بزرگترین چالش ترامپ برای دمکراسی آمریکا و میراث فساد بیسابقه در واشنگتن
در حالی که کمتر از ۱۰۰ روز تا انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا باقی مانده است، بخش عمدهای از فضای سیاسی این کشور بر این پرسشها تمرکز خواهد کرد که دونالد ترامپ—مانند اکثر رؤسای جمهور دو دورهای پیش از خود—با چه سرعتی به یک «اردک لنگ» (رئیسجمهور بینفوذ در پایان دوره) تبدیل خواهد شد و نتایج انتخابات چه تأثیری بر گمانهزنیها برای جانشینی او در دو سال آینده خواهد داشت.
با وجود جذابیت چنین پرسشهایی، مسائل دیگری نیز وجود دارند که به همان اندازه یا حتی بیشتر اهمیت داشته و آینده کشور و جایگاه آن را در جهان شکل خواهند داد. نظر هر کس درباره ترامپ هرچه باشد، مورخان آینده احتمالاً به این نتیجه خواهند رسید که او یکی از تأثیرگذارترین رهبران تاریخ آمریکا بوده است. ترامپ بدون شک با این ارزیابی موافق خواهد بود؛ اما متأسفانه «تأثیرگذار بودن» لزوماً به معنای «خوب بودن» نیست.
بر خلاف شعار انتخاباتی ترامپ مبنی بر «عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم»، جانشین بعدی او احتمالا ناچار خواهد بود زمان و انرژی زیادی را صرف مواجهه با آسیبهای جدی واردشده به دمکراسی کشور و تحلیل رفتن قدرت، نفوذ و جایگاه جهانی آمریکا کند.
برای درک این موضوع، کافی است به تضعیف ائتلافهای اقیانوس اطلس (آتلانتیک) و اقیانوس آرام نگاه کرد که از زمان آغاز دوران پس از جنگ جهانی دوم، همواره مورد حسادت قدرتهای رقیب بوده است. اما این تازه آغاز ماجراست. حملات ترامپ و تضعیف نمادهای برجسته و بیبدیل آمریکا نظیر «مؤسسات ملی بهداشت» (NIH)، «مراکز کنترل و پیشگیری از بیماریها» (CDC) و زیرساختهای تحقیقات علمی و آموزش عالی که مدتها پیشتاز جهان بودهاند را نیز باید به این فهرست افزود.
همچنین باید به حملات بیوقفه ترامپ به مطبوعات آمریکا اشاره کرد؛ مطبوعاتی که بر اساس سنت، به عنوان «رکن چهارم» نظام دمکراتیک کشور مورد افتخار بودهاند. او همچنین به مستبدانی نظیر نایب بوکله، رئیسجمهور السالوادور، و ویکتور اوربان، رهبر سابق مجارستان—که اخیراً با وجود حمایت مستقیم واشنگتن در انتخابات شکست خورد—دلگرمی داده است. نمونهها محدود به قدرتهای کوچک نیستند؛ ترامپ بارها رهبران قدرتمندترین کشورهای رقیب آمریکا، یعنی روسیه و چین، را به دلیل قدرت شخصیشان ستوده و حتی به آنها حسادت کرده است.
میتوان نمونههای بیشتری از راههایی ارائه داد که ترامپ از طریق آنها منابع سنتی قدرت آمریکا را تضعیف کرده یا پایبندی کشور به ارزشهای دمکراتیک مانند حقوق بشر، دادرسی عادلانه، حاکمیت قانون و شمول قومیتی را دگرگون ساخته است. با این حال، توجه ویژه به شکل دیگری از تضعیف خود که ترامپ در آن کمسابقه یا بیسابقه است، ارزش دارد: فساد فردی و ساختاری که او تجسم آن بوده و از آن حمایت کرده است. دههها بعد، پژوهشگرانی که به گذشته نگاه میکنند ممکن است این موضوع را مهمترین سرچشمه پوسیدگی نظام سیاسی آمریکا بدانند.
**ابعاد بیسابقه فساد مالی و ساختاری**
موضوع این تحلیل ماهها بدون آنکه نوشته شود در نظر بوده است؛ نه به دلیل تعلل یا فشار اخبار دیگر، بلکه به این دلیل که هر بار چارچوب این بحران فساد شکل میگرفت، نمونههای شگفتانگیز جدیدی از انحطاط اخلاقی در دولت آمریکا افشا میشد. به عبارت دیگر، ابعاد مشکل چنان بزرگ است که احاطه بر آن بسیار دشوار است.
