پیمان جبلی در وقت اضافه|چه کسی بر صندلی جامجم خواهد نشست؟
به گزارش خبرنگار فراز:پیمان جبلی هفتم مهرماه ۱۴۰۰ با حکم رهبرشهید جمهوری اسلامی برای یک دوره پنجساله به ریاست سازمان صداوسیما منصوب شد. او پیش از این انتصاب، معاون برونمرزی سازمان بود و سابقه فعالیت در حوزه خبر و مدیریت رسانهای در صدا سیما را داشت. در حکم انتصاب او، موضوعاتی مانند ارتقای آگاهی عمومی، مقابله با تحریف، تقویت هویت ملی و انقلابی و گسترش امید و نشاط مورد تأکید قرار گرفته بود.
جبلی با محور قراردادن سند تحول رسانه ملی، وعده تغییر در ساختارها و شیوه تولید محتوا را مطرح کرد. در دوره او، جابهجایی مدیران، تغییر در ترکیب برخی مجریان و عوامل برنامهها و بازنگری در جهتگیری محتوایی شبکهها ادامه یافت. حامیان این رویکرد، آن را تلاشی برای بازسازی سازمان و اجرای سیاستهای اعلامشده میدانند؛ در مقابل، منتقدان نسبت به محدودشدن تنوع دیدگاهها و فاصلهگرفتن بخشی از جامعه از تلویزیون انتقاد کردهاند.
یکی از مهمترین محورهای ارزیابی عملکرد جبلی مسئله تغییر نگاه مخاطبان است. گسترش شبکههای اجتماعی، پلتفرمهای نمایش خانگی و رسانههای اینترنتی، فضای رقابت را تغییر داده و صداوسیما را با چالشهای تازهای روبهرو کرده است. منتقدان مدیریت فعلی معتقدند مسئله اعتماد عمومی و ارتباط تلویزیون با گروههای مختلف جامعه، با تولید چند برنامه یا مجموعه پرمخاطب حل نمیشود. در مقابل، مدافعان جبلی بر دشواریهای ساختاری، تغییر الگوی مصرف رسانهای و شرایط پرچالش پنج سال گذشته تأکید دارند.
خود جبلی نیز در گفتوگویی تلویزیونی در شهریورماه ۱۴۰۵، این دوره را از پرچالشترین و پرحادثهترین دورههای تاریخ رسانه ملی توصیف کرد و مدعی شد صداوسیما با حرکت به سمت مطالبهگری، نقش خود را تغییر داده است. این ارزیابی، روایت مدیر سازمان از عملکرد دوره خود است؛ سنجش مستقل آن به بررسی آمارهای مخاطب، نظرسنجیها و میزان اعتماد عمومی نیاز دارد.
با پایان موعد حکم پنجساله، پرسش اصلی این است که آیا جبلی برای دوره دیگری در سمت خود باقی میماند یا قرار است رئیس جدیدی منصوب شود. پایان موعد حکم، بهتنهایی معادل اعلام برکناری نیست و تا زمان انتشار تصمیم رسمی، نمیتوان هیچیک از دو سناریوی ابقا یا تغییر را قطعی دانست.
چهار نام پرتکرار در گمانهزنیها
در گزارشهای منتشرشده در شهریورماه، چهار نام بیش از دیگران بهعنوان گزینههای احتمالی جانشینی جبلی تکرار شدند: علی دارابی، عبدالرضا رحمانیفضلی، محسن اسماعیلی و مهدی عبوری. این چهار نفر از نظر سوابق حرفهای در یک گروه قرار نمیگیرند.دو نفر سابقه قابلتوجهی در ساختار صداوسیما دارند، یک نفر بیشتر با فعالیتهای حقوقی و سیاسی شناخته میشود و دیگری سابقه مدیریت اجرایی و فعالیت رسانهای استانی دارد.
علی دارابی؛ مدیری با سابقه مستقیم در جامجم
علی دارابی از مدیران باسابقه صداوسیماست که در دورههای گذشته مسئولیتهایی مانند معاونت امور مجلس و استانها، معاونت سیما و قائممقامی ریاست سازمان را برعهده داشته است. او در ادامه فعالیت حرفهای خود به وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی رفت و در سمت قائممقام وزیر و معاون میراث فرهنگی فعالیت کرد.
سابقه مستقیم دارابی در بخشهای مختلف صداوسیما، مهمترین وجه کارنامه او در مقایسه با برخی گزینههای دیگر است. او با ساختار اداری سازمان و مدیریت شبکههای تلویزیونی آشنایی دارد.با این حال، این سابقه به معنای معرفی رسمی او برای جانشینی جبلی نیست.
