ونزوئلا پس از زلزلههای ویرانگر؛ جستوجو برای بازماندگان و آیندهای نامعلوم
ونزوئلاییها با پرسشی تلخ روبهرو هستند: پس از سالها کشمکش اقتصادی و سیاسی و اکنون زلزلههای ویرانگر دوقلو، آیا کشورشان میتواند دوباره سر پا بایستد یا شکافها بیش از حد عمیق شدهاند؟
در حالی که ابعاد این فاجعه بهتدریج روشنتر میشود، تیمهای امدادی و همسایهها همچنان در حال جستوجوی بازماندگان هستند. تاکنون بیش از ۱۴۰۰ نفر جان باختهاند و هزاران نفر دیگر همچنان مفقود هستند.
نِیدا پرنییا، ساکن کاراکاس، گفت: «چند روز بسیار سخت در پیش داریم.» آپارتمان او در پایتخت ونزوئلا در زمینلرزههای ۷.۲ و ۷.۵ ریشتری روز چهارشنبه که تنها چند ثانیه با هم فاصله داشتند، ویران شد. با این حال او میگوید نسبت به بسیاری دیگر خوششانس بوده است، زیرا خودش و اعضای خانوادهاش زنده ماندهاند.
او گفت: «فکر میکنم باید از همه چیزهایی که تجربه میکنیم درس بگیریم. زندگی زودگذر است — فقط یک لحظه. باید از خدا، مریم مقدس یا هر چیزی که به آن ایمان داریم تشکر کنیم که هنوز زندهایم و باید انسانیتر، همکارانهتر و فروتنتر باشیم.»
این زمینلرزهها میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار داده و هم ثروتمندان و هم فقرا را درگیر کرده است، بهویژه در شمال کشور. دِلسی رودریگز، رئیسجمهور موقت ونزوئلا، به مردم این کشور گفت که تنها نیستند. اما دههها سوءمدیریت اقتصادی باعث شده است که دولت در مواجهه با این فاجعه طبیعی، آن هم در کنار یک بحران انسانی طولانیمدت، با دشواری بیشتری روبهرو شود.
در شهر بندری لاگوایرا، که از مناطق بهشدت آسیبدیده است، ساکنان برای تأمین نیازهای ضروری خود به برداشتن اقلام اساسی از فروشگاهها روی آوردهاند.
مواد غذایی و آب آشامیدنی در این شهر که تنها حدود ۲۰ مایل با پایتخت فاصله دارد، کمیاب شده است؛ شهری که اکنون به دلیل فرو ریختن جادهها و آسیب دیدن پلها تا حد زیادی از دیگر مناطق جدا افتاده است.
مایلیدی دوکه، ۴۳ ساله، گفت: «ما خودمان، یعنی خانوادهها، در حال تلاش برای کندن آوارها هستیم تا بستگانمان را پیدا کنیم.» او افزود: «مادر ۸۲ سالهام، برادرم، دخترم و دوستپسر او هنوز مفقود هستند.»
خانواده او در طبقه دوم ساختمان «لوئیزا کاسرس د آریسمندی» زندگی میکردند؛ مجموعهای از مسکن دولتی که در سال ۲۰۱۵ توسط نیکلاس مادورو، رئیسجمهور برکنار شده، افتتاح شده بود.
دوکه به سیانان گفت: «این وضعیت بسیار غمانگیز است، نه فقط برای من بلکه برای تمام ونزوئلا. هیچ کلمهای برای توضیح احساسی که وقتی میترسید خانوادهتان آن زیر گیر افتاده باشند دارید، وجود ندارد. احساس میکنم دستهایم بسته است، بسیار دشوار است.»
خواهر و شوهرخواهر لیندومار میلا از جمله قربانیان شناختهشده در محله «پلایا لوس کوکوس» در لاگوایرا هستند.
میلا که بیرون از سردخانهای در کاراکاس نشسته بود ـ جایی که پیکر آنها منتقل شده بود ـ به سیانان گفت: «قلبم شکسته، اما خدا را شکر میکنم که میدانم آنها کجا هستند. خانوادههایی از سراسر کشور هنوز نمیدانند عزیزانشان زندهاند یا مرده. این بسیار دردناک است.»
بسیاری در لاگوایرا فاجعهای دیگر را به یاد میآورند؛ زمانی که در دسامبر ۱۹۹۹ بارشهای سیلآسا باعث رانشهای عظیم گلولای در این شهر شد. آمار رسمی از تلفات هرگز منتشر نشد، اما پژوهشگران دانشگاه مرکزی ونزوئلا تخمین زدهاند که نزدیک به ۱۵ هزار نفر در آن حادثه جان باختند.
میلا گفت: «این بسیار بدتر از آن رانشهای گلولای بود. هنوز افراد زیادی در جستوجوی عزیزانشان هستند. کسانی هستند که به لاگوایرا سفر کردهاند و ساختمانهایی را پیدا کردهاند که دیگر وجود ندارند.»
مهی از اندوه و اضطراب
صدها پسلرزه ساختمانها و اعصاب مردم را لرزانده است، در حالی که ثانیهها در آنچه «پنجره طلایی ۷۲ ساعته» نامیده میشود ـ زمانی که احتمال یافتن افراد زنده در زیر آوار بیشترین است ـ سپری میشود.
هر بار که فردی زنده از زیر آوار نجات داده میشود، صدای تشویق بلند میشود؛ لحظاتی از آسودگی، حتی شادی، و نوعی رهایی عاطفی از اندوه و تنشی که در خیابانها بهوضوح احساس میشود.
اما هنوز افراد بسیاری مفقود هستند. با گذشت روزها و رسیدن گرمای استوایی به مناطق آسیبدیده، بسیاری از مردم برای محافظت از خود در برابر بوی مرگ و فساد اجساد، از ماسک استفاده میکنند.
سوزانا هنریکس که پشت نوار زرد هشدار ایستاده بود ـ نواری که او و دیگران را از آنچه از مجتمع مسکونی «پتونیا» در محله نسبتاً مرفه «پالوس گراندس» در پایتخت باقی مانده جدا میکرد ـ گفت: «درد و بلاتکلیفی زیادی را احساس میکنم.» دو برج در میان خیابانهایی پوشیده از درخت و پشت دروازههایی که امنیت مجتمع را تأمین میکردند قرار داشتند. هنریکس از خانه خود در «پتونیا ۲» فرار کرده بود، اما برج دیگر فرو ریخت.
او به سیانان گفت: «ما میخواهیم باور داشته باشیم که همسایههایمان در پتونیا ۱ زنده از زیر آوار بیرون آورده خواهند شد.»
او یادآور انسانیت و زندگی کامل همه کسانی است که زیر آوار گرفتار شده یا مفقود هستند. آنها چیزی بیش از اعداد هستند؛ دوستان و بستگانی با نامهای شناختهشده. هنریکس در حالی که با اشکهایش مبارزه میکرد گفت: «دوستان زیادی آنجا دارم.»
جلوههای «الهامبخش» همبستگی
بسیاری از خانوادهها در اینجا به زندگی با حداقل امکانات عادت کردهاند. هزینه غذا از درآمد اکثر مردم ـ حتی کسانی که چند شغل دارند ـ بیشتر است و بحران اقتصادی همراه با یک دولت سرکوبگر، میلیونها ونزوئلایی را وادار کرده است برای یافتن زندگی بهتر به کشورهای همسایه مانند کلمبیا یا حتی دورتر، مانند ایالات متحده، مهاجرت کنند و هر زمان که بتوانند برای خانوادههایشان پول بفرستند.
اکنون ونزوئلاییها برای جمعآوری آب، دارو، غذا و لباس برای آسیبدیدگان زلزلهها به یکدیگر کمک میکنند.
ماریانا سانچز، دانشجوی ۲۰ ساله، در حالی که با کیسهای از کمکهای اولیه در خیابانهای کاراکاس راه میرفت، گفت: «گروهی از ما دوستان تصمیم گرفتیم دور هم جمع شویم و شروع به جمعآوری غذا و مواد دیگر برای کسانی کنیم که تحت تأثیر این زلزلهها قرار گرفتهاند. دیدهام که چندین گروه دانشجویی دیگر هم همین کار را انجام میدهند.»
او افزود: «مردم بسیار قدردان هستند. در چنین زمانهایی است که ونزوئلاییها کنار هم میایستند و به یکدیگر کمک میکنند. این بسیار الهامبخش است.»
مراکز جمعآوری کمک همچنین در شهرهایی با جمعیت بالای ونزوئلاییها مانند میامی، نیویورک و مادرید ایجاد شده است.
مارکوس میرابال، ساکن میامی، در یک برنامه جمعآوری کمکها به سیانان گفت: «مهم نیست چند سال از ترک ونزوئلا گذشته باشد، وقتی کشورم درد میکشد، من هم آن را احساس میکنم. پوشک، چراغقوه و لباس آوردهام. دختران من لباسهای زیادی دارند و در کشور کودکان زیادی هستند که اکنون رنج میکشند.»
در همین حال، برخی از کسانی که صرفاً درگیر تلاش برای زنده ماندن نیستند، این پرسش را مطرح میکنند که آیا اگر ونزوئلا خدمات اضطراری قویتر با تجهیزات بهتر داشت یا اگر سرمایهگذاری بیشتری برای مقاومسازی زیرساختها در برابر خطرات شناختهشده انجام داده بود، واکنش به این بحران سریعتر میشد یا نه.
گوستاوو کوئینترو به سیانان گفت: «باورکردنی نیست که سال ۲۰۲۶ است و این کشور هنوز به این شکل اداره میشود. ما مجبوریم نام عزیزانمان را روی برگههای کاغذی دستنویس پیدا کنیم؛ آتشنشانها منابع لازم برای کمک به مردم را ندارند. حداقلهای لجستیکی هم وجود ندارد.»
ونزوئلا دهههاست با بحران دستوپنجه نرم میکند، اما برای افرادی مانند میگل مارتینز، دانشجوی ۱۸ ساله رشته حقوق، تمرکز فعلاً بر یک پرسش فوری است: آیا همکلاسی او زنده از زیر آوار بیرون آورده خواهد شد یا نه. شاید پس از آن، آیندهای بهتر نیز قابل تصور شود.
مارتینز به سیانان گفت: «ما هرگز تسلیم نمیشویم. از قبل هم چیزهای زیادی را پشت سر گذاشتهایم و وقتی اوضاع سخت میشود، تنها کاری که میتوانیم بکنیم این است که یکدیگر را بالا بکشیم.»
بررسی قانون سقف ۲۵ درصدی افزایش اجاره خانه
تفسیر سیاسی روز
گفتوگوی فراز با مازیار بالائی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
- تازهها
- پربازدیدها
تفسیر سیاسی روز
گفتوگوی فراز با مازیار بالائی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز:
مینو محرز در گفتوگو با فراز توضیح میدهد