیلادلفیا آموخته بود.

در چهار دهه بعد، در تقریباً هر سمتی که بر عهده داشت، حوزه مأموریت نتانیاهو هرگز تغییر نکرد: او نگهبان جایگاه اسرائیل در آمریکا بود؛ کاری که هرگز آن را واگذار نکرد، زیرا باور داشت هیچ‌کس بهتر از او آن را درک نمی‌کند؛ و این همان کاری است که نتانیاهو، به‌عنوان طولانی‌ترین نخست‌وزیر تاریخ اسرائیل، در آن به‌شکلی فاحش شکست خورده است.

کمی بیش از یک دهه پیش، حمایت از اسرائیل یکی از آخرین واکنش‌های غریزیِ دوحزبیِ باقی‌مانده در سیاست آمریکا بود. تندترین حرفی که بیشتر دموکرات‌های جریان اصلی درباره این کشور می‌زدند این بود که دولت نتانیاهو مانع توافق دوکشوری با فلسطینی‌ها می‌شود. اما در سال‌های پس از کشتار اسرائیلی‌ها به رهبری حماس در ۷ اکتبر و تهاجم بعدی اسرائیل به غزه، آن اجماع، که پیش‌تر هم در میان بدنه حزب دموکرات در حال تضعیف بود، فروپاشید. دو سال پیش، ۱۹ سناتور از فراکسیون دموکرات‌ها به منع فروش سلاح به اسرائیل رأی دادند؛ امسال در ماه آوریل، ۴۰ نفر از ۴۷ نفر چنین کردند، از جمله بیشتر چهره‌های مدعی نامزدی ریاست‌جمهوری در آن فراکسیون. اکنون شهردار شهری که بزرگ‌ترین جمعیت یهودی جهان را در خود دارد، یک ضدصهیونیستِ آشکار است که با وعده بازداشت نتانیاهو کارزار انتخاباتی‌اش را پیش برد؛ و یک فعال دانشگاه کلمبیا که در تجمع ۸ اکتبر ۲۰۲۳ برای جشن گرفتن حملات حماس شرکت کرده بود، تقریباً به‌طور قطع به کنگره بعدی راه خواهد یافت. سناتور‌های برجسته لیبرال، از جمله کریس مورفی از کنتیکت و کریس ون هولن از مریلند، انتقاد از اسرائیل را به بخش مرکزی پیام خود تبدیل کرده‌اند؛ و این فروپاشی، دوحزبی است. همین ماه، معاون رئیس‌جمهور، جی. دی. ونس — که شاید محتمل‌ترین نامزد جمهوری‌خواهان برای انتخابات ۲۰۲۸ باشد — به جو روگن، پادکستر، گفت جفری اپستین، سرمایه‌گذار و مجرم جنسی، «آشکارا با بالاترین سطوح اطلاعاتی اسرائیل ارتباط داشته است»؛ نظریه‌ای که هیچ مدرکی برای آن وجود ندارد. ونس اسرائیل را متهم کرد که علیه دیپلماسی خودش با ایران دسیسه‌چینی کرده است. یک دهه پیش، یک جمهوری‌خواه که چنین سخن می‌گفت از حزب بیرون انداخته می‌شد. اکنون او در صف رهبری آن حزب قرار دارد.

پدر نتانیاهو، بن‌صیون، از این چرخش شانه بالا می‌انداخت. او که تاریخ‌نگار تفتیش عقاید اسپانیا بود، پسرش را با این باور پرورش داد که تاریخ یهود «تاریخ هولوکاست‌ها» است؛ که یهودستیزی واقعیتی تغییرناپذیر در زیست یهودیان در دیاسپورا است و از زمانی وجود داشته که مسیحیت، دینِ دخترِ یهودیت، علیه مادر خود شورید؛ و این‌که یهودیان فقط پشت دیوار آهنین دولت خودشان می‌توانند امنیت بیابند. با این حال، جهانی که بنیامین نتانیاهو در دهه ۱۹۸۰ به ارث برد، ظاهراً نگاه تیره پدرش را نقض می‌کرد. اسرائیل با دشمنانی روبه‌رو بود که نابودی‌اش را می‌خواستند، اما ارکسترش در سالن‌های کنسرت اروپا می‌نواخت. دانشمندانش در دانشگاه‌های بزرگ تدریس می‌کردند. سیاستمداران آمریکایی برای اثبات وفاداری خود به آن رقابت می‌کردند. دیاسپورا با احساسی از امنیت زندگی می‌کرد که در تاریخ یهود بی‌سابقه بود.

