ترامپ اکنون متحد روسیه است
در هفته گذشته، رئیسجمهور ایالات متحده به طور قطعی آمریکا را به متحد فدراسیون روسیه تبدیل کرده است. دونالد ترامپ اکنون ظاهرسازی را کنار گذاشته و آشکارا کرملین را در جنگ این کشور علیه دوست و شریک ایالات متحده یاری میکند. فرمانده کل قوا در آمریکا، نظم غربی را که موفقترین و قدرتمندترین آرایش امنیتی در تاریخ بشر است، رها کرده است. قضاوت بر اساس شواهد موجود نشان میدهد که او این کار را از روی محاسبه سرد منافع ملی انجام نداده است. در عوض، او تصمیمات خود را بر اساس منافع شخصیاش بنا کرده است؛ تحسین آشکارش نسبت به دیکتاتور روسیه؛ رنجش او از رئیسجمهور منتخب دموکراتیک اوکراین؛ و به احتمال زیاد عوامل دیگری که تاکنون از دید عموم مردم آمریکا پنهان مانده است.
در ماه سپتامبر، ترامپ لایحه تحریمی مصوب کنگره را که به نام سناتور فقید، لیندسی گراهام، از چهرههای تندرو حامی اوکراین نامگذاری شده بود، امضا کرد. این قانون، روسیه و همچنین سایر کشورهای حامی تهاجم و بربریت روسیه علیه اوکراین را تحریم کرد. این لایحه با حمایت دوحزبی به تصویب رسید، اما برخی از جمهوریخواهان و اکثر دموکراتهای مجلس نمایندگان علیه آن رای دادند و استدلال کردند که این قانون حاوی یک بند فرار است؛ یعنی مفادی که به ترامپ اجازه میدهد تحریمهای تجویز شده را به دلخواه خود به حالت تعلیق درآورد.
آن منتقدان حق داشتند نگران باشند. ترامپ تنها دو روز پیش از اجرایی شدن این قانون، اهرم آن بند فرار را کشید. در یک فرمان اجرایی که روز جمعه امضا شد، ترامپ گفت که «چنین معافیتی در این زمان به منافع ملی ایالات متحده است» - او از توضیح اینکه دقیقاً چگونه این معافیت به نفع آمریکا است خودداری کرد - و این قانون تا زمانی که دولت او تصمیم دیگری بگیرد، اجرا نشده باقی خواهد ماند. این معافیت مدتی کوتاه پس از آن صادر شد که ترامپ محدودیتهای مربوط به فروش سوخت دیزل روسیه به آمریکا و سایر بازارها را لغو کرد.
اقدامات اخیر ترامپ در حمایت از روسیه آنقدر آشکار است که لحظهای کمیاب از انزجار دوحزبی را ایجاد کرده است: هم دموکراتها و هم جمهوریخواهان اکنون به نظر میرسد از خیانت به اوکراین و انصراف بیمحابای رئیسجمهور از نقش آمریکا به عنوان رهبر جهان آزاد، ابراز وحشت میکنند.
دستیاران رئیسجمهور به شدت در تلاشند تا توضیح دهند که چرا این تسلیم در برابر روسیه دقیقاً همان چیزی نیست که به نظر میرسد. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، هنگامی که توسط یک خبرنگار تحت فشار قرار گرفت، گفت که دولت پس از یک دوره ۶۰ روزه، اثرات قانون گراهام را «ارزیابی» خواهد کرد. این یک مزخرف بود: فرمان اجرایی هیچ جدول زمانی از این دست را شامل نمیشود و هیچکس به طور جدی باور ندارد که دولت در حال محاسبه اعداد برای تصمیمگیری در خصوص مفید بودن تحریمها باشد.
روبیو در این بهانهتراشی با تعداد انگشتشماری از جمهوریخواهان درمانده همراه شد که تلاش کردند تصمیم ترامپ را به عنوان نوعی میهنپرستی سختگیرانه جلوه دهند. هنگامی که در روز یکشنبه از سناتور جیمز لنکفورد از اکلاهما پرسیده شد که آیا با ترامپ در لغو تحریمها موافق است یا خیر، پاسخ داد: «او دارد مردم آمریکا را در اولویت قرار میدهد، این کاری است که انجام میدهد.»، اما به نظر میرسد حتی در جناح راست آمریکا نیز افراد کمی حاضرند این را بپذیرند. سناتور تد کروز، از وفاداران به ترامپ، اقدام ترامپ را «یک اشتباه» خواند و سناتور دارلین گراهام، که اکنون کرسی برادرش را در اختیار دارد، نیز از ترامپ فاصله گرفت.
برخی مفسران محافظهکار، از جمله اندی مککارتی، دادستان سابق فدرال که برای نشنال ریویو مینویسد، خشم بسیار بیشتری ابراز کردند. مککارتی روز شنبه نوشت که پوتین در پی «بازسازی دشمن شوروی آمریکا» است و «رئیسجمهور دونالد ترامپ به او کمک و یاری میرساند.» مککارتی به عنوان یک حقوقدان مسلماً آن کلمات را به صورت تصادفی انتخاب نکرده است. کمک و یاری، بخشی از معیارهای مندرج در اصل سوم قانون اساسی ایالات متحده است که خیانت را تعریف میکند. مککارتی خواستار «جلسات استماع فوری درباره تشدید تکاندهنده اتحاد ترامپ و پوتین در هفته جاری» شد.
تصمیم ترامپ هیچ ربطی به امنیت ملی آمریکا ندارد. اتحاد عملگرایانه او با روسیه، چیدمانی رکیک است که ریشه در ترسها و نفرتهای شخصی خودش دارد.
نخست، ترامپ مینراند که جمهوریخواهان تقریباً بهطور قطع در انتخابات میاندورهای با شکست روبهرو خواهند شد؛ که بخشی از آن به دلیل قیمت بنزین است؛ جهشی که ناشی از همان جنگی در ایران است که او در جریان کمپین انتخاباتی ۲۰۲۴ وعده داده بود هرگز آن را آغاز نکند. او برای کاهش قیمت بنزین به هر کاری دست میزند و از آنجا که به نظر میرسد اقتصاد بینالملل را درک نمیکند، ممکن است واقعاً باور داشته باشد که یک معامله دیزل پرضرر با روسیه، قیمت بالای سوخت در ایالات متحده را کاهش خواهد داد (اینطور نخواهد شد، هرچند قطعاً به برخی شرکتهای روسی کمک خواهد کرد).
همانطور که مالکوم ریفکیند، وزیر دفاع پیشین بریتانیا، آخر هفته گذشته بیان کرد: «دونالد ترامپ خود را به عنوان یک شخص منفور نشان داده است؛ و به عنوان رئیسجمهور ایالات متحده مایه ننگ مردم خودش و مسئولیتهای بینالمللیاش است. همه ما دلایل واقعی او را میدانیم که تلاشی کثیف برای کسب آرای بیشتر در انتخابات میاندورهای با تلاش برای پایین آوردن قیمت نفت است.» ریفکیند به درستی افزود که نتیجه این است که ترامپ اکنون «به طور مستقیم مسئول» مرگ اوکراینیهایی خواهد بود که جان خود را از دست میدهند، در حالی که پوتین از اتحاد روسیه با آمریکا برای ادامه جنگ استفاده میکند.
اما حتی اگر اقتصاد آمریکا در وضعیت بهتری قرار داشت، سابقه ترامپ با پوتین نشان میدهد که او هرگز اجازه اجرای تحریمهای قانون گراهام را نمیداد. تعلیق این قانون توسط ترامپ، سیگنالی به اوکراین، روسیه، اروپا و متحدان ناتو آمریکا است که کاخ سفید ترامپ و کرملین پوتین اکنون در یک جبهه قرار دارند.
علاقه شدید ترامپ به دیکتاتور روسیه به خوبی مستند شده است و نیازی به بازگو کردن جزئیات مشعشعانه آن نیست. دلبستگی او چنان آشکار است که سالهاست نظریههای پیچیده مختلفی را درباره ریشههای آن برانگیخته است، اما تیغ اوکام توضیح مستقیمتری را پیشنهاد میکند: ترامپ مرد ضعیفی است که از مردان قویتر و باهوشتر مرعوب میشود. رابطه تحقیرآمیز او با پوتین تنها در درجه با نحوه تعامل او با سایر رهبران اقتدارگرا، از جمله شی جین پینگ از چین و کیم جونگ اون از کره شمالی (یک توتالیتر خطرناک که ترامپ ادعا کرده عاشق او شده است)، تفاوت دارد.
گویی برای اثبات این نقطه، ترامپ عصر امروز یادداشتی غرولندوار در سایت «تروث سوشال» منتشر کرد و در آن از عموم مردم التماس کرد بفهمند او چقدر در برابر پوتین ناتوان است. ترامپ تلاش کرد توضیح دهد که او با رهبر روسیه کنار میآید، چون «نمیخواهد کاری کند که به شکلی احمقانه، روسیه را از میز مذاکره دور کند.» او در اعترافی عمیقاً مقتدرانه هشدار داد که عصبانی کردن پوتین میتواند در ایران پیامدهایی داشته باشد: «شاید مهمتر از آن این باشد که روسیه، در مقایسه با کارهایی که میتواند انجام دهد، کار بسیار کمی، اگر نگ ۱ ییم هیچ، برای کمک به جمهوری اسلامی ایران انجام میدهد، و من میخواهم این وضع حفظ شود و همینطور خواهد ماند، مگر اینکه آدمهای احمق سر راه قرار گیرند.» او سپس گفت که زلنسکی پول زیادی از دولت بایدن و اروپا دریافت کرده است که «او نمیخواهد این جنگ تمام شود و احتمالاً هیچوقت هم نخواسته است.»
به آنچه رئیسجمهور آمریکا به کل جهان گفت فکر کنید: لطفاً در رابطه من با یک دیکتاتور آدمکش دخالت نکنید، وگرنه او ممکن است به کشوری کمک کند که مردان و زنان یونیفرمپوش آمریکا در همین لحظه در حال جنگ با آن هستند. رهبر قدرتمندترین کشور روی سیاره زمین - بله، ایالات متحده در حال حاضر همچنان همین است - در حال تلاش است تا دیگران، از جمله کنگره آمریکا، از تحریک پوتین خودداری کنند، به جای آنکه به پوتین هشدار دهد حتی به کمک به ایران فکر نکند. هیچچیز بهتر از این نشان نمیدهد که ترامپ در رابطه خود با رئیس کرملین چقدر به یک مداهنهگر ضعیف تبدیل شده است.
ترامپ به این دلیل به دیپلماسی شخصیسازیشده دست میزند که برخلاف تمام شواهد، خود را یک معاملهگر ماهر میداند. اما طنز بزرگتر، با توجه به میزان مخالفت او با جهانیسازی، این است که او به این دلیل رفتار میکند که خود در واقع یک جهانیساز است. او جهان را به عنوان مجموعهای از ملتهای حاکم نمیبیند؛ بلکه آن را به عنوان قلمروهایی میبیند که توسط رئیسان باندهای مافیایی اداره میشوند. پدرخواندههای ضعیفتر، به ویژه متحدان آمریکا، میتوانند به دلخواه مورد سوءاستفاده و تهدید قرار گیرند. پدرخواندههای قویتر، از جمله دشمنان سرسخت آمریکا، همتا محسوب میشوند و بنابراین با احترام با آنها رفتار میشود. منافع میلیونها انسان بیگناه در آن کشورها هیچ اهمیتی ندارد. آنچه اهمیت دارد این است که چه چیزی برای ترامپ، زیردستانش و خانوادهاش خوب است.
همچنین به نظر میرسد ترامپ با نفرت آشکارش از ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، انگیزه پیدا کرده است؛ خصومتی که به دوره اول ریاستجمهوری ترامپ برمیگردد، زمانی که تمایل نداشتن مقامات اوکراینی برای مشارکت در نقشهای جهت تحقیق درباره جو بایدن، منجر به استیضاح اول ترامپ شد. اما بیاعتنایی ترامپ نسبت به زلنسکی بیش از تسویه حساب است: برای او، به نظر میرسد زلنسکی یک بازنده، یک هیچکس است که برای دوستش ولادیمیر دردسرهای بیدلیل ایجاد میکند. رئیسجمهور آمریکا نمیتواند درک کند چرا زلنسکی و مردمش به سادگی شرایط خود را نمیپذیرند و زیر شنی تانکهای روسیه دراز نمیکشند.
اوایل همین ماه، ترامپ خواستار برکناری زلنسکی شد. اکنون به نظر میرسد او مصمم است اجازه دهد پوتین، به جای مردم اوکراین، آن خواسته را برآورده کند.
به تعبیر یک روس معروف دیگر به نام ولادیمیر، چه باید کرد؟ پاسخها آرامشبخش نیستند.
کنگره، زمانی که دوباره تشکیل جلسه دهد، میتواند تلاش کند قوانین جدیدی تصویب کند، اما لایحهای که قانون گراهام را اصلاح کند به اقلیتی مصون از وتو برای تبدیل شدن به قانون نیاز دارد. جمهوریخواهان هیچ علاقهای به سلب قدرت تعرفه از دست ترامپ نشان ندادهاند و به همان اندازه بعید است قدرت لغو تحریمهایی را که به تازگی تلاش کردهاند اعمال کنند، از او سلب کنند. دادگاهها نیز بعید است رئیسجمهور را زمانی که به امنیت ملی استناد میکند - کاری که برای تقریبا هر چه میخواهد انجام میدهد - به چالش بکشند.
یک مشکل اضافی این است که هم وزیر دفاع ترامپ و هم معاون رئیسجمهور او احتمالاً از سیاستی با هدف تضمین پیروزی روسیه حمایت میکنند. ونس در اوایل سال ۲۰۲۵ در تلاش برای تحت فشار گذاشتن زلنسکی در جریان دیدار بدنامشان در کاخ سفید به ترامپ پیوست، و بعید است از ترامپ بخواهد در کمک به پوتین تجدیدنظر کند. پیتر هگستث نیز به نوبه خود به نظر میرسد تمایل دارد هر چیزی بگوید و انجام دهد که او را در پنتاگون حفظ کند. افسران ارشد نظامی آمریکا ممکن است با اوکراین همدردی کنند - همانطور که بیشتر شهروندان آمریکایی چنین میکنند -، اما این ایده که «وزیر جنگ» خودخوانده و نوجوان قرار است به طور ناگهانی دفاعی بالغانه و صبورانه از دمکراسی در برابر امریالیسم روسیه ارائه دهد، خندهدار است.
برای آیندهای قابل پیشبینی، سرنوشت اوکراین به کمکهای اروپا بستگی دارد. شاید اروپا به تلاش خود ادامه دهد، و کنگره جدیدی ممکن است تلاش کند حمایت بیشتری از کاخ سفید مطالبه کند. اما همه باید عجله کنند: زمستان در راه است.
زلنسکی، متأسفانه، میداند که پیروزی روسیه دقیقا همان چیزی به نظر میرسد که ترامپ میخواهد. او روز یکشنبه گفت: «اگر ایالات متحده از پوتین حمایت کند، باورکردنی نیست. این یک تراژدی است.» او افزود: «البته، اگر این دو کشور با هم باشند، البته که ما پیروز نخواهیم شد؛ و نخواهیم توانست پابرجا بمانیم.»
دنیایی که در آن کاخ سفید با کرملین متحد شده باشد، تا همین اواخر، ماده اولیه داستانهای تخیلی پارانوئید بود. نامزدهای منچوری و رئیسجمهورهای سرخ، فانتزیها و داستانهای تاریکی بودند که آمریکاییها مانند داستانهای ارواح دور آتش کمپ برای خود تعریف میکردند. اما این اتحاد اکنون وجود دارد. اگر استالین و جانشینان جنگ سرد او میتوانستند ببینند که ترامپ و پوتین چه چیزی خلق کردهاند و ایالات متحده قدرتمند چگونه تحقیر شده است، ممکن است فکر میکردند که امیدهای شیطانی آنها اشتباه نبوده، بلکه فقط آنها را خیلی زود در رویای خود دیدهاند.
امیرعلی ابوالفتح در گفتوگو با فراز
پیامد درخواست عجیب دانشگاه علوم پزشکی از بانکها
- تازهها
- پربازدیدها
امیرعلی ابوالفتح در گفتوگو با فراز
گفتوگوی فراز با سخنگوی صنعت آب کشور
گزارش تصویری اختصاصی فراز از مراسم بدرقه رهبر جانفدا
علی باقری دبیر کل حزب اطلاحطلب «عهد» در گفتگو با فراز: