۲۹ مهر ۱۴۰۵ ۲۳:۱۱
دوشنبه ۰۵ آبان ۱۴۰۴ - ۲۱:۰۰
کد خبر: ۱۰۵۱۵۱

به یاد «نرجس»، در روزهایی که نمی‌دانستیم اصلا کرونا آمده یا نه!

به یاد «نرجس»، در روزهایی که نمی‌دانستیم اصلا کرونا آمده یا نه!
عاشق کمک‌کردن بود و در کنار بیماران ماند. آن‌ روزها هنوز هیچ کس نمی‌دانست آن ویروس نحس، چقدر سیاه و کشنده است؛ هنوز حتی نمی‌دانستیم که کرونا آمده یا نه. اما همه حس کرده بودیم که روزهای سختی در انتظار ماست. بیماری و مرگ همه ‌جا را گرفته بود و همه به دنبال محلی امن بودند تا زنده بمانند. ولی کادر درمان در خط مقدم جنگ با کرونا ویروس ایستادند، جان‌شان را کف دست‌شان گرفتند و ماندند تا امروز ما بمانیم.

 روزنامه اعتماد به مناسبت روز پرستار با مادر نرجس خانعلی‌زاده شهید مدافع سلامت گفتگویی کرده که در ادامه می‌توانید بخوانید: 

پرستاری از آن دسته شغل‌هاست که علاوه بر تخصص، تجربه و پشتکار، باید عاشق آن باشی تا دوام بیاوری و اصلا همین عشق و از خودگذشتگی، روح و جان بیمار را تیمار می‌کند تا درمان شود و آرامش و سلامتی را هدیه می‌دهد. هنوز همه ما روزهای گنگ و پر از وحشت همه‌گیری کرونا را به خاطر داریم. یک بیماری ناشناخته، بدون دارو و واکسن و درمان و جهانی که نمی‌دانست باید چه کند. وحشت، سکوت، خزیدن به گوشه خانه‌ها و فرار از جمع و قرنطینه و در نهایت، انتظار و انتظار و انتظار که درمانش کجاست و چه کنیم که زنده بمانیم. در این میان اما کادر درمان، بنابر وظیفه شغلی و البته وجود پر مهر و خدمت‌رسان‌شان، امکان این را نداشتند که جان‌شان را بردارند و به ‌جایی امن ببرند و باید وسط معرکه بیماری و وحشت و تاریکی و ترس کرونا می‌ماندند و به بیماران کمک می‌کردند.

«نرجس» هم پرستار بود، عاشق کمک‌کردن بود و در کنار بیماران ماند. آن‌ روزها هنوز هیچ کس نمی‌دانست آن ویروس نحس، چقدر سیاه و کشنده است؛ هنوز حتی نمی‌دانستیم که کرونا آمده یا نه. اما همه حس کرده بودیم که روزهای سختی در انتظار ماست. بیماری و مرگ همه ‌جا را گرفته بود و همه به دنبال محلی امن بودند تا زنده بمانند. ولی کادر درمان در خط مقدم جنگ با کرونا ویروس ایستادند، جان‌شان را کف دست‌شان گرفتند و ماندند تا امروز ما بمانیم. هر چه بود از موج‌های پرتلاطم روزهای وحشتناک پاندمی گذشتیم و در آن جنگ سخت، عزیزانی را هم از دست دادیم که یادشان تا ابد با ماست. حالا از آن زمان، سال‌ها گذشته اما نام نرجس هنوز در شهر زنده است. مردم وقتی از خیابانی با نام او عبور می‌کنند، بی‌اختیار یاد پرستار جوانی می‌افتند که در سخت‌ترین روزهای تاریخ معاصر با دست‌های لرزان اما قلبی مطمئن کنار بیماران ایستاد. صدای مادرش در گوشم می‌پیچد: «می‌دانم که نرجسم زنده است، میان دل‌های مردمی که او را فراموش نکردند.»


شاید این همان معنای واقعی پرستاری باشد؛ «بخشیدن آرامش، حتی پس از مرگ.»


به ‌مناسبت روز پرستار پای صحبت خانم «آسیه حاجی‌زاده» مادر نرجس خانعلی‌زاده نشستیم. 


خانم حاجی‌زاده، نرجس را دختری بسیار بسیار شوخ و علاقه‌مند به خانواده توصیف می‌کند که کمک به اطرافیانش را خیلی دوست داشت. حتی حیوانات اگر در اطرافش آسیبی می‌دیدند حتما کمک می‌کرد؛ «دختری صبور بود اما حقش را هم بلد بود بگیرد. دخترم وقتش به بطالت نمی‌رفت و تفریحش در خانه این بود که کیک و شیرینی درست کند. پدرش را خیلی دوست داشت و خیلی هم حرمت نگه می‌داشت.»


آسیه خانم با لبخندی بر لب و چشمانی خیس از دلتنگی برای نرجسش، خاطراتش را مرور می‌کند: «نزدیک عید که می‌شد برای بچه‌هایی که خانواده‌هاشون دست‌شون تنگ بود، کادو و اسباب‌بازی می‌خرید و خودش می‌گفت عیدانه خریدم. یا نزدیک سال تحصیلی براشون لوازم‌التحریر می‌خرید. حواسش بود که چندتا مداد و پاک‌کن فانتزی هم بخره که بچه‌ها رو بیشتر خوشحال کنه. کلا مهربونی رو در حق همه تموم می‌کرد.»

او از رابطه‌اش با دخترش می‌گوید: «من و نرجس هم مادر و دختر بودیم، هم دوست و رفیق. من الان حس می‌کنم دوست خیلی نزدیکم رو از دست داده‌ام. سخته... خیلی سخت... اگر همون اول می‌گفتن کرونا آمده و بیمارستان که به خاطر برخی مسائل اجازه نداد بچه‌هامون ماسک بزنن اگر اجازه می‌داد که ماسک بزنید، اگر دستکش مناسبی می‌پوشیدند شاید دختر من هم به ویروس آلوده نمی‌شد و الان کنارم بود. این فکرها و اگرها و حسرتش خیلی منو اذیت میکنه.»


در ادامه تعریف می‌کند: «نرجس خودش پرستاری رو خیلی دوست داشت و این رشته رو با علاقه انتخاب کرد. من همین الان هم اگر یک پرستار یا دوستان نرجس رو در کوچه و خیابان ببینم یا در شهر وقتی بنر قبولی بچه‌ها را که این روزها نصب کرده‌اند می‌بینم مخصوصا آنها که پرستاری قبول شده‌اند، انگار نرجسم را دیده‌ام و براشون ذوق می‌کنم. به نظر خودم، هر کسی ثروت و سلامتی و آرامش داشته باشه برای همه عمرش کافیه و هر وقت یاد نرجسم می‌افتم برای همه پرستاران و دوستان نرجس همین سه چیز را آرزو می‌کنم.»

مادر نرجس از روزهای آخر حیات دخترش می‌گوید: «روزی که قرار بود فرداش نرجس رو اینتوبه کنند؛ یادمه، روز دوشنبه بود ساعت ۱۰ یا ۱۱ شب بود که نامه نرجس به دستم رسید که نوشته بود من از اینتوبه می‌ترسم. منو پدرش وقتی فهمیدیم خیلی ترسیده، رفتیم بیمارستان و گفتیم می‌خوایم نرجس را ببریم. در حال هماهنگی آمبولانس بودیم که نرجس را ببریم تهران. قرار بود شبانه ببریمش که آنجا به ما گفتند احتمال کرونا می‌دهیم و نباید حرکش بدهید و احتمال اینکه جانش را از دست بدهد زیاد است و باید بماند. وقتی فهمیدم، گان پوشیدم، رفتم دیدن بچه‌م، نرجس رو که دیدم به ‌شدت می‌لرزید، وقتی من رو دید گفت مامان نزدیک نشو این کروناست. یه ترس عمیق تو چشماش موج می‌زد اما ساکت و صبور بود.»


خانم حاجی‌زاده از حس و حال خودش پس از شهادت نرجس تعریف می‌کند: «قبل از شهادت نرجس، من به شهدا ارادت بسیار زیادی داشتم، اما اینکه همیشه می‌شنیدم شهدا زنده هستند و حضور دارند را نمی‌فهمیدم. بعد از اینکه نرجسم رفت، حتی تا همین الان هم کاملا حضورش را حس می‌کنم و از طرفی دیگه وقتی در خیابان راه می‌روم، محبت مردم رو نسبت به نرجس می‌بینم که به‌محض اینکه ما را می‌بینند جلو می‌آیند و احوال‌پرسی می‌کنند، راستش کاملا حس می‌کنم که نرجس هنوز حضور داره. محبت مردم هم به من خیلی آرامش می‌دهد. دیدن اینکه اسمش روی یک خیابان یا مرکز درمانی است هم باعث شده که احساس کنم در یاد همه هست. همه ما روزی می‌میریم اما این فکر که نام و یاد نرجسم همیشه در خاطره‌ها باقی می‌مونه و مثلا صد سال دیگه که هیچ‌کدام ما نیستیم، از نرجس من نام برده می‌شه، کمی آرومم میکنه که با این دلتنگی بزرگ، بتونم زندگی رو ادامه بدم.»


مادر نرجس درباره آرزوهای دخترش می‌گوید: «آرزوهای نرجس همه فانتزی بود؛ مثلا دوست داشت در جنگل، تانکر آب بذاره برای حیوانات که راحت آب بخورند یا دوست داشت کمپین بزرگی برای جمع‌آوری زباله‌های سواحل داشته باشد که کنار دریا همیشه تمیز باشد. نرجس عاشق دریا بود. اما آرزوی بزرگش این بود که یک شیرخوارگاه داشته باشد تا به بچه‌های بی‌سرپرست کمک کند. حتی دوست داشت ماهی یک ‌بار برای کمک و پرستاری از بچه‌های بیمار، به محک سر بزند.»


خانم حاجی‌زاده تعریف می‌کند که هر سال نزدیک روز پرستار از بیمارستان‌های رودسر و لنگرود و گاهی شهرهای دیگر به ‌مزار نرجس می‌روند و در کنار خانواده نرجس، یادش را زنده می‌کنند و این دید و بازدیدها مرهمی هر چند موقتی است بر درد فراق جگرگوشه‌شان. امسال هم به رسم هر سال، کم‌کم تماس‌ها شروع می‌شود و پدر و مادر نرجس، با قطره اشکی در گوشه چشم و لبخندی بر لب، آماده می‌شوند که پذیرای مهمانان دخترشان باشند و خاطرات نرجس را مرور کنند.

حالا، سال‌ها گذشته اما نام نرجس هنوز در شهر زنده است. مردم وقتی از خیابانی با نام او عبور می‌کنند، بی‌اختیار یاد پرستار جوانی می‌افتند که در سخت‌ترین روزهای تاریخ معاصر، با دست‌های لرزان اما قلبی مطمئن کنار بیماران ایستاد. صدای مادرش در گوشم می‌پیچد: 

«می‌دانم که نرجسم زنده است، میان دل‌های مردمی که او را فراموش نکردند.»

 

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
دیپلماسی انجماد و تله حقوقی اسنپ‌بک؛ بازخوانی معماری صلح اوکراین در سایه تجارب یالتا و مینسک
معمای آماری در تنگه هرمز؛ چرا آرامش روی کاغذ با اضطراب بازار همخوان نیست؟
شتاب درآمدی بانک پاسارگاد ؛ رشد ۹۵ درصدی در شهریورماه
رشد ۶۰ درصدی سود خالص بانک پاسارگاد در نیمه نخست ۱۴۰۵
به گفته آنکارا، ترکیه، قطر، پاکستان و اندونزی توافق‌نامه همکاری دفاعی امضا کردند
کالابرگ یا کوپن؟ کدام کمک بیشتری به مردم می‌کند؟
زور افزایش درآمد به هزینه‌ها نرسید | کاهش سود زیرمجموعه پتروشیمی آبادان با وجود افزایش درآمد‌ها
آزمون بازدارندگی در ریاض؛ پدافند فرامنطقه‌ای در آسمان شبه‌جزیره
رشد درآمد بانک پارسیان فراتر از نقدینگی | تراز مالی از منفی به مثبت رسید
سوءاستفاده از تجمعات شبانه برای دفاع از رسایی یا حمله به دستگاه قضا درست نیست
تلاش واشنگتن برای افزایش تولید گازوئیل همزمان با اوج‌گیری قیمت‌ها
هشدار صریح محسنی‌اژه‌ای به متهم پرونده تراستی‌ها: ادعای ریسک نکنید، از سود‌های کلان‌تان بگویید
چه کسی ترمز استیضاح وزیر کار را کشید؟ استیضاح احمد میدری در هیأت رییسه مجلس بلاتکلیف است!
زینی‌وند: اولویت دستگاه دیپلماسی پیشگیری از تحمیل جنگ جدید است؛ آمادگی کامل برای دفاع از کشور داریم
عراق گذرگاه مرزی شیب با ایران را برای بررسی امنیتی بست
گلوی تولید زیر تیغ تورم | تولید ۱۱۷ درصد گران‌تر شد
اجرای طرح «تأمین‌رفاه» بانک رفاه کارگران آغاز شد
نتانیاهو برنامه‌ریزی حمله‌ای گسترده به ایران را داشت، اما ترامپ مانع آن شد
بازگشت گازوئیل روسیه به ترکیه و برزیل پس از لغو ممنوعیت صادرات
افزایش قیمت نفت به دلیل نگرانی‌های مربوط به عرضه در خاورمیانه
وعده عاصم منیر درباره بازگشایی مرزهای ایران و پاکستان محقق نشد | گمرک پاکستان همچنان بسته است
رشد شش‌برابری شاخص هم‌وزن؛ سهام کوچک بورس تهران پیشتاز شدند
پزشکیان: آمریکا پیش از مذاکره باید تهدیدها و تحریم‌ها را بردارد
بسنت بار دیگر برای فروپاشی اقتصاد ایران ضرب‌الاجل تعیین کرد؛ وعده قبلی محقق نشد
سرلشکر ایزدی: کنترل عملیاتی تنگه هرمز تا زمانی که ایران بخواهد ادامه دارد
موج اعتراضات معیشتی در ۷ کشور اروپا
فرانسه محدودیت‌های منع آمدوشد را گسترش می‌دهد
قالیباف در دیدار با عاصم منیر: آمریکا فقط با اجرای شروط هفت‌گانه می‌تواند اعتماد ایران را جلب کند
مذاکره مالکان ۲۱ کشتی با ایران برای خروج از فهرست سیاه تنگه هرمز
مهرداد اخلاقی با حکم رئیس‌جمهور سکان‌دار وزارت دفاع شد
لیست سیاه تنگه هرمز به ۱۲۲ شناور رسید؛ موج تازه برخورد با کشتی‌های متخلف
نقشه نیلی نتانیاهو | ادعای اتحاد راهبردی امارات و اسرائیل علیه ایران
کاهش قیمت نفت به دنبال تعلیق تحریم‌های روسیه توسط ترامپ
کشته شدن دست‌کم ۱۸ نفر در حمله انصار الله به اردوگاه نظامی دولت یمن در شبوه
دردسر پالایشگاه‌های آسیایی و چالش تولیدکنندگان نفت خاورمیانه به دلیل هزینه‌های سرسام‌آور حمل‌ونقل
هشدار قطر درباره به اوج نرسیدن شوک‌های انرژی ناشی از جنگ علیه ایران
حمله به پادگان «العلم» در شبوه | العربی از ۵۳ کشته و ۲۰۰ زخمی خبر داد
تکذیب ادعای رد درخواست دیدار عاصم منیر از سوی محسن رضایی
انتقاد شدید ترامپ از زلنسکی پس از حمله بزرگ اوکراین به روسیه
موج اعتراضات معیشتی در ۷ کشور اروپا
در آستانه پایان انقلاب کوبا؛ جهان یکی از بازیگران برهم‌زننده نظم موجود را از دست می‌دهد
در قبال ایران، اپوزیسیون اسرائیل حتی از نتانیاهو جنگ‌طلب‌تر است
شارژ اعتبار جدید کالابرگ تا پایان مهر | فرصت ثبت درخواست برای جاماندگان در آبان
پیشنهاد سردبیر
زندگی