بخش عمدهای از این فساد، به طور طبیعی، بر افزایش چشمگیر و بیسابقه ثروت شخصی ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوریاش تمرکز دارد که گزارشهای مطبوعاتی رقم آن را فراتر از ۲.۲ میلیارد دلار برآورد میکنند. این ثروت تا حدی از سرمایهگذاریهای فعال گوناگون ناشی میشود. صرفنظر از مسائل قانونی، ترامپ از معاملاتی که به نام او انجام شده، بیش از مجموع تمامی اعضای کنگره سود برده است.
ترامپ با ژست گرفتن به عنوان یک فرد عادی، انتقادات را رد کرده و مدعی شده که رشد ثروتش درست مانند مابقی جامعه یا میلیونها آمریکایی است که در حسابهای بازنشستگی سرمایهگذاری میکنند. این ادعای بدبینانه این واقعیت را نادیده میگیرد که برخی از تصمیمات بزرگ سیاسی او شامل شرکتهای قدرتمندی بوده که مبادلات تجاری کلانی با دولت دارند؛ شرکتهایی نظیر پارامونت، اوراکل، دل و پالانتیر. صاحبان بسیاری از این شرکتها روابط دوستانه یا سیاسی شخصی با ترامپ دارند و کسبوکارشان از بودن در لطف او سود میبرد. آنها بخش کوچکی از شبکه گسترده و تاریکی از مدیران شرکتی در آمریکا و خارج هستند که مبالغ هنگفتی را به شبکه غیرانتفاعیها و کمیتههای تحت کنترل ترامپ و متحدانش سرازیر کردهاند.
از سوی دیگر، جنجالیترین اقدام، گردآوری ۱.۸ میلیارد دلار از بودجه مالیاتدهندگان برای ساختاری بود که منتقدان آن را «صندوق پاداش» برای کسانی میدانند که مدعی دادگاهی شدن غیرعادلانه در دادگاههای فدرال هستند؛ از جمله متهمان حمله ۶ ژانویه ۲۰۲۱ به ساختمان کنگره. طرح اولیه حتی به ترامپ و اعضای دولت او اجازه دریافت غرامت میداد، هرچند این طرح فعلاً به دلیل چالشهای حقوقی و مخالفت سناتورهای جمهوریخواه متوقف شده است. متمم این طرح نیز مانع از تحقیق یا پیگرد قانونی ترامپ، خانواده و کسبوکارهای او در خصوص تخلفات مالیاتی میشد.
**مقایسه با گذشته و تضعیف دستگاه قضایی**
ترامپ در رقابتهای سال ۲۰۲۴ مانور زیادی روی فساد ادعایی خانواده بایدن و هانتر بایدن داد. اما سوءاستفادههای احتمالی آنها از نفوذ سیاسی، در مقایسه با معاملههای میلیاردی خانواده ترامپ بسیار ناچیز است. ملانیا ترامپ حداقل ۲۸ میلیون دلار از آمازون برای حق پخش یک مستند دریافت کرد؛ دونالد ترامپ جونیور سودهای کلانی از ارزهای دیجیتال و صنایع نظامی مرتبط با دولت برد؛ و جرد کوشنر دیپلماسی ارشد خود را با معاملههای سنگین در خاورمیانه و اروپا پیوند داد.
نمونههای دیگر شامل هواپیمای اهدایی ۴۰۰ میلیون دلاری از سوی قطر، عفوهای ریاستجمهوری برای افراد ثروتمند، قراردادهای بدون مناقصه بازسازی کاخ سفید و فروش لوازم تبلیغاتی نظیر تلفن طلایی ترامپ است که همگی نشاندهنده تجاریسازی قدرت در ابعادی بیسابقه است.
همزمان با این امور، دستگاه قضایی آمریکا نیز دچار افت کیفیت شده و ترامپ کوشیده آن را به ابزاری برای حمایت سیاسی و انتقامجویی از دشمنان خود—نظیر پرونده در جریان علیه جیمز کومی، مدیر سابق افبیآی—تبدیل کند.
بزرگترین چالش برای آینده حکمرانی دمکراتیک در ایالات متحده این پرسش باز است: آیا فساد ریشهدوانده در دولت ترامپ هنجارها را به طور دائمی تغییر داده است، یا نهادهای آمریکایی و دستگاه قضایی توان بازسازی و اصلاح عمیق خود را خواهند داشت؟
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
حسین راغفر در گفتوگو با فراز مطرح کرد
- تازهها
- پربازدیدها
در گفتوگو با هاشم اورعی رییس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران، مطرح شد
رییس کانون بازنشستگان به فراز: معوقات بازنشستگان هرچه سریعتر و یکجا پرداخت شود
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد