۱۵ شهريور ۱۴۰۵ ۱۸:۰۱
پنجشنبه ۰۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۰
کد خبر: ۱۱۴۷۲۸

محدودیت قدرت‌های متوسط جهانی در مهار بحران‌های نظامی بین‌المللی

محدودیت قدرت‌های متوسط جهانی در مهار بحران‌های نظامی بین‌المللی
نشریه فارن پالیسی در تحلیلی به قلم گالیپ دالای به بررسی نقش، محدودیت‌ها و ظرفیت‌های دیپلماتیک قدرت‌های متوسط در جریان بحران‌های اخیر منطقه‌ای و بین‌المللی پرداخته است.

امسال سال غیرمعمولی برای قدرت‌های متوسط بوده است. سخنرانی قدرتمند مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا در داووس که در آن از قدرت‌های متوسط خواست گرد هم آیند، آنها را به صدر مناظره‌های سیاست جهانی آورد. اکنون، جنگ ایران به عنوان یک ارزیابی واقعی عمل کرده است. البردج کلبی، معاون پالیسی وزارت دفاع آمریکا، در پست‌های اخیر خود در شبکه‌های اجتماعی، اصل فکرِ «راهبرد قدرت‌های متوسط» را به عنوان یک انحراف حواس پرهزینه رد کرد. با این حال، فراتر از روایت‌های ساده‌انگارانه و صفر و صدی شکست یا پیروزی، این جنگ هم بر محدودیت‌های قدرت‌های متوسط و هم بر نقش‌های حیاتی آنها در نظم جهانی روشنی افکنده است.

قدرت‌های متوسط ممکن است یاد گرفته باشند که نمی‌توانند عمارت اصلی نظم جهانی را از نو بازسازی کنند، اما می‌توانند کاری بیش از آنچه کلبی پیشنهاد می‌کند انجام دهند. آنها می‌توانند دستورکار، اولویت‌ها و ادبیات امنیت‌محور آن را تغییر دهند—که مشارکتی باارزش و حیاتی است—اما برای انجام این کار، همه آنها باید با هم کار کنند.

جنگ ایران—و در همین راستا، جنگ‌های اوکراین و غزه—نشان داده‌اند که قدرت‌های متوسط ابزار‌های محدودی، اگر داشته باشند، برای جلوگیری از یک‌جانبه‌گرایی و نظامی‌گری قدرت‌های بزرگ دارند.

جنگ ایالات متحده علیه ایران همچنین تنش ذاتی میان تلاش محبوب قدرت‌های متوسط برای خودمختاری و نیاز به ائتلاف‌ها و هزینه آنها را آشکار کرده است. ائتلاف آنها با ایالات متحده، قدرت‌های متوسط خلیج فارس مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی را به اهداف حملات ایران تبدیل کرد. این ائتلاف برای آنها به قیمت نقض امنیت و حاکمیتشان تمام شد. از سوی دیگر، خود جنگ این کشور‌ها را حداقل در کوتاه‌مدت به ایالات متحده وابسته‌تر کرد، چرا که نیاز آنها به تضمین‌ها و مشارکت‌های امنیتی قوی‌تر افزایش یافته و ناامنی در قبال ایران عمیق‌تر شده است.

در نتیجه، قدرت‌های متوسط آموخته‌اند که باید صنایع دفاعی و مشارکت‌های امنیتی خود را تقویت کرده و تنوع ببخشند. ایالات متحده اگرچه هنوز غیرقابل چشم‌پوشی است، اما برای اینکه بتوان کاملاً برای مشارکت‌های امنیتی و همکاری‌های صنایع دفاعی به آن وابسته بود، بیش از حد غیرقابل اعتماد و غیرقابل پیش‌بینی است. کشور‌های خلیج فارس احتمالاً به دنبال روابط امنیتی عمیق‌تر و همکاری در صنایع دفاعی با کشور‌هایی خواهند بود که خشم آمریکا را برنمی‌انگیزند. برخی از کشور‌هایی که ممکن است به آنها روی آورند شامل پاکستان، ترکیه، قدرت‌های اروپایی (مانند فرانسه، بریتانیا و ایتالیا)، اوکراین و کره جنوبی هستند—که همگی قدرت‌های متوسط محسوب می‌شوند.

این جنگ همچنین محدودیت‌های خودمختاری و کنشگری در سطح فردی کشور‌ها را برجسته کرد. این واقعیت که بسیاری از کشور‌های خلیج فارس مورد حمله ایران قرار گرفته‌اند، باید نه تنها موجب تعدیل‌های فردی در سطح کشور‌ها با واقعیت جدید شود، بلکه پاسخ‌های دسته‌جمعی را نیز به دنبال داشته باشد. عصر جدید نیازمند هماهنگی و همکاری امنیتی بهتر میان کشور‌های عضو شورای همکاری خلیج فارس و تجمیع کنشگری و خودمختاری در سطح این شورا است. این امر باید گامی به سوی هماهنگی و همکاری بیشتر در سطح منطقه‌ای باشد. اتحادیه اروپا و اتحادیه کشور‌های جنوب شرق آسیا (آسه‌آن) نمونه‌هایی از کنشگری و خودمختاری در سطح منطقه‌ای هستند، اگرچه با درجاتی متفاوت از موفقیت همراه بوده‌اند.

به عنوان یک نتیجه طبیعی، این جنگ واقعیت اجتناب‌ناپذیر جغرافیا را پررنگ کرده است. سیاست‌گذاران جغرافیا را به مسئولیت و مخاطره خود نادیده می‌گیرند. کشور‌های عضو شورای همکاری خلیج فارس صرفاً نمی‌توانند همان رویکرد سیاستی را در قبال ایران اتخاذ کنند که ایالات متحده و اسرائیل اتخاذ می‌کنند. با توجه به موقعیت مکانی‌شان، کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس همواره در برابر ایران آسیب‌پذیر خواهند ماند. اما این گونه تنگنا‌ها به خاورمیانه محدود نمی‌شود؛ این امر در مورد منطقه آسیا-پاسفیک، رویکرد کشور‌های جنوب شرق آسیا در قبال چین، و رویکرد کشور‌های آسیای مرکزی در قبال روسیه نیز صدور دارد. مجاورت جغرافیایی، هزینه روابط خصمانه را برای قدرت‌های متوسط مضاعف می‌کند.

اگرچه جغرافیای یک کشور ایستا است، اما معنای آن می‌تواند به صورت پویا تغییر کند. کشور‌ها یا مناطق می‌توانند جغرافیای خود را از نو تصور کرده و بازطراحی کنند تا وابستگی‌ها را کاهش دهند. ایران به عنوان یک قدرت متوسط دیگر، با سلاح‌سازی از جغرافیای خود از طریق بستن تنگه هرمز، اهرم راهبردی عظیمی در کوتاه‌مدت به دست آورده است. با این حال، احتمالاً این راهبرد در میان‌مدت تا بلندمدت نتیجه معکوس خواهد داد، زیرا سایر کشور‌های منطقه‌ای به دنبال بازتفسیر و تغییر مسیر جغرافیایی خود خواهند بود و ارزش راهبردی هرمز احتمالاً کاهش نسبی را تجربه خواهد کرد. ایران ممکن است در جنگ روانی پیروز شده باشد، اما همچنان می‌تواند جنگ راهبردی را ببازد.

در واقع، بحران هرمز انگیزه و فوریت مضاعفی به پروژه راه‌آهن حجاز داد که خلیج فارس را از طریق مسیر زمینی به ترکیه و اروپا متصل خواهد کرد. تحت نظارت ایالات متحده، عراق و سوریه توافقی را برای احیای پروژه خط لوله نفت خام امضا کردند که به نفت عراق اجازه می‌دهد از طریق سوریه به مدیترانه برسد و از این طریق تأثیر مسدود شدن هرمز را تا حدی کاهش دهد. ابتکارات مشابهی که هدف آنها تغییر مسیر تجارت و اتصال است، احتمالاً عملیاتی خواهند شد.

خطرات منطق «حوزه نفوذ» برای قدرت‌های متوسط آشکار شده است. ایران، به طور ضمنی و صریح، خلیج فارس را حوزه نفوذ خود می‌داند و به دنبال بازنویسی قواعد بازی در این منطقه است—که پیامد‌های شدیدی برای امنیت، دفاع و اقتصاد کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس دارد. چنین پیگیری فردیِ منطق حوزه نفوذ توسط قدرت‌های متوسط، تنها به واگرایی منطقه‌ای بیشتر، راهبرد‌های موازنه‌سازی متقابل و دعوت از مداخله فرامنطقه‌ای بیشتر منجر می‌شود که به نوبه خود، کنشگری و خودمختاری منطقه را در سیاست جهانی کاهش می‌دهد. علاوه بر این، ژئوپلیتیک حوزه نفوذ نه تنها درباره بازپیکربندی ژئوپلیتیکی آن منطقه خاص، بلکه درباره بازپیکربندی هنجاری آن به تصویر قدرتمندِ آن حوزه است. این امر کنشگری و خودمختاری قدرت‌های کوچک و متوسط را بیشتر تضعیف می‌کند.

این جنگ همچنین نقش حیاتی قدرت‌های متوسط را در دیپلماسی، میانجی‌گری و صلح‌سازی برجسته کرده است. برای قدرت‌های کوچک یا متوسط، حقوق و هنجار‌های بین‌المللی کالای لوکس نیستند. با این حال، قدرت‌های متوسط اروپایی در تلاش‌های دیپلماتیک برای حل جنگ در ایران، و همچنین در غزه و اوکراین غایب بوده‌اند. در واقع، چشم‌انداز متغیر دیپلماسی به عنوان مشتی نمونه خروار از بازسازی جهانی عمل می‌کند، زیرا بازیگران غربی و سازمان‌های چندجانبه از حوزه میانجی‌گری و صلح‌سازی عقب‌نشینی می‌کنند. ژنو که زمانی مرکز دیپلماسی بین‌المللی بود، اکنون به سختی در دیپلماسی و تلاش‌های میانجی‌گرانه معاصر برای حل و فصل جنگ‌ها یا مناقشات به چشم می‌خورد.

کشور‌هایی که به دنبال حل دیپلماتیک فعالانه جنگ ایران بوده‌اند، در عوض غیرغربی بوده‌اند: پاکستان، ترکیه، قطر و عمان. با توجه به اینکه سه کشور اروپایی (بریتانیا، فرانسه و آلمان) در سال ۲۰۰۳ دیپلماسی را برای حل موضوع هسته‌ای ایران آغاز کردند—که منجر به امضای برنامه جامع اقدام مشترک در سال ۲۰۱۵ شد که یکی از دستاورد‌های شاخص دیپلماسی اروپایی بود—غیبت بازیگران اروپایی این بار بسیار چشمگیر بود.

همانند افراد، کشور‌ها نیز دارای چیزی هستند که می‌توان آن را «روان‌شناسی دولت» نامید. اگرچه اغلب نادیده گرفته می‌شود، اما این روان‌شناسی عاملی قدرتمند است که رفتار کشور‌ها و در نتیجه سیاست بین‌الملل را شکل می‌دهد. امروز، کشور‌های اروپایی باید روان‌شناسی‌ای را اتخاذ کنند که به آنها اجازه دهد بی‌نظمی جهانی را پیگیری کرده و در همکاری‌های فرامنطقه‌ای با سایر قدرت‌های متوسط مشارکت کنند.

برای کشور‌های جنوب جهانی، که اکثر آنها کشور‌های پس از استعمار هستند، تبدیل شدن به یک قدرت متوسط نشان‌دهنده افزایش کنشگری، اشتهای بیشتر برای فعال‌گرایی و موقعیت بالاتر در سیاست بین‌الملل است. برعکس، برای شمال جهانی—به ویژه ملت‌های پس از امپراتوری مانند بریتانیا و فرانسه که هر دو از اعضای دارای حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل هستند—تبدیل شدن به قدرت‌های متوسط می‌تواند به عنوان افول در موقعیت و کنشگری در امور جهانی دیده شود.

در بیشتر مواقع، قدرت‌های متوسط اروپایی از بازیگران جنوب جهانی دعوت می‌کنند تا به چارچوب‌ها یا پلتفرم‌هایی که قبلاً توسعه داده‌اند بپیوندند یا آنها را تأیید کنند.

عدم تقارن مشابهی در انطباق روان‌شناختی قدرت‌های متوسط با بازبازسازی فعلی جهان و در برداشت‌های آنها از آینده مشهود است. بسیاری از قدرت‌های متوسط در شمال جهانی عمدتاً از جهان نوظهور و آینده بیم دارند، در حالی که قدرت‌های متوسط در جنوب جهانی امیدوارتر هستند. قدرت‌های متوسط در جنوب جهانی عموماً به رقابت قدرت‌های بزرگ یا چندقطبی بودن نگاهی مثبت دارند. این رقابت نشان‌دهنده حضور کانون‌های متعدد قدرت است که انعطاف‌پذیری بیشتری برای مانور ایجاد کرده و فرصت‌ها را برای پوشش ریسک و موازنه‌سازی افزایش می‌دهد. اگرچه هنوز نامتقارن است، اما این کشور‌ها یک جهان چندقطبی را تنها راه برای تأثیرگذاری بر سیاست بین‌الملل می‌دانند و از این طریق کنشگری و خودمختاری را در عرصه جهانی به دست می‌آورند و «نظم جهانی» را غربی‌زدایی یا جهانی‌زدایی می‌کنند.

آنچه اکنون مورد نیاز است، همکاری فرامنطقه‌ای، متمرکز و موضوع‌محور میان جنوب جهانی و شمال جهانی در موضوعاتی مانند امنیت غذایی، کنترل تسلیحات، صلح‌سازی، اقلیم، هوش مصنوعی، سلامت همگانی جهانی و دفاع از حقوق و هنجار‌های بین‌المللی است. قدرت‌های متوسط باید مسیری را ترسیم کنند که هم فروتنانه و هم جاهطلبانه باشد.

همان‌طور که جنگ‌های اخیر نشان دادند، قدرت‌های متوسط نتوانستند جلوی نظامی‌گری قدرت‌های بزرگ را بگیرند، اما می‌توانند نقشی حیاتی در تلاش برای پایان دادن به این جنگ‌ها ایفا کنند. به همین ترتیب، آنها نمی‌توانند جهان را از نو بسازند، اما می‌توانند آن را از طریق همکاری فرامنطقه‌ای میان قدرت‌های متوسط جنوب جهانی و شمال جهانی دوباره تعریف کنند. با این حال، پیش از دست یافتن به این چندجانبه‌گراییِ مبتنی بر هنجار و قانون در قدرت‌های متوسط، قدرت‌های متوسط اروپایی باید روان‌شناسی سیاسی جدیدی را اتخاذ کنند.

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
تداوم فشار‌های اقتصادی آمریکا بر ایران و چالش‌های تهران در تنگه هرمز
زمستان امسال کمبود گاز ۶۰ درصدی داریم! | ناترازی بنزین تنها با افزایش قیمت حل نمی‌شود | ده سازمان دیگر مثل «سازمان بهینه‌سازی انرژی» ایجاد شود، مسئله بدتر می‌شود که بهتر نمی‌شود! | وزارت نیرو آدرس غلط می‌دهد | ۸۰ درصد چاه‌های گازی کشور، در نیمه دوم عمر خود هستند
شاخص محیط کسب‌وکار رکورد ۸ ساله را شکست | قم، بهترین استان برای کسب و کار
تصویب قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل برای تغییر نقشه‌های جهانی
جنگ نفتکش‌ها میان ایران و آمریکا: این منازعه طولانی به کجا می‌انجامد؟
سلاجقه: امیدواریم مجوز میدان نفتی سهراب برگردد؛ کارشناس محیط زیست پروژه هورالعظیم، صلاحیت و سواد لازم را ندارد
جنگ ایران احتمالاً شش ماه دیگر ادامه خواهد یافت
افزایش سرمایه ۲۲.۵ درصدی «ونوین» ثبت شد
شعب بانک تجارت تا پایان شهریورماه از ساعت ۰۷:۰۰ تا ۱۳:۰۰ به مشتریان خدمت‌رسانی می‌کنند
فراخوان نخستین رویداد هنری بانک دی
۵ ربع‌سکه بهار آزادی به برندگان قرعه‌کشی سان در الکامپ رسید
پشتوانه‌ای برای روزهای پیش‌بینی‌نشده
‌سایپا از مرز تولید روزانه ۶۰۰ خودروی کامل عبور کرد/ آغاز تولید عبور مستقیم هم‌زمان با تکمیل خودروهای ناقص
اتصال حساب‌های وکالتی بانک ملی ایران به «معاملات برخط برق» در بورس انرژی
اوپک‌پلاس سیاست تولید نفت خود را در نشست یکشنبه بدون تغییر نگه می‌دارد
سرنوشت صد‌ها نفر در منطقه مرزی نابودشده چین همچنان نامشخص است
پیام مدیرعامل بانک صادرات ایران به مناسبت هفتاد وپنجمین سالروز تأسیس بانک
مدیرعامل شفادارو مطرح کرد: رشد ۴۱ درصدی تولید و افزایش سهم بازار شفادارو در سال گذشته/ افزایش سهم بازار هلدینگ پس از ۱۴ سال روند کاهشی
جهان توسط قلدران و دیکتاتور‌ها به پرتگاه رانده می‌شود، اما راهی به سوی آینده‌ای روشن‌تر وجود دارد
اولین اقدام مالی بزرگ ترامپ برای انتخابات میان‌دوره‌ای: کمپین تبلیغاتی ۱۰ میلیون دلاری برای سنای تگزاس
نیرو‌های یمنی مدعی بازپس‌گیری منطقه استراتژیک در میان تشدید درگیری‌ها با حوثی‌ها شدند
تبادل آتش میان نیرو‌های آمریکایی و ایرانی در آب‌های اطراف ایران
لاف زنی نتانیاهو درباره بمباران قطر در آستانه انتخابات
انفجار تانک سوخت در غرب ایران دست‌کم ۱۰ کشته بر جای گذاشت
ورود مهاجران کوبایی و افغانستانی اخراج‌شده از آمریکا به گویان در چارچوب سیاست‌های ترامپ
«نبرد هرمز» روز پنجاه و هشتم | گزارش درحال به روز رسانی
رونمایی بانک دی و صندوق توسعه فناوری‌های نوین از سوپر اپلیکیشن «نُوینو» در نمایشگاه اینوتکس
تأمین مالی زنجیره تولید در بانک ملی ایران ۴۰درصد افزایش یافت
اقدام مسئولانه شما در حمایت از تامین دارو، شایسته سپاس است
تدوین پیش‌نویس قطعنامه اعضای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت
موزه بانک صادرات ایران افتتاح شد
«آیدین» سه میلیون مدل هوش مصنوعی را در دسترس گذاشت
ظهور ایرانی با اعتمادبه‌نفس بیشتر پس از شش ماه جنگ با آمریکا
ضیا نبوی: هم کشتند، هم تصویر نجات دهنده از خودشان ساختند
آمریکا می‌خواهد بن‌بست در تنگه هرمز را مدیریت کند؛ ایران می‌خواهد آن را بشکند
آمریکا موقعیت نفتی خود در ونزوئلا را برای جلوگیری از رقیق‌سازی سهام ساختاردهی کرد
اقدام مسئولانه شما در حمایت از تامین دارو، شایسته سپاس است
فروش اعتباری؛ راهكار فولاد مباركه برای رفع بحران نقدینگی قطعه‌سازان چگونه فولاد مبارکه زنجیره خودرو را سرپا نگه داشت؟
لاف زنی نتانیاهو درباره بمباران قطر در آستانه انتخابات
اقتصادنوین دست پر از الکامپ برگشت
ورود مهاجران کوبایی و افغانستانی اخراج‌شده از آمریکا به گویان در چارچوب سیاست‌های ترامپ
تبادل آتش میان نیرو‌های آمریکایی و ایرانی در آب‌های اطراف ایران
انفجار تانک سوخت در غرب ایران دست‌کم ۱۰ کشته بر جای گذاشت
پیشنهاد سردبیر
زندگی