۱۴ آبان ۱۴۰۵ ۱۳:۰۸
چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۵ - ۲۰:۳۳
کد خبر: ۱۱۶۳۹۸
به بهانه اکران مستند تب آینه خاطرات و تالمات یک دواساز

دکتر عبیدی؛ مردی که از ترس فراموشی نوشت و با دارو در تاریخ ماند

فیلم
روایتی از زندگی غلامعلی عبیدی؛ از کودکی در عمارت مولوی تا تأسیس یکی از نام‌آشناترین مجموعه‌های داروسازی ایران گاهی تاریخ را نه سیاستمداران و فرمانروایان، بلکه انسان‌هایی می‌سازند که در سکوت، با اراده و پشتکار، راهی تازه پیش پای جامعه می‌گذارند.

به گزارش انتخاب،غلامعلی عبیدی یکی از همین انسان‌ها بود؛ مردی که زندگی‌اش با خاطره، رنج، شکست، بلندپروازی و تلاش برای ساختن گره خورد. او از روزگاری آغاز کرد که بیماری مالاریا جان مردم را می‌گرفت و داروی کافی برای درمان آن وجود نداشت؛ اما به‌جای پذیرفتن کمبودها، به فکر ساختن دارو افتاد. فیلم مستند «تب آینه، خاطرات و تالمات یک دواساز» به کارگردانی وحید حسینی همدان، روایتی از زندگی مردی است که از دل دشواری‌های شخصی و اجتماعی برخاست، بارها شکست خورد، دوباره ایستاد و سرانجام نامش را در تاریخ صنعت داروسازی ایران ماندگار کرد.

 ترس از فراموشی؛ انگیزه‌ای برای ثبت یک زندگی

فیلم با نگاهی به یکی از ویژگی‌های شخصیتی دکتر عبیدی آغاز می‌شود؛ ترس از فراموشی.جملاتی که در مستند روایت می‌شود، دریچه‌ای به دنیای درونی مردی است که می‌خواست خاطراتش را از گزند زمان حفظ کند. برای او نوشتن تنها ثبت اتفاقات نبود؛ تلاشی بود برای زنده نگه‌داشتن آدم‌ها، مکان‌ها و لحظه‌هایی که بخش مهمی از هویتش را ساخته بودند.

 عمارت مولوی؛ آغاز قصه مردی که بعدها تاریخ‌ساز شد

غلامعلی عبیدی در عمارت مولوی، واقع در گذر باقیچی، به دنیا آمد. درخت چنار انتهای کوچه، نشانه خانه‌ای بود که نخستین خاطرات زندگی او در آن شکل گرفت. سعید پروصمیمی که راوی این مستند در نقش دکتر غلامعلی عبیدی است  از خانواده، محله و روزهای کودکی‌اش یاد می‌کند؛ از خانه‌ای که بعدها در خاطراتش به یکی از مهم‌ترین نشانه‌های هویتش تبدیل شد. زندگی عبیدی از همان نقطه آغاز شد؛ در روزگاری که ایران با تحولات سیاسی و اجتماعی فراوانی روبه‌رو بود و مسیر آینده بسیاری از نسل‌ها هنوز روشن نبود.

 دانشگاه نیمه‌تمام و سربازی؛ مسیری که به داروسازی رسید

 

عبیدی تحصیلات خود را در رشته داروسازی دنبال کرد، اما تحصیلش در دانشگاه به پایان نرسید. او راهی خدمت سربازی شد و با درجه ستوان دومی، به‌عنوان داروساز وظیفه فعالیت کرد.

در آن دوران، بیماری مالاریا یکی از مشکلات جدی مردم بود و کمبود دارو، درمان بیماران را دشوار می‌کرد. در جریان یکی از همین روزها، زمانی که داروی موردنیاز برای مقابله با مالاریا در دسترس نبود، موضوعی در ذهن او جرقه زد.

به روایت فیلم، همکارش «مهربان» در پاسخ به درخواست دارو گفته بود که دارویی در اختیار ندارند. عبیدی در برابر این کمبود، به‌جای پذیرفتن شرایط، به راه دیگری فکر کرد: «چه کار کنیم؟ بسازیم؟» و همین پرسش، نقطه آغاز اندیشه‌ای شد که بعدها مسیر زندگی حرفه‌ای او را تغییر داد.

 مرگ جواد و پرسشی که مسیر زندگی را تغییر داد

زندگی عبیدی تنها با دغدغه‌های علمی و حرفه‌ای شکل نگرفت. سیل، برادرش جواد را از او گرفت؛ اتفاقی تلخ که نگاهش را به زندگی و مسائل جامعه تغییر داد.

او در مقطعی از مسیر تحقیق و تلاش‌هایش، با پرسشی اساسی روبه‌رو شد: این همه تحقیق و تلاش چه فایده‌ای دارد، وقتی مردم پیش از آنکه بیماری جانشان را بگیرد، ممکن است بر اثر گرسنگی از دنیا بروند؟

در ذهن او، مسئله فقط تولید دارو نبود. فقر، گرسنگی و حضور بیگانگان در کشور نیز از دغدغه‌هایش به شمار می‌رفت. او به‌خوبی می‌دید که مشکلات مردم، فراتر از کمبود یک دارو یا نبود امکانات درمانی است. همین نگاه، بعدها در تصمیم‌ها و مسیر کاری او نیز تأثیر گذاشت.

 چهارم مرداد ۱۳۲۱؛ آغاز فعالیت حرفه‌ای در کرج

چهارم مرداد ۱۳۲۱، عبیدی فعالیت خود را در داروخانه بهداری کرج آغاز کرد. این دوره، یکی از نخستین تجربه‌های جدی او در عرصه فعالیت حرفه‌ای بود؛ تجربه‌ای که البته چندان هم بی‌دردسر پیش نرفت.

عبیدی روحیه‌ای مستقل داشت و به‌سختی می‌توانست زیر نظر دیگران کار کند. اختلاف‌نظرها و غیبت‌های مکرر او نیز باعث شد دکتر صالحی، رئیس بهداری کرج، نسبت به عملکردش اعتراض کند و به او تذکر بدهد که باید زودتر در محل کار حاضر شود.

عبیدی برای توجیه غیبت‌هایش، بهانه بیماری را مطرح می‌کرد و حتی برای بازگشت از یزد به تهران نیز به مسئله بیماری و عمل بینی به دلیل پولیپ اشاره می‌کرد. سرانجام، دستور اخراج او صادر شد.

این اتفاق، بار دیگر مسیر زندگی‌اش را تغییر داد. عبیدی قرار نبود برای مدت طولانی در جایگاهی بماند که با روحیه و خواسته‌هایش سازگار نبود.

 ناصرخسرو؛ نخستین قدم‌ها برای ساختن یک مجموعه داروسازی

پس از تجربه‌های مختلف، عبیدی به همراه یدالله فیروزیان و برادرش عباس عبیدی، در خیابان ناصرخسرو فعالیت داروسازی خود را آغاز کرد.

این همکاری، سرآغاز شکل‌گیری مجموعه‌ای بود که بعدها نام آن در صنعت داروسازی ایران شناخته شد.

در همین دوران، رضاجواهری که بعدها مدیریت تولید شرکت دکتر عبیدی را بر عهده گرفت، در ۱۸سالگی وارد این مجموعه شد. او از روزهای ابتدایی فعالیت شرکت و شرایط تولید دارو در آن زمان روایت می‌کند.

دکتر عبیدی و پاینده نیز در مقطعی با یکدیگر همکاری داشتند و داروهای ضداسهال وارد می‌کردند. اما هدف عبیدی تنها واردات دارو نبود؛ او می‌خواست تولید دارو در داخل کشور به مرحله‌ای برسد که وابستگی به محصولات خارجی کاهش پیدا کند.

نخستین گام در مسیر تولید دارو

تولید دارو در مجموعه عبیدی به‌تدریج شکل جدی‌تری به خود گرفت. «ث‌گوانیل» از نخستین قرص‌هایی بود که در این مجموعه تولید شد؛ اتفاقی مهم در مسیری که عبیدی برای توسعه تولید داخلی دارو انتخاب کرده بود.

او در سال‌هایی فعالیت می‌کرد که صنعت داروسازی ایران هنوز در ابتدای راه بود و تولید داخلی با موانع متعددی روبه‌رو می‌شد.

عبیدی برای به‌رسمیت‌شناخته‌شدن فعالیت‌هایش نیز با دشواری‌های اداری و قانونی مواجه بود. به گفته او، فعالیت مجموعه از سال ۱۳۲۵ آغاز شده بود، اما تا سال ۱۳۳۷ دولت اهمیت و رسمیت لازم را برای این فعالیت قائل نشده بود. سرانجام در سال ۱۳۳۷ نخستین پروانه صادر شد.

او همچنین از نخستین افرادی بود که موفق به دریافت پروانه رسمی داروسازی شد؛ اتفاقی که برای ادامه فعالیت حرفه‌ای و توسعه مجموعه اهمیت زیادی داشت.

 سیاست در حاشیه، داروسازی در متن زندگی

سال‌های فعالیت عبیدی با تحولات سیاسی مهمی در کشور همراه بود. نام دکتر مصدق و جریان‌های سیاسی آن روزگار در فضای جامعه حضور پررنگی داشتند.

در یکی از روایت‌های فیلم، عبیدی از جمع‌آوری امضا در برخی بازارها برای حمایت از یک جریان سیاسی سخن می‌گوید. با این حال، او حاضر به امضای نامه نمی‌شود و تأکید می‌کند که از سیاست سررشته‌ای ندارد.

این واکنش، نشان‌دهنده فاصله‌ای بود که او میان فعالیت حرفه‌ای و مسائل سیاسی برای خود قائل می‌شد. دغدغه اصلی‌اش همچنان داروسازی، تولید و توسعه مجموعه‌ای بود که برای ساختنش سال‌ها تلاش کرده بود.

 بلندپروازی، بدهی و شکست تلخ

توسعه مجموعه نیازمند سرمایه‌گذاری‌های گسترده بود و بدهی‌ها به‌تدریج افزایش پیدا می‌کرد. در شرایطی که عبیدی برای نجات مجموعه به دنبال راهی تازه می‌گشت، به همکاری با ایتالیایی‌هایی روی آورد که پیشنهاد مشارکت داده بودند.

اما این همکاری برخلاف انتظارات پیش رفت. طرف ایتالیایی در نهایت شرکت را در اختیار گرفت و مجموعه با بحرانی جدی مواجه شد. سرانجام، شرکت ورشکست شد و عبیدی یکی از تلخ‌ترین شکست‌های زندگی حرفه‌ای خود را تجربه کرد.

او بعدها با نگاهی به آن روزها، به حرف مهین اشاره می‌کند؛ اینکه شاید بلندپروازی‌اش کار دستش داده بود.

این شکست، تنها از دست دادن یک مجموعه اقتصادی نبود؛ نتیجه سال‌ها تلاش، آرزو و سرمایه‌گذاری شخصی مردی بود که می‌خواست صنعت داروسازی ایران را متحول کند.

 

 ششم آذر ۱۳۵۲؛ تحقق رؤیای یک عمر

شکست، پایان راه عبیدی نبود. او پس از فراز و نشیب‌های فراوان، بار دیگر برای رسیدن به رؤیای خود تلاش کرد.

در ۵۳سالگی، به آرزویی رسید که سال‌ها در ذهن داشت: تأسیس ساختمان لابراتوار دکتر عبیدی.

این ساختمان در ۶ آذر ۱۳۵۲ تأسیس شد؛ نقطه‌ای مهم در زندگی مردی که مسیر دشوار تولید دارو را از سال‌ها پیش آغاز کرده بود.

برای عبیدی، این ساختمان تنها یک فضای کاری نبود؛ نماد بازگشت، ایستادگی و تحقق رؤیایی بود که با وجود شکست‌های متعدد، هرگز از آن دست نکشیده بود.

 انقلاب، بحران کارخانه و تصمیمی متفاوت

با پیروزی انقلاب، شرایط مجموعه نیز دستخوش تغییر شد. در روایت فیلم آمده است که در اوایل انقلاب، برخی از کارگرانی که با عبیدی اختلاف داشتند، اقدام به آلوده‌کردن شربت‌های تولیدی می‌کردند. این اتفاق‌ها فضای شرکت را بحرانی کرد و در نهایت دکتر عبیدی تصمیم به استعفا گرفت.

مردی که سال‌ها برای ساختن یک مجموعه داروسازی جنگیده بود، بار دیگر ناچار شد از جایگاهی که برایش اهمیت زیادی داشت فاصله بگیرد.

او در ادامه مسیر کاری خود، از داروسازی به شامپوسازی روی آورد؛ تغییری که نشان می‌داد حتی پس از کنار رفتن از عرصه اصلی فعالیتش، همچنان به دنبال تجربه‌کردن و ساختن است.

بازگشت به شرکت؛ بخشش به‌جای انتقام

یکی از تأثیرگذارترین بخش‌های زندگی عبیدی، به بازگشت دوباره او به شرکت مربوط می‌شود.

او پس از بازگشت، برخلاف انتظارات، هیچ‌یک از کارکنان را کنار نگذاشت؛ حتی کسانی را که در گذشته با او بدرفتاری کرده یا علیه او شعار داده بودند، در مجموعه نگه داشت.

در نخستین روز بازگشت، به همه کارکنان پنج هزار تومان پاداش داد. این رفتار، تصویری متفاوت از شخصیتی ارائه می‌کرد که با وجود تجربه اختلاف‌ها و بی‌مهری‌ها، تصمیم گرفته بود گذشته را بهانه‌ای برای انتقام‌گرفتن قرار ندهد.

او همچنین در مسیر تبدیل شرکت به یک مجموعه سهامی عام، کارکنان را نیز سهام‌دار کرد تا کارمندان تنها نیروی کار نباشند، بلکه خود را در سرنوشت و آینده مجموعه شریک بدانند.

این تصمیم، یکی از مهم‌ترین جلوه‌های نگاه انسانی و مدیریتی عبیدی بود؛ مردی که پس از سال‌ها تلاش برای ساختن یک شرکت، می‌خواست کسانی که در آن کار می‌کنند نیز سهمی از آن داشته باشند.

 رؤیای نیمه‌تمام در ازبکستان

بلندپروازی‌های عبیدی به مرزهای ایران محدود نمی‌شد. او در ازبکستان نیز برای تأسیس یک مجموعه داروسازی اقدام کرد؛ پروژه‌ای که قرار بود تجربه و توانایی او را در عرصه‌ای فراتر از ایران به نمایش بگذارد.

اما این طرح نیز با مشکل کمبود سرمایه مواجه شد و به مرحله بهره‌برداری نرسید. پروژه نیمه‌تمام باقی ماند و یکی دیگر از آرزوهای او، بدون آنکه به سرانجام برسد، در فهرست تلاش‌های ناتمام زندگی‌اش قرار گرفت.

 بیماری و تنهایی؛ روزهای پایانی زندگی

سال‌های پایانی عمر عبیدی با بیماری همراه بود. او به بیماری پارکینسون مبتلا شد و بنا بر روایت فیلم، دو ماه را به‌تنهایی در بیمارستان توس بستری بود.

مردی که سال‌ها برای ساختن، توسعه‌دادن و پیش‌بردن یک مجموعه تلاش کرده بود، حالا با محدودیت‌های جسمی و تنهایی روزگار می‌گذراند.

اما حتی در این روزها نیز خاطرات گذشته و پیوند عاطفی او با خانواده، به‌ویژه مادرش، همچنان در ذهنش زنده بود.

مردی که در ابتدای روایت از ترس فراموش‌کردن مادرش سخن گفته بود، در روزهای پایانی زندگی نیز همچنان با یاد او زندگی می‌کرد.

غلامعلی عبیدی سرانجام از دنیا رفت؛ اما داستان زندگی و فعالیت‌هایش با مرگ او به پایان نرسید.

با این حال، آنچه از عبیدی باقی ماند، تنها ساختمان‌ها، آزمایشگاه‌ها و نام یک شرکت نبود. او بخشی از تاریخ شکل‌گیری صنعت داروسازی ایران بود؛ مردی که در روزگار کمبود دارو، به‌جای تسلیم‌شدن در برابر شرایط، به تولید فکر کرد و برای تحقق رؤیایش بارها از نو آغاز کرد.

 

ارسال نظر
captcha
پربازدیدترین ویدیوها
  • تازه‌ها
  • پربازدیدها
افتتاح 43 مدرسه کیمیای دانش در مسیر ایفای مسئولیت‌های اجتماعی
تسهیلات ازدواج بانک اقتصادنوین از هدف جلو زد
ذوب آهن اصفهان زیان‌ده شد! کارنامه اردشیر افضلی در نیمه نخست ۱۴۰۵
نظرسنجی‌های بازنگری‌شده از تساوی میان ائتلاف حاکم نتانیاهو و بلوک اپوزیسیون گادی آیزنکوت خبر می‌دهند
شهرری و شمیران چگونه از داشتن شورای مستقل محروم شدند؟ / کاشانی: انتخابات شورای تهران با اصل ۱۰۰ قانون اساسی تعارض دارد
کشور‌های خلیج فارس روی توافق صلح چندجانبه برای جلوگیری از از سرگیری جنگ آمریکا و ایران کار می‌کنند
زلزله‌ی ۱۹ کرسی اعراب در کنست؛ خروج از حاشیه پس از ۷۷ سال و بن‌بست ژنرال در برابر نتانیاهو
افزایش قیمت نفت پس از حمله به پالایشگاه عربستان سعودی و اوج‌گیری مجدد نگرانی‌های مربوط به عرضه
درمان ترافیک تهران با نسخه پزشکیان، آیا شهر را متراکم‌تر می‌کنند یا خلوت‌تر؟
نتانیاهو و آیزنکوت مدعی پیروزی در انتخابات بن‌بست‌زده اسرائیل شدند
سایپا در مسیر تحول فناورانه، توسعه موتورهای کم‌مصرف و خودروهای هیبریدی قرار گرفته است/ آینده سایپا با محوریت فناوری و کاهش مصرف سوخت روشن است
تفسیر سیاسی روز | تا کِی باید بجنگیم؟
آثار جنگ در صورت مالی پتروشیمی اروند | سقوط ۷۰ درصدی تولید و کاهش ۴ درصدی سود عملیاتی
دو تبعه بریتانیایی به اتهام کمک به ایران در ماجرای پایگاه هوایی فرفورد متهم شدند
تعرفه واردات خودرو چندبرابر شد! | دولت‌ها در زمان جنگ با تعرفه خودرو چه می‌کنند؟
چین در پی گسترش درگیری‌ها، به‌زودی نماینده‌ای ویژه به خاورمیانه می‌فرستد
نشست اعضای كمیسیون اقتصادی مجلس با مدیرعامل و اعضای هیات مدیره بانك ملت برگزار شد/ تاكید بر نقش و تاثیرگذاری بانك ملت در تامین مالی اقتصاد كشور
کارانه معلمان: ۳ میلیون تومان با هزار اما و اگر!
کاهش ۱۲ درصدی فروش پتروشیمی ارومیه؛ مجیدنیا چگونه یک شکست فاحش را، پیروزی جا زده است؟
نشست چهار جانبه تهران دستاورد داشت؟!
آینده سیاسی نتانیاهو در هاله‌ای از ابهام؛ رای‌دهندگان اسرائیلی به پای صندوق‌های رای رفتند
اسامی برندگان جشنواره حساب‌های قرض‌الحسنه پس‌انداز بانک پاسارگاد اعلام شد
آتش‌بس محدود در شهر اولشکی با میانجی‌گری ملانیا ترامپ اجرایی شد
کارت‌های اضطراری سوخت در ۱۱ استان محدود شد؛ تدابیر سوخت‌گیری در سفر
هنگام انتقال پول، «بابت» را چطور انتخاب کنیم؟
امیر حیات مقدم، نماینده مجلس خطاب به استاندار خوزستان: لنج‌های تجاری ۸ ماه است که در شرایط بیکاری و بلاتکلیفی به سر می‌برند/ تسریع در اجرای مصوبه تغییر کاربری موقت این لنج‌ها ضرورت دارد
کارت زرد مجلس به وزیر اقتصاد؛ مجلس از پاسخ‌ها قانع نشد
توافق ایران، عربستان، ترکیه و پاکستان بر ادامه گفت‌و‌گو‌ها در سایه حملات انصار الله
کاهش بهای نفت در پی امیدواری به کاهش تنش‌های خاورمیانه با پیشرفت دیپلماسی
افتتاح 43 مدرسه کیمیای دانش در مسیر ایفای مسئولیت‌های اجتماعی
دستان آلوده امارات در سودان؛ نامزدی لانا نسیبه برای دبیرکلی سازمان ملل یک رسوایی است
دیدار هیئت‌های بلندپایه در تهران؛ منطقه در آستانه درگیری‌های احتمالی در حالت آماده‌باش قرار دارد
داتین باز هم برترین شرکت فناور شد | تداوم برتری در فناوری مالی با پشتوانه بانک پاسارگاد
ارتش ایالات متحده مدعی کمک به صادرات ۱.۵ میلیارد بشکه نفت از کشور‌های حوزه خلیج فارس شد
کاهش قیمت نفت از بالاترین سطوح شش‌ماه اخیر در پی امیدواری به کاهش تنش‌های جنگ ایران
تقدیر از بانک مهر ایران برای حمایت از خودکفایی و کارآفرینی
کارت زرد مجلس به وزیر اقتصاد؛ مجلس از پاسخ‌ها قانع نشد
ده روزی که می‌تواند جهان را تکان دهد: هنجار‌های دموکراتیک در چهار انتخابات سرنوشت‌ساز در بوته آزمایش
آتش‌بس محدود در شهر اولشکی با میانجی‌گری ملانیا ترامپ اجرایی شد
کارت‌های اضطراری سوخت در ۱۱ استان محدود شد؛ تدابیر سوخت‌گیری در سفر
آینده سیاسی نتانیاهو در هاله‌ای از ابهام؛ رای‌دهندگان اسرائیلی به پای صندوق‌های رای رفتند
اسامی برندگان جشنواره حساب‌های قرض‌الحسنه پس‌انداز بانک پاسارگاد اعلام شد
توافق ایران، عربستان، ترکیه و پاکستان بر ادامه گفت‌و‌گو‌ها در سایه حملات انصار الله
پیشنهاد سردبیر
زندگی