دوران آغازین فعالیت سیاسی نتانیاهو نیز به‌نظر می‌رسید جبرگرایی پدرش را باطل می‌کند. تا سال ۱۹۸۴، او سفیر اسرائیل در سازمان ملل شده بود و حضور دائمی‌اش در رسانه‌ها این پیش‌فرض را مجسم می‌کرد که آمریکایی‌ها را می‌توان با استدلال اسرائیل قانع کرد، و این‌که حسن‌نیت را می‌توان از طریق مردی تلویزیونی با استدلال‌هایی دقیقاً تنظیم‌شده به دست آورد.

خصومتی که هم اسرائیل و هم دیاسپورای یهودی از ۷ اکتبر به بعد با آن روبه‌رو شده‌اند، می‌تواند به‌عنوان حقانیت بن‌صیون خوانده شود: یهودستیزی هرگز واقعاً از میان نرفته بود، فقط در کمون بود. اما نفرت ابدی به‌تنهایی نمی‌تواند شدت این چرخش ناگهانی را توضیح دهد. کاملاً منصفانه است اگر بپذیریم که یهودستیزی در استاندارد دوگانه‌ای که اسرائیل معمولاً با آن داوری می‌شود نقش دارد، اما آنچه باعث شده دموکرات‌های سابقاً حامی، اسرائیل را یک بار سیاسی ببینند، نفرت نیست. یهودستیزی دلیل اصلی این نیست که بسیاری از آمریکایی‌ها اکنون اسرائیل را نسبت به رنج فلسطینی‌ها بی‌اعتنا می‌دانند. انتخاب‌ها، لحن و اقدامات نتانیاهو این برداشت‌ها را تقویت کرد، و در هر نقطه‌ای که امکان مهار خسارت وجود داشت، او اوضاع را بدتر کرد.

نخست‌وزیران اسرائیل گاه‌وبیگاه با رؤسای‌جمهور آمریکا درگیر شده بودند. وقتی اسحاق رابین با عقب‌نشینی بیشتر از صحرای سینا مخالفت کرد، جرالد فورد «بازنگری» در کل رابطه را اعلام کرد؛ رونالد ریگان برخلاف مخالفت مناخیم بگین، سامانه‌های تسلیحاتی به سعودی‌ها فروخت؛ جورج اچ. دبلیو. بوش برای اعتراض به ساخت شهرک‌های یهودی در سرزمین‌های اشغالی از سوی اسحاق شامیر، تضمین‌های وام را متوقف کرد. هر نخست‌وزیر اسرائیلی به یک شکل پاسخ می‌داد: با بسیج حمایت اسرائیل در کنگره. وقتی فورد رابین را تهدید کرد، ۷۶ سناتور از هر دو حزب نامه‌ای را امضا کردند که بر ادامه حمایت آمریکا تأکید داشت. دعوا در حد اختلاف میان دولت‌ها باقی می‌ماند. نخست‌وزیران با دقت از آن پرهیز می‌کردند که اسرائیل را به موضوعی حزبی تبدیل کنند.

نتانیاهو با مجموعه‌ای متفاوت از غرایز وارد این منصب شد. سیاست او در سال‌های آمریکایی‌اش شکل گرفت و تا سال ۱۹۸۲ تابعیت دوگانه داشت. آنچه او در آمریکا جذب کرد، نوعی بیزاری از حزب دموکرات و از لیبرالیسمِ بیشتر یهودیان آمریکایی بود؛ یهودیانی که به باور او، عدالت اجتماعی را بالاتر از یهودیت خود قرار می‌دادند. آنها، به تعبیر او درباره رام امانوئل، «خودیهودستیز» بودند. به گفته زندگی‌نامه‌نویس او، انشل ففر، «نتانیاهو در اوایل دوران حرفه‌ای خود تلاش بیشتری می‌کرد این احساسات را پنهان کند و روی رابطه‌اش با لیبرال‌ها کار کند.»، اما هرچه مدت بیشتری حکومت کرد، کمتر آنها را پنهان کرد.

در ۳ مارس ۲۰۱۵، بنیامین نتانیاهو در برابر نشست مشترک کنگره ایستاد و هشدار داد که ابتکار دیپلماتیک شاخص باراک اوباما — توافق هسته‌ای با ایران — مسیر جمهوری اسلامی به‌سوی بمب را هموار خواهد کرد. رئیس جمهوری‌خواه مجلس نمایندگان، این حضور را با همکاری سفیر اسرائیل، که پیش از دیپلمات شدن از کهنه‌کاران سیاست حزب جمهوری‌خواه بود، و بدون اطلاع دادن به کاخ سفید ترتیب داده بود. هیچ رهبر خارجی‌ای پیش از آن هرگز توسط اپوزیسیون رئیس‌جمهور به کنگره آورده نشده بود تا علیه او استدلال کند.

هفت سال پیش از آن، باراک اوباما در جریان کارزار انتخاباتی‌اش برای ریاست‌جمهوری، آشکارا همدل با اسرائیل بود. او در گفت‌و‌گو با همین مجله، از «دلبستگی عمیق» خود به ایده عدالت اجتماعی که در جنبش صهیونیستی اولیه embodied شده بود سخن گفت؛ و افزود که یک دولت امن یهودی «در بنیاد خود ایده‌ای عادلانه» است. ففر یادآور شد که در آن پاییز، یهودیان بیشتری به اوباما رأی دادند تا آنکه در دوران رهبری نتانیاهو به حزب لیکود او رأی داده باشند. اوباما در مقام ریاست‌جمهوری، بزرگ‌ترین بسته کمک نظامی‌ای را که آمریکا تاکنون به هر کشوری داده بود، امضا کرد. با این حال، نتانیاهو تقریباً از همان آغاز، رئیس‌جمهور را مانند رقیبی تلقی کرد که باید دور زده شود؛ او در دفتر بیضی، در حالی که دوربین‌ها روشن بودند، درباره تاریخ یهود برای او سخنرانی کرد، و نخست‌وزیر بعداً همان تصاویر را در آگهی تبلیغاتی انتخاباتی خودش استفاده کرد. او به‌زحمت ترجیح خود به میت رامنی در سال ۲۰۱۲ را پنهان کرد. در میان نزدیک‌ترین حامیان نتانیاهو، تصویری خصمانه از اوباما شکل گرفت: چمبرلینی متأخر، ساده‌لوح، و مهربان‌تر با مسلمانان تا با یهودیان.

طعنه‌های او به اوباما بر بیگانگی چپ آمریکا افزود؛ جریانی که از قبل هم در حال فاصله گرفتن از اسرائیل بود. پس از فروپاشی روند صلح، دیگر چشم‌انداز قانع‌کننده‌ای برای همزیستی وجود نداشت. دولت‌های متوالی اسرائیل به توسعه شهرک‌ها در کرانه باختری ادامه دادند؛ و فعالان فلسطینی در دانشگاه‌ها، هوشمندانه در میان نیرو‌های چپ متحدانی پیدا کردند که پیش‌تر هرگز لحظه‌ای به این مناقشه نیندیشیده بودند. نتانیاهو قدرت زیادی برای متوقف کردن این روند داشت؛ صرفاً با احترام گذاشتن به رئیس‌جمهوری که نماد لیبرالیسم بود و با ابراز تمایل خود به راه‌حلی عادلانه و منصفانه برای بحران خاورمیانه، حتی اگر در خلوت باور داشت فلسطینی‌ها علاقه‌ای به مصالحه ندارند. اما او با حمله مستقیم به یک رئیس‌جمهور دموکرات و نزدیک شدن به مخالفان او، کشورش را به یک سوی شکاف حزبی در آمریکا هل داد.

سپس ترامپ از راه رسید؛ کسی که نتانیاهو او را «بزرگ‌ترین دوستی که اسرائیل تاکنون در کاخ سفید داشته» می‌دید. نتانیاهو در ترامپ فرصت اصلی خود را دید. ارادت چاپلوسانه او به رئیس‌جمهور، فراتر از تملقی بود که دیگر رهبران خارجی خود را ناچار به انجامش می‌دیدند. کارزار انتخاباتی او بیلبورد‌هایی از دست دادن این دو مرد را در سطح شهر نصب کرد. او نام یک شهرک را «ترامپ هایتس» گذاشت؛ متحدانش اعلام کردند که یک ایستگاه راه‌آهن جدید در نزدیکی دیوار غربی، مقدس‌ترین مکان یهودیت، نام ترامپ را بر خود خواهد داشت. ترامپ نیز این وفاداری را با تحویل تقریباً تمام فهرست خواسته‌های نتانیاهو جبران کرد: سفارت آمریکا را از تل‌آویو به اورشلیم منتقل کرد، توافق هسته‌ای اوباما با ایران را پاره کرد، و از فشار آوردن به نتانیاهو برای مذاکره با فلسطینی‌ها خودداری کرد.

وقتی نتانیاهو اسرائیل را به ترامپ گره زد، بسیاری از آمریکایی‌هایی که از اولی متنفر بودند، انزجار خود را به دومی هم منتقل کردند. اما رهبر اسرائیل تصور می‌کرد این اهمیتی ندارد. به‌گمان او، حزب دموکراتی که در سکولاریسم و ایدئولوژی مترقی غوطه‌ور است، در نهایت فارغ از هر چیز دیگری از اسرائیل متنفر خواهد شد. چهره‌های برجسته یهودی، چه در حزب دموکرات و چه در سازمان‌های ملی یهودی، به او هشدار دادند که هم سیاست آمریکا به‌طور کلی و هم دموکرات‌ها را به‌طور خاص بد می‌فهمد، اما هشدارهایشان نادیده گرفته شد.

در ازای حمایت رئیس‌جمهور، نتانیاهو تقریباً از همه توصیه‌های راهبردی دولت بایدن شانه خالی کرد. در ژوئن ۲۰۲۴، او ویدیویی به زبان انگلیسی منتشر کرد که ظاهراً مخاطب آمریکایی را هدف گرفته بود و در آن دولت را متهم کرد که تسلیحات آمریکایی را نگه داشته است. او شکایت کرد که بایدن مانع پیروزی او در جنگ می‌شود. این اتهام به‌شدت اغراق‌آمیز بود — دولت در نهایت فقط یک محموله از یک نوع بمب را متوقف کرد — و بایدن را شبیه یک آدم ساده‌لوح جلوه داد. در حالی که بایدن به‌خاطر نتانیاهو از چپ خود ضربه می‌خورد، نتانیاهو از جناح راست به او حمله می‌کرد.

جناح چپ حزب بایدن علیه او شورید و او را مسئول کشتار این جنگ دانست. در انتخابات مقدماتی ۲۰۲۴ میشیگان، جایی که رئیس‌جمهور مستقر با رقیب واقعی روبه‌رو نبود، بیش از ۱۰۰ هزار دموکرات به گزینه «متعهد نیستم» رأی دادند تا به رئیس‌جمهوری اعتراض کنند که او را مسئول رنج غزه می‌دانستند. آنچه به‌صورت شورش علیه بایدن آغاز شد، به شورش علیه حمایت تاریخی حزب دموکرات از اسرائیل تبدیل شد. فعالان چپ این حمایت را نشانه‌ای از پیرسالاری ناتوان حزب تصویر کردند. آیپک، گروه لابی‌گری‌ای که بیش از نیم‌قرن صرف کرده بود تا حمایت از اسرائیل را به واکنشی غریزی و دوحزبی بدل کند، به ضدقهرمانی تبدیل شد که بسیاری از دموکرات‌ها هویت خود را در مخالفت با آن تعریف می‌کردند.

اهمیت نمادین این سازمان، همزمان با تضعیف نفوذش، بزرگ‌تر شد. گوین نیوسام، کوری بوکر، روبن گایگو و ست مولتون — که هیچ‌کدام از ارکان سوسیالیست‌های دموکرات آمریکا نیستند — همگی تعهد دادند که پول آیپک را نپذیرند. دموکرات‌های میانه‌رو به این نتیجه رسیدند که ریسک کردن برای دفاع از اسرائیل هیچ سودی ندارد، و این فقط به‌خاطر خصومت رو‌به‌رشد در پایگاه حزب نبود. رفتار نتانیاهو با بایدن نشان داده بود که وفاداری هرگز متقابلاً جبران نخواهد شد. دموکرات‌هایی که برای ریاست‌جمهوری نامزد می‌شوند، این محاسبه تازه را جذب کرده‌اند و کوشیده‌اند از طریق رویارویی‌های پرسر‌و‌صدا با اسرائیل برای نامزدی‌های نوپای خود جلب توجه کنند. شکافی که گشوده شد، به‌دست همان مردی باز شد که به اسرائیلی‌ها اطمینان می‌داد هیچ‌کس آمریکایی‌ها را بهتر از او نمی‌فهمد.

اسرائیل به نام بقا علیه ایران و نیرو‌های نیابتی‌اش جنگید؛ آنها آشکارا نابودی تنها دولت با اکثریت یهودی جهان را هدف اعلام‌شده خود قرار داده‌اند. اما بقا، جبهه دومی هم دارد: افکار عمومی آمریکا. نتانیاهو با تهدید‌های نظامی به‌طور تهاجمی مقابله کرد —، اما در میدان نبردی که حرفه‌اش را ساخته بود، شکست خورد. او با متقاعد کردن آمریکایی‌ها درباره درستی آرمانش به قدرت رسیده بود، اما به شکلی حکومت کرد که انگار اقناع کردن بیهوده است، گویی پدرش از همان ابتدا حق داشت. او هرگز به‌نظر نرسید بفهمد که موفقیت‌های گذشته‌اش با باد موافق همراه بوده‌اند: جنگ سرد، جنگ‌های ضدتروریسم، و دهه‌هایی که آمریکا از پیش آماده همدلی با استدلال اسرائیل بود. وقتی فضای زمانه تغییر کرد، نتانیاهو استدلال خود را تعدیل نکرد. او به این نتیجه رسید که هیچ ذهنی برای تغییر دادن وجود ندارد: نفرت از دولت یهود تغییرناپذیر است. تحت رهبری او، دیپلماسی عمومی اسرائیل هر منتقد تازه‌ای را نه کسی که باید قانع یا اصلاح شود، بلکه یک یهودستیزِ رسواشده تلقی کرده است.

بی‌اعتنایی او به افکار عمومی جهان در انتخاب وزیران کابینه‌اش آشکار است. در سال ۱۹۸۸، اسرائیل حزب سیاسی مئیر کاهانا، خاخام متولد بروکلین که برنامه‌اش اخراج دسته‌جمعی اعراب بود، ممنوع کرد؛ در بسیاری از مواقعی که کاهانا برای سخنرانی در کنست برمی‌خاست، صحن علنی خالی می‌شد. وقتی نتانیاهو در سال ۲۰۲۲ دولت کنونی را تشکیل داد، یکی از شاگردان کاهانا، ایتامار بن‌گویر، را به‌عنوان وزیر امنیت ملی منصوب کرد. لحن بن‌گویر می‌توانست به‌راحتی به قلم تبلیغات‌چی‌های حماس نوشته شده باشد. سال گذشته، در حالی که گروه‌های امدادی و حتی برخی مفسران اسرائیلی درباره قحطی قریب‌الوقوع هشدار می‌دادند، او اعلام کرد «هیچ دلیلی وجود ندارد حتی یک گرم غذا یا هیچ کمکی وارد غزه شود» و از بمباران انبار‌های کمک حمایت کرد. بعدتر در همان سال، او از «مهاجرت داوطلبانه» ساکنان غزه دفاع کرد.

لاف‌زنی نژادپرستانه بن‌گویر اکنون به یکی از مستندات درخشان در پرونده‌ای تبدیل شده که نیت نسل‌کُشانه اسرائیل را مطرح می‌کند. با این حال، نتانیاهو هرگز او را به‌طور معنادار محکوم نکرد، چه برسد به برکناری‌اش. حزب بن‌گویر بخشی از ائتلاف حاکم است؛ بنابراین او برای در قدرت نگه داشتن نتانیاهو — و برای محافظت از نخست‌وزیر در برابر پیگرد قضایی بابت اتهام‌های فسادِ سال‌ها انباشته — ضروری است.

با این حال، نتانیاهو می‌توانست somehow به جهان نشان دهد که بن‌گویر فقط از جانب خودش سخن می‌گوید. او می‌توانست غزه را با غذا پر کند؛ سیاستی که تسلط حماس بر بازار کمک‌ها و سودجویی آن از کمیابی را تضعیف می‌کرد. در عوض، او آژانس اصلی امدادرسانی سازمان ملل را بیرون راند و تغذیه دو میلیون نفر را به نهادی آزمون‌نشده به نام «بنیاد بشردوستانه غزه» سپرد؛ عملیاتی چنان بدطراحی‌شده که مدیر خود آن پیش از آغاز کار استعفا داد و مراکز توزیع آن به‌طور دوره‌ای به صحنه آشوب و مرگ تبدیل شدند.

نتانیاهو هرگز طرحی جدی برای اداره غزه، یا بازسازی آن، یا کنار زدن حماس از قدرت ارائه نکرده است — نه در طول جنگ و نه اکنون. دولت بایدن از او خواست که سرزمین‌های تصرف‌شده را به تشکیلات خودگردان فلسطینیِ اصلاح‌شده، با پشتیبانی نیرو‌های حافظ صلح عرب، واگذار کند. نتانیاهو در پاسخ گفت تشکیلات خودگردان ضعیف، فاسد و در غزه نامحبوب است. همه این ایراد‌ها درست بودند، و هیچ‌کدام دلیل واقعی امتناع نتانیاهو نبودند. او مخالفت کرد، چون هر شکل واقع‌بینانه‌ای از خودگردانی فلسطینی می‌توانست احزاب راست‌افراطی‌تر ائتلافش را، که بازاسکان غزه را ترجیح می‌دادند، از خود براند؛ بنابراین اسرائیل بدون هیچ چشم‌اندازی از پایان احتمالی منازعه، به جنگ ادامه داد؛ و هرچه ویرانی بیشتر شد، نتانیاهو اجازه داد جهان خودش درباره مقاصد کشورش نتیجه‌گیری کند.

وقتی دولت ترامپ سرانجام آتش‌بس را میانجی‌گری کرد، نیرو‌های اسرائیلی همچنان در یک منطقه حائل در غزه باقی مانده بودند. نتانیاهو وعده پیروزی کامل داده بود، اما نتوانست حماس را کنار بزند. حتی در آن زمان نیز، فرصتی بی‌سابقه در تاریخ اسرائیل به او داده شد تا تصویر آسیب‌دیده کشورش را ترمیم کند. دولت ترامپ، همچون دولت بایدن پیش از آن، آماده بود به‌رسمیت‌شناسی اسرائیل از سوی عربستان سعودی را میانجی‌گری کند — کشوری که متولی مکه و مدینه است و می‌توانست مشروعیتی را اعطا کند که جهان اسلام نزدیک به هشت دهه از اسرائیل دریغ کرده بود. عادی‌سازی روابط می‌توانست دیگر کشور‌های مسلمان — اندونزی، قطر، مجموعه‌ای از دولت‌های آفریقایی — را هم برای برداشتن همان گام جسورتر کند. پس از آنکه اسرائیل چپ آمریکا را از خود بیگانه کرده بود، می‌توانست خود را در آغوش جهان اسلام بپیچد. اما نتانیاهو حاضر نشد آن یک چیز را که سعودی‌ها می‌خواستند فراهم کند: روندی برای ایجاد دولت فلسطینی. چنین وعده‌ای، هرچند مبهم، برای او هزینه حمایت در جناح راست و احتمالاً هزینه ائتلافش را داشت؛ بنابراین توافق با عربستان نادیده گرفته شد، هرچند دولت ترامپ اکنون می‌خواهد آن را احیا کند. کشوری که خود را رهبر جهان اسلام می‌دانست، ظاهراً آماده بود نظر رسمی‌اش را درباره یهودیان تغییر دهد، و نتانیاهو نپذیرفت.

حتی اگر پدر او درباره یهودستیزی به‌عنوان واقعیتی تزلزل‌ناپذیر در زیست یهودیان حق داشت، تشخیص این وضعیت نباید به معنای تسلیم شدن در برابر آن باشد. نتانیاهو چنان حکومت کرده که انگار هیچ کاری از دستش برنمی‌آید تا از تبدیل شدن کشورش به یک مطرود جلوگیری کند یا با نفرت رو‌به‌افزایش متوجه دیاسپورا مقابله کند. او هیچ‌چیز از الگوی ولودیمیر زلنسکی در اوکراین نیاموخت؛ کسی که دفترچه راهنمای چگونگی جلب همدردی بین‌المللی برای یک کشور مورد تهاجم را ارائه کرد. هر حرکت ممکنی که می‌توانست به‌طور باورپذیر پرونده اسرائیل را بهبود دهد — برکناری یک وزیر، ارائه طرحی برای غزه، یا نشان دادن آمادگی برای دولت فلسطینی — ائتلاف حاکم او را تهدید می‌کرد و او را در معرض خطر حقوقی قرار می‌داد. او همیشه خودش را انتخاب کرد.

متعصبان، در هر حال، بهانه‌ای برای نفرت از اسرائیل پیدا می‌کردند. افراط‌گرایی ضداسرائیلی در دانشگاه‌های آمریکا پیش از ۷ اکتبر هم شکوفا بود؛ و به همین دلیل بود که سلسله‌ای از اعتراض‌های مشکوکاً خوب‌سازمان‌یافته علیه اسرائیل، یک روز پس از بدترین پوگروم از زمان هولوکاست، فوران کرد. اما اسرائیل از این‌که در دوران نتانیاهو چه میزان از حمایت سیاسی آمریکا را قربانی کرده، پشیمان خواهد شد — و نه فقط در جناح چپ. مستقل‌های سیاسی اکنون بیش از اسرائیلی‌ها با فلسطینی‌ها همدلی می‌کنند؛ ۶۰ درصد بزرگسالان آمریکایی نگاه نامطلوبی به کشور نتانیاهو دارند؛ اکثریت جمهوری‌خواهان زیر ۴۵ سال با تمدید بسته کمک نظامی دوران اوباما مخالف‌اند؛ و حمایت در میان انجیلی‌های جوان، که زمانی دژ حامی اسرائیل در میان رأی‌دهندگان بودند، در حال سقوط آزاد است. میراث نتانیاهو، انزوای اسرائیل است. شاید این سرنوشت قابل پیشگیری نبود. شکست او در این بود که هرگز تلاشی برای پرهیز از آن نکرد.

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
تداوم فشار‌های اقتصادی آمریکا بر ایران و چالش‌های تهران در تنگه هرمز
زمستان امسال کمبود گاز ۶۰ درصدی داریم! | ناترازی بنزین تنها با افزایش قیمت حل نمی‌شود | ده سازمان دیگر مثل «سازمان بهینه‌سازی انرژی» ایجاد شود، مسئله بدتر می‌شود که بهتر نمی‌شود! | وزارت نیرو آدرس غلط می‌دهد | ۸۰ درصد چاه‌های گازی کشور، در نیمه دوم عمر خود هستند
شاخص محیط کسب‌وکار رکورد ۸ ساله را شکست | قم، بهترین استان برای کسب و کار
تصویب قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل برای تغییر نقشه‌های جهانی
جنگ نفتکش‌ها میان ایران و آمریکا: این منازعه طولانی به کجا می‌انجامد؟
سلاجقه: امیدواریم مجوز میدان نفتی سهراب برگردد؛ کارشناس محیط زیست پروژه هورالعظیم، صلاحیت و سواد لازم را ندارد
جنگ ایران احتمالاً شش ماه دیگر ادامه خواهد یافت
افزایش سرمایه ۲۲.۵ درصدی «ونوین» ثبت شد
شعب بانک تجارت تا پایان شهریورماه از ساعت ۰۷:۰۰ تا ۱۳:۰۰ به مشتریان خدمت‌رسانی می‌کنند
فراخوان نخستین رویداد هنری بانک دی
۵ ربع‌سکه بهار آزادی به برندگان قرعه‌کشی سان در الکامپ رسید
پشتوانه‌ای برای روزهای پیش‌بینی‌نشده
‌سایپا از مرز تولید روزانه ۶۰۰ خودروی کامل عبور کرد/ آغاز تولید عبور مستقیم هم‌زمان با تکمیل خودروهای ناقص
اتصال حساب‌های وکالتی بانک ملی ایران به «معاملات برخط برق» در بورس انرژی
اوپک‌پلاس سیاست تولید نفت خود را در نشست یکشنبه بدون تغییر نگه می‌دارد
سرنوشت صد‌ها نفر در منطقه مرزی نابودشده چین همچنان نامشخص است
پیام مدیرعامل بانک صادرات ایران به مناسبت هفتاد وپنجمین سالروز تأسیس بانک
مدیرعامل شفادارو مطرح کرد: رشد ۴۱ درصدی تولید و افزایش سهم بازار شفادارو در سال گذشته/ افزایش سهم بازار هلدینگ پس از ۱۴ سال روند کاهشی
جهان توسط قلدران و دیکتاتور‌ها به پرتگاه رانده می‌شود، اما راهی به سوی آینده‌ای روشن‌تر وجود دارد
اولین اقدام مالی بزرگ ترامپ برای انتخابات میان‌دوره‌ای: کمپین تبلیغاتی ۱۰ میلیون دلاری برای سنای تگزاس
نیرو‌های یمنی مدعی بازپس‌گیری منطقه استراتژیک در میان تشدید درگیری‌ها با حوثی‌ها شدند
تبادل آتش میان نیرو‌های آمریکایی و ایرانی در آب‌های اطراف ایران
لاف زنی نتانیاهو درباره بمباران قطر در آستانه انتخابات
انفجار تانک سوخت در غرب ایران دست‌کم ۱۰ کشته بر جای گذاشت
ورود مهاجران کوبایی و افغانستانی اخراج‌شده از آمریکا به گویان در چارچوب سیاست‌های ترامپ
«نبرد هرمز» روز پنجاه و هشتم | گزارش درحال به روز رسانی
رونمایی بانک دی و صندوق توسعه فناوری‌های نوین از سوپر اپلیکیشن «نُوینو» در نمایشگاه اینوتکس
تأمین مالی زنجیره تولید در بانک ملی ایران ۴۰درصد افزایش یافت
اقدام مسئولانه شما در حمایت از تامین دارو، شایسته سپاس است
تدوین پیش‌نویس قطعنامه اعضای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت
موزه بانک صادرات ایران افتتاح شد
«آیدین» سه میلیون مدل هوش مصنوعی را در دسترس گذاشت
ظهور ایرانی با اعتمادبه‌نفس بیشتر پس از شش ماه جنگ با آمریکا
ضیا نبوی: هم کشتند، هم تصویر نجات دهنده از خودشان ساختند
آمریکا می‌خواهد بن‌بست در تنگه هرمز را مدیریت کند؛ ایران می‌خواهد آن را بشکند
آمریکا موقعیت نفتی خود در ونزوئلا را برای جلوگیری از رقیق‌سازی سهام ساختاردهی کرد
اقدام مسئولانه شما در حمایت از تامین دارو، شایسته سپاس است
فروش اعتباری؛ راهكار فولاد مباركه برای رفع بحران نقدینگی قطعه‌سازان چگونه فولاد مبارکه زنجیره خودرو را سرپا نگه داشت؟
لاف زنی نتانیاهو درباره بمباران قطر در آستانه انتخابات
اقتصادنوین دست پر از الکامپ برگشت
ورود مهاجران کوبایی و افغانستانی اخراج‌شده از آمریکا به گویان در چارچوب سیاست‌های ترامپ
تبادل آتش میان نیرو‌های آمریکایی و ایرانی در آب‌های اطراف ایران
انفجار تانک سوخت در غرب ایران دست‌کم ۱۰ کشته بر جای گذاشت
پیشنهاد سردبیر
زندگی