در اردیبهشتماه ۱۴۰۵، دارابی در واکنش به گمانهزنیها درباره نامش گفته بود که این شایعهها را شنیده است. این اظهارنظر، تأیید نامزدی یا اعلام آمادگی برای تصدی ریاست سازمان محسوب نمیشود. درباره منع قانونی اختصاصی برای انتصاب او نیز اطلاعاتی که مانع قطعی تلقی شود، منتشر نشده است.
عبدالرضا رحمانیفضلی؛ از مدیریت رسانه تا وزارت کشور و سفارت
عبدالرضا رحمانیفضلی دیگر چهرهای است که سابقه فعالیت در سطوح بالای مدیریتی صداوسیما را دارد. او در دورههای پیشین مسئولیتهایی از جمله معاونت سیاسی، معاونت برنامهریزی و قائممقامی ریاست سازمان را برعهده داشت. پس از خروج از صداوسیما، ریاست دیوان محاسبات و وزارت کشور در دولتهای یازدهم و دوازدهم را تجربه کرد.
رحمانیفضلی در ادامه مسیر اجرایی خود به حوزه دیپلماسی رفت و در دولت چهاردهم بهعنوان سفیر ایران در چین منصوب شد. بنابراین، در صورت انتخاب احتمالی او برای ریاست صداوسیما، وضعیت مسئولیت دیپلماتیک فعلیاش نیز باید تعیین تکلیف شود.
تجربه او در صداوسیما و دولت، سابقهای متفاوت از مدیران صرفاً رسانهای ایجاد کرده است. با این حال، تجربه وزارت کشور و دیپلماسی بهتنهایی نشاندهنده توانایی یا تصمیم قطعی برای اداره رسانه ملی نیست. درباره او نیز منع قانونی اختصاصی و قطعی برای تصدی ریاست صداوسیما در اطلاعات عمومی بررسیشده احراز نشده است. اما مسئولیت فعلی دیپلماتیک و ضرورت پایاندادن یا تغییر آن، موضوعی اجرایی است. سابقه او در وزارت کشور نیز ممکن است در ارزیابی سیاسی و مدیریتی گزینه مورد توجه قرار گیرد.
محسن اسماعیلی؛ گزینهای با پیشینه حقوقی و سیاسی
محسن اسماعیلی، حقوقدان، استاد دانشگاه و عضو پیشین شورای نگهبان، از دیگر نامهایی است که در فهرستهای منتشرشده دیده میشود. او سابقه حضور در مجلس خبرگان رهبری و مسئولیتهای دولتی مرتبط با امور راهبردی و مجلس را نیز دارد.
وجه اصلی کارنامه اسماعیلی، فعالیت حقوقی، دانشگاهی و سیاسی است. نه مدیریت مستقیم شبکههای رادیویی و تلویزیونی. از این رو، در بررسی نام او باید میان تجربه حقوقی و سیاستگذاری از یک سو و اداره عملیاتی یک سازمان بزرگ رسانهای از سوی دیگر تفاوت گذاشت.
سابقه عضویت او در نهادهای سیاسی و حقوقی، بهخودیخود مانع انتصاب به ریاست صداوسیما نیست. با این حال، اطلاعات منتشرشده درباره مطرحشدن نام او به معنای معرفی رسمی یا تأیید صلاحیت او برای این سمت نیست.با این حال، او برخلاف دارابی و رحمانیفضلی، سابقه شناختهشده کمتری در اداره مستقیم شبکهها و ساختار عملیاتی صداوسیما دارد.
مهدی عبوری؛ سابقه اجرایی و مدیریت شهری
مهدی عبوری، شهردار پیشین ساری و از مدیران سابق حوزه راه و شهرسازی، چهارمین نام پرتکرار در برخی گزارشهای مربوط به جانشینی جبلی است. او سابقه فعالیت اجرایی در مدیریت شهری و مسئولیتهایی در حوزه مسکن و شهرسازی دارد. در برخی گزارشها نیز به سابقه فعالیت او در صداوسیمای استانی اشاره شده است.
با این حال، تجربه مدیریت اجرایی و شهری با اداره مجموعهای مانند صداوسیما که بخشهای خبر، تولید برنامه، رادیو، شبکههای استانی، امور فنی و مالی را در بر میگیرد، تفاوت دارد. با این حال تنها مانع تصدی این پست توسط او، میزان تجربه مستقیم او در اداره یک سازمان بزرگ رسانهای و آشنایی با تولید، پخش و سیاستگذاری رسانهای است.
مدیران رسانهای و فرهنگی؛ از میرباقری تا فروغی
در کنار چهار نام پرتکرار، مجموعه رسانهای صبا در مردادماه ۱۴۰۵ فهرست گستردهتری از چهرههای احتمالی منتشر کرد. برخی از این افراد سابقه مستقیم در ساختار صداوسیما دارند و برخی دیگر از حوزههای فرهنگی و هنری وارد فهرست گمانهزنیها شدهاند. این فهرستها را نباید با فهرست رسمی نامزدهای ریاست سازمان اشتباه گرفت.
سید مرتضی میرباقری از مدیران باسابقه حوزه فرهنگ و تلویزیون است. او در دورههای مختلف ریاست صداوسیما، معاون سیما بوده و پیش از آن نیز در سازمان ملی جوانان و وزارت کشور مسئولیت داشته است. تجربه او در مدیریت تلویزیون، مهمترین وجه کارنامهاش برای بررسی احتمال ریاست سازمان است. با این حال، سمت اجرایی فعلی او در مهرماه ۱۴۰۵ بهطور مستقل و قطعی احراز نشده است.
احسان محمدحسنی، مدیر سازمان هنری رسانهای اوج و از چهرههای فعال در تولیدات فرهنگی و هنری، نیز در فهرستهای رسانهای مطرح شده است. سابقه او بیشتر در حوزه تولیدات هنری، فرهنگی و مدیریت مجموعههای مرتبط با این عرصه قرار دارد. مدیریت یک مجموعه تولید فرهنگی، با اداره تمام بخشهای سازمان صداوسیما یکسان نیست و این تفاوت باید در ارزیابی سوابق او لحاظ شود.
علی بخشیزاده از مدیران باسابقه رادیو و معاون پیشین صدای سازمان است. تجربه او در مدیریت شبکههای صوتی، برنامهریزی و فعالیتهای رادیویی، بخش مهمی از سابقه حرفهای او را تشکیل میدهد. با این حال، سمت جاری او در تاریخ مورد بررسی نیازمند تأیید از آخرین اطلاعات سازمانی است.
جواد رمضاننژاد، مدیر تلویزیونی و رئیس ساترا در گزارشهای منتشرشده، دیگر نام حاضر در فهرستهای احتمالی است. سابقه او در مدیریت شبکههای تلویزیونی و تنظیمگری صوتوتصویر فراگیر، از وجوه قابل بررسی کارنامه اوست؛ اما مسئولیت ساترا با مدیریت مستقیم همه بخشهای صداوسیما تفاوت دارد.
علی فروغی، مدیر شبکه سه سیما، نیز در برخی فهرستها مطرح شده است. مدیریت شبکهای سراسری، تجربهای مستقیم در تلویزیون به شمار میرود، اما ریاست سازمان نیازمند مدیریت حوزههایی فراتر از یک شبکه، از جمله خبر، رادیو، استانها، امور مالی و بخشهای فنی است.
محمدمهدی دادمان، رئیس حوزه هنری انقلاب اسلامی، نیز در فهرست گستردهتر گزینهها دیده میشود. سابقه او در مدیریت فرهنگی و هنری قرار دارد و برای ارزیابی احتمال تصدی ریاست صداوسیما باید این تجربه را از سابقه اداره مستقیم شبکههای رادیویی و تلویزیونی تفکیک کرد. سمت جاری او نیز باید با آخرین تغییرات مدیریتی تطبیق داده شود.
نامهای دیگری که در گمانهزنیها مطرح شدهاند
در برخی گزارشها از محمدحسین صفارهرندی، وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، نیز نام برده شده است. سابقه او بیشتر در حوزه سیاستگذاری فرهنگی و فعالیت سیاسی قرار دارد و در منابع بررسیشده، شواهد کافی برای معرفی او بهعنوان نامزد رسمی ریاست صداوسیما وجود ندارد.
محمد مخبر، معاون اول پیشین رئیسجمهور در دولت سیزدهم، نیز در بعضی گمانهزنیها دیده شده است. بخش عمده کارنامه او به مدیریت اجرایی و اقتصادی مربوط میشود و سابقه مستقیم اداره شبکههای رادیویی و تلویزیونی در کارنامه شناختهشده او برجسته نیست.
عبدالعلی علیعسکری، رئیس پیشین صداوسیما، نیز از منظر سابقه مدیریتی قابل بررسی است. او از سال ۱۳۹۵ تا مهر ۱۴۰۰ ریاست سازمان را برعهده داشت و پس از آن مدیرعامل گروه صنایع پتروشیمی خلیج فارس شد. با این حال، در اطلاعات بررسیشده شواهد کافی برای معرفی او بهعنوان گزینه قطعی یا تأییدشده جانشینی جبلی وجود ندارد.
علیاصغر پورمحمدی نیز از مدیران شناختهشده تلویزیون است که سابقه مدیریت شبکه سه و شبکه تهران را دارد و نامش در برخی گزارشهای مربوط به گزینههای ریاست مطرح شده است. تجربه او در مدیریت شبکههای تلویزیونی و تولید برنامههای پرمخاطب، بخش اصلی کارنامه حرفهای اوست؛ اما مطرحشدن نامش در رسانهها به معنای تأیید رسمی گزینهبودن او نیست.
در مورد این چهرهها نیز اطلاعات عمومی بررسیشده، منع قانونی اختصاصی و قطعی برای تصدی ریاست صداوسیما را اثبات نمیکند.
محدودیت قانونی برای ریاست صداوسیما چیست؟
بر اساس اصل ۱۷۵ قانون اساسی، نصب و عزل رئیس سازمان صداوسیما در اختیار رهبر جمهوری اسلامی است. برخلاف وزیران، رئیس این سازمان برای تصدی سمت خود به رأی اعتماد مجلس نیاز ندارد. شورای نظارت بر صداوسیما که از نمایندگان رئیسجمهور، رئیس قوه قضائیه و مجلس تشکیل میشود، وظیفه نظارت بر عملکرد سازمان را دارد و مرجع انتصاب رئیس آن نیست.
در متن اصل ۱۷۵، شرطی مبنی بر اینکه رئیس سازمان حتماً باید پیشتر مدیر شبکه یا معاون صداوسیما بوده باشد، تصریح نشده است. بنابراین، نداشتن سابقه مستقیم رسانهای را نمیتوان بهخودیخود منع قانونی دانست؛ هرچند این موضوع در ارزیابی تجربه مدیریتی و آشنایی با ساختار سازمان اهمیت دارد.
همچنین، داشتن مسئولیتهایی مانند سفارت، معاونت دولت یا ریاست یک نهاد فرهنگی، لزوماً به معنای محرومیت قانونی از تصدی ریاست صداوسیما نیست. در صورت انتصاب، وضعیت مسئولیت قبلی فرد باید مطابق مقررات مربوط تعیین تکلیف شود.
مسئله صداوسیما فقط تغییر رئیس نیست
پایان موعد پنجساله حکم جبلی، پرسش درباره آینده مدیریتی صداوسیما را جدیتر کرده است. اما مسئله این سازمان تنها انتخاب نام رئیس بعدی نیست. اگر تغییر مدیریتی در دستور کار باشد، پرسش اصلی این خواهد بود که آیا مدیر آینده با همان سیاستهای محتوایی و مدیریتی ادامه میدهد یا قرار است در شیوه اداره سازمان، رابطه با مخاطبان و سازوکار تولید و انتشار خبر تغییراتی ایجاد شود.
از این منظر، سوابق گزینهها باید با معیارهایی مانند تجربه اداره سازمانهای بزرگ، سابقه مستقیم در رسانه، نحوه مدیریت منابع انسانی و مالی، سیاست در قبال تنوع دیدگاهها و توانایی پاسخگویی به مسئله مخاطب بررسی شود. این معیارها جایگزین اختیار قانونی مرجع انتصاب نیستند، اما میتوانند مبنایی برای ارزیابی عمومی گزینهها باشند.
اکنون آنچه روشن است، پایان موعد پنجساله حکم جبلی در هفتم مهرماه و ادامه گمانهزنیها درباره آینده ریاست سازمان است. علی دارابی، عبدالرضا رحمانیفضلی، محسن اسماعیلی و مهدی عبوری در گزارشهای جدیدتر پرتکرارتر بودهاند؛ در کنار آنها، مدیران رسانهای و فرهنگی دیگری نیز در فهرستهای گستردهتر دیده میشوند.با این حال، تا زمان اعلام رسمی، هیچیک را نمیتوان جانشین قطعی یا نامزد رسمی معرفی کرد.
در نهایت، سوت پایان این دوره را نه فهرستسازی رسانهای و نه پایان تقویمی حکم بهتنهایی، بلکه تصمیم رسمی درباره ریاست سازمان به صدا درخواهد آورد. تا آن زمان، پرسش درباره ماندن یا رفتن جبلی و اینکه چه کسی بر صندلی ریاست جامجم خواهد نشست، همچنان باز است.
امیرعلی ابوالفتح در گفتوگو با فراز
پیامد درخواست عجیب دانشگاه علوم پزشکی از بانکها
- تازهها
- پربازدیدها
امیرعلی ابوالفتح در گفتوگو با فراز
فعال سیاسی اصولگرا و نماینده پیشین مجلس به فراز:
گفتوگوی فراز با سخنگوی صنعت آب کشور
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز: