۱۵ شهريور ۱۴۰۵ ۲۱:۲۳
سه‌شنبه ۰۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۴۳
کد خبر: ۱۱۴۶۷۶

توافق هسته‌ای ترامپ با عربستان، یک «سوء‌مدیریت دیپلماتیک» است

توافق هسته‌ای ترامپ با عربستان، یک «سوء‌مدیریت دیپلماتیک» است
دولت ترامپ با امضای توافق هسته‌ای جنجالی با عربستان سعودی که شامل حق غنی‌سازی اورانیوم در خاک این کشور است، دهه‌ها سیاست عدم اشاعه تسلیحات هسته‌ای ایالات متحده را زیر پا گذاشته و همزمان با افزودن شروط دیرهنگام، این توافق را به بن‌بست کشانده است.

اگر قرار بود از دانشکده «سوء‌مدیریت راهبردی و دیپلماتیک» مدرک فارغ‌التحصیلی اعطا کنند، دولت ترامپ قطعاً با رتبه‌ای عالی فارغ‌التحصیل می‌شد. تازه‌ترین اپیزود در این داستان تاسف‌بار، توافق برای تجهیز عربستان سعودی به رآکتور‌های هسته‌ای و دانش فنی ایالات متحده است که طبق گزارش‌ها، شامل حق غنی‌سازی اورانیوم در خاک عربستان در یک تأسیسات «جعبه سیاه» است که توسط ایالات متحده ساخته خواهد شد. بلافاصله پس از امضای این توافق در ۲۲ ژوئیه، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، شرط عادی‌سازی روابط سعودی با اسرائیل را به آن اضافه کرد؛ شرطی که اگر بر آن پافشاری کند، بی‌شک منجر به لغو توافق خواهد شد. هیچ توجیه تجاری، اقتصادی یا صلح‌آمیز هسته‌ای قانع‌کننده‌ای وجود ندارد که به عربستان سعودی اجازه دهد چرخه سوخت خود را، با یا بدون نظارت ایالات متحده، کنترل کند. این توافق و عقب‌نشینی متعاقب ترامپ، علاوه بر تضعیف دهه‌ها سیاست عدم اشاعه ایالات متحده، بازتاب‌دهنده فقدان نظارت بزرگسالانه و تصمیم‌گیری صحیح در دولت اوست که نمادی از رویکرد کلی آن به دیپلماسی به شمار می‌رود.

بدیهی است که تعامل دولت با ریاض بر سر این مسائل جای تعجب نداشت، زیرا بحث‌ها از چندین سال پیش، عمدتاً در چارچوب گسترش پیمان ابراهیم، در جریان بوده است. سعودی‌ها مدت‌هاست که علاقه خود را به دسترسی به فناوری و دانش هسته‌ای ایالات متحده برای یک برنامه غیرنظامی ابراز کرده‌اند. آنها همچنین خواستار یک معاهده دفاعی دوجانبه و دسترسی به پیشرفته‌ترین سیستم‌های تسلیحاتی ایالات متحده شده‌اند. اشتیاق ترامپ برای راضی کردن سعودی‌ها در حالی که امتیاز کمی در مقابل می‌خواست، فراتر از تلاش‌های پرزیدنت جو بایدن برای یافتن راهی جهت برآوردن تمایل سعودی‌ها به ظرفیت غنی‌سازی داخلی بود؛ و حتی از توافق هسته‌ای ۲۰۰۹ آمریکا و امارات که ابوظبی را از این امتیاز محروم کرده بود، پیشی گرفت. بایدن دست‌کم توافق سعودی را بخشی از بسته‌ای قرار داده بود که شامل عادی‌سازی با اسرائیل می‌شد، با این تصور که شاید از نگرانی‌های اسرائیل درباره غنی‌سازی بکاهد و پوششی برای عبور توافق از کنگره فراهم کند.

حتی پیش از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس علیه اسرائیل و جنگ متعاقب آن در غزه، جنبه عادی‌سازی این توافق پیچیده بود. سعودی‌ها خواستار پیشرفتی در مسئله فلسطین بودند، در حالی که دولت نتانیاهو در اسرائیل مقاومت می‌کرد؛ با این تشخیص که باید چیزی برای ارائه وجود داشته باشد، اما می‌خواست آن را به حداقل ممکن محدود کند. پس از ۷ اکتبر و تلفات ویرانگر حملات اسرائیل بر جمعیت غیرنظامی و زیرساخت‌ها در غزه، الزامات سعودی‌ها در قبال مسئله فلسطین به‌طور قابل توجهی افزایش یافت. دولت بایدن شعار «مسیری ملموس، زمان‌بندی‌شده و بازگشت‌ناپذیر به سوی یک کشور فلسطینی که در کنار اسرائیل در صلح و امنیت زندگی کند» را مطرح کرد. اما این موضوع پس از ۷ اکتبر نتوانست خواسته‌های سعودی را که نگرانی‌هایشان مربوط به تأثیر عادی‌سازی بر ثبات داخلی خودشان بود، برآورده کند.

بنابراین، در حالی که بازگشت دولت ترامپ به این موضوع از طریق تعامل با سعودی‌ها چندان غافلگیرکننده نبود، اما این موضوع که توافق امضا شده توسط کریستوفر رایت، وزیر انرژی آمریکا و عبدالعزیز بن سلمان، وزیر انرژی عربستان، طبق گزارش‌ها منحصراً بر مسئله هسته‌ای متمرکز شده و هیچ نامی از اسرائیل یا عادی‌سازی در آن نیامده، شوکه‌کننده بود. بدتر از آن، جزئیات نوظهور به توافقی ضعیف و بالقوه خطرناک اشاره دارد که به شکلی تأسف‌بار از توافق امضا شده با امارات متحده عربی در سال ۲۰۰۹ (موسوم به توافق ۱۲۳ بر اساس بخش ۱۲۳ قانون انرژی اتمی ۱۹۵۴) ضعیف‌تر است. توافق آمریکا و امارات، همکاری هسته‌ای را به اهداف غیرنظامی صلح‌آمیز محدود کرده بود، به‌طور مشخص غنی‌سازی و بازفرآوری اورانیوم را استثنا می‌کرد و شامل پایبندی به پادمان‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و سایر تعهدات مهم بین‌المللی عدم اشاعه بود. در آن زمان، مقامات آمریکایی آن توافق را مدلی برای سایر توافقات منطقه‌ای در مورد برنامه‌های هسته‌ای صلح‌آمیز نامیدند.

آنچه در مرحله بعد رخ داد هنوز روشن نیست، اما چیزی ترامپ را واداشت تا پس از امضای توافق، شرط عادی‌سازی را به آن اضافه کند؛ موضوعی که ظاهراً با ریاض در مورد آن بحث نشده بود. ترامپ در ۲۳ ژوئیه در پستی در «تروث سوشال» نوشت: «توافق هسته‌ای غیرنظامی (هیچ غنی‌سازی مواد صورت نخواهد گرفت!) که بین وزارت انرژی ایالات متحده و عربستان سعودی در حال انجام است و تنها به استفاده‌های غیرنظامی مربوط می‌شود، مشابه مواردی که ایران و امارات (و دیگران) پیش از این دارند، تأیید خواهد شد، اما کاملاً مشروط به پیوستن عربستان سعودی به پیمان بسیار محترم و موفق ابراهیم است.» ارجاع به پیمان ابراهیم نه تنها با توافق امضا شده در روز قبل ناسازگار بود، بلکه شامل یک بیانیه آشکارا نادرست بود که مدعی می‌شد سعودی‌ها نمی‌توانند در خاک خود غنی‌سازی کنند؛ در حالی که طبق گزارش‌ها، در متن توافق چنین محدودیتی تصریح نشده بود.

چندین توضیح احتمالی برای این شکست دیپلماتیک وجود دارد. همسو با کارنامه ضعیف تقریباً تمام مذاکراتی که فرستادگان ترامپ وارد آن شده‌اند، این احتمال وجود دارد که مذاکره‌کنندگان این توافق ساد‌ه‌لوحانه از اهمیت مسئله عادی‌سازی در چارچوب یک توافق هسته‌ای با سعودی‌ها آگاه نبوده‌اند یا آن را دست‌کم گرفته‌اند—یا صرفاً تصور کرده‌اند که عادی‌سازی سال‌های نوری با واقعیت فاصله دارد و امکان‌پذیر نیست. با توجه به اینکه این معامله راهی برای ترامپ جهت فعال کردن صنعت هسته‌ای ایالات متحده با چشم‌انداز سرمایه‌گذاری سعودی در آمریکا و/یا سرمایه‌گذاری سعودی در فعالیت‌های تجاری افراد نزدیک به دولت فراهم می‌کرد، احتمالاً این معامله چنان سودآور بوده که نمی‌شد از آن گذشت.

دلیل هر چه باشد، این یک آشفتگی با پیامد‌های قابل توجه است. اول، این توافق دهه‌ها سیاست مقابله با اشاعه ایالات متحده را تضعیف کرده و در واقع نابود می‌کند. به‌ویژه در زمانی که ایالات متحده برای متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران—به‌ویژه فعالیت‌های غنی‌سازی آن—در حال بمباران این کشور است، باز کردن این در به روی سعودی‌ها مرز میان اشتباه و جنایت است. در واقع، سعودی‌ها از پذیرش پروتکل الحاقی آژانس که بازرسی‌های سرزده را الزامی می‌کرد، سر باز زدند. دوم، غیرقابل درک است که چگونه مذاکره‌کنندگان توانسته‌اند تا این حد ضعیف و بدون هیچ ارجاع ظاهری به تاریخ عمل کنند. سوم، به نظر می‌رسد ترامپ نسبت به تأثیر افزودن یک‌جانبه شروط به توافقی که پیش‌تر امضا شده بر اعتبار خود و ایالات متحده بی‌توجه است؛ و چهارم، دنبال کردن و امضای این توافق از سوی دولت بدون هیچ رایزنی آشکار با اسرائیل و بدون در نظر گرفتن مسئله فلسطین، معادل پشت کردن به سیاست‌هایی است که حتی همین دولت تا به امروز از آنها پیروی کرده بود. اگر ایران برای ماشین تبلیغاتی خود به شواهد بیشتری نیاز داشت که نشان دهد نمی‌توان به قول ایالات متحده اعتماد کرد، این تغییر موضع ناگهانی آن را دو دستی تقدیمشان کرد.

از میان تمام شکست‌های دیپلماتیک که ویژگی دولت ترامپ است، خطرناک‌ترین آنها همین توافق هسته‌ای با عربستان است. رهبری کنونی در ریاض ممکن است امروز به عنوان یک متحد قابل اعتماد برای ایالات متحده دیده شود، اما هیچ تضمینی برای آینده وجود ندارد. ولیعهد محمد بن سلمان که می‌تواند برای دهه‌ها بر پادشاهی حکومت کند، یک سیاست خارجی ۳۶۰ درجه را دنبال می‌کند و به روسیه و چین نزدیک می‌ماند. به یاد بیاورید که این ایالات متحده بود که در سال ۱۹۵۷ برنامه «اتم برای صلح» را به ایران پیشنهاد داد که یک رآکتور تحقیقاتی هسته‌ای و اورانیوم با غنی‌سازی بالا و همچنین آموزش و تحصیلات را فراهم کرد. زمانی که جمهوری اسلامی در سال ۱۹۷۹ قدرت را به دست گرفت، زیرساخت‌های فراهم‌شده توسط آمریکا برای آن برنامه هسته‌ای آماده بود و یک مشکل امنیتی منطقه‌ای و جهانی ایجاد کرد که ما هنوز ۴۷ سال بعد با آن دست و پنجه نرم می‌کنیم. ترامپ با کشتن عملی توافق سعودی هنگام افزودن مولفه عادی‌سازی، ممکن است ناخواسته خدمت بزرگی به سیاست عدم اشاعه ایالات متحده کرده باشد.

متأسفانه و با کمال تأسف، هیچ‌کدام از اینها واقعاً غافلگیرکننده نیست، زیرا از الگویی از بی‌کفایتی دیپلماتیک و راهبردی پیروی می‌کند که به نشان تجاری سیاست خارجی ترامپ تبدیل شده است. مذاکره‌کنندگان آماتور و بدون آمادگی کافی برای مقابله با پیچیده‌ترین مسائل در دستور کار بین‌المللی اعزام شده‌اند. نتایج قابل پیش‌بینی بوده است. جنگ روسیه و اوکراین ادامه دارد و خود ترامپ میان حمایت از روسیه و خشم از اروپایی‌ها به دلیل آنچه عدم تلاش کافی برای کمک به اوکراین می‌خواند، در نوسان است.

برنامه ۲۰ ماده‌ای ترامپ برای غزه در نطفه خفه شده است. حماس هیچ قصدی برای خلع سلاح ندارد و اسرائیل نیز قصدی برای عقب‌نشینی از غزه ندارد. بیش از ۱۰۰۰ فلسطینی توسط اسرائیل از زمان اجرای به اصطلاح آتش‌بس در اکتبر گذشته کشته شده‌اند و حماس همچنان در غزه حکومت می‌کند، هرچند در منطقه‌ای که به تدریج کوچک‌تر می‌شود. اکنون روشن به نظر می‌رسد که برنامه ترامپ از ابتدا این بود که یک اقدام نمایشی انجام دهد—تا غزه را با برنامه‌ای که نیازمند دیپلماسی سخت در مراحل بسیار بود، اما بدون نیت انجام کار‌های دشوار، از روی میز خود بردارد.

یادداشت تفاهم اخیر با ایران نمونه دیگری از تفکر کوتاه‌مدت است که سندی به شدت ناقص تولید کرد که در میان بدترین‌ها در تاریخ دیپلماسی ایالات متحده جای می‌گیرد. این تفاهم‌نامه با عجله مذاکره شد، امتیازات آن به نفع ایران پیش‌خور شد و فاقد هرگونه اشاره‌ای به اهدافی بود که ظاهراً این جنگ برای آنها به راه افتاده بود. مذاکره‌کنندگان آمریکایی اساساً تمام الزامات کلیدی ایران را برآورده کردند و به هیچ‌یک از اهداف خود دست نیافتند. نه برنامه هسته‌ای ایران محدود شد و نه برنامه موشکی آن؛ و شاید از همه مهم‌تر، ایران به عنوان تعیین‌کننده ترتیبات کشتیرانی در تنگه هرمز منصوب شد، بدون آنکه اشاره‌ای به مخالفت ایالات متحده با دریافت عوارض یا هزینه‌ها توسط ایران پس از ۶۰ روز شود.

بسیار خوب می‌شد اگر کسی ظهور می‌کرد تا درجه‌ای از نظارت بزرگسالانه را بر دیپلماسی ترامپی اعمال کند. روشن است که نه کنگره وارد عمل خواهد شد و نه مارکو روبیو، وزیر امور خارجه. ما هر دو برای نیم دوجین از وزرای خارجه کار کرده‌ایم که اگر سیاست ایالات متحده در حال انحراف از مسیر اصلی بود، دست‌کم تلاش می‌کردند نظر رئیس‌جمهور را تغییر دهند. اما ما منتظر چنین معجزه‌ای نمی‌مانیم.

در واقع، امنیت ملی ایالات متحده بسیار مهم‌تر از آن است که همچنان در دستان آماتور‌های خودخواه باقی بماند که توسط رئیسی هدایت می‌شوند که فاقد پایه‌های راهبردی است و حس یا تجربه کمی در چگونگی حفاظت و پیشبرد منافع ملی ایالات متحده دارد. آمریکایی‌ها شایسته وضعیتی بهتر از این هستند.

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
تداوم فشار‌های اقتصادی آمریکا بر ایران و چالش‌های تهران در تنگه هرمز
زمستان امسال کمبود گاز ۶۰ درصدی داریم! | ناترازی بنزین تنها با افزایش قیمت حل نمی‌شود | ده سازمان دیگر مثل «سازمان بهینه‌سازی انرژی» ایجاد شود، مسئله بدتر می‌شود که بهتر نمی‌شود! | وزارت نیرو آدرس غلط می‌دهد | ۸۰ درصد چاه‌های گازی کشور، در نیمه دوم عمر خود هستند
شاخص محیط کسب‌وکار رکورد ۸ ساله را شکست | قم، بهترین استان برای کسب و کار
تصویب قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل برای تغییر نقشه‌های جهانی
جنگ نفتکش‌ها میان ایران و آمریکا: این منازعه طولانی به کجا می‌انجامد؟
سلاجقه: امیدواریم مجوز میدان نفتی سهراب برگردد؛ کارشناس محیط زیست پروژه هورالعظیم، صلاحیت و سواد لازم را ندارد
جنگ ایران احتمالاً شش ماه دیگر ادامه خواهد یافت
افزایش سرمایه ۲۲.۵ درصدی «ونوین» ثبت شد
شعب بانک تجارت تا پایان شهریورماه از ساعت ۰۷:۰۰ تا ۱۳:۰۰ به مشتریان خدمت‌رسانی می‌کنند
فراخوان نخستین رویداد هنری بانک دی
۵ ربع‌سکه بهار آزادی به برندگان قرعه‌کشی سان در الکامپ رسید
پشتوانه‌ای برای روزهای پیش‌بینی‌نشده
‌سایپا از مرز تولید روزانه ۶۰۰ خودروی کامل عبور کرد/ آغاز تولید عبور مستقیم هم‌زمان با تکمیل خودروهای ناقص
اتصال حساب‌های وکالتی بانک ملی ایران به «معاملات برخط برق» در بورس انرژی
اوپک‌پلاس سیاست تولید نفت خود را در نشست یکشنبه بدون تغییر نگه می‌دارد
سرنوشت صد‌ها نفر در منطقه مرزی نابودشده چین همچنان نامشخص است
پیام مدیرعامل بانک صادرات ایران به مناسبت هفتاد وپنجمین سالروز تأسیس بانک
مدیرعامل شفادارو مطرح کرد: رشد ۴۱ درصدی تولید و افزایش سهم بازار شفادارو در سال گذشته/ افزایش سهم بازار هلدینگ پس از ۱۴ سال روند کاهشی
جهان توسط قلدران و دیکتاتور‌ها به پرتگاه رانده می‌شود، اما راهی به سوی آینده‌ای روشن‌تر وجود دارد
اولین اقدام مالی بزرگ ترامپ برای انتخابات میان‌دوره‌ای: کمپین تبلیغاتی ۱۰ میلیون دلاری برای سنای تگزاس
نیرو‌های یمنی مدعی بازپس‌گیری منطقه استراتژیک در میان تشدید درگیری‌ها با حوثی‌ها شدند
تبادل آتش میان نیرو‌های آمریکایی و ایرانی در آب‌های اطراف ایران
لاف زنی نتانیاهو درباره بمباران قطر در آستانه انتخابات
انفجار تانک سوخت در غرب ایران دست‌کم ۱۰ کشته بر جای گذاشت
ورود مهاجران کوبایی و افغانستانی اخراج‌شده از آمریکا به گویان در چارچوب سیاست‌های ترامپ
«نبرد هرمز» روز پنجاه و هشتم | گزارش درحال به روز رسانی
رونمایی بانک دی و صندوق توسعه فناوری‌های نوین از سوپر اپلیکیشن «نُوینو» در نمایشگاه اینوتکس
تأمین مالی زنجیره تولید در بانک ملی ایران ۴۰درصد افزایش یافت
اقدام مسئولانه شما در حمایت از تامین دارو، شایسته سپاس است
تدوین پیش‌نویس قطعنامه اعضای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت
موزه بانک صادرات ایران افتتاح شد
«آیدین» سه میلیون مدل هوش مصنوعی را در دسترس گذاشت
ظهور ایرانی با اعتمادبه‌نفس بیشتر پس از شش ماه جنگ با آمریکا
ضیا نبوی: هم کشتند، هم تصویر نجات دهنده از خودشان ساختند
آمریکا می‌خواهد بن‌بست در تنگه هرمز را مدیریت کند؛ ایران می‌خواهد آن را بشکند
آمریکا موقعیت نفتی خود در ونزوئلا را برای جلوگیری از رقیق‌سازی سهام ساختاردهی کرد
اقدام مسئولانه شما در حمایت از تامین دارو، شایسته سپاس است
فروش اعتباری؛ راهكار فولاد مباركه برای رفع بحران نقدینگی قطعه‌سازان چگونه فولاد مبارکه زنجیره خودرو را سرپا نگه داشت؟
لاف زنی نتانیاهو درباره بمباران قطر در آستانه انتخابات
اقتصادنوین دست پر از الکامپ برگشت
ورود مهاجران کوبایی و افغانستانی اخراج‌شده از آمریکا به گویان در چارچوب سیاست‌های ترامپ
تبادل آتش میان نیرو‌های آمریکایی و ایرانی در آب‌های اطراف ایران
انفجار تانک سوخت در غرب ایران دست‌کم ۱۰ کشته بر جای گذاشت
پیشنهاد سردبیر
زندگی